جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(ارضا خانم) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    من خانمی 21 ساله هستم که تازه 1 ساله ازدواج کردم شوهرم به دلیل موقعیت کاری از من دور است و ما هر چند ماه 1 بار همدیگر را می بینیم متأسفانه من قرص استفاده نکردم و ممکنه وارد دوران قاعدگی شوم. شوهرم فقط چند روز خانه است و میدونم اصرار می کنند در حال حیض نزدیکی داشته باشیم حالا با توجه به این که جوانیم و اول ازدواجمان است چی کار کنم؟ خواهش می کنم توضیح بدهید انجام این کار چه ضرری واسه من دارد؟ هم شرعی و هم پزشکی؟
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:34 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 4121
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
خواهر عزیز و گرامی!
می توانید با بر نامه ریزی مناسب زمان حضور ایشان را طوری تنظیم کنید که در حال پاکی باشد,با وجود وسائل ارتباطی مناسب,می شود زمان مناسبی را تنظیم نمود,زیرا مقاربت در حال حیض علاوه بر حرمت وکفاره ,موجب پیدایش مشکلات فراوانی است که باید از آن دوری کرد.
مسلم است که شما اگر مقید به مسائل شرعی و جلب رضایت الهی نبودید به فکر این گونه مسائل نمی افتادید بنابراین در برطرف کردن این مشکل شما نقش بسیار مهمی دارید که اگر به خوبی رعایت نکنید هم ضررهای دنیوی و هم عذاب اخروی را در پی خواهد داشت. بنابراین اگر با استفاده از قرص می توانید مانع عادت خود شوید حتما این کار را انجام دهید تا شوهرتان نیز راحت باشد و اگر به هیچ وجه برایتان امکان پذیر نیست با خواهش و دلسوزی و توجیه شوهرتان که این کار عقوبت دنیوی و اخروی دارد و احتمال ناقص الخلقه شدن فرزندان و عقب افتادگی های جسمی و ذهنی آنها را به دنبال دارد مانع از مقاربت(دخول مستقیم) در این ایام شوید و از راه های دیگر مانند در آغوش یکدیگر بودن و ... سعی کنید همسرتان ارضا شود اما در مورد اینکه خدای ناکرده مبتلا به مقاربت در دوران حیض شوید باید گفت: از نظر شرعی این عمل گناهی بسیار بزرگ محسوب می شود که به نظر بعضی از مراجع مانند حضرت امام(ره) کفاره نیز باید پرداخت گردد و اگر ایام حیض را به سه قسمت تقسیم کنیم در قسمت اول یک مثقال طلاى سکه‏دار و در قسمت دوم نیم مثقال و در قسمت سوم یک چهارم مثقال طلاى سکه‏دار به فقیر کفاره بدهد.

اما عوارض این عمل از نظر پزشکی
به صورت مختصر چند علت ذکر مى‏شود:
1- یکى از مهمترین عوامل لازم جهت مقاربتِ مطلوب وجود آرامش روحى و میل جنسى است که در اصطلاح پزشکى به آن ( Libido ) یا میل جنسى گویند. یعنى طرفین میل به مقاربت داشته باشند و الا در صورت عدم وجود میل از یک یا هر دو طرف عمل جنسى براى طرفى که میل کافى ندارد، نه تنها مطلوب و پسندیده نیست، بلکه موجب تنفر نیز مى‏شود. در دوران قاعدگى، سطح هورمون‏هاى جنسى خانم‏ها (استروژن و پروژسترون) کاهش مى‏یابد و در اثر آن دیواره داخلى رحم ریزش یافته و خونریزى مى‏شود. در این دوران از یک طرف به علت کاهش هورمونى، عواطف و روحیه خانم‏ها بسیار حساس و زودرنج شده و کج‏خلقى و بى‏حوصلگى خانم‏ها در این دوره بیشتر مى‏شود و حتى گاه تحمل بچه‏دارى را ندارند و از طرف دیگر خونریزى از توان جسمى آنها مى‏کاهد (درست مثل این که شما بروید بانک خون و یک کیسه خون بدهید) و به این دلیل از نظر پزشکى توصیه کرده‏اند در کارهاى منزل مثل لباس شستن، ظرف شستن و... در این مدت به خصوص روزهاى اول خانم‏ها را یارى دهید. حال با این اوصاف آیا مقاربت که هم آمادگى روحى مى‏خواهد و هم آمادگى جسمى صحیح است؟ مسلما در این گونه مواقع فقط مردان به لذت جنسى مى‏رسند، ولى زن به لحاظ عدم آمادگى به اوج لذت جنسى یا اُرگاسم نمى‏رسد و دچار درد ناحیه کمر و لگن و... شده و حتى احتمال سردمزاجى و کاهش میل جنسى حتى در دوران طهارت و پاکى براى او وجود دارد. حتى گاهى به علت عدم آمادگى روحى و جنسىِ زن، خود مرد هم آن طور که باید لذت نمى‏برد؛ یعنى غدد ترشحى دستگاه تناسلى زن که مسیر مقاربت را لزج و آماده مى‏کنند، به خوبى فعالیت نمى‏کنند و مقاربتى دردناک همراه با خاطره‏اى بد براى زن به دنبال دارد و خود مرد هم به ارگاسم نرسیده است. در حالى که تمام توصیه‏هاى پزشکى این است که بهترین مقاربت، مقاربتى است که هر دو جنس آن هم در یک زمان و یا با فاصله زمانى اندک به اوج لذت جنسى (اُرگاسم) برسند.
2- یکى از اهداف مقاربت، تکثیر نسل است. هر چند از نظر پزشکى احتمال آبستنى زن در ایام عادت بسیار کم است، ولى در بعضى از قبایل یهودى (در اسرائیل) که به مقاربت در ایام عادت ماهانه نیز مى‏پردازند و در مواردى زنها حامله مى‏شوند، بیمارى‏هاى ارثى و نواقص ژنتیکى متعددى در بچه‏ها مشاهده شده و حتى در کتب پزشکى ثبت و ضبط شده است. بنابراین جهت اجتناب از پیدا کردن چنین فرزندان ناقص الخلقه‏اى، اجتناب پسندیده‏تر است.
3- استراحت جنسى براى هر دو جنس (مرد و زن) یک ضرورت است، که علم نیز آن را ثابت کرده است. قاعدگى خانم‏ها وسیله‏اى اجبارى است براى این که زن و مرد مدتى استراحت جنسى داشته باشند و بعد از آن با میل و رغبت بیشتر در کنار یکدیگر باشند. از طرف دیگر به واسطه افراط دچار خودکشى نشوند. هر بار نزدیکى و مقاربت که همراه با ارگاسم باشد، تمام عضلات بدن (حتى عضلات موها که هر کدام از موهاى بدن انسان به غیر از سر و صورت داراى عضله‏اى بسیار کوچک است و موقع بیرون آمدن از استخر یا ترس و... منقبض شده و موها را راست مى‏کند) به یک باره منقبض شده و به شدت از ذخیره انرژى بدن مى‏کاهد. احساس خستگى شدید بعد از مقاربت به خاطر همین مطلب است.
سخن معروف بوعلى سینا ـ که کتاب قانونش صدها سال در دانشکده‏هاى پزشکى تدریس مى‏شد ـ این است که انسان با هر بار مجامعت یک میخ به تابوتش مى‏زند و چه بسا در اثر افراط، سریعا به پایان زندگى جنسى و دنیوى خود برسد. بنابراین علم حکم مى‏کند اجبارا هم که شده، در این مدت خود و همسرتان استراحت کنید.
4- در طول دوران قاعدگى، لایه داخلى رحم، دهانه رحم و مجراى داخلى مهبل ریزش دارند و سطوح و لایه‏هاى زیرین تا اتمام دوران قاعدگى بسیار نازک و شکننده هستند و هرگونه تماسى ایجاد خراش و آسیب‏دیدگى مى‏نماید که زمینه را براى بروز عفونت‏هاى بعدى فراهم مى‏نماید.
5- اغلب انجام نزدیکى منجر به ایجاد پارگى‏ها ( Lacerarions) و آسیب‏هاى بافتى مى‏نماید که در حالت طبیعى به لحاظ حضور ترشحات این آسیب‏هاى جزئى به سرعت و با تکثیر سلول‏ها ترسیم مى‏شود. در دوران قاعدگى ترشحات طبیعى واژن (مهبل) حضور ندارند و لذا ترمیم با اشکال مواجه مى‏گردد. به همین دلیل است که اگر در این دوران نزدیکى صورت گیرد با احساس سوزش و درد توأم خواهد بود.
6- طول دوران سیکل قاعدگى 28 روز فرض مى‏شود که تخمک‏گذارى 14 روز قبل از بروز قاعدگى صورت مى‏پذیرد. لذا پیش‏بینى زمان تخمک‏گذارى بسیار دشوار است. در برخى موارد زمان تخمک‏گذارى به جلو افتاده و در اواخر قاعدگى (قاعدگى‏هاى طولانى) صورت مى‏گیرد. لذا براى زوجینى که قصد پیشگیرى از باردارى را دارند نزدیکى منجر به بارورى مى‏شود.
7- دوران قاعدگى براى اکثر خانم‏ها همراه با دردهاى لگنى، شکمى، کمردرد، احتقان ناحیه شکم، احساس سنگینى و درد ناحیه پستان‏ها و... همراه است. به علاوه فرد دچار افسردگى و اضطراب و برخى دیگر علائم روحى - روانى نیز هست. لذا تحمیل نزدیکى در چنین حالتِ بیمار گونه‏اى صحیح نبوده و تجربه منفى به بار خواهد آورد که در روابط آتى زناشویى ایجاد مشکل خواهد کرد.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:34 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام خب دخول نداشته باشین و شما با دست یا دهان براش انجام بده سریع ارضا میشه ولی خودت نباید تحریک بشی چون برات مضره
ehsan379 در تاریخ 3 مرداد ماه سال 1396 در ساعت 05:52 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
من دختری هستم 23 ساله که در رشته کوهنوردی به طور حرفه ای فعالیت می کردم و در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه پیام نور رشت تحصیل می کردم. با خودم گفتم ازدواج می کنم تا به گناه نیفتم، هر جا میرم با شوهرم میرم، حدودا یک ساله با پسری که یک سال بزرگتر از خودمه ازدواج کردم، اینها به من گفتن که دیگه کوهنوردی نرو منم قبول کردم ولی گفتم می خوام دانشگاه برم و درسمو که تقریبا دو ترمش مونده تموم کنم و اینا قبول کردن. دو هفته نامزدی خوب بود، حدود 4 ماه اول عقد هم خوب بود تا اینکه ماجراها شروع شد. می گفتن دانشگاه نرو، حالا من شانس آورده بودم که دانشگام پیام نور بود و اصلا کلاس نمی رفتم فقط برای انتخاب واحد و حذف و اضافه و برای امتحانات مجبور می شدم برم دانشگاه، برای همینم باید کلی التماس می کردم. ترم پیش امتحان تربیت بدنی داشتم هر چی بهشون میگم بابا این درس منه باید برم امتحان بدم و گرنه می افتم میگفتن تربیت بدنی ام شد درس تا اینکه منو با یک ساعت تأخیر بردن امتحان که دیگه فایده ای نداشت و همه چی تموم شده بود و من مجبور شدم دوباره این ترم همین واحد رو بگیرم و رشته ای رو که می تونستم 8 ترمه تموم کنم الان به ترم 9 کشیده. من به حرف پدرم گوش ندادم و علیرغم مخالفت هاش با این آقا ازدواج کردم. ایشون اهل شهرستان رضوانشهر یکی از شهرهای استان گیلان هستن و اهل تسنن و متعصب و در خونوادشون مادر سالاری حاکمه و من اهل شهرستان انزلی در استان گیلان هستم. من نمی دونستم که سنی ها اینقدر بد هستن در واقع هیچ شناختی راجبشون نداشتم و اینو نمی دونستم که خلیفه اول اونا بود که اون جنایت ها رو در حق بی بی فاطمه(س) کردن. مادر و پدر ساده تر از خودم حتی یک لیست از جهیزیه من نگرفتن تا من اگه لازم شد مدرکی دستم باشه. وقتی الان به شوهرم میگم لیست جهازم رو می نویسم میارم امضا کنی، میگه من عمرا این کار رو نمی کنم می خواستی همون اول این کار رو میکردی. من این حرف ها رو نمی تونم به خونوادم بزنم تنها کسی که من باهاش راحتم خواهر مادر شوهرمه اگه اون نبود من تا حالا مرده بودم. من یکبار دست به خود کشی زدم و رگ دستمو زدم ولی فهمیدن و به مامانم خبر دادن و الان زنده ام. دیروز صبح به شوهرم گفتم منو ببر دانشگاه حذف و اضافه دارم آخرین وقتشه گوش نکرد منو برد گذاشت خونه مادرم منم خودم بلند شدم رفتم دانشگاه، بعد زنگ زد گفت همونجا باش که دارم میام وقتی هم که میاد یه آبروریزی میکنه پیش همه که بیا و ببین، کتکم میزنه، اذیتم میکنه. من گفتم ازدواج می کنم دیگه گناه نمی کنم ولی الان اون گناه هایی که هیچ وقت انجام نمی دادم رو مرتکب می شم، اصلا اهل غیبت نبودم ولی الان هر جا میرم پشت سر مادرشوهرم حرف میزنم. منو تو خونه زندانی می کرد و در خونه رو قفل می کرد و می رفت سر کار. با پدرش تو مغازه لوازم خونگی فروشی کار میکنه. موبایلمو که مامانم برام خریده همیشه چک میکنه وقتی اس ام اسی میاد اول اون می خونه. وقتی کسی زنگ میزنه اون جواب میده. آخه من بدبخت کاری هم نکردم که باعث بشم بهم مشکوک بشه من نمی دونم چی کار کنم نه می تونم به طلاق فکر کنم نه به مرگ و خودکشی واقعا نمی دونم چی کار کنم؟ وقتی که عقد کرده بودم پدر که از اینا اصلا خوشش نمی اومد بهم گفت قبل از این که دیر بشه بذار طلاقتو بگیرم خودم مواظبت هستم و نگهت می دارم ولی من گوش نکردم و حالا بعد از چند ماه زندگی مشترک می بینم که چه اشتباه بزرگ و احمقانه ای کردم و آینده خودمو نابود کردم و دیگه الان اصلا نمی تونم راجع به طلاق حرف بزنم آخه طلاق بگیرم بعد چی کار کنم؟ ما سه تا بچه ایم تو خونواده و من بزرگتری هستم. شما رو به خدا کمکم کنید یه راهی نشونم بدین دارم نابود میشم بهم بگین چی کار کنم خواهش می کنم کمکم کنید. معذرت می خوام که وقتتون رو گرفتم.
بنده پسری هستم 23 ساله دانشجوی زیست شناسی مشهد حدود 8 سال هست که به عمل خودارضایی معتاد هستم. من تمامی تلاش خود را برای ترک این عمل انجام داده ام با انواع سایت های مذهبی از جمله سایت شما و سایت دیگری در ارتباط بوده ام ولی به هیچ وجه نتوانسته ام این عمل را ترک کنم. شما می گویید اسلام دین کاملی است و سه راه برای جدایی از گناه به خاطر غریز ه جنسی گذاشته است:
1- عفت
2- ازدواج دائم
3- ازدواج موقت (به عنوان راه اضطراری)
من که نمی توانم عفت پیشه کنم چون در دانشگاه من فجیع ترین دخترها وجود دارند. همچنین در خانه ما ماهواره است و در ضمن اوضاع جامعه را هم که مشاهده می فرمایید. همچنین از شانس بد من، پسری خوش تیب و خوشگل هستم. به صورتی که از ورود به دانشگاه تا به حال که ترم آخرم هست به من چندین پیشنهاد سکس داده شده است که حالا خوشبختانه یا بدبختانه من قبول نکردم. ازدواج دائم هم که به علت شرایط شخصی و خانوادگی کاملا محال و نشدنی می باشد. اگرچه خیلی دوست دارم ازدواج دائم کنم. می ماند ازدواج موقت که من پس از حدود 5/1 سال تحقیق به صحت آن پی برده ام که در مورد این هم با مادرم به صورت سربسته صحبت کرد ه ام و سربسته رضایتش را جلب کرده ام ولی متأسفانه به هر دری می زنم هیچ کسی حاضر نیست شخصی را به من پیشنهاد کند. بارها و بارها به حرم مطهر رفتم و مشکل خود را مطرح کردم ولی هیچ کس به من کمک نکرد. اینقدر به من فشار آمد که حدود 4 ماه است که فکر کردم دین مشکل دارد و دین کاملی نیست بنابراین تصمیم به تعویض دینم و انتخاب دین کامل تر که همه جنبه های زندگی بشری را در بر می گیرد گرفته ام.
من خیلی برای مقابله با استمنا تلاش کردم بطوری که آثار روحی و روانی شدیدی بر روی من گذاشته است و دیگر حاضر نیستم که ذره ای رو ی خود فشار بیاورم چون می دانم که اثرات منفی زیادی روی زندگی من دارد. همچنین منکر این نیستم که استمنا اثرات منفی دارد، ولی بین بد و بدتر، بد را انتخا ب کردم. کاش اینجا بودید و می دیدید شخصی چون من که ادعای اعتماد به نفس و قدرت درونی داشت چطور به یک جوان بی رمق، خسته، کسل و ناتوان تبدیل شده است.
توی این 4 ماه چندین بار به حرم رفتم و زمان های زیادی را تا صبح سحر آنجا بودم به طوری که هیچ کس به من کمک نکرد و حال قسم خوردم تا زمانی که کسی دست مرا نگیرد و یا یهتر بگم آن خدایی که شما می گویید مهربان است و آن امامانی که شما خیلی دوستشان دارید دست مرا نگیرند دیگر به حرم امام رضا(ع) پا نگذارم و با خدا هم کاری نداشته باشم. این نامه را نوشتم تا بگویم افرادی چون شما که ادعای دین دار بودن و محبت می کنید هیچ کدام هیچ عشقی ندارید و همه برای پول و ... کار می کنید. هیچ کدامتان حاضر نیستید به یک جوانی مثل من کمک کنید برای همه شما متأسف هستم و امیدوارم اگر می توانستید و افرادی چون من را کمک نکردید و همچنین اگر جهنمی بود در قعر آن بسوزید و آتش سرا پای شما فرا بگیرد و آن گاه خدا به شما بگوید شما که می توانستید چرا کمک نکردید. به عنوان آخرین مطلب هم می گویم من دینی که با عقل و نیازهای طبیعی انسان مخالف هست قبول ندارم و برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و شناخت راه حق را دارم. من هم که شرایط مناسب برایم فراهم هست می روم و به ارضای جسم، روح و جانم می پردازم. باز هم می گویم اگر قیامتی باشد من از افرادی چون شما که می تواستند مرا کمک کنند و نکردند و 8 سال رنج را برای من هموار کردند نمی گذرم. در انتها لازم است بگویم خواهشا نصیحت نکنید که گوشم پر هست.
امیدوارم من را به علت صحبت هایم ببخشید. من اصلا فرد بی ادبی نیستم و چنین قصدی نداشتم. اینها را گفتم شاید وجدان خواب شما بیدار شود. همه شما ظالمان را به خدا می سپارم.
من دختری 20 ساله و دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر هستم. حدود 8 ماهیست که در دانشکده با یکی از همکلاسی هایم آشنا شده ام. در ابتدا قصد راسخی برای ازدواج نداشتیم ولی حدودا 4 ماهیست که به این فکر افتادیم. به جلسات مشاوره ازدواج برای حدود 8 جلسه رفتیم برای اینکه مشکلات را بررسی کنیم. نتیجه ای که گرفتیم به صورت تقریبی مثبت بود (تقریبی چون از روند کار مشاوران راضی نبودیم و هنوز هم ادامه دارد.) به هر حال برای ما که سال دوم دانشگاه هستیم و همسن شرایط ازدواج دایم مهیا نیست. هم به دلیل تحصیل و هم به دلیل مسائل مالی و خانواده من راضی به ازدواج نیستند. (هنوز خواستگاری انجام نشده ولی خانواده ها اطلاع دارند. تا جایی که فقط می دانند که اسم هایمان چیست و طرز زندگیمان. این را هم که قصد ازدواج است می دانند.) اگر شرایط برای ازدواج دایم فراهم شود 2 سال طول می کشد و تا آن موقع احتمال گناه کردن هر دوی ما بیشتر می شود. چه بسا که الانم گناه کرده ایم و با هم تماس داشته ایم ولی راهی برای گناه نکردن و صبر برای ازدواج دایم پیدا نمی کنیم. به نظر شما باید جدا شویم یا اینکه ازدواج موقتی را انجام دهیم؟ من در مورد ازدواج موقت تحقیقاتی کردم ولی خانواده ام راضی نیستند و خود من هم احساس خوبی ندارم از این قضیه با اینکه منطقی به نظر میاد. می خواستم خواهش کنم در این ضمینه من را یاری کنید چون واقعا نمی دانم که چگونه باید ارتباطم را حفظ کنم با اینکه نمی خواهم گناهی هم انجام دهم و همچنین پیشنهادی که در مورد ازدواج موقت برایم مطرح کردند و آیا درست است یا خیر؟
دارم بهتون اعتماد می کنم چون دیدم که دوستام به شما مشکلشونو گفتند و حل شد. بیبنید من 2 سال و نیم پیش از اینترنت با یه پسری آشنا شدم با هم تلفنی در تماس بودیم. من رفتم مکه یه سری مطالعات کردم و مسیر زندگیم کامل عوض شد. الآن هم می بینید دارم با سؤال طرح کردن و کتاب خوندن راهمو ادامه میدم. من همون موقع تصمیم گرفتم رابطه ام با اون بابا رو قطع کنم ولی خیلی کنه بود ولم نمی کرد بهش گفتم من ازدواج کردم و اون به این بهونه از من دست برداشت. همه چیز تو این 2 سال به روالش پیش می رفت منم مثه بچه آدم داشتم زندگیمو می کردم تا اینکه دیشب زنگ زده میگه آمارتو گرفتم به یکی گفتی من ازدواج نکردم تو منو بازی دادی از این مزخرفا! منم دیدم بدجوری گیر افتادم از دهنم در رفت گفتم طلاق گرفتم و به هیچ کی هم نگفتم که ازدواج کردم. همون موقعش هم مثه ... پشیمون شدم. حالا این هی زنگ میزنه ای ام ای میده داره اذیت میکنه و ابراز علاقه! من خودم می دونم خریت کردم از اول باهاش آشنا شدم اون موقع بچه بودم عقلم نمی رسید اما الآن می فهمم چه غلطی کردم. خیلی هم می ترسم ازش، همش تهدید میکنه میگه باید به من ثابت کنی حرفاتو! اوه کلی هم ابراز علاقه کرد ولی می خواد انتفام بگیره اینم بگم اون از من فقط یه شماره تلفن موبایلمو داره و چند تا آیدی. اینم بگم رمز آی دی هام تلفن خونه ام واسه این می ترسم. حالامیشه بگید من باید چی کار کنم؟ تا اون موقع که جواب بدهید من گوشیمو خاموش می کنم جواب مسیجاشم نمیدم ولی چی کار کنم؟ دیشب هم گفته منو حلال نمی کنه نمی بخشه، الآن دو چیز منو اذیت میکنه 1- منو حلال نمیکنه 2- میخواد ازم انتقام بگیره به دادم برسید.
من خانمی هستم که با همسر خود دچار مشکل حادی شده ام. ایشان اهل نماز نیست. اهل روزه و واجبات اساسی اسلام که هر فردی به طور روزمره می بایست انجام دهد نیست. به راحتی دروغ می گوید و اصلا برایش اهمیتی ندارد که این دروغ ها اعتبار خود و خانواده را خدشه دار می کند. اهل حلال و حرام نیست و به مسائل طهارتی هم چندان اهمیت نمی دهد. در محیط منزل از زشت ترین و رکیک ترین الفاظ استفاده می کند و خیلی ناهنجاری های دیگر. مثلا به راحتی در محیط بیرون از منزل هر بار به بهانه ایی با دختری ارتباط تلفنی و گشت و گذاری برقرار می کند. اگر من هم متوجه بشوم جرأت سرو صدا ندارم و ایشان با کمال بی شرمی به خود حق می دهند. به نظر شما من با این مرد بی دین چه کنم؟ با این توضیح که نگران آینده تربیتی پسرم هم هستم. باور کنید از بس با آرامش با او صحبت کردم و از در نصیحت وارد شدم که دیگر کارساز نیست! خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed