جستجوجستجو
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(دعای شش قفل) (خواص دعای شش قفل) (دعای چهل قفل) (دعای شش قفل چیست؟) (دعای چهل کلید) (دعای 6 قفل) (دعاي شش قفل) (دعای شش قل) (دعای شش قفل برای چیست) (شش قفل) (متن دعای شش قفل) (خواص دعاي شش قفل) (دعای 40 کلید) (دعای شش کلید) (فواید دعای شش قفل) (متن دعای چهل کلید) (دعای چهار قفل) (چهل قفل) (دعا شش قفل) (دعاي چهل قفل) (دعای قفل کمر) (دعای+شش+قفل) (دعای 6قفل) (دعاي 6 قفل) (خواص شش قفل) (دعاي چهل كليد) (دعای شش قفل ) (شش قل) (خواص دعای چهل کلید) (خواص دعا شش قفل) (دانلود دعاي شش قفل) (سوره شش قفل) (اثرات دعای شش قفل) (دعای پنج قفل) (دعای قفل) (دعای 40 قفل) (دعای چهل کلید با معنی) (دعای قفل کردن) (خواص+دعای+شش+قفل) (دعا 6 قفل) (متن دعای چهل قفل) (متن دعاي شش قفل) (درباره دعای شش قفل) (دعاى شش قفل) (متن دعای 6 قفل) (دعاي چهل كليد چيست) (دعای چهل کلید چیست؟) (خواص دعای 40 کلید) (متن کامل دعای چهل کلید) (دعای 40کلید) (دعا برای باز شدن قفل) (دعای+6+قفل) (دعای چهل کلید متن) (فواید دعای چهل کلید) (دعای کامل چهل کلید) (معنی دعای شش قفل) (دعای چهل کلید و خواص آن) (خواص دعاي چهل كليد) (دعای چهل قفل ) (چهل کلید) (دعاي شش قل) (منبع دعای چهل کلید) (دعای شش قفل وخواص ان) (شش قفل ) (دعایششقفل) (دعاي شش قفل و چهل کيليد) (دعای عزت واحترام) (آیه والله وخیرون حافظاوهو الرحمو الراحمین در کدام سوره است) ("دعای شش قفل") (ایه 9 سوره یاسین) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    در مورد دعای شش قفل و چهل کلید توضیح دهید. آیاتش را می خواستم و آیا ما خودمان باید این آیات را بنویسیم و یا کس دیگر؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
روایت کرده اند از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله که هر کس دعای شش قفل را در نزد خود نگه دارد یا بخواند خدا او ا مشمول رحمت خود قرار داده و او را از تمام آفات حفظ می نماید و دعایش همیشه مستجاب بوده و در دنیا با عزت و احترام زندگی می کند

افرادی که دعا نویس هستند برخی از آنها افرادی عالم و دلسوز هستند که دل پاک و نفس حق آنها در تاثیر دعا نقش بسزایی دارد و در واقع باطن صاف و درون پاک آنها پشتوانه نافذ بودن و تاثیر دعا است .بدون شک نوشتن دعا توسط این افراد تاثیر خاصی دارد و با نوشتن آن توسط خود فرد از نظر خواص و آثار متفاوت است . این گونه افراد برای رفع مشکلات بندگان خدا و حل مشکلات آنها دعا می نویسند و قصد کاسبی و دکان باز کردن ندارند ولی بسیاری از آنها این کار را صرفا برای در آمدش و برخی برای سر کیسه کردن خلق خدا به این عمل مبادرت می ورزند . در هر صورت اگر فرد مجرب و شناخته شده ای را یرای این کار سراغ دارید نوشتن دعا توسط او بهتر و مناسب تر است . دعای شش قفل و چهل کلید را آن گونه که مشهور است و گفته اند برای شما نقل می کنیم . دعای شش قفل عبارت است :
قفل اول :
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله السمیع البصیر الذی لیس کمثله شیء و هو بکل شی ء علیم برحمتک یا ارحم الراحمین و صلی الله علی محمد و اله اجمعین

قفل دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الخالق العلیم الذی لیس کمثله شیء و هو الفتاح العلیم برحمتک یا ارحم الراحمین

قفل سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله السمیع العلیم الذی لیس کمثله شیء و هو الغنی القدیر برحمتک یا ارحم الراحمین

قفل چهارم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله العزیز الکریم الذی لیس کمثله شیء و هو العزیز الکریم برحمتک یا ارحم الراحمین

قفل پنجم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله السمیع العلیم الذی لیس کمثله شیء و هو العلیم الخبیر برحمتک یا ارحم الراحمین

قفل ششم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله العزیز الرحیم الذی لیس کمثله شیء و هو العزیز الغفور فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

و دعای چهل کلید آن طوری که نقل شده و گفته اند عبارت است از :
- بسم الله الرحمن الرحیم
- انا فتحنا لک فتحا مبینا 2 مرتبه
- سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین
- لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین روف رحیم
- ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک
- وتلک حجتنا اتیناها ابراهیم علی قومه نرفع درجات من یشاء
- ان ربک حکیم علیم
- قل جاءالحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا
- و ننزل من القران ما هو شفاء و رحمه للمومنین و لا یزیدالظالمین الا خسارا
- یا نار کونی بردا و سلا ما علی ابراهیم
- وارادوا به کیدا فجعلنا هم الخاسرین
- فنا دا فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک
- و لا تمسکوا بعصم الکوافر
- والقی السحره ساجدین
- و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله والذین اشد حبا لله شدید العذلب
- افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
- انا لله و انا الیه راجعون
- بحق محمد المصطفی صلی الله علیه وسلم
- و بحق جبرائیل و میکائیل و اسرائیل و عزرائیل
- یا حنان یا منان یا دیان یا برهان
- بسم الله الرحمن الرحیم 21 مرتبه
-نصر من الله و فتح القریب
- و بشرالمومنین
- یس والقران الحکیم
- قل هوالله و احد الله الصمد
- لم یلد و لم یولد ولم یکن له کفوا احد
- لیس کمثله شی و هوالسمیع العلیم
-قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق
- قل اعوذ برب الناس ملک الناس
- قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم
- قل یجمع بیننا ربنا ثم یفتح بیننا بالحق و هوالفتاح العلیم
- قل ارایتم ان اهلکنی الله و من معی او رحمنا فمن یجیرالکافرین
-قل ارایتم ان اصبح ماءکم غورا
- قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون
- قل کونوا قرده خاسئین
- قل سیروا فی الا رض ثم انظر و کیف کان عاقبه المکذبین
- قل من یکلوکم باللیل والنهار
- قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم
- قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد
-سبحان ربک رب العزه عما یصفون و سلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین و به نستعین و الصلوه و السلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المحمد اللهم صل علی محمد و ال محمد و الطاهرین یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا شا فی یاکافی یا قاهر .

این دعا با بیان آدرس سوره هایش چنین است :
۱- بسم الله الرحمن الرحیم
2- فتح آیه اول (( انا فتحنا لک فتحا مبینا ))
3- زمر آیه 73 (( سلام علیکم طبتم .... خالدین ))
4- توبه آیه 128 (( لقد جاءکم رسول ... رؤف رحیم ))
5- آل عمران 191 ((رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ ))
6- انعام 83 ((وَتِلْکَ حُجَّتُنَا آتَیْنَاهَا إِبْرَاهِیمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء ))
7- انعام 83 ((إِنَّ رَبَّکَ حَکِیمٌ عَلِیم ))
8- اسراء ۸۱(( َقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا ))
9- اسراء 82 (( وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَار ))
10- انبیاء 69 ((یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیم ))
11- انبیاء 70 ((وَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِین ))
12- انبیاء 87 ((فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک ))
13- جزء 28 سوره الممتحنه آیه 10 (( وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ ))
14- جزء 9 سوره الاعراف آیه 120 (( وَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ سَاجِدِین ))
15- جزء 2 سوره البقره آیه 165(( وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ
أَندَاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ
ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلّهِ جَمِیعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَاب ))
16- جزء 24 سوره غافر آیه 44 ((أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَاد ))
17- جزء 2 سوره البقره آیه 156 ((إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعون ))
18- بحق محمد المصطفی صلی الله علیه وسلم
19- و بحق جبرائیل و میکائیل واسرافیل و عزرائیل
20- یا حنان یا منان یا دیان یا برهان
21- بسم الله الرحمن الرحیم
22- جزء 28 سوره الصف آیه 13 ((نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِین ))
23- جزء 2 سوره البقره آیه 223 ((وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِین ))
24- یس 1و2 (( یس والقران الحکیم ))
25- دو آیه اول سوره اخلاص
26- سوره اخلاص آیه 3و4
27- لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر
28- سوره ناس دو آیه اول
29- سوره فلق دو آیه اول
30- جزء 13 سوره الرعد آیه 43 (( قُلْ کَفَى بِاللّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ ))
31- جزء15 سوره الاسراء آیه 81 ((قُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ
کَانَ زَهُوقًا ))
32- جزء 22 سوره سبا آیه 26 ((قُلْ یَجْمَعُ بَیْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ یَفْتَحُ بَیْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ
الْفَتَّاحُ الْعَلِیم ))
33- جزء 29 سوره الملک آیه 28 ((قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِیَ اللَّهُ وَمَن مَّعِیَ أَوْ
رَحِمَنَا فَمَن یُجِیرُ الْکَافِرِینَ ))
34- جزء 29 سوره الملک آیه 30 ((قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا ))
35- سوره کافرون دو ایه اول
36- جزء1 سوره البقره آیه 65 ((فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُواْ قِرَدَهً خَاسِئِین(( در نسخه
خطی اشتباه رقم خورده بود ((
37- جزء 7 سوره الانعام آیه 11 ((قُلْ سِیرُواْ فِی الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ کَیْفَ کَانَ
عَاقِبَهُ الْمُکَذِّبِین ))
38- جزء 17 سوره الانبیاء آیه 42 (( قُلْ مَن یَکْلَؤُکُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ)
39- جزء 16 سوره الکهف آیه 103 + آیه 104 سعیهم
40- جزء 23 سوره الصافات آیه 180 + 182 وبه نستعین
ازآنجا که این دعا مشتمل بر آیات الهی قرآن کریم می باشد,می توان به قصد رسیدن به حاجت وثواب اینها را خواند گرچه سند محکمی نداشته باشد.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
در مورد قرآن: در مورد اصالت و محافظت قرآن غالبا مطالب بسیار اغراق آمیزی گفته می شود در حالی که قرآن کنونی رونوشتی از نسخه تجدید نظر شده عثمان در قرن اول اسلام است و نه دقیقا همان چیزی که محمد بر زبان می آورد. در مورد این ادعا می توان به مدارک و شواهد متعددی اشاره نمود. قرآن در ابتدا به صورت مکتوب در نیامد بلکه پیروان وفادار محمد(ص) آن را حفظ می کردند و بیشتر آنان اندک زمانی بعد از مرگ محمد(ص) در جنگ ها کشته شدند. طبق روایات و احادیث اولیه کاتبان محمد(ص) قرآن را روی قطعاتی از کاغذ، سنگ، برگ های درخت خرما، استخوان کتف شتر و تکه های چرم می نوشتند. مسلمانان بر این باورند که قرآن در زمان حیات محمد(ص) کتابت شده ولی طبق شهادت «زید» که از اصحاب نزدیک پیامبر(ص) بود وقتی ابوبکر از او خواست که (سوره ها و آیات مختلف قرآن را جستجو و جمع آوری کند) در پاسخ گفت: «پس باید قرآن را از شاخه های بی برگ نخل قطعات نازک سنگ سفید و سینه مردمان جمع آوری کنم!» چندی بعد در زمان خلافت عثمان به خلیفه سوم مسلیمن گزارش دادند که هر گروه از مسلمانان قرآن های خاص خود را دارند. بار دیگر زید فراخوانده شد و دستور یافت تا بر جمع آوری و نگارش نسخه رسمی و تجدیدنظر شده قرآن نظارت نماید و نتیجه کار او همین نسخه قرآن است که تا به امروز یک دست و بدون تغییر باقی مانده است نه همان نسخه اصلی اولیه ای که به ادعای مسلمانان مستقیما از خدا به محمد(ص) وحی شد. آرتور جفری باستان شناس برجسته اروپایی کتابی تحت عنوان (نکاتی در باب تاریخ متن قرآن) نوشته که در آن وضعیت متن قرآن قبل از استاندارد شدن در زمان حکومت عثمان را به روشنی بیان کرده است. او نشان می دهد که قبل از نسخه اصلاح شده عثمان بر خلاف ادعای مسلمان چندین نسخه متفاوت از قرآن وجود داشته است. جفری نتیجه گیری می کند: «وقتی نسخه اصلاح شده عثمان را بررسی می کنیم بلافاصله معلوم می شود که اقدام عثمان بر خلاف چیزی که مسلمانان می گویند. صرفا نه حذف قرائت های گویشی قرآن بلکه اقدامی مدبرانه و ضروری برای ایجاد معیاری قابل قبول (یا نوعی قانون اساسی) به جهت کل امپراتوری تحت حاکمیت خود بود». علاوه بر این وی می افزاید: «در بین مجموعه هائی از آیات قرآن که در شهرهای بزرگی چون مدینه، مکه، بصره، کوفه و دمشق در دست مردم بود تفاوت های فاحشی وجود داشت. از این رو عثمان برای پایان دادن به این تشتت چاره را در آن دید که نسخه موجود در مدینه را به عنوان نسخه اصلی و معتبر معرفی نماید و بقیه نسخه ها را از بین ببرد». بنابراین جفری نتیجه می گیرد: «تردیدی نیست که نسخه عثمان تنها یکی از نسخه های متعدد قرآن در آن زمان بوده است». مونتگمری وات نیز با پذیرفتن این نتیجه گیری عمومی تنها به تفاوت های بین دو نسخه قدیمی قرآن یکی قرآن «ابن مسعود روفی» و دیگری قرآن «ابن کعب سوری» اشاره می کند و می گوید: «امروزه هیچ نسخه ای از این دو مجموعه قدیمی در دست نیست اما فهرست تفاوت های این دو نسخه بسیار طولانی و چیزی در حدود هزار مورد یا بیشتر است». بر خلاف باور رسمی اسلام امروزه تمام مسلمانان به یک قرآن واحد اعتقاد ندارند. مسلمانان سنی نسخه «ابن مسعود» یکی از معدود کسانی که از سوی محمد(ص) برای تعلیم دادن قرآن تعیین شده بود معتبر می دانند و هم اکنون از قرآن ابن مسعود که مغایرت های بسیاری با قرآن تجدید نظر و اصلاح شده عثمان دارد استفاده می کنند ... این قرآن تنها در سوره بقره 150 تفاوت با قرآن عثمان دارد. جفری نود و چهار صفحه از کتاب خود را بر شماری این مغایرت ها اختصاص داده است. او هم چنین نشان می دهد که قرائت های متفاوت برخلاف چیزی که مسلمانان ادعا می کنند تنها به موارد مربوط به گویش یا لهجه محدود نمی شود. برای نمونه گاهی سراسر یک عبارت یا جمله با نسخه دیگر مغایرت دارد و حتی در مواردی یک جمله کامل حذف شده است. جفری نتیجه می گرد که «کاملا بدیهی است که نسخه منتخب عثمان تنها یکی از نسخ متعدد و متفاوت آن زمان بوده ... حتی در اینکه عثمان متن منتخب خود را تدوین کرده باشد شک و تردیدهای زیادی وجود دارد». روایاتی که عامه مسلمانان آنها را قبول دارند بیانگر مواردی هستند که در قرآن کنونی وجود ندارد. در یکی از این روایات آمده که «عایشه» همسر محمد(ص) گفته بود: «در میان آیاتی از قرآن که بر محمد(ص) نازل شد، 10 آیه مشهور مربوط به شیر دادن اطفال بود که نسخ شدند و سپس 5 آیه دیگر جایگزین آنها شد، چون رسول خدا(ص) رحلت نمود این آیات در قرآن تثبیت شدند». مورد دیگری که در قرآن امروز وجود ندارد جملاتی است که از قول عمر روایت شده: «هر آینه خدا محمد(ص) را به حق فرستاد و کتاب را بر او نازل کرد. پس آیه مربوط به سنگسار نیز بشخی از وحی خدای قادر مطلق است. رسول خدا(ص) و ما نیز به تأسی از او حکم سنگسار را اجرا کردیم و در کتاب خدا سنگسار مجازات زناکاران است، این وحی اولیه ظاهرا تغییر یافت و 100 ضربه شلاق جایگزین سنگسار شدن زانیان گردید». (نور، آیه 20) آیات مشهور به آیات شیطانی بیانگر تغییرات دیگری در نسخه اصلی است. بر اساس نسخه ای از قرآن در همان سال های اول رسالت که محمد(ص) در مکه زندگی می کرد خدا به او وحی نمود و به او اجازه داد که برخی از بتها را به شفاعت بگیرد: آیا لات و عزا را نگریستی××و آن دیگری منات، سومین را؟ آنها قوهای باشکوهند××شفاعتشان مقبول است و دوستی شان فراموش نمی شود مدتی بعد از این جریان وحی دیگری بر محمد(ص) نازل شد و با حذف 3 خط آخر آیاتی دیگر جایگزین آنها شد که اکنون آیات 21 تا 23 سوره نجم است و در آن قسمت مربوط به شفاعت این بت های مشرکان حذف شده است. طبق نوشته «وات» این دو نسخه از قرآن در میان مردم وجود داشته و آنها را می خواندند. محمد(ص) در توضیح این حذف و جایگزینی گفت که شیطان او را فریب داده و بدون اینکه خود بداند آیات دروغین در کلام خدا جای داده است «کلرتیسدال» محقق مشهور که در میان مسلمانان کار می کرد اشاره می کند که حتی در نسخه امروزی قرآن نیز مغایرت هائی وجود دارد. از قرائت های متفاوت می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1) سوره قصص 48 برخی کلمه «سحران» را «ساحران» می خوانند. 2) سوره احزاب 6 در برخی قرآن ها بعد از «امهاتم» عبارت «و هو ابون لهم» اضافه شده است. 3) سوره سبا 19 عبارت «ربنا بعید» را عده ای «ربنا بعادا» می خوانند. 4) سوره ص 23 در برخی نسخه ها به جای «تسعون» کلمه «تسعتون» آمده است. 5) سوره مریم 33 عبارت «تنترون» را برخی «یمترون» می خوانند. دومین فرقه بزرگ اسلامی در جهان به حساب می آیند. آنان ادعا می کنند که عثمان عمدا بسیاری از آیات قرآن را که مربوط به «علی(ع)» بوده حذف کرده است. «بیوان حونز» این موضوع را در کتاب خود «امت محمد-ص-» خلاصه کرده و می نویسد: «در حالی که ممکن است این موضوع حقیقت داشته باشد که هیچ کتابی مثل قرآن طی قرون متمادی سالم و دست نخورده مانده باشد. اما به همان اندازه حقیقت دارد که هیچ کتاب دیگری تا این حد مورد جرح و تعدیل قرار نگرفته است ... ». این جرح و تعدیل ها در همان ابتدا صورت گرفت و از این رو مسلمانان در حالی ادعای محفوظ بوند قرآن را می کنند که خود به اصلاح و تدوین ان در زمان عثمان اذعان دارند و از این رو ادعایشان به هیچ وجه معقول و محکمه پسند نیست.
چند وقتی است که به صورت یک دفعه تعداد زیادی سؤال در ذهنم در مورد دینم و خدای ایجاد شده است. از آنجایی که ساکن مشهد هستم به مدرسه پریزاد مراجعه کردم و مشکل خود را مطرح کردم. با چندین فرد دارای اطلاعات دینی مشاوره کرده ام و اگر چه در بسیاری از موارد قانع شدم ولی در موارد زیادی دیگر قانع نشدم مثلا صفات خدا مثل عدل و مهربانی و ... که نامحدود است را درک نمی کنم. نمی دانم مشکل از کجاست؟ شاید قلبم به تعبیر قرآن زنگار بسته و یا عقلم نمی کشه و از درک حقایق ناتوان هستم. در مورد دینم که شیعه هستم نمی دانم دینم را درست انتخاب کرده ام یا نه بعد از حدود 4 ماه تحقیق اگرچه به نظرم دینم بسیار کامل و جامع هست ولی باز هم در حقانیت و کامل بودن آن شک دارم. تازه وقتی می خوام بروم و در مورد سایر ادیان تحقیق کنم خودم را در مقابل این همه انبوه فراوان اطلاعات و ... ناتوان می یابم. راستی مگر دین ما نمی گوید که اگر فردی خواست قضاوت کند باید هر دو فرد باشند تا از خود دفاع کنند پس آیا شما موافق هستید که اگر فقط به حرف های شما و آخوندها گوش کنم درست نیست؟ من فکر می کنم در دادگاه کسب حقیقت بهتر است با چند فرد دارای اطلاعات کامل که دارای دین های متفاوت هستند صحبت کنم. واقعا دیگه خسته شدم ولی شاید باور نکنید خیلی احساس تنهایی و غربت نمی کنم دوست ندارم به هیچ کس اعتماد کنم، حتی از شما هم می ترسم. توی فکرم هست به کلیسا بروم و در مورد حقانیت دین مسیح با آنان صحبت کنم. نظر شما در این مورد چیست؟ اگر ما عالمانی مثل آیت ا... بهجت و یا آملی داریم خوب ادیان دیگر هم عالمان دین خودشان را دارند.
من دختری 20 ساله و دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر هستم. حدود 8 ماهیست که در دانشکده با یکی از همکلاسی هایم آشنا شده ام. در ابتدا قصد راسخی برای ازدواج نداشتیم ولی حدودا 4 ماهیست که به این فکر افتادیم. به جلسات مشاوره ازدواج برای حدود 8 جلسه رفتیم برای اینکه مشکلات را بررسی کنیم. نتیجه ای که گرفتیم به صورت تقریبی مثبت بود (تقریبی چون از روند کار مشاوران راضی نبودیم و هنوز هم ادامه دارد.) به هر حال برای ما که سال دوم دانشگاه هستیم و همسن شرایط ازدواج دایم مهیا نیست. هم به دلیل تحصیل و هم به دلیل مسائل مالی و خانواده من راضی به ازدواج نیستند. (هنوز خواستگاری انجام نشده ولی خانواده ها اطلاع دارند. تا جایی که فقط می دانند که اسم هایمان چیست و طرز زندگیمان. این را هم که قصد ازدواج است می دانند.) اگر شرایط برای ازدواج دایم فراهم شود 2 سال طول می کشد و تا آن موقع احتمال گناه کردن هر دوی ما بیشتر می شود. چه بسا که الانم گناه کرده ایم و با هم تماس داشته ایم ولی راهی برای گناه نکردن و صبر برای ازدواج دایم پیدا نمی کنیم. به نظر شما باید جدا شویم یا اینکه ازدواج موقتی را انجام دهیم؟ من در مورد ازدواج موقت تحقیقاتی کردم ولی خانواده ام راضی نیستند و خود من هم احساس خوبی ندارم از این قضیه با اینکه منطقی به نظر میاد. می خواستم خواهش کنم در این ضمینه من را یاری کنید چون واقعا نمی دانم که چگونه باید ارتباطم را حفظ کنم با اینکه نمی خواهم گناهی هم انجام دهم و همچنین پیشنهادی که در مورد ازدواج موقت برایم مطرح کردند و آیا درست است یا خیر؟
من با دختری می خوام صیغه شوم و با هم محرم بشیم اون هم راضی هست ولی نمی خواد مادر یا پدریش بدانند منم همین طور یعنی نمی خواهند کسی بداند اما نمی دانیم که می شود صیغه موقت را خودمان بخوانیم یا باید حتما کسی برای ما بخواند؟ حال از شما خواستار پاسخگویی به این سؤالات هستیم که آیا ما می توانیم به مدت 2 سال به هم دیگر صیغه شویم یا نه؟ اگر جواب بدید 2 نفر را از انجام گناهی بزرگ بر حذر داشته اید پس لطفا نسبت به سؤال ما اقدام کنید تا ثوابی هم به شما برسد.
بنده می خواستم بدانم به چه کسی می گویند خودخواه و خودبین و خودبرتربین؟ آیا اینها با هم فرق دارند؟ بنده فکرمی کنم که این معایب را داشته باشم چگونه آنها را از ریشه بردارم و بفهمم که درمان شدم. می خواهم نسبت به همه و از جمله به همسر آینده ام که دوستش دارم خودبین یا خودخواه نباشم به نظرم یکی از مراحل عشق می تواند باشد که با نبودن آن زندگی خیلی شیرین و با بودن این عیب زندگی تلخ میشه. همچنین این سؤال رو در مورد حسادت هم پاسخ بدید. این طور که فکرمی کنم می بینم ریشه این معایب به همراه معایب دیگر دنیاخواهی و خودخواهی و خودبرتربینی است.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed