جستجوجستجو
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(توسل به ائمه برای ازدواج) (گرفتن حاجت) (نماز امام زمان برای گرفتن حاجت) (حاجت گرفتن از امام حسین) (حاجت گرفتن از خدا) (گرفتن حاجت از خدا) (دعا برای گرفتن طلب) (توسل به امام حسین برای ازدواج) (گرفتن حاجت از حضرت ابوالفضل) (توسل به امام حسین برای گرفتن حاجت) (حاجت گرفتن از امام زمان) (گرفتن حاجت از امام حسین) (حاجت گرفتن از حضرت عباس) (حاجت ازدواج) (حاجت گرفتن از زیارت عاشورا) (حاجت گرفتن) (گرفتن حاجت با زیارت عاشورا) (توسل به امام حسین برای حاجت) (زیارت عاشورا و گرفتن حاجت) (توسل مجرب برای ازدواج) (ختم های خیلی خیلی مجرب) (طلب حاجت از امام حسین) (توسل برای ازدواج) (دعای گرفتن طلب) (ختم مجرب ازدواج+پسران) (توسل به قرآن برای گرفتن حاجت) (دعا برای گرفتن حاجت) (حاجت گرفتن برای ازدواج) (حاجت گرفتن با زیارت عاشورا) (حاجت گرفتن از ناد علی) (توسل خیلی مجرب) (حاجت گرفتن از ائمه) (برای حاجت گرفتن) (براي گرفتن حاجت) (گرفتن حاجت از امام زمان) (برای گرفتن حاجت) (توسل براي ازدواج) (مجرب براي ازدواج) (حاجت گرفتن از دستان ابوالفضل) (حاجت گرفتن از امام زمان ) (زیارت عاشورا برای ازدواج) (طلب.حاجت از امام حسین) (دعاهایی که امامحسینبرای اذدواج توصیه کرد ه اند) (توسل به زیارت عاشورا وازدواج) (توسل مجرب) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    آیا می توان برای گرفتن حاجت از امامان(ع) به چند نفر متوسل شد مثلا به وسیله زیارت عاشورا به امام حسین(ع) و هم به حضرت ابوالفضل(ع) و هم به وسیله صلوات از خدا طلب حاجت کرد لطفا طریقه درست توسل را بیان کنید. ضمنا آیا می توان برای حاجت گرفتن از خدا برای خدا وقت تعیین کرد؟ مثلا بگوییم من 40 تا زیارت عاشورا می خوانم باید تا قبل از تمام شدن زیارت ها حاجت من ازدواج را بدهی؟ آیا می توان برای حاجت ازدواج به چند ختم متوسل شد توضیح دهید. توسل خیلی مجرب برای ازدواج بیان کنید.
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
دعا براى فراهم شدن زمینه ازدواج با همسری شایسته از کارهای مستحب و مورد ترغیب خداوند است چرا که قبل از اقدامات شخصى و تصمیم گرفتن بر اساس فهم و شناخت فردى به خداوند روى آورده و از او خیرخواهى نموده‏اید و از اوهدایت جسته‏اید لذا در روایات متعدد حضرات ائمه(ع) ما را به دعا کردن و نماز خواندن براى دست یافتن به یک ازدواج موفق توصیه و سفارش نموده‏اند. کافى است با حسن اعتماد و قلب پاک رو به درگاه الهى آورید و دعا کنید. توجه شما را به روایت زیر جلب مى‏کنیم: از امیرالمؤمنین نقل شده که هر کس قصد ازدواج داشته باشد دو رکعت نماز گذارد در هر رکعت پس از حمد سوره یاسین بخواند پس از اتمام نماز حمد و ثناى پروردگار گذارد و این دعا را بخواند: H}«اللهم ارزقنى زوجه صالحه ولودا، ودودا، غیورا، قنوعا ان احسنت شکرت و ان اسئت غفرت و ان ذکرت الله تعالى اعانت و ان نسیت ذکرت و ان خرجت من عندهاحفظت و ان دخلت علیها سرّت و ان امرتها اطاعتنى و ان اقسمت علیها ابرّت قسمى و ان غضبت علیها ارضتنى یا ذالجلال و الاکرام هب لى ذلک فانما اسئلک و لا اجد الا ما قسمت لى»{H؛ V}(بحارالانوار، ج 103، کتاب النکاح، باب الدعاء عند التزویج){V بار پروردگارا مرا همسری شایسته و نیکوکار غیرعقیم و بچه زا، مهربان و پاک دامن، قانع و سازگار عطا فرما. اگر کار خوب انجام دادم شکرگذار و اگر خطایی انجام دادم ببخشد. و اگر به یاد خدا باشم کمک کارم باشد. و اگر فراموش کردم یادآوری نماید اگر از او دور شدم خودنگهدار و امانت دار باشد و اگر بر او داخل شدم شادمان باشد اگر او را امری نمودم اطاعت کند، اگر قسمش دادم، ارزش بدارد آنرا و قبول نماید و اگر بر او غضب کردم مرا راضی گرداند. ای خداوند دارای شوکت و جلال بر من این گونه همسر را عطا نما که از تو می خواهم و نمی خواهم هر آنچه تو بر من قسمت نمودی.

دعا براى فراهم شدن زمینه ازدواج با همسری شایسته از کارهای مستحب و مورد ترغیب خداوند است چرا که قبل از اقدامات شخصى و تصمیم گرفتن بر اساس فهم و شناخت فردى به خداوند روى آورده و از او خیرخواهى نموده‏اید و از اوهدایت جسته‏اید لذا در روایات متعدد حضرات ائمه(ع) ما را به دعا کردن و نماز خواندن براى دست یافتن به یک ازدواج موفق توصیه و سفارش نموده‏اند. کافى است با حسن اعتماد و قلب پاک رو به درگاه الهى آورید و دعا کنید. توجه شما را به روایت زیر جلب مى‏کنیم:
از امیرالمؤمنین نقل شده که هر کس قصد ازدواج داشته باشد دو رکعت نماز گذارد در هر رکعت پس از حمد سوره یاسین بخواند پس از اتمام نماز حمد و ثناى پروردگار گذارد.
افزون بر این، دو دعا را نیز زیاد بخوانید در قنوت نماز و بعد از هر نماز، در سجده و یا هر وقت دیگر:
1. «H}اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بطاعتک عن معصیتک{H؛ خدایا مرا بی نیاز کن با حلالت از حرامت و با فرمانبرداریت از نافرمانیت». برخی از بزرگان توصیه کرده اند این دعا 114 مرتبه در یک مکان مقدس مانند مسجد یا زیارتگاه خوانده شود.
2. «H}رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر{H؛ خدایا! بی تردید من به خیری که تو بر من فرو می فرستی نیازمند و محتاجم».V}(قصص، آیه 24){V
قرآن مجید می فرماید که وقتی موسی گرسنه و تنها و بی سرپناه این دعا را خواند به لطف خدای عالی حضرت شعیب دختر خود را به سوی او فرستاد و او را به دامادی برگزید.
ان شاء الله دعاهای قرآنی برای همه ما مفید بوده و ظرفیت استفاده از آنها را داشته باشیم همچنین دعای معراج و نادعلی برای گشایش همه گرفتاری ها از جمله مشکل شما مفید است.
امام صادق(ع) به ابوبصیر می فرمایند: هرگاه خواستی ازدواج کنی ابتدا دو رکعت نماز بجا بیاور سپس حمد و سپاس خداوند نما و بعد:
H}«اللهم انی ارید ان تزوج، اللهم فاقدر لی من النساء اعفهن فرجا، و احفظهن لی فی نفسها و فی مالی، و اوسعهن رزقا و اعظمهن برکه، و اقدر لی منها ولدا طیبا تجعله خلفا صالحا فی حیوتی و بعد موتی»{H؛ خداوندا! من می خواهم ازدواج کنم، خداوندا! برای من پاکدامن ترین زنان را مقرر فرما و کسی که خویشتن دار از همه نسبت به خود و نگهداری کننده ترین فرد در مالم باشد، که به واسطه آن نفسم (حالم) و مالم محفوظ بماند، کسی که فراخ ترین روزی و بیشترین برکت را در زندگی داشته باشد، و از وی برای من فرزندی طیب در نظر بگیر که جانشینی شایسته در حیات و ممات من باشد.

خواندن نماز امام زمان عجل الله فرجه هم مفید است ، توسل به اولیاء الهی ونذر صلوات وکارهای دیگر با هم اشکالی نداردلکن تعیین وقت برای خدا کار درستی نیست بلکه می بایست دعا کرد وکار را به خدا وا گذار نمود تا خودش آنطور که به صلاح است عمل کند والبته چنین خواهد کرد ما هم وقت تعیین کنیم خداوند مجبور نیست .

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
در مورد قرآن: در مورد اصالت و محافظت قرآن غالبا مطالب بسیار اغراق آمیزی گفته می شود در حالی که قرآن کنونی رونوشتی از نسخه تجدید نظر شده عثمان در قرن اول اسلام است و نه دقیقا همان چیزی که محمد بر زبان می آورد. در مورد این ادعا می توان به مدارک و شواهد متعددی اشاره نمود. قرآن در ابتدا به صورت مکتوب در نیامد بلکه پیروان وفادار محمد(ص) آن را حفظ می کردند و بیشتر آنان اندک زمانی بعد از مرگ محمد(ص) در جنگ ها کشته شدند. طبق روایات و احادیث اولیه کاتبان محمد(ص) قرآن را روی قطعاتی از کاغذ، سنگ، برگ های درخت خرما، استخوان کتف شتر و تکه های چرم می نوشتند. مسلمانان بر این باورند که قرآن در زمان حیات محمد(ص) کتابت شده ولی طبق شهادت «زید» که از اصحاب نزدیک پیامبر(ص) بود وقتی ابوبکر از او خواست که (سوره ها و آیات مختلف قرآن را جستجو و جمع آوری کند) در پاسخ گفت: «پس باید قرآن را از شاخه های بی برگ نخل قطعات نازک سنگ سفید و سینه مردمان جمع آوری کنم!» چندی بعد در زمان خلافت عثمان به خلیفه سوم مسلیمن گزارش دادند که هر گروه از مسلمانان قرآن های خاص خود را دارند. بار دیگر زید فراخوانده شد و دستور یافت تا بر جمع آوری و نگارش نسخه رسمی و تجدیدنظر شده قرآن نظارت نماید و نتیجه کار او همین نسخه قرآن است که تا به امروز یک دست و بدون تغییر باقی مانده است نه همان نسخه اصلی اولیه ای که به ادعای مسلمانان مستقیما از خدا به محمد(ص) وحی شد. آرتور جفری باستان شناس برجسته اروپایی کتابی تحت عنوان (نکاتی در باب تاریخ متن قرآن) نوشته که در آن وضعیت متن قرآن قبل از استاندارد شدن در زمان حکومت عثمان را به روشنی بیان کرده است. او نشان می دهد که قبل از نسخه اصلاح شده عثمان بر خلاف ادعای مسلمان چندین نسخه متفاوت از قرآن وجود داشته است. جفری نتیجه گیری می کند: «وقتی نسخه اصلاح شده عثمان را بررسی می کنیم بلافاصله معلوم می شود که اقدام عثمان بر خلاف چیزی که مسلمانان می گویند. صرفا نه حذف قرائت های گویشی قرآن بلکه اقدامی مدبرانه و ضروری برای ایجاد معیاری قابل قبول (یا نوعی قانون اساسی) به جهت کل امپراتوری تحت حاکمیت خود بود». علاوه بر این وی می افزاید: «در بین مجموعه هائی از آیات قرآن که در شهرهای بزرگی چون مدینه، مکه، بصره، کوفه و دمشق در دست مردم بود تفاوت های فاحشی وجود داشت. از این رو عثمان برای پایان دادن به این تشتت چاره را در آن دید که نسخه موجود در مدینه را به عنوان نسخه اصلی و معتبر معرفی نماید و بقیه نسخه ها را از بین ببرد». بنابراین جفری نتیجه می گیرد: «تردیدی نیست که نسخه عثمان تنها یکی از نسخه های متعدد قرآن در آن زمان بوده است». مونتگمری وات نیز با پذیرفتن این نتیجه گیری عمومی تنها به تفاوت های بین دو نسخه قدیمی قرآن یکی قرآن «ابن مسعود روفی» و دیگری قرآن «ابن کعب سوری» اشاره می کند و می گوید: «امروزه هیچ نسخه ای از این دو مجموعه قدیمی در دست نیست اما فهرست تفاوت های این دو نسخه بسیار طولانی و چیزی در حدود هزار مورد یا بیشتر است». بر خلاف باور رسمی اسلام امروزه تمام مسلمانان به یک قرآن واحد اعتقاد ندارند. مسلمانان سنی نسخه «ابن مسعود» یکی از معدود کسانی که از سوی محمد(ص) برای تعلیم دادن قرآن تعیین شده بود معتبر می دانند و هم اکنون از قرآن ابن مسعود که مغایرت های بسیاری با قرآن تجدید نظر و اصلاح شده عثمان دارد استفاده می کنند ... این قرآن تنها در سوره بقره 150 تفاوت با قرآن عثمان دارد. جفری نود و چهار صفحه از کتاب خود را بر شماری این مغایرت ها اختصاص داده است. او هم چنین نشان می دهد که قرائت های متفاوت برخلاف چیزی که مسلمانان ادعا می کنند تنها به موارد مربوط به گویش یا لهجه محدود نمی شود. برای نمونه گاهی سراسر یک عبارت یا جمله با نسخه دیگر مغایرت دارد و حتی در مواردی یک جمله کامل حذف شده است. جفری نتیجه می گرد که «کاملا بدیهی است که نسخه منتخب عثمان تنها یکی از نسخ متعدد و متفاوت آن زمان بوده ... حتی در اینکه عثمان متن منتخب خود را تدوین کرده باشد شک و تردیدهای زیادی وجود دارد». روایاتی که عامه مسلمانان آنها را قبول دارند بیانگر مواردی هستند که در قرآن کنونی وجود ندارد. در یکی از این روایات آمده که «عایشه» همسر محمد(ص) گفته بود: «در میان آیاتی از قرآن که بر محمد(ص) نازل شد، 10 آیه مشهور مربوط به شیر دادن اطفال بود که نسخ شدند و سپس 5 آیه دیگر جایگزین آنها شد، چون رسول خدا(ص) رحلت نمود این آیات در قرآن تثبیت شدند». مورد دیگری که در قرآن امروز وجود ندارد جملاتی است که از قول عمر روایت شده: «هر آینه خدا محمد(ص) را به حق فرستاد و کتاب را بر او نازل کرد. پس آیه مربوط به سنگسار نیز بشخی از وحی خدای قادر مطلق است. رسول خدا(ص) و ما نیز به تأسی از او حکم سنگسار را اجرا کردیم و در کتاب خدا سنگسار مجازات زناکاران است، این وحی اولیه ظاهرا تغییر یافت و 100 ضربه شلاق جایگزین سنگسار شدن زانیان گردید». (نور، آیه 20) آیات مشهور به آیات شیطانی بیانگر تغییرات دیگری در نسخه اصلی است. بر اساس نسخه ای از قرآن در همان سال های اول رسالت که محمد(ص) در مکه زندگی می کرد خدا به او وحی نمود و به او اجازه داد که برخی از بتها را به شفاعت بگیرد: آیا لات و عزا را نگریستی××و آن دیگری منات، سومین را؟ آنها قوهای باشکوهند××شفاعتشان مقبول است و دوستی شان فراموش نمی شود مدتی بعد از این جریان وحی دیگری بر محمد(ص) نازل شد و با حذف 3 خط آخر آیاتی دیگر جایگزین آنها شد که اکنون آیات 21 تا 23 سوره نجم است و در آن قسمت مربوط به شفاعت این بت های مشرکان حذف شده است. طبق نوشته «وات» این دو نسخه از قرآن در میان مردم وجود داشته و آنها را می خواندند. محمد(ص) در توضیح این حذف و جایگزینی گفت که شیطان او را فریب داده و بدون اینکه خود بداند آیات دروغین در کلام خدا جای داده است «کلرتیسدال» محقق مشهور که در میان مسلمانان کار می کرد اشاره می کند که حتی در نسخه امروزی قرآن نیز مغایرت هائی وجود دارد. از قرائت های متفاوت می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1) سوره قصص 48 برخی کلمه «سحران» را «ساحران» می خوانند. 2) سوره احزاب 6 در برخی قرآن ها بعد از «امهاتم» عبارت «و هو ابون لهم» اضافه شده است. 3) سوره سبا 19 عبارت «ربنا بعید» را عده ای «ربنا بعادا» می خوانند. 4) سوره ص 23 در برخی نسخه ها به جای «تسعون» کلمه «تسعتون» آمده است. 5) سوره مریم 33 عبارت «تنترون» را برخی «یمترون» می خوانند. دومین فرقه بزرگ اسلامی در جهان به حساب می آیند. آنان ادعا می کنند که عثمان عمدا بسیاری از آیات قرآن را که مربوط به «علی(ع)» بوده حذف کرده است. «بیوان حونز» این موضوع را در کتاب خود «امت محمد-ص-» خلاصه کرده و می نویسد: «در حالی که ممکن است این موضوع حقیقت داشته باشد که هیچ کتابی مثل قرآن طی قرون متمادی سالم و دست نخورده مانده باشد. اما به همان اندازه حقیقت دارد که هیچ کتاب دیگری تا این حد مورد جرح و تعدیل قرار نگرفته است ... ». این جرح و تعدیل ها در همان ابتدا صورت گرفت و از این رو مسلمانان در حالی ادعای محفوظ بوند قرآن را می کنند که خود به اصلاح و تدوین ان در زمان عثمان اذعان دارند و از این رو ادعایشان به هیچ وجه معقول و محکمه پسند نیست.
سؤالی که خدمتتون داشتم در مورد قضا و قدر است. فرق کلمه قضا و تقدیر و سرنوشت چیست؟ بعضی روایت ها رو خواندم که در مورد بعضی مسائل از ائمه(ع) سؤال می پرسیدند ائمه(ع) جواب می دادند که قضای الهی همین است! مثلا وقتی حضرت یوسف(ع) در زندان بودند 2 نفر از زندانیان خواب می بینند و خوابشان را برای او تعریف می کنند و حضرت(ع) هم خواب یکی را تعبیر مثبت می کند و خواب دیگری را تعبیر منفی (یعنی حقیقت منفی). آن مردی که تعبیر منفی دریافت کرد وقتی فهمید اینجور برایش اتفاق می افتد با ناراحتی گفت من دروغ گفتم و خوابم چیز دیگری بود. اما حضرت(ع) گفتند امری که بیان شد دیگر بسته شد و بر نمی گردد. حالا سؤالم من این است که آیا با دعا کردن نمیشه قضای الهی را تغییر داد؟ امام کاظم(ع) فرمودند: دعا کنید که حتی قضا را بر می گرداند اگرچه محکم باشد. یا شخصی نزد پیامبر(ص) می رود، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): «اگر اسرافیل و جبرئیل و میکائیل و فرشتگان حامل عرش و من، همگی با هم برای تو دعا کنیم، جز با زنی که برایت نوشته و مقدّر شده است ازدواج نخواهی کرد.» (میزان الحکمه) یا در کنزالعمّال، به رسول خـدا (صلی الله علیه و آله) عرض شد: آیا دارویی که با آن خود را مداوا می کنیم و دعا و تعویذی که با آن خود را معالجه می کنیم و چیزهای دیگری که به کار می بریم، جلوی تقدیر خدا را می گیرند؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: نه! اینها خود جزء تقدیر خدایند. این درسته که تمام تقدیرها در شب قدر برای انسان اعمال می شود؟ حالا چطور می شود که بعضی مسائل رو نمی شود با دعا رفع کرد؟
من دختری هستم 23 ساله که در رشته کوهنوردی به طور حرفه ای فعالیت می کردم و در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه پیام نور رشت تحصیل می کردم. با خودم گفتم ازدواج می کنم تا به گناه نیفتم، هر جا میرم با شوهرم میرم، حدودا یک ساله با پسری که یک سال بزرگتر از خودمه ازدواج کردم، اینها به من گفتن که دیگه کوهنوردی نرو منم قبول کردم ولی گفتم می خوام دانشگاه برم و درسمو که تقریبا دو ترمش مونده تموم کنم و اینا قبول کردن. دو هفته نامزدی خوب بود، حدود 4 ماه اول عقد هم خوب بود تا اینکه ماجراها شروع شد. می گفتن دانشگاه نرو، حالا من شانس آورده بودم که دانشگام پیام نور بود و اصلا کلاس نمی رفتم فقط برای انتخاب واحد و حذف و اضافه و برای امتحانات مجبور می شدم برم دانشگاه، برای همینم باید کلی التماس می کردم. ترم پیش امتحان تربیت بدنی داشتم هر چی بهشون میگم بابا این درس منه باید برم امتحان بدم و گرنه می افتم میگفتن تربیت بدنی ام شد درس تا اینکه منو با یک ساعت تأخیر بردن امتحان که دیگه فایده ای نداشت و همه چی تموم شده بود و من مجبور شدم دوباره این ترم همین واحد رو بگیرم و رشته ای رو که می تونستم 8 ترمه تموم کنم الان به ترم 9 کشیده. من به حرف پدرم گوش ندادم و علیرغم مخالفت هاش با این آقا ازدواج کردم. ایشون اهل شهرستان رضوانشهر یکی از شهرهای استان گیلان هستن و اهل تسنن و متعصب و در خونوادشون مادر سالاری حاکمه و من اهل شهرستان انزلی در استان گیلان هستم. من نمی دونستم که سنی ها اینقدر بد هستن در واقع هیچ شناختی راجبشون نداشتم و اینو نمی دونستم که خلیفه اول اونا بود که اون جنایت ها رو در حق بی بی فاطمه(س) کردن. مادر و پدر ساده تر از خودم حتی یک لیست از جهیزیه من نگرفتن تا من اگه لازم شد مدرکی دستم باشه. وقتی الان به شوهرم میگم لیست جهازم رو می نویسم میارم امضا کنی، میگه من عمرا این کار رو نمی کنم می خواستی همون اول این کار رو میکردی. من این حرف ها رو نمی تونم به خونوادم بزنم تنها کسی که من باهاش راحتم خواهر مادر شوهرمه اگه اون نبود من تا حالا مرده بودم. من یکبار دست به خود کشی زدم و رگ دستمو زدم ولی فهمیدن و به مامانم خبر دادن و الان زنده ام. دیروز صبح به شوهرم گفتم منو ببر دانشگاه حذف و اضافه دارم آخرین وقتشه گوش نکرد منو برد گذاشت خونه مادرم منم خودم بلند شدم رفتم دانشگاه، بعد زنگ زد گفت همونجا باش که دارم میام وقتی هم که میاد یه آبروریزی میکنه پیش همه که بیا و ببین، کتکم میزنه، اذیتم میکنه. من گفتم ازدواج می کنم دیگه گناه نمی کنم ولی الان اون گناه هایی که هیچ وقت انجام نمی دادم رو مرتکب می شم، اصلا اهل غیبت نبودم ولی الان هر جا میرم پشت سر مادرشوهرم حرف میزنم. منو تو خونه زندانی می کرد و در خونه رو قفل می کرد و می رفت سر کار. با پدرش تو مغازه لوازم خونگی فروشی کار میکنه. موبایلمو که مامانم برام خریده همیشه چک میکنه وقتی اس ام اسی میاد اول اون می خونه. وقتی کسی زنگ میزنه اون جواب میده. آخه من بدبخت کاری هم نکردم که باعث بشم بهم مشکوک بشه من نمی دونم چی کار کنم نه می تونم به طلاق فکر کنم نه به مرگ و خودکشی واقعا نمی دونم چی کار کنم؟ وقتی که عقد کرده بودم پدر که از اینا اصلا خوشش نمی اومد بهم گفت قبل از این که دیر بشه بذار طلاقتو بگیرم خودم مواظبت هستم و نگهت می دارم ولی من گوش نکردم و حالا بعد از چند ماه زندگی مشترک می بینم که چه اشتباه بزرگ و احمقانه ای کردم و آینده خودمو نابود کردم و دیگه الان اصلا نمی تونم راجع به طلاق حرف بزنم آخه طلاق بگیرم بعد چی کار کنم؟ ما سه تا بچه ایم تو خونواده و من بزرگتری هستم. شما رو به خدا کمکم کنید یه راهی نشونم بدین دارم نابود میشم بهم بگین چی کار کنم خواهش می کنم کمکم کنید. معذرت می خوام که وقتتون رو گرفتم.
من دختری 21 ساله هستم که مدت هاست از مسائلی رنج می برم با این که هنوزم سن کمی دارم ولی از این که خواستگاری ندارم ناراحتم. چیزی که بیشتر باعث ناراحتی من شد دوستان هم سن من است که ازدواج کرده اند و یا در شرف ازدواجند. و همواره در مقابل من از همسران و رضایتشون صحبت می کنند. از اونجا که خواهرم هم 26 سال داره و هیچ خواستگاری با وجود دعاهای بسیار هم برای خواهرم و خودم نداره، دعاهام تا الآن برآورد نشده وقتی وضعیت خواهرم را می بینم نسبت به آینده ناامید می شم. می خوام به خدا توکل کنم اما همواره موج منفی برآورده نشدن دعاهام را یادآوری می کنه. ولی من نمی خوام نسبت به خدا ناامید باشم ولی برآورده نشدن دعام خیلی ناراحتم می کنه با وجود این که تمام کارهای استجاب دعا را هم انجام دادم. لطفا مرا راهنمایی کنید.
بنده پسری هستم 23 ساله دانشجوی زیست شناسی مشهد حدود 8 سال هست که به عمل خودارضایی معتاد هستم. من تمامی تلاش خود را برای ترک این عمل انجام داده ام با انواع سایت های مذهبی از جمله سایت شما و سایت دیگری در ارتباط بوده ام ولی به هیچ وجه نتوانسته ام این عمل را ترک کنم. شما می گویید اسلام دین کاملی است و سه راه برای جدایی از گناه به خاطر غریز ه جنسی گذاشته است:
1- عفت
2- ازدواج دائم
3- ازدواج موقت (به عنوان راه اضطراری)
من که نمی توانم عفت پیشه کنم چون در دانشگاه من فجیع ترین دخترها وجود دارند. همچنین در خانه ما ماهواره است و در ضمن اوضاع جامعه را هم که مشاهده می فرمایید. همچنین از شانس بد من، پسری خوش تیب و خوشگل هستم. به صورتی که از ورود به دانشگاه تا به حال که ترم آخرم هست به من چندین پیشنهاد سکس داده شده است که حالا خوشبختانه یا بدبختانه من قبول نکردم. ازدواج دائم هم که به علت شرایط شخصی و خانوادگی کاملا محال و نشدنی می باشد. اگرچه خیلی دوست دارم ازدواج دائم کنم. می ماند ازدواج موقت که من پس از حدود 5/1 سال تحقیق به صحت آن پی برده ام که در مورد این هم با مادرم به صورت سربسته صحبت کرد ه ام و سربسته رضایتش را جلب کرده ام ولی متأسفانه به هر دری می زنم هیچ کسی حاضر نیست شخصی را به من پیشنهاد کند. بارها و بارها به حرم مطهر رفتم و مشکل خود را مطرح کردم ولی هیچ کس به من کمک نکرد. اینقدر به من فشار آمد که حدود 4 ماه است که فکر کردم دین مشکل دارد و دین کاملی نیست بنابراین تصمیم به تعویض دینم و انتخاب دین کامل تر که همه جنبه های زندگی بشری را در بر می گیرد گرفته ام.
من خیلی برای مقابله با استمنا تلاش کردم بطوری که آثار روحی و روانی شدیدی بر روی من گذاشته است و دیگر حاضر نیستم که ذره ای رو ی خود فشار بیاورم چون می دانم که اثرات منفی زیادی روی زندگی من دارد. همچنین منکر این نیستم که استمنا اثرات منفی دارد، ولی بین بد و بدتر، بد را انتخا ب کردم. کاش اینجا بودید و می دیدید شخصی چون من که ادعای اعتماد به نفس و قدرت درونی داشت چطور به یک جوان بی رمق، خسته، کسل و ناتوان تبدیل شده است.
توی این 4 ماه چندین بار به حرم رفتم و زمان های زیادی را تا صبح سحر آنجا بودم به طوری که هیچ کس به من کمک نکرد و حال قسم خوردم تا زمانی که کسی دست مرا نگیرد و یا یهتر بگم آن خدایی که شما می گویید مهربان است و آن امامانی که شما خیلی دوستشان دارید دست مرا نگیرند دیگر به حرم امام رضا(ع) پا نگذارم و با خدا هم کاری نداشته باشم. این نامه را نوشتم تا بگویم افرادی چون شما که ادعای دین دار بودن و محبت می کنید هیچ کدام هیچ عشقی ندارید و همه برای پول و ... کار می کنید. هیچ کدامتان حاضر نیستید به یک جوانی مثل من کمک کنید برای همه شما متأسف هستم و امیدوارم اگر می توانستید و افرادی چون من را کمک نکردید و همچنین اگر جهنمی بود در قعر آن بسوزید و آتش سرا پای شما فرا بگیرد و آن گاه خدا به شما بگوید شما که می توانستید چرا کمک نکردید. به عنوان آخرین مطلب هم می گویم من دینی که با عقل و نیازهای طبیعی انسان مخالف هست قبول ندارم و برای خودم و همه شما آرزوی هدایت و شناخت راه حق را دارم. من هم که شرایط مناسب برایم فراهم هست می روم و به ارضای جسم، روح و جانم می پردازم. باز هم می گویم اگر قیامتی باشد من از افرادی چون شما که می تواستند مرا کمک کنند و نکردند و 8 سال رنج را برای من هموار کردند نمی گذرم. در انتها لازم است بگویم خواهشا نصیحت نکنید که گوشم پر هست.
امیدوارم من را به علت صحبت هایم ببخشید. من اصلا فرد بی ادبی نیستم و چنین قصدی نداشتم. اینها را گفتم شاید وجدان خواب شما بیدار شود. همه شما ظالمان را به خدا می سپارم.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed