جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    در مورد وسواس در احکام شرعی و دینی چگونه شخصی می تواند به این نتیجه برسد که دچار وسواس شده است؟ راه تشخیص وسواس چیست آیا خود شخص باید متوجه شود یا اطرافیان وی؟ راه درمان وسواس چیست؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
برای درمان این بیماری که گاهی بسیار حاد و خطرناک می شود به مطالب زیر توجه نمایید.
واژه وسواس در اصطلاح به معنی حدیث نفس است به طوری که گویی کسی آهسته از درون با انسان سخن می گوید و او را به دقت فراوان و بی مورد در انجام امور دعوت می نماید. کار شیطان را نیز وسوسه گویند، زیرا با چنین پیامی از درون، آدمی را به کار بد دعوت می نماید.
در حدیثى از امام صادق(علیه‏السلام‏) مى‏خوانیم: «H}ما من مؤمن الا و لقلبه اذنان فى جوفه: اذن ینفث فیها الوسواس الخناس! و اذن ینفث فیها الملک! فیؤید الله المؤمن بالملک، فذلک قوله و ایدهم بروح منه{H: هر مؤمنى قلبش دو گوش دارد، گوشى که در آن وسواس خناس (شیطان) می دمد، و گوشى که فرشته در آن مى‏دمد، خداوند مؤمن را به وسیله فرشته تقویت مى‏کند، و این همان است که مى‏فرماید: «A}و ایدهم بروح منه{A».
T}بیماری وسواس{T
وسواس یک بیمارى عصبى و روانى است و روانشناسان و روانپزشکان امروزى آن را فکر و اندیشه مداوم و مکررى مى‏دانند که فرد مبتلا به آن على‏رغم کوشش فراوان خود قادر نیست آن را از ذهن خویش خارج سازد این افکار مزاحم که بدون اختیار فرد به سراغ وى مى‏روند گاهى او را به تکرار برخى کارها و اعمال بى‏فایده وا مى‏دارد. هر چند وى به بیهودگى و عدم ضرورت و غیرمنطقى بودن آن عمل واقف است ولى نمى‏تواند از انجام آنها خوددارى کند و زندگى عادى و عملکرد فرد را مختل مى‏کند و بسیار وقت‏گیر است. و گاهى بخاطر تمسخر یا مخالفت علنى یا ترحّم دیگران عمل تکرارى خود را مخفى مى‏کند
وسواس از قدیمی ترین اختلالات شناخته شده روانی است که بین مردم از شیوع نسبتا بالایی(حدود دو درصد جامعه) برخوردار است. این بیماری به لحاظ عوامل آن بسیار پیچیده و متنوع است و درمان آن ممکن است، ولی نیز دشوار می نماید، مگر اینکه شخص مبتلا واقعا بخواهد علاج شود و به روش درمانی آن پاسخ صحیح دهد.
T}الگوهای وسواس{T
در این اختلال چهار الگوى عمده علائم را مى‏توان یافت:
1- شایع‏ترین الگو، وسواس آلودگى و متعاقب آن اقدام به شست‏وشوى مکرر براى رفع آلودگى و یا کسب طهارت است. بنابراین عمل وسواس به شکل شستن یا تمیز کردن است.
2- دومین الگوى شایع وسواس، وسواس تردید و متعاقب آن اقدام جبرى براى امتحان کردن است. مثلاً احتمال باز ماندن شیرگاز، کلید برق و. به سراغ فرد مى‏آید و به دنبال آن چندین بار براى مطمئن شدن از بسته بودن شیرگاز و یا. به خانه برمى‏گردد و به اجاق گاز مثلاً سر مى‏زند.
3- افکار وسواسى سومین الگوى وسواس است این افکار که به طور تکرارى و ناخواسته به سراغ فرد آمده و ذهن او را به خود مشغول مى‏کند محتواى این افکار معمولاً عمل جنسى یا پرخاشگرى یا آسیب‏رساندن است و از نظر بیمار غیرقابل تحمل و شرم‏آور است.
وسواس فکری می تواند مشکلات متعدد و مسایل آزاردهنده بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد. در این حالت شخص مبتلا ممکن است تصاویری ذهنی به شکل صحنه های وحشتناک و ناراحت کننده بسیاری داشته باشد که هر چه بیماری سعی در مقاومت در مقابل آنها دارد، نمی تواند از آنها خلاص شود این وسوسه فکری از موضوعات بسیار کلی؛ مانند سوال ذهنی درباره اینکه : چه کسی خدا را آفریده ؟ هدف از زندگی چیست ؟ گرفته تا افکار گناه آلوده جنسی و ترسهای مرضی و... متفاوت است و تقریبا همه این افکاتر بیمار را در وضعیت وحشتناکی قرار می دهند.
4- چهارمین الگو، کندى وسواس است. این بیماران ساعتها وقت خود را صرف خوردن غذا یا اصلاح سر و صورت، مسواک یا آماده شدن براى خواب یا مرتب کردن لباسها مى‏کنند.
لازم به ذکر است گاهى ترکیبى از دو یا چند الگوى فوق به سراغ فرد مى‏آید.
T}عوامل بروز بیماری وسواس{T
عوامل مختلفى ممکن است باعث بروز این بیمارى شود:
1- گاهى ترشح ناموزون بعضى مواد شیمیایى در مغز باعث به وجود آمدن این بیمارى مى‏شود که شرح آن در کتب علمى قابل پى‏گیرى است.
2- اضطراب نیز یکى از عوامل این بیمارى است که البته گاهى علت آن اضطراب نیز براى فرد مبتلا به وسواس معلوم نیست.
3- گاهى بر اثر یک اتفاق مشکل آفرین و پرفشار مثل مرگ یکى از نزدیکان یا بعضى مسائل جنسى یا بیمارى وسواس رخ مى‏دهد.
4- عقده‏هاى فرو خورده، ناکامى‏هاى درون ریخته شده نیز گاهى باعث این بیمارى مى‏شود.
5- گاهى نیز احساس گناه‏کار بودن باعث وسواس شدن است.
و-عوامل دیگرى که در این نوشتار نمى‏گنجد.
T}ضررهای بیماری وسواس{T
همان گونه که مى‏دانید مشکل وسواس، موجب اختلال در بسیارى از کارهاى انسان مى‏شود. در ابتدا براى این که شما به صورت جدى‏تر به فکر درمان این بیمارى باشید و راه‏کارهاى ارائه شده را، دقیقاً به کار گیرید به بعضى از اثرات و پیامدهاى وسواس در زندگى انفرادى و اجتماعى اشاره مى‏شود:
1- یکى از ضررهاى جبران‏ناپذیر وسواس، اتلاف وقت و از دست دادن سرمایه ارزشمند عمر است و این خسارت بزرگى است زیرا بازیابى زمان از دست رفته امکان‏پذیر نیست.
2- اسراف در مصرف آب یا چیزهاى دیگر
3- صرف انرژى زیاد براى انجام کارهاى تکرارى
4- بازماندن از انجام کارهاى مهم زندگى از جمله تحصیل یا کارهاى دیگر
5- از دست دادن تمرکز فکرى
6- منزوى شدن و کم رنگ گشتن هویت و شخصیت اجتماعى
7- روبه رو شدن با تمسخر و استهزاى دیگران
8- ایجاد مشکل در خانواده و آزار و اذیت براى آنها و یا کسانى که به نحوى با شخص ارتباط دارند (مانند هم اتاقى‏ها و.) گفتنى است که خوشبختانه این مشکل با جدیت و همّت والاى شما و کسب آگاهى لازم در این رابطه قابل حل است. البته باید با پشتکار و حوصله، به راه کارهاى ارائه شده عمل کنید تا ان شاء الله، مشکل به زودى برطرف گردد.
T}روش درمان وسواس{T
این بیماری از آن جهت که هم به عنوان یک بیماری روان تنی شناخته شده است و هم زمینه ساز بسیاری از انحراف های دینی در انسان است، دارای روشهای درمانی متعدد است؛ مانند درمان دارویی، مشاوره و درمان روانی و توصیه های دینی.
مشاوره و درمان روانی: در درمان غیردارویى، از الگوهاى مختلف براى کاهش این اختلال بهره مى‏گیرند که به برخى از آنها به طور اجمال اشاره مى‏کنیم زیرا از این تکنیک‏ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بیمارى استفاده مى‏شود:
1- شناخت درمانى، در این روش طى جلسات مکرر و متعدد، بینش بیمار درباره تعارضهاى درونى خود به کمک روان‏درمان‏گر تغییر مى‏یابد.
2- رفتار درمانى: روشهاى متعدد و متنوعى است از کارشناس مربوطه بیمار را به کارها و فعالیت‏هایى جهت کاهش سطح اضطراب و در نتیجه فکر یا عمل وسواس او وا مى‏دارد.
3- گاهى نیز روانشناس با ایجاد ارتباط با خانواده بیمار به کاهش ناهماهنگى‏هاى احتمالى در خانواده و تصحیح ارتباطات خانوادگى آنها مى‏پردازد.
T}روشهای کلی درمان:{T
برای علاج و درمان این بیماری ابتدا باید نوع آن را شناخت و روش درمانی مناسب با آن را انتخاب نمود. ما در این قسمت به برخی از روشهای کلی مبارزه با این حالت اشاره می نماییم.
1- عدم پاسخ دهی: مهمترین و کلی ترین راه درمان وسواس، بی توجهی به پیام های آن و عدم پاسخ دهی عملی به آن است. این بیماری در صورتی ادامه می یابد و تشدید می شود که به نداهای درونی آن که مبتنی بر تکرار عمل، یا دقت بی مورد و یا قضاوت غیر منطقی و افراطی نسبت به امور است، پاسخ دهی عملی شود. برای مقابله با این حالت بهترین راه بی اعتنایی به این پیامها و ترتیب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتی این روش عملی شود، به طور قطع از شدت ابتلا به آن کاسته خواهد شد.
2- تقابل به ضد: برای کسانی که از آلودگی و نجاست هراس دارند و این هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است، آلوده سازی عمدی شخص توسط خود او یا دیگران، از راههای درمان و رفع حساسیت به این امر است. اگر این روش با تکرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.
3- فرمان ایست: در منابع علمی جدید، برای متوقف کردن افکار وسواسی، علاوه بر درمانهای دارویی و قبل از آن درمانها، از روشهای خاصی استفاده می شود که مهمترین آنها روش توقیف فکر نام دارد، بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده، فریاد می زند : ایست !؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند.
درمان دارویی: بیماری وسواس چون دارای ریشه های هورمونی است و با فعالیت های هورمونی بدن نیز در ارتباط است، پزشکان با تجویز داروهایی سعی می نمایند فعالیت های هورمونی بدن را متعادل سازند و از این طریق کمک می کنند تا فرد بتواند راحت تر با این مشکل طرف شود و آن را از خویش براند.
T}پیشنهاد های دینی:{T
در منابع اسلامی و وسواس پدیده شناخته شده ایست و به آن به عنوان وسوسه ای از سوی شیطان اشاره می شود. به عنوان مثال در کتاب اصول کافی (باب عقل و جهل) آمده است : در نزد امام صادق (ع) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود : چگونه عاقل است که شیطان را اطاعت می کند؟
T}توصیه های عملی{T
1. رساله عملیه مرجع تقلید خود را دقیقاً مطالعه کنید (به خصوص بخش‏هاى مربوط به طهارت، نجاست، غسل و وضو) وخود را ملزم کنید که براى غسل و وضو یا آب کشیدن بدن، لباس و یا چیزهاى دیگر، به همان کیفیتى که در رساله آمده عمل نمایید و از زیاده‏روى جدّاً پرهیز کنید و بعد از این که طبق رساله غسل کردید یا چیزى را با آب شست و شو دادید و آب کشیدید، هیچ گونه شکى در طهارت آن به دل راه ندهید و اگر احساس مى‏کنید، هنوز پاک نشده و یا غسل و وضو تحقق پیدا نکرده، اعتنا نکنید و با همان وضع نماز بخوانید و سایر کارهاى خود را انجام دهید.
2- اگر مبتلا به وسواس در شست و شو هستید، خود را در معرض چیزهاى آلوده و نجس قرار دهید و یا به تجسّم چنین موقعیت‏هایى بپردازید و از انجام دادن آن کار خوددارى نکنید.، از فردى بخواهید خودش را در معرض این موقعیت‏ها یا موضوع‏هاى ذکر شده قرار دهد بدون این که «واکنش بى اختیارى» از خودش نشان دهد. سپس شما نیز همان کار را انجام دهید. این کار باعث مى‏شود موضوع‏ها یا موقعیت‏هاى اضطراب آور، کم کم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما کاهش پیدا کند. در واقع ریشه و علت اصلى وسواس (اضطراب) از بین برود.
3- به لحاظ شرعی هر چیزی که قبلا پاک بوده، تا یقین به نجاست آن نداشته باشیم، پاک است و نباید آن را نجس فرض کرد، زیرا مخالف شریعت است.
4- اصولا هر چیزی که نمی دانیم نجس یا حرام است، پاک و حلال است، زیرا اصل در اشیاء بر پاکی و حلیت است و نجس و حرام بودن دلیل می خواهد. حال درباره چیزهایى که به آنها دست زده‏اید (مثل ظروف و لباس‏ها و یا پا گذاشتن روى فرش‏ها و چیزهایى از این قبیل) در مورد همه اینها حکم طهارت جارى کنید، یعنى، همه آنها را نادیده بگیرید. لازم نیست شما هیچ کدام از آنها را آب بکشید و اگر اشکالى دارد به گردن ما. شما فعلاً موظّف هستید، فقط به راه‏کارهاى ارائه شده، عمل کنید و به حکم طهارت و نجاست، فقط و فقط بر اساس آنچه در رساله آمده عمل کنید.
5- به خودتان تلقین کنید که «وسواس» یک نوع کار شیطانى است و باید هر چه زودتر دست از آن بردارم.
6- به خدا توکل کنید و از او استعانت بجویید تا هر چه زودتر بر این مشکل فایق آیید.
T}دعا، ذکر و عبادت{T
در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (ع) روشهای متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد کرده اند، که از آن جمله، بهره از ادعیه و اذکار خاصی از جمله «لا اله الاالله» و «لاحول و لا قوه الابا الله» می باشد که در حقیقت ماحصل همه آن روشها را می توان در ذکر خدا خلاصه کرد.
مذهب و شکوهمندترین جلوه آن؛ یعنی نماز می تواند در زدودن وسواس فکری نقش بسیار مهمی بازی کند. برخی از اذکار و توجهات حین نماز نه تنها با روشها ارایه شده توسط رون شناسان قابل مقایسه است، بلکه حتی بسیار مؤثر تر به نظر می رسد.
استفاده زبان و ذهن از ذکر غیر المغضوب علیهم و الضالین که جدایی راه مومن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد دست کم ده بار، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سوره مبارکه ناس بعد از حمد، بخصوص توجه آیات شریفه من شر وسواس الخناس الذی یوسوس فی الصدور الناس به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افکار وسواسی مطرحند.
همان طور که اشاره شد ائمه معصوم (ع) که پزشکان حقیقی بشرند، برای دوری از وسواس ذکر خدا را پیشنهاد کرده اند و این فرمان الهی است که برای ذکر من نماز را به پا دارید (اقم الصلوه لذکری).
T}منابع:{T
1- «شناخت و درمان وسوسه و وسواس» نوشته محمود ارگانى بهبهانى از انتشارات مجمع ذخایر اسلامى.
2- «درمان رفتارى وسواس» نوشته گیل اس‏استکتى، ترجمه عباس بخشى‏پور رودسرى و مجید محمود علیلو از انتشارات نشر روان پویا (سال 1376)
3- وسواس و درمان آن نوشته آیه الله مظاهرى
متاسفانه شما گرفتار وسواس شدید به چیزی شک نکنید اصل بر طهارت است مگر یقین به نجاست چیزی داشته باشید
همان گونه که می دانید مشکل وسواس , موجب اختلال در بسیاری از کارهای انسان می شود. در ابتدا به بعضی از اثرات و پیامدهای وسواس در زندگی انفرادی و اجتماعی اشاره می شود:
1- یکی از ضررهای جبران ناپذیر وسواس , اتلاف وقت و از دست دادن سرمایه ارزشمند عمر است و این خسارت بزرگی است ; زیرا بازیابی زمان از دست رفته امکان پذیر نیست .
2- اسراف در مصرف آب یا چیزهای دیگر;
3- صرف انرژی زیاد برای انجام کارهای تکراری ;
4- بازماندن از انجام کارهای مهم زندگی ;
5- از دست دادن تمرکز فکری ;
6- منزوی شدن و کم رنگ گشتن هویت و شخصیت اجتماعی ;
7- روبه رو شدن با تمسخر و استهزای دیگران ;
8- ایجاد مشکل در خانواده و آزار و اذیت برای آنها و یا کسانی که به نحوی با شخص ارتباط دارند (مانند هم اتاقی ها و...).
گفتنی است که خوشبختانه این مشکل با جدیت و همت والای شما و کسب آگاهی لازم در این رابطه قابل حل است . البته باید با پشتکار و حوصله، به راه کارهای ارائه شده عمل کنید تا ان شا الله مشکل به زودی برطرف گردد.
T}راه کارها:{T
1. رساله عملیه مرجع تقلید را دقیقا برایشان بخوانید(به خصوص بخش های مربوط به طهارت، نجاست، غسل و وضو);
2. خود را ملزم کنند که برای غسل و وضو یا آب کشیدن بدن، لباس و یا چیزهای دیگر, به همان کیفیتی که در رساله آمده عمل نمایند و از زیاده روی جدا پرهیز کنند;
3. بعد از این که طبق رساله عمل کردند یا چیزی را با آب شست و شو دادند و آب کشیدند, هیچ گونه شکی در طهارت آن به دل راه ندهند و اگر احساس می کنند, هنوز پاک نشده و یا غسل و وضو تحقق پیدا نکرده , اعتنا نکنند و با همان وضع نماز بخوانند و سایر کارهای خود را انجام دهند.
4 به ایشان تلقین کنید که «وسواس» یک نوع کار شیطانی است و باید هر چه زودتر دست از آن بردارم .
5. به خدا توکل کنید و از او استعانت بجویید تا هر چه زودتر بر این مشکل فایق آیید.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
اگر انسان وسواسی باشد و به هنگام غسل و وضو اکثرا شک کند که آیا تمام نقاط آب رسیده یا نه باید چه کند؟
من قبلا یک سؤال از شما پرسیدم من در شرایط روحی بدی هستم لطفا به مشکلم که مفصل تر مطرح کردم پاسخ بیشتری بدهید. من یک دختر 24 ساله هستم دانشجوی پیام نور این تنها دری بود که به رویم باز شد هر چند دیر و با زحمت و با منت اطرافیان با هوش نیستم ولی سعی کردم واحدی را نیفتم. معدلم بین 14-15 است. خدا را شاکرم ولی انسانی تنها هستم بدون محبت خانواده، بدون دوست ، واقعی بدون همراه. خواستگاری نداشتم البته موردی بود ولی وقتی آمدند و رفتند گفتند که دختر خوب و با کمالاتی است ولی ما ظاهر را نپسندیدم خیلی سخته که پسری از هر لحاظ کمتر از خودت باشد ولی فقط به خاطر نداشتن زیبایی ظاهر خوردت کنند و مورد تمسخر این و آن قرارت دهند. شاید هم حق داشتند ولی خدا چرا باید انسانی را زشت و بی هنر بیافریند که لااقل با هنر (نقاشی، شعر و ...) بتواند حسش را بیان کند و خود را تخلیه کند. من از هر کدام بی بهره ام و با فکر کردن خودم را نابود کردم آیا این تنهایی و هزار گناه که درون آن است و نمی توانم خود را رهایی دهم طرف هر کس می روم مرا به خاطر ظاهرم میراند آیا باز هم باید گفت این خواست خداست آخر به چه جرمی چقدر تحمل کنم چقدر باید مورد سوء استفاده افرادی که با استفاده از ضعفم بدتر باعث خورد شدنم می شوند را تحمل کنم. چرا تا کسی را می بینم فقط می گوید تو چرا این قدر لاغری چرا ... دیگر می ترسم از خانه بیرون روم. مجبور شدم به آرایش رو بیارم ولی به خدا خسته شدم بدتر پشت سرم حرف راه انداختند پولدارم نیستم که برم جراحی کنم. من خیلی نیاز به یک همدم دارم ولی شما بگید از کجا؟ من حتی واهمه دارم کسی از درد دلم با خبر شود. راستی راز این چیه که تا من دل کسی را می شکنم یک بلا سرم می آید ولی در مورد من چنین نیست و تازه سر افرازتر هم می شود و تازه مرا کوچکتر می کنند. آیا فکر می کنید باز هم خدا از دوست داشتن این کار را کرده یا به خاطر دوست نداشتن (خدا زیباست و زیبایی ها را دوست دارد) پس ما چی هستیم تا بندگانی که خدا دوستشان دارد با دیدن امثال من خدا را شکر کنند این آیا معنی مهربانی خداست چرا خدا به بعضی ها که چشم نداده یا نقصی دارند یک هنر داده که تحملش کنند ولی مرا بدون یار و یاور گذاشته؟ فقط تنها چیزی که باعث شده تا به حال سر پا بایستم یک رویاست یا شاید بهتره بگم یک امید واهی!
آیا شخص وسواس باید به یقین خود در مورد نجاست عمل کند در صورتی که این یقین برای سایرین ایجاد نمی گردد و یا در آن جستجو نمی کنند؟
دارم دیونه میشم. غیرتی شدم. به خدا قسمتون میدم کمکم کنید و تو این اینترنت یک سایتی هست مثلا جامعه مجازی امکان بحث و این کارهاست. این بحث تو یکی از گروهاش بود. می دونم دارند اشتباه میک نند. می خوان اسلام رو تحریف کنند. می خوان ما جوون ها رو گمراه کنند اما من سواد و قدرت دفاع از اسلام رو ندارم. جان عزیزاتون این سؤال و جواب و بخونید و یه پاسخی به شبهه بدید که براشون نقل قول کنم. از وقتی متوجه این بحث شدم قرارم از دست دادم. لطفا راهنماییم کنید و با سوادتون علمتون جواب این نامردا رو بدید. اجرتون با آقا امام زمان(عج)
سؤال:
بدون اینکه پیش داوری کنید و یا فعلا این موضوع رو به چیز دیگه ایی ربط بدید می خوام از شما بپرسم کسی می تونه ثابت کنه که قرآن کتاب آسمانی نیست؟ و یا .... ؟ آیا می تونید با دلیل این کتاب رو به چالش بکشید؟ البته در خود این کتاب شرط اثبات این موضوع رو، آوردن کتابی با ویژگی های شبیه به قرآن حتی در حد یک سوره یا یک آیه هست ... . شبهه:
سوره 4 آیه 11-12 و سوره 4 آیه 176 در مورد قوانین وراثت صحبت می کند. اگر یک مرد فوت شود، و از او سه دختر و دو والد و یک همسر باقی بماند؛ دختران 2/3 سهم، والد ها 1/3 سهم (هردو بر اساس سوره 4 آیه 11) و همسر 1/8 سهم (بر اساس سوره 4 آیه 12) از ارث را دریافت می کند که از میزان ارث بیشتر می شود.
مثال دوم، مردی فوت می شود و از او یک مادر و یک همسر و دو خواهر باقی می ماند، مادر 1/3 سهم (سوره 4 آیه 11) همسر 1/4 (سوره 4 آیه 12) و خواهران 2/3 (سوره 4 آیه 176 و سوره 4 آیه 176) که مجموع آنها 15/12 کل ارث است.
(سوره 7 آیه 54، سوره 10 آیه 3، سوره 11 آیه 7 و سوره 25 آیه 59) به روشنی اعلام می کند که الله زمین و آسمان ها را در 6 روز آفرید. اما در (سوره 41 آیات 9-12) جمع روزهایی که الله بدانها اشاره می کند 8 روز است.
اول زمین یا اول آسمان؟ کدام یک زود تر آفریده شد؟
اول زمین و بعد آسمان (سوره 2 آیه 29)، اول آسمان و بعد زمین (سوره 79 آیه 27-30)؟
آیا الله شرک را می بخشد؟ شرک بدترین گناهان شمرده می شود، اما به نظر می رسد نویسنده قرآن نتوانسته است در مورد اینکه الله شرک را می بخشد یا نمی بخشد تصمیم قاطعی بگیرد. در سوره 4 آیه 48، 116 می گوید نمی بخشد و در سوره 4، آیه 153 می گوید می بخشد، ابراهیم با پرستش ماه و خورشید و ستاره به عنوان خدایش دچار شرک می شود (سوره 6 آیه 76-78) اما مسلمانان فکر می کنند که پیامبران گناه نمی کنند.
آیا فرشته ها می توانند نامطیع باشند؟ هیچ فرشته ای متکبر نیست، همه الله را اطاعت می کنند (سوره 16 آیات 49-50)، اما هان به فرشتگان گفتیم، آدم را سجده کنید و همه آنها به آدم سجده کردند مگر ابلیس، ابلیس نافرمانی کرد و او بسیار متکبر است. (سوره 2 آیه 34)
موسی و انجیل؟ مسیح بیش از 1000 سال بعد از موسی به دنیا آمد اما در سوره 7 آیه 157 الله در مورد انجیلی که به مسیح داده شده است با موسی صحبت می کند.
پیر زن عجوزه و شخصیت الله؟ در مورد داستان لوط ما خانواده او را نجات دادیم، بغیر از عجوزه ای که عقب ماند. (سوره 26 آیه 170-171) و باز می گوید اما ما او و خانواده اش را حفظ کردیم، بغیر از همسرش را، او از کسانی بود که با دیگران در شهر ماند (سوره 7 آیه 82). این دو آیه یا با هم تناقض دارند یا الله احترام چندانی به همسر پیامبر قایل نمی شود.
پسر نوح چه شد؟ با توجه به (سوره 21 آیه 76) نوح و خانواده اش از طوفان نجات یافتند و (سوره 37 آیه 77) اعلام می کند که تخم و ترکه نوح نجات یافتند و (سوره 11 آیه 42-43) می گوید که پسر نوح نابود شد.
مجازات زناکار چیست؟ 100 ضربه شلاق (زن و مرد) (سوره 24 آیه 2)، آن قدر آنها را در خانه نگاه دارید تا بمیرند (برای زنان) (سوره 4 آیه 15). اگر توبه کردند و اصلاح یافتند آنها را رها کنید (در مورد مرد) (سوره 4 آیه 16). (سوره 24 آیه 2) با دو آیه بعدی در تناقض است و مجازات برای زنان و مردان در سوره 4 آیه 15-16 متفاوت است در حالی که در سوره 24 آیه 2 برای هردو یکسان است.
آیا فرعون غرق شد یا توسط اسرائیلیان نجات یافت؟ نجات یافت (سوره 10 آیه 92)، غرق شد (سوره 28 آیه 40، سوره 17 آیه 103، سوره 43 آیه 55)؟
از همه نژادها یا از نژاد ابراهیم؟ (سوره 29 آیه 27) اشاره می کند که تمام پیامبران از تخم و ترکه ابراهیم بوده اند. اما سوره 16 آیه 36 می گوید الله از میان همه ملت ها مردمانی را به پیامبری برانگیخته است.
انسان از چه ساخته شده بود؟ از لخته خون (سوره 96 آیات 1-2) آب (سوره 21 آیه 30، سوره 24 آیه 45، سوره 25 آیه 54) چیزی مانند سفال (سوره 3 آیه 59، سوره 30 آیه 20، سوره 35 آیه 11).
اینم در جواب اینکه آیه ای مثل قرآن نمی شه آورد:
قرآن :
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَهً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!»
آیه ای که من نازل می کنم :
«یا ایها العاقلون لا تقتلوا الذین یلونکم من المخالفین ولیجدوا فیکم رحمه و الانسانیه واعلموا ان الله مع العادلین؛ ای خردمندان، کسانی از مخالفان که در نزد شمایند را نکشید! تا در شما ترحم و انسانیت را بیابند. و بدانید که خداوند با عدالت پیشگان است!»
«وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَهُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده‏اند دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خدا ببرید و خداوند توانا و حکیم است.»
آیه ای که من نازل کردم:
«دست هیچ کس را به هیچ عنوان نبرید، با فقر مبارزه کنید و حکومت های عقل محور و انسان محور ایجاد کنید تا کسی دزدی نکند.»
اونایی که شعور دارن همین سر نخ هایی که دادم و بگیرن من اگه بخوام بحث کنم 100 ها از این موارد دارم و جواب تمام این افراد رو میتونم راحت بدم ...
------------------
حالا دیدید چی میگن؟ به دادم برسید. بی صبرانه منتظر جوابتون هستم.
من می خواستم بدانم که آیا اینکه حضرت آیت الله بهجت تغییر عقیده داده اند در این مورد یا نه؟ نظرتان را می خواهم بدانم چون در یک سایتی هم خواندم و هم سؤال کرده ام ولی متأسفانه پاسخ قبلی شما را پاک کرده ام و الان متنش را ندارم ولی پاسخ این سایت اینگونه بوده است که چون حضرت امام(ره) فوت کرده اند من می توانم به مرجع دیگری که اعلم باشند رجوع کنم و این نظر خود حضرت امام(ره) می باشد و در این مورد من می توانم به آیت الله بهجت رجوع کنم که ایشان گفته اند اگر صیغه عقد بدون اذن پدر جاری شود اثر وضعی دارد یعنی اگر چه کار حرامی مرتکب شده اند اما دو طرف به یکدیگر محرم می شوند. من هم مطابق این امر این کار را انجام داده ام هر چند که قبلا ازدواج نکرده ام. لطفا نظر آیت الله بهجت را بفرمایید و اینکه آیا مطابق نظر ایشان ازدواج ما صحیح است یا خیر؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed