سلام کاربر میهمان، خوش آمدید! جمعه، 31 مرداد سال 1393
جستجوجستجو
زندگی لاپلاسی

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد
پیوند همیشگی پرسش شرایط کسب رضایت خدا و قبولی توبه چیست؟ (با توجه به اینکه من خیلی گناهکارم.)

کلیدواژه
رضایت خداوند
، پذیرش توبه
، شرایط توبه
، پرسش و پاسخ دینی
، پرسمان

پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:55 ب.ظ این سوال را پرسیده است.
تعداد بازدید: 1078
گزارش تخلف
 
پرسشکده > مذهب

من پاسخ بهتری دارم !
پیوند همیشگی پاسخ در این باره گفتنی است؛ از یک سو انسان باید به فراوانی رحمت و لطف خداوند اعتقاد داشته باشد و از طرف دیگر نسبت به لیاقت خودش تردید داشته باشد. و شما به طور یقین نسبت به لطف خداوند تردید نداشته و ندارید و اما این که خود شما لیاقت شامل شدن رحمت را دارید دچار تردید هستید و این از نشانه های تواضع است و اشکالی ندارد لذا باید به او خوش گمان و امیدوار باشم. با مطالعه احوال بسیاری از بزرگان اهل کمال و فضیلت این نتیجه به دست می آید که برخی از کسانی که از مقربان درگاه الهی و خواهان بارگاه ربوبی هستند، کسانی بوده اند که سال های طولانی از عمرخود را در راه لهو و لعب و گناه و فساد گزرانده اند ولی بارقه الهی و لطف خاوند شامل حالشان شده و نه تنها بنده ای شایسته و مطیع و صالح شده اند بلکه دستیگر دیگران و راهنمای آنها به سعادت بوده اند. «فیض عیاض» و «بشر حافی» و غیره از این قبیلند.
اعمال فرد مؤمن باید بر طبق معیارهای برگرفته از قرآن و سنت معصومین(ع) باشد و اعتبار هر عملی که از انسان سر می زند در هماهنگی و انطباق آن با این معیار می باشد. اگر فردی معیارهای لازم برای اعمال را بشناسد و در هماهنگی اعمال خود با آن معیارها بکوشد، باید امیدوار باشد عملش مورد قبول و رضای خداوند است.
اگر فردی انگیزه هایش خدایی است وخود می داند کاری و عملی را که انجام می دهد، ناشی از هوا و هوس و خواسته های نامشروع نمی باشد و در هنگام عمل نیز مواظب است، عملش دچار آفاتی مثل ریا و سمعه و عجب و تکبر و سایر صفات رذیله نمی باشد، جایی برای شک و تردید در قبولی عملش باقی نمی ماند.
داشتن نیت خالص و تقوا در امور و پرهیز از گناهان و همراهی عمل با علم و محبت خداوند و اولیای او را در دل داشتن از شرایط قبولی اعمال است. البته عملی که مورد قبول خداوند است دارای نشانه هایی است مثل:
1. هرگاه انسان موفق به عمل نیکی شود، انجام این عمل خود زمینه ساز انجام اعمال خیر و نیک دیگری می گردد که در اصطلاح به آن توفیق می گویند، یعنی هر عمل خیری توفیق اعمال خیر دیگری را نصیب انسان می کند.
2. حالت خوش معنوی و احساس صفا و معنویت و رغبت و میل به عبادت و دعا و کشش درونی و باطنی به سوی کارهای خیر و صالح از نشانه های دیگر قبولی اعمال و کسب رضا و خشنودی الهی است.
البته باید توجه داشت اولیای خاص خداوند و بندگان مقرب و برجسته او در عین حال که تمام سعی و کوشش خود را در انجام اعمال خیر و نیک و عمل به وظایف شرعی و الهی خود دارند ولی همواره از خداوند ترسان و بیمناکند و می ترسند عمل آنها مورد قبول خداوند قرار نگیرد. این حالی ویژه آنها است و از معرفت عمیق وجامع آنها سرچشمه می گیرد و به معنای کوتاهی در انجام وظیفه و یا بدگمانی به خداوند و سوء ظن به او و یا تردید در عدالت او نمی باشد، بلکه وقتی انسان عظمت خداوند متعال را بشناسد و نسبت به قدرت و علم و وجود بی کران و غیرمتناهی او شناخت پیدا کرد و از طرفی به کوچکی وحقارت و ضعف و نادانی خود پی برد، اعمال خود را ناقص و ناچیز و غیر قابل قبول می دادند و به همین جهت اولیای خداوند و پیشوایان معصوم(ع) به ما آموخته اند که هرگز دلگرم و دلخوش به اعمال خود نباشید و بر آنها تکیه نکنید، بلکه به فضل و لطف و رحمت الهی امیدوار باشید چون اگر خداوند بخواهد با عدالت خود اعمال ما را بررسی کند و مورد سنجش قرار داد، امیدی برای قبولی عمل برای کسی باقی نمی ماند ولی با توجه به فضل و لطف خداوند و تکیه بر آن جای امیدواری برای قبولی اعمال همواره وجود دارد.
در این زمینه در آیه 70 سوره فرقان آمده است که: A}«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛{A مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آوردند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات تبدیل مى‏کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است».
خداوند، پیش از این آیه، درباره ویژگى‏هاى بندگان خاص خویش سخن مى‏گوید: «بندگان (ویژه خداوند) رحمان کسانى هستند که با خداوند معبودى دیگر را نمى‏خوانند و انسانى که خداوند، خونش را حرام شمرده، جز به حق نمى‏کشند و زنا نمى‏کنند و هر کس چنین کند، مجازاتى سخت خواهد دید. عذاب او در قیامت مضاعف مى گردد و همیشه با خوارى در آن خواهند ماند؛ مگر کسانى که توبه کنند» و...1
علامه طباطبایى در تفسیر المیزان مى‏فرماید »A}اِلاّ من تاب..{A.« یعنى کسى که از مجازات سخت و خلود در عذاب خفت بار استثنا شده است.2 پس هر کس گناهى مرتکب گردیده، اگر سه کار انجام دهد، افزون بر آن که از عذاب سخت و جاودان روز قیامت نجات مى‏یابد، گناهانش به حسنات تبدیل مى‏گردد:
1. توبه یا بازگشت از گناه.
کم‏ترین مراتب توبه پشیمانى است. اگر توبه حقیقى تحقق نیابد، انسان از گناه جدا نمى‏گردد و همواره آن را انجام مى‏دهد.
2. عمل صالح
با عمل صالح توبه در وجود انسان مستقر مى‏شود و به توبه حقیقى یا توبه نصوح مى‏انجامد.
3. ایمان
براى مؤمن گنهکار توبه و عمل صالح به تنهایى کافى است و گناهانش را به حسنات تبدیل مى‏کند. از این رو، در آیه بعد مى‏فرماید: »A}وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً؛{AM} کسى که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، به سوى خدا بازگشت مى‏کند{M«.3 علامه طباطبایى مى‏فرماید: سیاق این آیه، با عظمت بخشیدن به توبه، استبعاد تبدیل سیئات به حسنات را از میان بر مى‏دارد.4 این توبه رجوع خاص به طرف پروردگار است وعمل صالح استقرار بخش آن به شمار مى‏آید. از این رو، علامه مى‏فرماید: این توبه با عمل صالح به توبه نصوح تبدیل مى‏گردد. امام صادق)ع( در تفسیر آیه شریف »A}تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً{A؛ با توبه نصوح به خدا باز گردید«5 فرمود: بنده توبه کند سپس به گناه باز نگردد.6 علامه طباطبایى مى‏فرماید: اگر شائبه شقاوت و سوء سریده در انسان نباشد، کار زشت انجام نمى‏دهد؛ زیرا ذات با سعادت و پاکیزه، زشتى را بر نمى‏تابد. پس کار زشت یا برخاسته از ذات شقى و خبیث است، یا ذاتى که در آن رگه هایى از شقاوت و خباثت باشد؛ و لازمه چنین چیزى آن است که هر گاه ذات با توبه و ایمان و عمل صالح پاک گردد، به ذاتى سعید که در آن شائبه‏اى از گناه و شقاوت نیست، تبدیل مى‏شود. اگر ذات دگرگون شد، آثار آن هم دگرگون مى‏گردد و اعمال و آثار انسانى متناسب با ذاتى مى‏شود که با مغفرت و رحمت الاهى شکسته شده است.7 مجموعه آنچه گفته شد، نشان مى‏دهد این توبه )توبه نصوح( حالتى خاص است که قابل شکستن نیست و در قاموس آن بازگشت به گناه وجود ندارد. از چنین توبه‏اى عمل صالح هم بى هیچ تکلفى برون مى‏تراود. پاره‏اى از روایات ارکان توبه را چهار چیز شمرده‏اند:
1. ندامت قلبى
2. استغفار با زبان
3. کردار نیک و کنار گذاشتن گناه
4. عزم بر عدم بازگشت به گناه.8
توبه‏اى که در این آیه ذکر شده و به ضمیمه عمل صالح، گناهان را به حسنات تبدیل مى‏کند، توبه‏اى است که هرگز شکسته نشود. به کار بستن این راه کارها، براى تبدیل سیئات به حسنات، دشوار مى‏نماید؛ ولى ناممکن نیست و انسان نباید از رسیدن به این مرتبه نومید گردد.
بنابراین براى آنکه خداوند گناهان گذشته ما را ببخشد و آن‏ها را به حسنه تبدیل کند باید اولاً از انجام گناهان گذشته پیشمان بود؛ ثانیاً با اعمال صالح اثرات توبه را در وجود خود مستقر سازیم.
نقش توبه در بازگشایی در سعادت و قرار گرفتن در مسیر حق و اصلاح عملکردهای غلط گذشته و گشودن دریچه امید به روی انسان بسیار اساسی است. بسیار می شود که از انسان در طول زندگی و به ویژه در آغاز تربیت و اصلاح نفس، لغزش هایی سر می زند، اگر درهای بازگشت به روی او بسته شود مأیوس می گردد و برای همیشه از راه می ماند و لذا در مکتب تربیتی اسلام، توبه به عنوان یک اصل تربیتی با اهمیت زیاد مطرح است و اسلام از تمام گنهکاران دعوت می کند که برای اصلاح خویش و جبران گذشته از این در وارد شوند.
حضرت سجاد(ع) در مناجات تایبین از مناجات های پانزده گانه (خمسه عشر) که در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی نیز آمده است به پیشگاه خداوند چنین عرضه می دارد:
خدایا! تو کسی هستی که دری به سوی عفوت بر روی بندگانت گشوده ای و نامش را توبه گذاشته ای و فرموده ای؛ بازگردید به سوی خدا و توبه خالص کنید. اکنون عذر کسانی که از ورود به این در بعد از گشایش آن غافل شوند چیست؟
در روایات به قدری بر مسأله توبه تأکید شده که در حدیثی از حضرت امام باقر(ع) می خوانیم: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس آن را می یابد، شاد می گردد» V} (تفسیر نمونه، ج 24، ص 295).{V
و باز در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: H}«التائب من الذنب کمن لاذنب له والمقیم علی الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء؛ {H کسی که از گناه توبه کند، همچون کسی است که اصلا گناه نکرده است و کسی که به گناه خود ادامه دهد در حالی که استغفار می کند مانند کسی است که مسخره می کند» V} (همان، ص 296).{V
حقیقت توبه همان پشیمانی و ندامت از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک گناه در آینده است و اگر گناه گذشته کاری بوده که قابل جبران است باید در صدد جبران برآید و به این ترتیب ارکان توبه را می توان در چهار چیز خلاصه کرد: 1. ندامت، 2. تصمیم بر ترک در آینده، 3. جبران گذشته، 4. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.
پس توبه تنها استغفار یا پشیمانی از گذشته و حتی تصمیم به ترک در آینده نیست، بلکه علاوه بر همه اینها باید شخص گنهکار در مقام جبران برآید و فسادی را که مرتکب شده جبران نماید. این صحیح نیست که مثلا در جلوی دیگران فردی را به دروغ و حیله متهم کنیم و بعد در خانه خلوت استغفار نماید. پس باید حقوقی از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تکالیفی را که ضایع و ترک کرده و نیز حقوقی از مردم را که تباه ساخته جبران نماید و آنها را تدارک کند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امکان و دسترسی از آنها رضایت و حلالیت بطلبد.
شرایط پذیرش توبه:
1. گناه را از روی جهالت و نادانی و طغیان غرایز و تسلط هوس های سرکش و چیره شدن آنها بر نیروی عقل و ایمان انجام داده باشد نه از روی انکار حکم خداوند و عناد و دشمنی، چون چنین گناهی حکایت از کفر انسان می کند و توبه از آن قبول نیست مگر این که از این حالت بازگردد و دست از عناد و انکار بشوید.
2. هنوز چندان زمانی از گناه نگذشته توبه کند و زود پشیمان شود و به سوی خدا بازگردد، زیرا توبه کامل آن است که آثار و رسوبات گناه به کلی از روح و جان انسان شسته شود و کمترین اثری از آن در دل باقی نماند و این در صورتی است که در فاصله نزدیکی قبل از ریشه دواندن گناه در دل، انسان پشیمان گردد، در غیر این صورت غالبا اثرات گناه در زوایای قلب و جان انسان باقی می ماند، پس توبه کامل آن است که زود انجام پذیرد.
امیر مؤمنان(ع) در حکمت 417 از نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتی) در جواب کسی که در حضور امام(ع) بدون توجه لازم گفت: «استغفرالله» فرمود: مادرت بر تو بگرید، آیا می دانی معنای استغفار چیست؟
استغفار درجه والامقامان است و دارای شش معنا می باشد.
1. پشیمانی از گذشته.
2. تصمیم به عدم بازگشت به گناه.
3. پرداخت حقوق مردم، چنانچه خدا را پاک دیدار کنی که چیزی بر عهده تو نباشد.
4. تمام واجب های ضایع شده را به جا آوری.
5. گوشتی را که از حرام بر اندامت روییده، با اندوه فراوان آب کنی، چنان که پوست به استخوان چسبیده، گوشت تازه بروید.
6. رنج طاعت را به تن بچشانی چنان که شیرینی گناه را به او چشانده بودی، پس آنگاه بگویی: «استغفرالله» V}(حکمت 417 نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی). {V
از چند طریق انسان مى‏تواند تا حدودى دریابد که توبه او مورد پذیرش واقع گردیده است یا نه:
1- احساس بهجت و آرامش خاصى که پس از دعا و توبه به انسان دست مى‏دهد یا به تعبیر دیگر احساس سبکى از گناهان و آلودگى‏ها.
2- هر قدر انسان از گناهان خود به طور جدى پشیمان شده و با تضرع و التجاى بیشترى خدا را بخواند توبه او مقبول‏تر است. بنابراین میزان انقلاب روحى انسان در حال استغفار نیز مى‏تواند به عنوان یک علامتى به کارآید.
3- میزان اعتماد به وعده‏هاى نیکوى الهى قابلیت و عنایات الهى را افزون مى‏سازد. بنابر این هر اندازه خدا باورىو توکل و اعتماد به وعده‏هاى او را در خود افزون یافتیم مى‏توانیم بیشتر امید یابیم که ما را پذیرا گشته است.
4- هر قدر آثار واقعى توبه در اعمال و کنش‏هاى ما بیشتر هویدا گردد. یعنى رغبت کمترى به گناه و اراده و عزم راسخ‏ترى در اطاعت پروردگار یابیم نشان مى‏دهد که توبه ما توبه واقعى‏ترى بود و به همین نسبت مقبول‏تر واقع گردیده است.
شرایط کلی قبولی اعمال:
برابر روایات و آموزه های دینی، هر عملی در حوزه عبودیت خداوند با شرایط زیر انشاء الله مورد قبول پروردگار قرار خواهد گرفت.
1- صحیح باشد ؛ یعنی با دستورات و احکام شرعی مطابقت داشته باشد و از روی تقلید یا اجتهاد صورت پذیرد.
2- با نیت قربت انجام شود؛ یعنی عمل کننده هیچ قصد و غرضی از عمل خود به جز تحصیل رضایت حق تعالی و نزدیک شدن و تشبه به خداوند به لحاظ اسماء و صفات و کمالات نداشته باشد.
3- اختیاری باشد؛ یعنی از روی آگاهانه و آزادانه انجام دهد.
4- تقوی را رعایت کند؛ یعنی نسبت به انجام واجبات و ترک محرمات شرعی ملتزم باشد و خود را در ظرف عبودیت حق تعالی قرار دهد.
5- اهل ولایت و محبت اهل بیت باشد، ایشان مظهر کامل خداوند در تمامی اسماء، صفات و کمالات هستند، دوستی ایشان در حقیقت دوست داشتن خدا و همه خوبی ها است و باعث می شود که انسان با پی روی صحیح از ایشان، رنگ الهی به خود بگیرد و به خدای خود نزدیک شود.
با وجود چنین شرایطی انسان می تواند مطمئن باشد که وظیفه خویش را نسبت به خداوند تا حدی که مقدور او بوده، به انجام رسانده و انشاء الله اعمال و عبادات او مقبول حضرت حق قرار خواهد گرفت.
برای مطالعه بیشتر ر.ک منابع اخلاقی:
- ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی
- ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر
- نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی
-------------------------
پى نوشت‏ها:
V}1. فرقان(25): آیه 70 63.
2. المیزان، ج 16، ص 242.
3. المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج 15، ص 242.
4. المیزان، ج 15، ص 243.
5. تحریم(8 :(66.
6. میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ج 1، ص 552.
7. المیزان، ج 15، ص 243.
8. میزان الحکمه، ج 1، ص 548.{V

برگرفته از پرسمان


پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:55 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
گزارش تخلف


پرسش های مرتبط:
از کجا متوجه بشویم که توبه ما را خدا پذیرفته یا نه؟
همیشه بعد از اینکه کاری را انجام می دهم به این فکر می کنم که آیا برای رضای خدا بوده یا نه؟ بعضی وقت ها تشخیص نمی دهم. آیا این درسته که اگر به خاطر انج...
من جوانی هستم که قصد ازدواج دارم اما برای خود معیارهایی دارم. اما کسی را با این شرایط نمی شناسم. خانواده هم چندان به این فکر نیستند (با اینکه به مادرم...
ملاک و معیار اینکه بفهمیم در نزد خداوند چگونه ایم چیست؟ یعنی به صورت قلبی از کجا متوجه شویم خداوند از ما راصی هست یا نه؟ می دانم سؤال سختی است اما لطف...
چگونه بفهمیم که خداوند توبه ما را پذیرفته است؟


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed