جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    آیا اگر پلاک طلا در صورتی که آیه « ... و ان یکاد الذین ... » داشته باشد بر گردن پسر زیر هفت سال آویزان کنیم حرام است؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ

همه مراجع: استفاده از گردنبند طلا تا وقتی به حد بلوغ شرعی نرسیده مانع ندارد،؛ ولىبا ید ان را در محفظه یا جلدی قرار دهید تا بدن یا دست بچه با ایه ای که روی ان پلاک نوشته شده تماس نگیرد زیرا مس کردن ان بدون طها رت جا یز نیست گرچه خود ان پسر بچه تکلیفی ندارد V}توضیح المسائل مراجع، م 319؛ وحید، توضیح المسائل، م 323؛ نورى، توضیح المسائل، م 318 و خامنه‏اى، اجوبهالاستفتاءات، س 153 و 154.{V


برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
غریزه جنسی من فوران کرده است. عجیب هم فوران کرده. راهی هم برای ارضای آن به طریق مشروع ندارم. چون شغلی ندارم، به سربازی هم نرفته ام و سرمایه ای جز خودم ندارم (هم اکنون مشغول تحصیل هستم). پس ببخشید کدام مغز خر خورده ای دخترش را به من می دهد (علاوه بر اینکه گرفتن همسر تنها به دلیل جنسی نیز درست نمی باشد). صیغه هم که اسمش حلال است و در اصل یک فحشای مشروع در جامعه ما به حساب می آید (که البته در جامعه فعلی ما، با تفکرات حاکم بر آن به این شکل در آمده است). در قرن حاضر و با توجه به محرکات جنسی فراوان در جامعه، از فیلم های مستهجن گرفته تا انواع و اقسام محرکات جنسی موجود در اینترنت و ماهواره ها و دخترانی که با وضع زننده و تحریک آمیزی در جامعه حاضر می شوند (که هر بیننده ای را به این فکر می اندازد که این دختران خواهان برقراری ارتباط جنسی هستند)، شما بگویید یک جوان 22 ساله که در اوج دوران شهوت به سر می برد چه باید بکند؟ می دانم جواب شما چیست: می گویید پسرم توجه خود را به چیزهای دیگر مشغول کن، درست را بخوان، ورزش کن، از خداوند طلب کمک کن، دعا کن، تنها نباش تا فکرهای بد به ذهنت خطور نکند، خداوند به تو اراده داده است، توکل کن و ... تا شرایط برای ازدواجت مهیا شود و سپس خود را از آن طریق ارضا کن و اگر هم نشد، عفت و پاکدامنی را پیشه کن. بی شک جوابتان همین خواهد بود (جوابی کلیشه ای و تکراری). همانطور که می دانید نیاز جنسی از نیازهای فیزیولوژیک می باشد مانند نیاز به آب، نیاز به غذا و ... وقتی شما تشنه هستید باید آب یا یک نوشیدنی بیاشامید، نه اینکه مثلا نمک بخورید (چون تشنگی را افزایش می دهد). پس وقتی شما نیاز جنسی دارید باید آن را رفع کنید (شما می گویید با ازدواج، من هم با شما هم عقیده هستم. ولی وقتی شرایط ازدواج فراهم نشود چه باید کرد؟) هر وقت که با دوستان مجرد صحبت می کنیم بحث به طریقی به مسائل جنسی کشیده می شود. می دانید چرا؟ چون نیازی است که رفع نشده و صحبت کردن درباره آن کمی تسلی بخش است. دولت را نیز باید مقصر دانست زیرا شرایط مناسبی را برای ازدواج و کار جوانان، برای خرید مسکن و ... فراهم نکرده است. (با اینکه کلیشه ای و تکراری است ولی عین حقیقت است.) علاوه بر آن در اغلب شهرهای کشور نیز امکانات تفریحی و ورزشی و ... نیز برای جوانان فراهم نشده است که جوانان خود را با آنها سرگرم کنند ولی به یاد داشته باشید که جایگزینی «آلترناتیو» هم حدی دارد. این میل باید ارضا شود (حال خوب است هر چند ماه یک بار در خواب ارضا می شویم که البته لذتی ندارد و دردسر آن بیشتراست ولی باز تعادل روانی بهتری پیدا می کنیم). در ضمن خانواده ها نیز بسیار سختگیر شده اند و به جوانی که با ایمان و خوش اخلاق است ولی سرمایه ای ندارد دختر نمی دهند (حدیث داریم که به این افراد همسر بدهید) و همچنین درخواست مراسم های اعیانی و گرفتن مهریه های آن چنانی نیز عاملی شده است که جنس مذکر رغبتی به پیوند با جنس مونث نداشته باشد و عطای آن را به لقایش بخشیده باشد. در ضمن ما در برابر تبلیغات وسیع غربی ها در زمینه های جنسی چه کرده ایم؟ شما در اینترنت سری به سایت های شطرنجی یا همان مستهجن زده اید؟ می دانید چند میلیون از این سایت ها وجود دارد و هر ثانیه نیز بر تعداد آنها افزوده می شود. ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ به خیال خودمان آنها را فیلتر کرده ایم، در حالیکه کسی که آشنایی بسیار کمی با اینترنت و کامپیوتر داشته باشد می تواند به راحتی از این فیلترها عبور کند و در برابر حملات جنسی این سایت ها قرار گیرد. واقعا ما در برابر اینها چه کرده ایم؟ نه شما بگویید ... (حتما می گویید شما اراده دارید، خوب به این سایت ها نروید ولی این جواب معقولی نیست.) ما فقط می گوییم به خدا توکل کن همه چیز درست می شود. درست است سر بند همه امور به دست اوست ولی ما نیز باید کاری کنیم، یعنی آموزه های دینی ما اینگونه می گویند نه اینکه بنشینیم و بگوییم خدا با ماست. البته غربی ها صاحب تکنولوژی هستند و به ما امکانات می دهند پس بر ما سوار می شوند و افکار جوانان ما را نیز هدایت می کنند. (ما باید به عنوان یک مسلمان شیعه جلوی آنها را بگیریم وگرنه اوضاع بدی در پیش روی ماست.) جالب اینکه اغلب تبلیغات و آموزش های غربی ها رایگان است ولی در کشور ما اینگونه نیست. (خود من در تابستان گذشته در کلاس های تجوید پیشرفته قرآن ثبت نام کردم در حالیکه 5000 تومان برای یکماه از من هزینه دریافت کردند.) از بحث اصلی دور شدیم. صحبت بر سر غرایز جنسی بود. حال شما ببینید اگر این نیاز برطرف نشود چه عواقبی دارد. (هم برای فرد و هم برای اجتماع): 1. تجاوزات جنسی که هر روزه اتفاق می افتد (برخی در رسانه ها انعکاس می یابد، ولی بیشتر آنها برای حفظ آبرو خاموش می ماند.) 2. مشغول بودن فکر در این باره و در نتیجه نداشتن تمرکز در کارها (درس خواندن، کار کردن و ... ) 3. قتل هایی که به خاطر مسائل جنسی به وقوع می پیوندد. 4. دیدن فیلم ها و عکس های مستهجن برای ارضای خود که تعادل روانی فرد را به تدریج به هم می زند. 5. جهان را به صورت جنسی دیدن و توهماتی از این قبیل که فرد را از دنیای واقع به دنیای خیال انگیز و بیهوده خود می برد. 6. فرد دچار حالات هیجانی از قبیل: خشم، افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، غم مرضی و ... می شود.(برای مثال چون فرد نتوانسته است خود را ارضا کند و در رسیدن به هدف خود ناکام مانده است حالت پرخاشگری به او دست می دهد.) 7. ورود افکار جنسی و شهوتی به ذهن و ساختن داستان های خیالی در مورد اهداف جنسی خویش، که زمینه را برای جرایم جنسی آماده می کند و بسیار خطرناک است. 8. تجاوز به همجنس یا ارضای خود به وسیله همجنس که گناهی بس بزرگ است. 9. زنا. 10. استمنا. 11. و ... تمام این موارد هم عواقب فردی دارند و هم عواقب اجتماعی، که عواقب اجتماعی آن بسی بیشتر از عواقب فردی آن است. (مجال بحث در اینجا نیست.) این را هم به یاد داشته باشید که این عواقب و نتایج در نتیجه عدم ارضای جنسی به وجود می آید. حال شما بگویید با توجه به این عواقب و گفته های بالا چه باید کرد؟ وقتی جوانی می بیند راهی برای ارضای مشروع نیست دست به انتخاب می زند که چگونه خود را ارضا کند و آبی بر آتش شهوت خود بریزد؟(استمنا کند، تجاوز به عنف کند، لواط کند، با دختری طرح دوستی ریخته و با او زنا کند و ...) خواهش می کنم این پرسش مرا به طور معقول و منطقی پاسخ دهید. (در صورت پاسخ ندادن، به رسالت خود که پاسخگویی است عمل نکرده اید.)
من به عنوان یک دانشجوی جوان شیعه ایرانی از شما به عنوان یک روحانی شیعه سؤال دارم و می خواهم پاسخ من را بدهید. شما می گویید روابط بین دختر و پسر غلط است. حتی بعضی از روحانیون از دانشگاه های مختلط هم ایراد می گیرند. من قرآن، احادیث و روایاتی خوانده ام و مدتی در این زمینه تحقیق کرده ام. شیعه همیشه افتخارش تحلیل دین با عقل بوده. (من کنت مولاه فعلی مولاه)، تفکر در سخنان پیامبران و ائمه(ع)، فرق ما با اهل تسنن این است که شیعه شدیم. به حضرت علی(ع) گفتند کسی دچار یک نوع انحراف جنسی شده. حضرت علی(ع) به سراغش رفت و چنان به پشت دستش زد که دست آن فرد زخمی شد و همان موقع زنی را به عقد آن فرد در آورد. (البته بین ازدواج موقت و ازدواج دائم شک است. ولی این روایت سهولت ازدواج در آن زمان را می رساند.) حالا سؤال من از شما این است: اگر حضرت علی(ع) در این زمان و در ایران بود چه می کرد؟ همان کار؟ کاری که شما می گویید؟ یا کار دیگری؟ آیا شما حاضری دخترت را به ازدواج موقت و یا حتی ازدواج دائم با پسری که نه سربازی رفته نه کار داره و نه ... در آوری؟! الان جوی در جامعه به وجود آمده که مردم ازدواج موقت را از زنا هم بدتر می دانند. اشتباه نکنید من خواهان روابط آزاد و بی حجابی نیستم. همه اینها اشتباه است. من آیات قرآن در زمینه عدم شرایط ازدواج و اینکه باید صبر و تحمل کرد را خوانده ام ولی هر چه فکر کردم جوانان ایران را مشمول این آیه ندیدم. ما پسر مجرد کم داریم یا دختر مجرد؟ شما می گویید: جوان باید زودتر ازدواج کند. این فقط یک حرف است واقعیت چیز دیگریست. واقعیت این است که اگر می توانید کار و مسکن برای جوانان ایجاد کنید تا این حرف عملی شود. وگرنه این خود جوان است که باید دختری مطابق با شرایطش پیدا کند. من به عنوان یک جوان چگونه یک دختر را بشناسم تا با شناخت با او ازدواج کنم؟ شما می گویید: از طریق خانواده و یا آشنایان، زن همسایه و یا غیره و ذالک. همیشه من باید نفر دومی باشم که پسند می کنم. چرا شما نمی گویید مختلط بودن دانشگاه باعث ازدواج با شناخت جوانان شده و طبق آماری که خودتان ارائه دادید کمترین آمار طلاق از همین ازدواج های دانشجوییست. که این مختلط بودن دانشگاه می تواند علاوه بر کسب علم یک فرصت برای ازدواج جوانان باشد. البته افراد بی جنبه و بد زیادن ولی نباید از مشکل فرار کرد بلکه باید با آن جنگید. ممکن است نظر من نوعی برای شما مهم نباشد ولی آن را می گویم: «به نظر من شما باید دانشگاه ها را مختلط کنید و یک واحد درسی هم برای شناخت روابط صحیح دختر و پسر اختصاص دهید و در آن عشق سالم و ... را آموزش دهید. اگر ما روابط دختر و پسر را غلط ندانیم و یک جوان مسلمان تربیت کنیم اولا می داند با چه کسی رابطه برقرار کند ثانیا حدود رابطه را هم حفظ می کند ثالثا ترس از دختر و یا پسر (که بین خیلی از جوانان رایج است) از بین می رود. رقابت درسی به وجود می آید. ازدواج آسانتر می شود و مهمتر از همه گرایش به دین نزد جوانان بیشتر می شود.» تمام اینها را گفتم که این را بگویم. حرف آخر: وقتی حضرت مهدی(عج) ظهور کنن اول با کسانی میجنگن که آبروی اسلام و شیعه رو بردن که در روایات اومده خیلی از روحانیون بعد از ظهور، حضرت مهدی(عج) را تکذیب می کنند و طرفداران اصلی حضرت مهدی(عج) جوانانند. البته روحانیون انسان های خوبی هستن و شاید در بعضی کهولت سن باعث شده نیازهای جوانیشان را فراموش کنند. نیاز جوانی فقط شهوت نیست!
من یک دانشجوی پسر رشته پزشکی هستم و به دلیل اقتضای شغلی بالاجبار چه در زمان تحصیل و چه در در زمان اشتغال می بایست به معاینه بیماران (چه زن و چه مرد) بپردازم که این عمل شامل نگاه و لمس می باشد و در صورتی که در دوران تحصیل به این کار نپردازم علاوه بر اینکه از طرف سیستم آموزشی و درمانی مورد مؤاخذه قرار می گیرم، آموزش علمی من تحت الشعاع قرار خواهد گرفت که در آینده شغلی و پزشکی و وظایفی که در جامعه به عهده خواهم داشت، اختلال ایجاد خواهد کرد (چرا که بسیاری از بیماری ها و معاینات مربوط به بیماران غیر همجنس است مثل بحث زنان و زایمان و یا اینکه بعضی بیماری های نادر به ندرت دیده می شود که یک پزشک می بایست از علائم و معاینه آن آگاه باشد، گرچه در جنس مخالف باشد) حال اگر پاسخ این است که می بایست حتی المقدور بیمار غیرهمجنس معاینه نشود، گرچه این کار غیر ممکن نیست اما موجب ضعف آموزشی خواهد شد. در نتیجه در آینده اگر پزشک مامور به خدمت در یک منطقه دور افتاده شود که فقط یک پزشک دارد، تکلیف بیماران غیرهمجنس با او چه خواهد شد در حالی که آموزشی در این رابطه ندیده است؟ و اگر پاسخ مسائلی مانند آنچه در توضیح المسائل نوشته است می باشد (توضیح المسائل: اگر بدون نگاه می توان درمان کرد، بدون آن درمان انجام شود و اگر با نگاه بتوان درمان کرد، لمس انجام نشود، اگر نگاه لازم است، با استفاده از آینه صورت گیرد! و ... ) این امر به هیچ عنوان در درمان جایگاهی ندارد، چرا که معاینه در هر بیماری که به پزشک مراجعه می کند از چند بخش اصلی تشکیل می شود که شامل پرسش از بیمار، نگاه، لمس و ... می باشد که حذف کردن هر یک از این اجزا ممکن است در تشخیص و درمان اختلال ایجاد کند و چه بسا که جان بیمار در معرض خطر قرار گیرد. استفاده از وسایلی مانند آینه هم که بیشتر به یک شوخی شبیه است تا یک راه حل! لذا خواهشمند است با یک راهکار منطقی و عملی مرا راهنمایی فرمایید.
با اظهار شرمندگی از انتقاد صریح که بر حسب تکلیف عر ضه می گردد. پاسخی که به پرسش مربوط به آیه شریفه: «رب المشرقین و رب المغربین» داده اید وافی به مقصود نیست. خداوند متعال در قرآن کریم اصولی را بیان فرموده است که چون مطابق داب قرآن بسیار مؤجز هستند متأسفانه مورد توجه مفسران قرار نگرفته اند و تا این اصول به گونه شورایی و تحقیقی / تخصصی بررسی و طبقه بندی نشوند نمی توان بر اساس یافته های مفسران سنتی به پرسشگران پاسخ درست داد و نسبت به رفع تکلیف دینی احساس رضایت نمود. یکی از اصول مورد نظر آیه عظیم: «و من کل شیء خلقنا زوجین ... » است. باید توجه داشت که قول خداوند حق مطلق است. پس این آیه اصل است. یعنی خداوند همه چیررا زوج آفریده است تا با خالق فرق داشته باشند و فردیت در حق خالق ثابت بماند: «لیس کمثله شیء». ما می بینیم که بسیاری از اشیاء زوج دارند و بعضی را هم می بینیم که ظاهرا زوج ندارند؛ مانند همین زمین که خداوند داشتن دو مشرق و دو مغرب آن را یکی از نشانه های ربوبیت خود و نعمات در حق ما تعریف فرموده است. حال اگر ما زوجی برای زمین که آن هم یک شیء است و باید طبق تصریح خداوند و نظام عمومی کائنات متقارن باشد، نمی بینیم. باید منکر کلام خداوند و نیز عالم غیب بشویم؟ و دست روی دست بگذاریم و برای پاسخ به جویندگان علم و حقیقت به همان تفسیر پیشینیان بسنده نماییم؟ پس احوال جنیان چگونه است و کجا زندگی می کنند؟ حالت روح در بدن که با آن در آمیخته است و دیده هم نمی شود چگونه است؟ مگر نمی شود این قبیل حقایق را با توسل به همین اصل تزویج و تحقیق شده پاسخ دانشمند پسند گفت؟ علاوه بر این موضوع، اصول دیگری هم در قرآن هست که برای فهم درست قرآن ضرورت درجه اول دارند. خدایا تو آگاهی که من گفتم!
سؤال من در رابطه با ازدواج موقت است. بالاخره خوب است یا بد؟ اگر خوب است چرا در مملکت ما از لحاظ عرفی آن قدر بد جا افتاده و من تا به این سن که رسیدم ندیدم هیچ روحانیی در این مورد حرفی بزنه و احکام دینو بگه. هر وقت هم که سال می پرسی آدمو می پیچونن و از جواب دادن طفره میرن. روایت است امام علی(ع) فرمود: «اگر عمر ازدواج موقت را حرام نمی کرد فقط بدبخت ترین مردم دست به زنا می زدند.» چرا در جامعه ما فقط ازدواج راه حل همه چیز است؟ شاید کسی نتواند یک زندگی را اداره کند! (چه مادی چه معنوی) ببخشید ولی اگر بد است مستقیم بگید بد است که سنی هام مارو سرزنش نکنن. فقط برای مایه دارا خوب است؟ یا شایدم علما جواب روشنی برای این مورد ندارند؟ سوره نساء، آیه 24 رو همه می شناسیم. این پاشیدگی خانواده نیست بلکه اهمیت دادن به خانواده است. اگر شما حرف از دین می زنید باید تمام آن را اجرا کنید نه گزیده ای حتی قطع انگشت دزدان، سنگسار و ... باید اجرا شود و اگر از تبلیغات بیگانه می ترسید و یا شرایط را در نظر می گیرد پس باید همه موارد را تحت تأثیر شرایط در نظر بگیرید! این سؤال من و جمعی دوستانم از شماست. لطفا پاسخ قانع کننده ای بدید. ما دوست داریم شما جوابمان را بدهید و ما را قانع کنید چون حقیقت برای ما مهم است نه چیز دیگری ولی اگر جوابی دور از عقل و عدالت باشد نه من بلکه هیچ جوانی را نمی تونید قانع کنید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed