پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


دکتر محمد والی پور با عرض سلام و خسته نباشید. من جوانی ۲۲ ساله هستم. از استان گلستان شهر گنبدکاووس. من آدم به شدت افسرده و غمگینی هستم. هیچ حسی به این زندگی ندارم. هیچ علاقه ایی به هیچ چیزی ندارم. حتی میل به غذایی که دوسش دارم هم ندارم. به هون چیزایی که قبلا حال منو خوب میکرد فکر میکردم یا انجام بدم بازم حال منو خوب نمیکنه. بدتر حالم بد میشه. شبا نمیتونم بخوابم. حس میکنم قلبم کند میزنه. میترسم. خیلی زیاد میترسم. از مرگ میترسم. اما همیشه فکر خودکشی تو ذهنم هست. با تمام وجودم دلم میخواد که درمان بشم. منشا این افسردی و ترس رو از یه چیزی میبینم. که اونم حدود ۱۵ ماه پیش یکی از دوستام در مورد اجنه و شیاطین به من گفته بود. و تو گوشیش کلیپ های ترسناک نشون داد. همون لحظه حالم خوب بود. یک ساعت بعد تو راه خونه بودم با تاکسی. یجوری ترسیده بودم که تو عمرم اینطوری نشده بودم. واقعا وحشتناک بود. نمیتونستم خودمو کنترل کنم. حالت تهوع داشتم. ضربان قلبم بالا بود. به هر حال گذشت. دی ماه سال ۹۶ بود. روز بعدش حالم بهتر شد. ولی بازم تفکرات منو راحت نمیذاشت. و دوباره ترس و حالت تهوع و بی قراری و اضطراب داشتم. نا امید بود. بلخره رفتم به روانپزشک شهرمون. چندتا قرص داد مصرف کردم بعد تموم شدن قرصا حالم بهتر بود. ۱ سال حالم خوب بود. اما نه کاملا. همیشه بازم احساس ترس رو حس میکردم. تا این که الان دو هفته است بدتر شدم. یه بیماری کاملا متفاوت. افسردگی. ترس. بی حالی. بی خوابی. بی اشتهایی. بی شوق و ذوق. فکر به خودکشی. قبلا این حالت ها میومد تپش قلب داشتم الان تپش قلبم کمه. و حس میکنم قلبم کندتر میزنه. این حالت ها رو دو هفته است که ۲۴ ساعته دارم. گاهی تو روز خیلی بیشتر میشه. گاهی کمتر. دلم میخواد درمان بشم. هیج امیدی ندارم ولی بازم دلم میخواد زنده بمونم. حس میکنم خیلی تنهام. کلی حرف دارم که بزنم. ولی... از شما خواهش میکنم آقای دکتر. منو درمان کنید...



اولین کسی باشید که به این سوال پاسخ می دهید !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده