سلام کاربر میهمان، خوش آمدید! یکشنبه، 31 اردیبهشت سال 1391
جستجوجستجو
تبلیغاتتبلیغات
تبلیغاتتبلیغات
اس ام اساس ام اس
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد
نمی دانم نداشتن ات سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد ...

اس ام اس عاشقانه

ابرواژهابرواژه
بیشتر بودن اهل سنت معنای ثارالله معلول ذهنی امر به معروف عشق و عقل تحقیق در دین کیفیت وحی شیطان انسی آتوماتای Krinsky موسیقی در ورزش ترس از تمسخر دیانت و سیاست حدیث« سلوا الله حوائجکم.. مشروعیت سلسله صفویه پیروی از امامان(ع)
تبلیغاتمسابقه کتابخوانی
بدانید و برنده باشید
از کتابخوانی لذت ببرید

ketabkhani.com

تبلیغاتمحک
در محک می توانیم، عشق
را به زندگی مبدل کنیم

الان میخوام کمک کنم

تبلیغاتتبلیغات
تبلیغاتتبلیغات
تبلیغاتاهدای عضو
شما هم می توانید سهیم
باشید، راز جاودانگی

اهدای زندگی

تبلیغاتشارژ اینترنتی
شارژ ایرانسل، تالیا
و همراه اول با جایزه

جایزه می خواهم

آمار کاربرانآمار کاربران
ثروتمندترین کاربران
کنجکاوترین کاربران
داناترین کاربران
جدیدترین کاربران
ابزارهاابزارها
نمایش رتبه سایت در الکسا
نمایش پیج رنک گوگل
ماشین حساب
نمایش فعال بودن جاوااسکریپت
نقشه ایران
پیوندهاپیوندها
پرسش و پاسخ
خرید شارژ ایرانسل
خرید شارژ همراه اول
خرید شارژ تالیا
بازی فلش آنلاین
ثبت رایگان سایت و وبلاگ در دایرکتوری

در اینجا لیست پرسش های مرتبط با کلیدواژه بی‏اعتمادی به جنس مخالف (3) را مشاهده می فرمائید.
در حال حاضر 3 پرسش مرتبط با کلیدواژه بی‏اعتمادی به جنس مخالف در پرسشکده موجود است.
برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.
برای مشاهده ی عکس های مرتبط با کلیدواژه بی‏اعتمادی به جنس مخالف، اینجا را کلیک کنید.


ردیفپرسش
1سؤال من در رابطه با مسأله آشنایی و ازدواج می باشد. می دانید که امروزه معیارهایی که برای شیوه ازدواج سنتی وجود دارد، اکثرا معیارهایی غلطی هستند و فقط به درد عده خاصی در جامعه می خورند. در این جور خواستگاری ها -که من خودم تعداد زیادی را تجربه کرده ام- موقعیت مالی و اعتباری و فامیلی پدر دختر و سایر وابستگانش است که همه چیز را تعیین می کند و این بین تنها چیزی که اصلا هیچ اهمیتی ندارد شخصیت و موقعیت خود دختر است که کاملا بی اهمیت است. از این رو خود من از مراسم خواستگاری شدیدا بدم می آید و خیلی دچار فشار روحی می شوم. از طرفی با توجه به اعتقاداتم در ارتباط با جنس مخالف شدیدا محتاط هستم و حتی در محیط تحصیلی و کاری ام هم به کسی اجازه نداده ام که پای این صحبت ها را باز کند و به قول معروف لاس بزند. از طرفی به خاطر این که پدر مادر خودم زندگی موفقی نداشته اند و من با اخلاق و روحیات پدرم خیلی مشکل دارم، یه جورایی به مردها بی اعتمادم و هیچ وقت دوست ندارم اختیار خودم را دست کسی بدهم. از این رو ازدواج برای من مثل آواز دهل شنیدن از دور خوش است، می باشد. یعنی همیشه خودم را قانع می کنم که ازدواج از نظر شرعی و عاطفی ضروریست، اما تا وضعیت جدی می خواهد پیش بیاید کاملا افسرده می شوم و می خواهم یک جوری خودم را از این وضعیت خلاص کنم. واقعا نمی دانم که با روحیات من اصلا امکان دارد که من به کسی علاقمند شوم یا به علاقه کسی اعتماد کرده و بپذیرم؟ اعتقاد دارم که فقط یک نفر در دنیا هست که می توانم با او خوشبخت شوم و همه را با تخیل خودم می سنجم. ولی آیا واقعا می توانم منتظر یک همچین فردی بشوم؟ من الان 26 ساله، مهندس و کارمندم، البته موقعیت خانوادگی خوبی ندارم اما توقع دارم با کسی ازدواج کنم که متناسب من باشد، نه متناسب پدر و مادرم. ولی نمی دانم این توقع درستی است؟ اصلا آیا کسی پیدا می شود که مرا فقط به خاطر خودم بخواهد؟
2من در شرف ازدواج هستم راستش قبلا متوجه حساسیتم نسبت به آقایون در ارتباط با خانوما شده بودم ولی فکر نمی کردم اینقدر حاد بشه زمان کارشناسی و بعدش همیشه دوستام برای مشاوره پیشم میومدن و مشکل همشون خیانت همسر یا معشوقه هاشون بود حتی فردهایی که واقعا عاشق بودن بعدا عوض شدن. ذهنیت من نسبت به آقایون این شده که فوق العاده تحت تأثیر غریزه هستن و هیچ وقت سیراب نمیشن شاید ناراحت بشین ولی حتی تو نزدیکامون هم از بس دیدم که از حد به در شده همه اوایلش برا طرف میمیرن ولی خیلی زود رنگ میبازن و یا در خفی چشم چرونی میکنن. آنقدر دیدم و شنیدم که از زندگی متنفر شدم. به هیچ کس حتی مذهبی ها هم نمی تونم اعتماد کنم من دختر چادری هستم و فردی که به سراغم اومده از اوناست که همیشه آرزو داشم (مؤمن) البته ظاهرش و رفتارش تو دانشگاه از لحاظ ارتباط با نامحرم قابل ستایشه ولی هر چی به من اظهار محبت میکنه من باور نمی کنم و فکر می کنم این فقط چند مدته و بعد براش عادی میشم البته اینارو هم تا حدی با اون در ارتباط گذاشتم ولی هر روز بدتر می شم تا جایی که می خوام ازدواج نکنم کمک کنید واقعا خسته شدم. به من حق بدید وقتی تو یک خانواده 3 مورد خیانت دیده بشه و از دوستام 80 درصدشون بیگناه شکست بخورن باید چه کار کرد؟ چه طور به آینده امیدوار بود؟ با این وضع بی حجابی و ترویج زن صیغه ای. من در تمام قشرا اینارو دیدم چه مذهبی چه غیرمذهبی من خودم مشاوره می کنم ولی قربانی شدم از بس شکست دیدم. شاید بگید افراد موفق رو نگاه کنید ولی تو اونا هم خیلیاشون در اشتباهن چون طرف خانمش کنارش نیست ولی تو دانشگاه با نامحرما کلی دوست شده و وقتی میره خونه برا خانومش فرشته میشه و اون زن بیچاره چی میدونه که مردش در نبودش چه کار میکنه! سرتونو درد آوردم. ببخشید ازتون میخوان کمکم کنید آیا من ازدواج میتوم بکنم یا بهتره با این حساسیتم مجرد بمونم. ای کاش آقایون با ازدواج چشمو و دلشون سیر می شد که متأسفانه اکثرا اینطور نیست. من بدبین نیستم حقایق اینارو میگه.
3اگر کسی نتونه به دخترها اعتماد کنه چه کار باید انجام بده تا از این حال در بیاد؟

آر اس اس
 
Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed