جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

در اینجا لیست پرسش های مرتبط با کلیدواژه اعتماد به نفس (28) را مشاهده می فرمائید.
در حال حاضر 28 پرسش مرتبط با کلیدواژه اعتماد به نفس در پرسشکده موجود است.
برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.
برای مشاهده ی عکس های مرتبط با کلیدواژه اعتماد به نفس، اینجا را کلیک کنید.


ردیفپرسش
1سلام. من پسری 17 ساله هستم. الان کلاس سوم دبیرستان هستم. من توی جمع مشکل دارم و نمیدونم چرا قدرت فکرکردن و حرف زدن بابقیه در جمع ازم سلب میشه. وقتی که یه نفر از اقواممون که حتی هم سن هم هستیم باهام حرف میزنه، من گیج ام و نمیتونم فکرکنم و بهش جواب بدم و باهاش صحبت کنم و همه اش سرمو براش تکون میدم و میگم آها. در کل نمیتونم با اطرافیانم ارتباط برقرار کنم - حتی سرکلاس هم توضیحات معلم رو خیلی خوب متوجه نمیشم. (درسم خوبه) تا نرم خونه همون درسو دوباره بخونم، اون مطلبو یادش نمیگیرم. بعضی وقت ها هم که یه سوال درسی واسم پیش میاد از معلم میپرسم، هر جوابی که بهم داد قبول میکنم و بحث رو ادمه نمیدم
2با سلام و خسته نباشيد،دكتر من ي كم از نظر اجتماعي در سطح پايينم،ي كم گوشه گير،اعتماد بنفس ندارم،تو روابط اجتماعيم مشكل دارم_اداب معاشرت بلد نيستم،درست صحبت كردن رو بلد نيستم،دوست دارم ي كتاب خيلي خوب بهم معرفي كنيد در رابطه با مشكلم_ممنون ميشم اگه اسم نويسنده ش رو هم بگيد مرسي باي
3فکر میکنم بیشتر احساس خجالتی که توی من وجود داره بخاطر مسئله ی زنیکوماستی باشه تو جمع اقوام هم زیاد حرف نمیزنم و تا حدود زیاد ی گوشه گیرم با این خصوصیاتم نمیدونم چطور میتونم به دختر عمم نزدیک شم
4باسلام من پسر20ساله ای هستم ک روابط عمومیم ضعیفه مخصوصا در مورد جنس مخالف حتی اگه درمورد مسایل درسی باشه نمیدونم چطور باید سوالمو مطرح کنم و در واقع خالت میکشم لطفا در این زمینه بهم مشاوره بدید سوال دیگه ای هم که داشتم در همین مورده من به دختر عمم علاقه دارم و دوسش دارم اونم از این موضوع اطلاعی نداره نمیدونم چطور باید بهش این موضوع رو بگم بعضیا میگن برای اینکه روی صحبت با یه نفر رو بازکنی باید اول درمورد مسایل کلی حرف بزنی مثل درس و یا علاقه به فوتبال و یا چیزای دیگه و بعدش باید وارد مسائل دیگه شد من باید چطور باکم روییم مقابله کنم و چطور میتونم به دختر عمم از علاقم بهش بگم باتشکر
5سلام.24 سالمه.دچار اضطراب اجتماعی هستم و اعتماد بنفسم خیلی کم شده.تو حرف زدن خیلی دچار مشکل میشوم.نمیتونم جمله های بلند رو ادا کنم.موقع حرف زدن دچار اضطراب میشوم و نمیتونم چیزی که تو ذهنم هست رو رو زبان بیارم.خیلی وقتا کلمات رو ناقص ادا میکنم.راه حلش چیه. تشکر
6سلام:من هنگامی که توی جمع باچندنفرمخوام صحبت کنم توی حرف زدن هول مکنم یعنی دست پاچه میشم خواهش میکنم بنده راراهنمای کنی باید چکارکنم که بهبودپیداکنم؟باتشکر
7سلام آقای دکترببخشید یه سوال دیگه افکارمن همش درمورد اینه که رفتاربقیه بامن چجوریه یامنچجوری باید بابقیه رفتارکنم الان دارن پشت سرم چی میگن یااینکه فلانی چه حرفی بهم گفت وازاین جورفکرا همش توی ذهنم دارم بقیه رومحکوم وازخودم دفاع میکنم دیگه اینکه وقتی باحتی یه بچه روبرو میشم نمیتونم ارتباط درستی برقرار کنم ودچارترس میشم چیکارکنم؟
8با سلام و درود من پسری 24 ساله هستم و قدم 162 سانای متر هس و این موضوع همیشه اثر منقی رو من داشته تو زمان تحصیل و تو جامعه همیشه زخم زبونایی شنیده ام و هر وقت تو خیابون راه میرم و اقراد قد بلند ار از خودمو میبینم احساس حقارت میکنم واین مسِاله اعتماد ب نفسمو شدیدا کاهش داده و چن باری هم به خاطر همین موضوع از دخترای مختلف جواب نه شنیدم و به همین دلیل دیگه سمت دختری نرقتم و این موضوع که ختی کسی دو برا خودم ندارم واقعا ازارم میده ممنون میشم اکه بتونین کمکم کنید با تشکر
9من یک مشکلاتی مانند کمبود اراده و اعتماد به نفس دارم و خلاصه حس می کنم یک بحران هایی دارم و به تصمیمات واحد و یکسانی در زندگی ام نرسیده ام آیا من باید قبل از ازدواج این مشکلات را حل کنم یا بعد از ازدواج و در کنار همسرم این مشکلات را حل کنم و به خود سازی بپردازم؟
10راه کارهای افزایش اعتماد به نفس را راهنمایی کنید.
11حقیر در بیشتر اوقات وقتی که می خواهم عمل مستحب و یا کار خوبی انجام بدهم و یا تصمیم گرفتم که بعضی از افکار زشتم را تغییر بدهم، ناخودآگاه فکری وارد ذهنم می شود که دیگر نمی توانم قرص و محکم تصمیم بگیرم، از قبیل: من نمی توانم، از من بر نمی آید و ... و احساس می کنم که چیزی در درونم نمی گذارد که کاری مثمر ثمر انجام دهم. پس با کمی تعارض از انجام دادن آن صرف نظر می کنم و به همین شیوه که ادامه می دهم کم کم و به مرور زمان احساس حقیری و بی ارزشی می کنم، لطفا مرا راهنمایی کنید.
12من 21 ساله دانشجوی برق هستم. من گاها موقع صحبت کردن با دیگران با خودم فکر می کنم که آنها سخن من را مسخره فرض کرده اند یا وقتی به شوهرم اظهار محبت می کنم فکر می کنم نکند همسرم اظهار محبتم را باور نکند؛ به طور کلی اعتماد به نفسم موقع حرف زدن پایین است، در این مورد از شما راهنمایی می خواهم.
13در یک جا می گویند آدم باید خودش باشه و در جای دیگر می گویند مراقبه داشته باش و در یک جا می گویند تظاهر نکن! چگونه می شود سه تا را با هم جمع کرد؟
14چگونه می توانم اعتماد به نفس پیدا کنم؟ اگر می شود برای این موضوع کتابی معرفی کنید؟
15برای اینکه شخصی که از لحاظ امکانات مادی در مضیقه است در جمع دوستان و اطرافیان احساس حقارت نکند، چه باید کرد؟
16لطفاً تفاوت و مرز میان «تکبر، خودپسندى و خودستائى» با «عزت نفس و اعتماد به نفس» را بیان کنید، چرا که گاهى نمى‏توانم تشخیص دهم عمل من از روى تکبر بوده است یا از روى عزت نفس؟
17لطفاً روشى به من یاد بدهید تا جرأتم زیاد شود و بتوانم حرف بزنم؟
18براى جلوگیرى از هول شدن، کم‏جرأتى، تپق زدن هنگام حرف زدن و دست و پاى خود را در مقابل جمع گم کردن، چه باید کرد. در ضمن براى کسب اعتماد به نفس، مرا راهنمایى کنید؟
19احساس مى‏کنم انسان اجتماعى و برون‏گرا نیستم ؛ زیرا هنگام حضور در جمع دوستانه یا مهمانى حرف زیادى براى گفتن نمى‏یابم. اگر هم حرفى‏داشته باشم، نمى‏توانم صریح و با آرامش بیان کنم و مجبور مى‏شوم در گوشه‏اى ساکت بنشینم و فقط به صحبت‏هاى دیگران گوش داده، جواب آرى یا نه بگویم. این سکوت بیش از حد باعث نارضایتى و ناراحتى طرف مقابل مى‏شود ؛ زیرا به قول خودشان من یک فرد با حال نیستم. فرق من با کسى که صحبت‏هایش روان است و به راحتى مى‏تواند در دل دیگران نفوذ کند و سخنان ارزشمند بگوید در چیست؟ چرا او با آرامش و راحتى نظرش را ابراز مى‏کند ؛ ولى من با خجالت و احتیاط... احساس مى‏کنم وقتى کسى بار اول با من برخورد مى‏کند، مرا بهتر از آنچه هستم مى‏بیند ؛ ولى بعد از مدتى برخوردش دگرگون مى‏شود و حتى سعى مى‏کند خود را کنار بکشد.
20جرأت کنفرانس دادن را ندارم ؛ احساس مى‏کنم آن‏گونه که باید بر سخن گفتن مسلط نیستم و نمى‏توانم آنچه را که مى‏دانم بر زبان آورم. در ضمن اگر کسى هنگام سخن گفتن انتقاد کرد، چگونه باید برخورد کنیم؟ لطفاً راهنمایى‏ام کنید.
21اگر امکان دارد مرا در بعضی از موضوع هدایت کنید: الف) حفظ روند پیشرفت و جلوگیری از تبدیل اعتماد به نفس به غرور ب) کنترل غریزه
22همه از من بدشون می آد؟
23اعتماد به نفس من خیلی کم است چکار کنم؟
24من احساس می کنم خودمو هنوز نشناختم سعی می کنم از دیگران تقلید کنم. اصلا می خوام خودم باشم چکار کنم؟ چه شکلی خودمو بشناسم و دوست داشته باشم؟
25برای این که بتونم وقتم رو تنظیم کنم بیشتر درس بخونم اعتماد به نفسم افزایش پیدا کنه چه کار کنم؟ (دانشجوی ترم دوی مهندسی شیمی هستم.)


آر اس اس


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed