سلام کاربر میهمان، خوش آمدید! جمعه، 10 مرداد سال 1393
جستجوجستجو
زندگی لاپلاسی

در اینجا لیست پرسش های مرتبط با کلیدواژه نداشتن خواستگار (38) را مشاهده می فرمائید.
در حال حاضر 38 پرسش مرتبط با کلیدواژه نداشتن خواستگار در پرسشکده موجود است.
برای مشاهده پاسخ هر یک از پرسش ها بر روی آن پرسش کلیک نمایید.
برای مشاهده ی عکس های مرتبط با کلیدواژه نداشتن خواستگار، اینجا را کلیک کنید.


ردیفپرسش
1چگونه می توان شرایط ازدواج کردن را فراهم کرد در حالیکه کسی ما را نمی شناسد که این مشکل بسیاری از دختران امروزی است؟ بسیاری احساس نیاز به این امر را داریم اما نمی دانیم چکار بکنیم؟
2سؤال من در رابطه با مسأله آشنایی و ازدواج می باشد. می دانید که امروزه معیارهایی که برای شیوه ازدواج سنتی وجود دارد، اکثرا معیارهایی غلطی هستند و فقط به درد عده خاصی در جامعه می خورند. در این جور خواستگاری ها -که من خودم تعداد زیادی را تجربه کرده ام- موقعیت مالی و اعتباری و فامیلی پدر دختر و سایر وابستگانش است که همه چیز را تعیین می کند و این بین تنها چیزی که اصلا هیچ اهمیتی ندارد شخصیت و موقعیت خود دختر است که کاملا بی اهمیت است. از این رو خود من از مراسم خواستگاری شدیدا بدم می آید و خیلی دچار فشار روحی می شوم. از طرفی با توجه به اعتقاداتم در ارتباط با جنس مخالف شدیدا محتاط هستم و حتی در محیط تحصیلی و کاری ام هم به کسی اجازه نداده ام که پای این صحبت ها را باز کند و به قول معروف لاس بزند. از طرفی به خاطر این که پدر مادر خودم زندگی موفقی نداشته اند و من با اخلاق و روحیات پدرم خیلی مشکل دارم، یه جورایی به مردها بی اعتمادم و هیچ وقت دوست ندارم اختیار خودم را دست کسی بدهم. از این رو ازدواج برای من مثل آواز دهل شنیدن از دور خوش است، می باشد. یعنی همیشه خودم را قانع می کنم که ازدواج از نظر شرعی و عاطفی ضروریست، اما تا وضعیت جدی می خواهد پیش بیاید کاملا افسرده می شوم و می خواهم یک جوری خودم را از این وضعیت خلاص کنم. واقعا نمی دانم که با روحیات من اصلا امکان دارد که من به کسی علاقمند شوم یا به علاقه کسی اعتماد کرده و بپذیرم؟ اعتقاد دارم که فقط یک نفر در دنیا هست که می توانم با او خوشبخت شوم و همه را با تخیل خودم می سنجم. ولی آیا واقعا می توانم منتظر یک همچین فردی بشوم؟ من الان 26 ساله، مهندس و کارمندم، البته موقعیت خانوادگی خوبی ندارم اما توقع دارم با کسی ازدواج کنم که متناسب من باشد، نه متناسب پدر و مادرم. ولی نمی دانم این توقع درستی است؟ اصلا آیا کسی پیدا می شود که مرا فقط به خاطر خودم بخواهد؟
3چرا اونا می تونن ولی من نه؟ من راه و روش اونا رو یاد ندارم. تو این شهر پسر خیلی سیا سوخته اند بچه ها می گن تو این شهر باید اینجوری پسر پیدا کنی وگرنه مجبوری با یکی از اینا ازدواج کنی یا ترشیده شی! من مدتی بود که از پسرخاله ام خیلی خوشم اومده بود ولی نتونستم نظرش رو به خودم جلب کنم واسه همین مجبور شدم دیگه بهش فکر نکنم اصلا مگه نمی گن خدا جفت هر کسی رو بهش می ده پس این کارا چیه؟ لطفا من رو قانع کنید.
4من مشکلی دارم و آن اینکه من 24 سال دارم و هیچ خواستگاری تاکنون نداشته ام. از اینکه می گویم هیچی واقعا در این مدت هیچ خواستگاری برای من نیامده و من از این بابت خیلی سرخورده و عصبی شده ام. تو رو خدا دعایی به من بدهید که دارای خواستگاران زیادی شوم و بختم هرچه زودتر باز شود. تو رو خدا کمکم کنید این موضوع حتی پدر و مادرم را هم تحت تأثیر قرار داده. خیلی افسرده شدم.
5من مشکلی دارم و آن اینکه من 24 سال دارم و هیچ خواستگاری تاکنون نداشته ام. از اینکه می گویم هیچی واقعا در این مدت هیچ خواستگاری برای من نیامده و من از این بابت خیلی سرخورده و عصبی شده ام. تو رو خدا دعایی به من بدهید که دارای خواستگاران زیادی شوم و بختم هرچه زودتر باز شود. تو رو خدا کمکم کنید این موضوع حتی پدر و مادرم را هم تحت تأثیر قرار داده. خیلی افسرده شدم.
6می خواستم بپرسم که چرا ما که حجابمان را رعایت می کنیم و چادر می پوشیم کسی به آن صورت به خواستگاری ما نمی آید؟ داشتن حجاب چه قدر در ازدواج مؤثر است؟
7من یه دخترم. نمی خوام همسر آینده ام رو توی این روابط (روابط دختر و پسر) پیدا کنم. اگه هیچ وقت کسی که می خوام به خواستگاریم نیاد آیا حق من که داشتن یه زندگی مشترک سالم است از بین نمیره؟ اگه از پسری هم خوشم بیاد نمی تونم به هیچ کس بگم چون خیلی کار قبیحیه باید ببینم اگه خواست بیاد اگه نخواد هم که باید شاهد ازدواجش باشم. از کارشناستون می خوام جواب من رو بدهند.
8اینجانب دختری بیست و هفت ساله هستم و مشکلم اینه که خواستگار ندارم تا باهاش ازدواج کنم بنده چهار سال هم تو دانشگاه درس خوندم و سنم رفته بالا. من تو دوران دبیرستانیم و قبل از ورود به دانشگاه خیلی دوست داشتم که همسر آینده ام رو از دانشگاه انتخاب کنم ولی متأسفانه من از همین اوایل ورود به دانشگاه دیدم که پسرا اکثرا دوس میشن و ازدواج نمی کنن به همین خاطر خیلی ناامید شدم تو فامیل هامون هم پسری نیست که تیپ فکریمون یکی باشه و بتونم باهاش ازدواج کنم من تحصیلاتم لیسانس هست و مجردم خیلی ناراحتم که سنم میره بالا و پیر دختر میشم هیچ شغلی هم ندارم و از نظر مالی در تنگنا هستیم لازم به ذکر است که من فقط یه پسر خاله دارم که از من یه سال کوچیکتر هست و تحصیلاتش تا سوم راهنمایی هست خیلی دوست دارم اگه همسری انتخاب کنم همون پسر خالمو انتخاب کنم ولی نمی دونم با وجود این همه اختلاف می تونم خوشبخت بشم؟ من هم دوست دارم ازدواج کنم و در کنار همسرم آرامش یابم ولی چطور می تونم؟ لطفا راهنماییم بکنید.
9من دختری 19 ساله دانشجو هستم و نیاز به همسری با ایمان و خوب دارم. این نیاز به من فشار می آورد. نمی خواهم به گناه بیفتم به من بگویید چگونه می توانم همسرم را پیدا کنم. منتظر جوابتان به زودی هستم.
10بنده دختری هستم که به دلیل مشکل جسمی تا کنون کسی به خواستگاری من نیامده است ولی از آنجا که نیاز به همسر یک نیاز طبیعی برای هر انسانی است دچار مشکل شده ام و واقعا احساس نیاز به داشتن همسر می کنم سعی کرده ام که متمسک به ادعیه و ارتباط هرچه بیشتر با پروردگار شده ام تا آن گونه که صلاح است مشکلم حل شود ولی باور بفرمایید از دست خودم خسته شده ام نمی دانم واقعا چه کنم. لطفا راهنماییم کنید.
11دوستی دارم که حافظ قرآن و پزشک است اما وسیله ازدواجش میسر نمی شود، آیا دعایی تحت عنوان بخت گشایی هست که برایش بنویسم یا بخرم تا انشاءالله ازدواج کند؟
12رمز شوهریابی چیست؟
13چرا انسان عاشق می شود و چرا برخی از آدم ها خاطرخواه زیاد دارند در حالی که بعضی دیگر اصلا خواستگاری ندارند؟
14در روستای ما جادو و طلسم بسیار زیاد است، این اتفاق بارها در اطراف ما افتاده و این مسأله در روستایمان بسیار شایع شده و حتی افرادی به وسیله این دعاها بیمار و یا بختشان بسته شده که به وسیله ملاها طلسم شان را می شکنند. در اقوام ما چه پسر و چه دختر و خواهرهایم هستند که از وقت ازدواجشان گذشته. یکی از اقوام ما هنگام بازسازی خانه شان، کاغذی با نوشته های عجیب و غریب و به زبان عربی پیدا کرده اند. آیا می شود بخت ما بسته شود؟ چگونه می توان بخت بسته شده را باز کرد؟ همه ما تمایل زیادی به ازدواج داریم به خصوص خودم ولی تا الان حتی یک خواستگار هم نداشته ام.
15دختری هستم در سن ازدواج، متأسفانه هیچ خواستگاری ندارم، انواع نمازها و دعاها را خوانده ام، فایده نداشته است؟ لطفا راهنمایی ام کنید.
16اگر دختری دوست داشته باشه ازدواج کنه ولی خواستگاری نداشته باشه، باید چکار کنه؟
17دختری 32 ساله هستم و با وجود تمایل بسیار برای تشکیل زندگی (مثل همه دختران)، متأسفانه هنوز نشد که ازدواج کنم. حالا آیا من می تونم با مرد مجردی که هیچ تمایلی برای تشکیل زندگی و ازدواج نداره دوست باشم؟ مسلما بودن در کنار یک مرد برای من نیازه. فکر کنم برای هر دختری نیازه.
18دخترى هستم 23 ساله و دانشجوى سال سوم. مشکل من این است که احساس مى‏کنم براى ادامه زندگى انگیزه‏اى محکم ندارم و به همه چیز بى‏علاقه‏ام. در واقع همیشه منتظر رسیدن آینده هستم تا شاید تحولى در زندگى‏ام رخ دهد و این بى‏حوصلگى را از من دور کند. از زندگى خسته‏ام و همیشه در پى یک نیروى محرک، انگیزه یا عشق مى‏گردم ؛ زیرا احساس مى‏کنم تنها به این وسیله شور و گرمى به زندگى‏ام باز مى‏گردد ؛ به عبارت دیگر، دوست دارم هر چه زودتر ازدواج کنم. البتّه در این زمینه آدم سخت‏گیرى نیستم. راستش همیشه مى‏ترسم به گناه بیفتم. بسیارى از دانشجویان کم کم تحت تأثیر محیط قرار گرفته و انسان‏هاى دیگرى شده‏اند! من خودم دانشجو هستم و در خوابگاه زندگى مى‏کنم. از نزدیک مشاهده مى‏کنم که بسیارى از دوستانم کم کم راه خیابانى شدن و گشت و گذار در پارک و... را در پیش گرفته‏اند! فقط و فقط به این دلیل که فکر مى‏کنند عفّت و حجاب صحیح، مانع ازدواج آنها مى‏شود! خواهش مى‏کنم راهنمایى‏ام کنید تا قبل از آنکه خداى نکرده دیر شود، مشکلم را حلّ کنم.
19من دانشجوی سال اول هستم. نیاز روحی من ایجاب می کند ازدواج کنم زیرا در روستایمان بیشتر دخترها قبل از 20 سالگی ازدواج می کنند اما من با وجودی که 19 سال دارم هنوز خواستگاری نداشته ام و احساس تحقیر و سرخوردگی جلوی خانواده و اقوام دارم به خصوص که خواهر 16 ساله ام چندین خواستگار داشته است. لطفا کمکم کنید چه کار کنم خیلی از نظر روحی در وضعیت بدی هستم؟!
20من خیلی تحت فشار جنسی هستم در صورتی که نه تقوی دارم و نه موقعیت ازدواج، کارم به جایی رسیده که هر شب فیلم های سکسی ... رو می بینم. من آدم به اصطلاح مذهبی هستم ولی دو رو دارم و روی کثیفمو هیچ کی غیر از خدا نمی بینه؟ چی کار کنم؟ خیلی برام دعا کنید.
21اگر دختری احساس کند وقت ازدواجش است ولى خواستگار مناسبی نداشت، راه یا دعای باز شدن بختش چیست؟
22من یه دختر 25 ساله ای هستم که تا حالا یه خواستگار جدی هم نداشتم. هر کس هم اومده همون جلسه اول بوده و دیگه تموم. الان به شدت نیازمند اینم که کسی رو دوست داشته باشم و دوست داشته بشم اما فایده نداره. یه راهکار جلوی پام بذارین که حداقل این حس خلا در وجودم از بین بره. بارها تلاش کردم که به خودم بقبولونم من نباید ازدواج کنم و همه احساساتم رو نادیده گرفتم ولی دیگه نمی تونم؟
2329 سالمه و مجرد هستم (دختر) به لطف خدا همه از زیبایی چهره ام تعریف می کنند. همه رفتارم را تحسین می کنند، آقایون اکثرا می گویند آرزو دارند همسرشون مثل من باشد و ... قصد خودستایی ندارم فقط می خواستم بدانید ایرادی ندارم اما نمی دانم چرا خواستگار حتی نسبتا خوبی هم تا الان نداشتم ابراز علاقه زیاده اما خواستگاری نه! همه می گویند بختم را بسته اند اما من اعتقاد ندارم چون این صحبت ها را اهانت به خدا می دانم نظر شما چیه؟
24من دانشجوی سال سوم هستم. علی رغم داشتن خانواده ای اصیل و نسبتا مرفه و تحصیلات خانواده و خودم تاکنون خواستگار جدی ای نداشته ام. این موضوع گاهی سبب اضطراب شدید و بروز افکار منفی در من می شود. گاهی نیز باعث ایجاد رفتارهای احساساتی می شود. مثلا گاهی تا حس می کنم آقایی دارد به من نگاه می کند یا مثلا در صف تاکسی ایستاده است (یا هر گونه اشتراک کوچک دیگر) فکر می کنم الان از من خوشش می آید و موضوع به ازدواج می انجامد! با اینکه به احمقانه بودن این تصورات یقین دارم ولی گاهی راه گریز نمی یابم. حس می کنم ازدواج دیگر برایم از حالت آرزو درآمده است و تبدیل به عقده ای بزرگ شده است که نه می توانم به آن برسم و نه می توانم فراموشش کنم. گاهی به داشته هایم شک می کنم و مثلا خیلی زیبا نبودن خودم را دلیل تأخیر در ازدواج می پندارم و گاهی با خودم می گویم: شاید هیچ مردی لایق من نیست (گاهی به خودم شک می کنم گاهی به دیگران). گاهی ازهمه مردهای جوان می ترسم و از آنها متنفر می شوم و دوست دارم به گونه ای از آنها انتقام بگیرم. امیدوارم شما مثل پدری دلسوز مرا راهنمایی بفرمایید و با توجه به حساس بودن من در زمینه عزت نفس و همچنین وجاهت خانوادگی ام از شما می خواهم راهی بسیار لطیف و در شان یک خانم تحصیلکرده جوان در اختیار دختر خود قرار دهید.
25من درنامه قبلی ام به شما گفته بودم که چرا خداوند بعضی از بندگانش را دوست ندارد و بعضی از دعاهایشان را که خیلی ناچیز است برآورده نمی کند و من هم جزء این دسته هستم. من دختری 24 ساله و فرزند ارشد، از بچگی خیلی مشکلات زیادی داشتم از جمله مشکلاتم با دختر خاله و دختر عمویم بود و هنوز هم است چرا که از بچگی همیشه از آنها تعریف می شد و ما چون هم سن و سال هم بودیم خیلی در من اثر بد می گذاشت چون هیچ احد الناسی از من تعریف نمی کرد از دختر عمویم به خاطر قد بلندش و نحوه صحبت کردنش و دختر خاله ام به خاطر زیبایی که داشت تعریف می شد و متأسفانه من این چیزها را نداشتم و همیشه سعی می کردم که با درس خواندنم و اخلاقم و شوخ طبعی ام همه را به خود جلب کنم که این طور نشد و هر چه بزرگتر می شدم اعتماد به نفسم کم و کمتر شد چرا که هیچ کس مرا باور نمی کرد و نمی کند تا جایی که دیگه از همه خودم را کنار کشیدم از آن دختر پر شر و شور به دختری فوق العاده کم حرف و آرام و خجالتی تبدیل شدم. دیگه دوست نداشتم تو هیچ مجلسی باشم چرا که همه به دنبال ظواهر آدما بودن و من از نظر ظاهر زیاد زیبایی چندانی ندارم. وقتی همه ما (من، دخترعمویم، دخترخاله ام) در کنکورشرکت کردیم همه قبول به جز من، منی که تمام وقتم را به درس خواندن مشغول بودم و تمام نمراتم کمتر از 18 نبود منی که وقتی کنکور آزمایشی شرکت می کردم رتبه ام خیلی خوب بود و ... خیلی دعا و نذر کردم که فقط قبول شم اما ... من آن موقع 18 سالم بود و باالطبع مثل خیلی از دخترها باید خواستگار می داشتم اما دریغ از یک خواستگار. اگر در مجلسی شرکت می کردیم برای همه دخترای فامیل حتی خواهر خودم که 1سال از من کوچکتر است خواستگار میومد اما برای من هیچ کس. خیلی دعا و نذر می کردم و حالا هم می کنم فقط یک نفر پیدا بشه که من رو بخواد و پیش قدم بشه اما ... توی فامیل پسری بود که از هر نظر عالی بود و خیلی دوست داشتم که بیاد خواستگاری من امارفت خواستگاری کس دیگه و ... پس می بینید خدا هیچ وقت صدای منو نشنیده و خیلی آرزو داشتم اما به هیچ کدومشون نرسیدم! من الان خیلی تنهام و خیلی خیلی هم دوست دارم که ازدواج کنم اما کو خواستگار؟ اما بازم خدا رو شکر که پدر و مادری دارم که خیلی بهشون افتخار می کنم. بازم خدا رو شکر که تنی سالم دارم و دختری پاک هستم و باز هم خدا رو شکر که تا به حال 2 بار به سفر حج رفتم و ... حالا به نظر شما من باید چی کار کنم؟


آر اس اس
 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed