جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > علم و دانش > پزشکی و سلامت
پیوند همیشگی پرسش
    سلام..بنده حدود 3-4 ماه مبتلا به حالت های اضطراب توام با درد قفسه سینه و تپش قلب و گاهی هم پرش اعضا در خواب بودم اما به مرور زمان و بدون مراجعه به پزشک از کمیت و کیفیت این حالات ها کم شده ،آیا این بیماری خود به خود و با گذشت زمان از بین می رود و درمان می شود ؟ و یا مراجعه به پزشک ضروریست؟ و آیا دارو های سرترالین 100 و apo-alprazolam عوارض دارد ؟ آیا وابستگی دارویی ایجاد می کند؟ با تشکر از صبر شما
پزشک آنلاین در تاریخ 24 اسفند ماه سال 1392 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 130
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
نیاز به درمان دارد و سرترالین زیر نظر پزشک مناسب است و الپرازولام بعد از 2-3 هفته ایجاد وابستگی مینماید.

برگرفته از : http://www.drvalipour.ir/ (دکتر محمد والی پور)


پزشک آنلاین در تاریخ 24 اسفند ماه سال 1392 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
کمک کمک کمک کمک کمک سلام امیدوارم به من کمکی بشه دختری هستم 18 ساله و دارای خواهری 22 ساله و دانشجو هستم خواهرم دختری زرنگ و افسرده می باشد کم تحرک و اکثر اوقات کار خودش را به درس خواندن و خواب مشغول می کند هیچ کاری انجام نمی دهد و بسیار کم می خندد و همیشه شب ها در اتاق خود به شدت گریه می کند و حتی به خواستگار هایش جواب نه می دهد بسیار کم وزن و بی زور هست و حتی گاهی ضعف می کند مادر و پدرم به هیچ عنوانی دست به انجام کاری برای خواهرم نمی کنن و او هر شب و هر روزش مانند روز قبلش هست مادرم فرهنگی و پدرم در کار املاک و گالری ماشین می باشد و وضع زندگیه ما از هر لحاظ عالیست و در زندگی از نظر مادی چیزی کم نداشته ایم اما از نظر معنوی بسیار کمبود داریم و این حقیقتی ست تلخ و چشیدنی. مادرو پدرم دارای تعصب های بی خودی هستند و به دلیل اینکه ما دختر هستیم می خواهند ما را تا ابد تحت نظر داشته باشند و به نظر می رسد حالا حالا ها این انژی این دو تا پیر تموم نمی شه خواهر بزرگم دختر بسیار مومن و متدینی می باشد و من بسیار با او متفاوت هستم اما همیشه هر دو بهم افتخار کرده و عشق ورزیده ایم متاسفانه به خاطر دوستی با پسری 20 ساله زمانی که 16 سالم بود و به خاطر فشارهای بسیار زیاد در مدرسه ای که درس می خواندم از نظر پوشش و در خانه و گیر های مداوم پدرو مادرم خانه را ترک کردم و پس از یک روز صحیح و سالم که به پدر و مادرم مشخص شد به خانه برگشتم اما مادرو پدرم بعد از انجام این عمل من که صرفا به خاطر تغییر رفتارشان بود مرا در خانه زندانی کرده و تمامیه در ها را قفل کرده و حتی از رفتن من به مدرسه خودداری کرده اند و این وضع همچنان ادامه دارد و متاسفانه من نیز فکر می کنم که دارم به انتهای خط می رسم پدرم خواهرم را هر روز به دانشگاه میبرد و بعد به دنبال او می رود و او را به خانه می اورد و حتی یکبار هم نشده که من و خواهرم خود از مغازه ای کالا خریداری کنیم و در اجتماع به سختی می توانیم به رابطه با دیگران بپردازیم البته باید بگویم که ترک کردن خانه بعد از کلی بحث و حرف زدن با پدر و مادرم بود که زمانی که دیدم هیچ راهی نیست دست به انجام این عمل زدم و حالا از همه متنفرم مادرم و پدرم من و خواهرم را کاملا دیوانه کرده و ما در شرایط واقعا سختی به سر می بریم بار ها در بحث ها و دعواها گفته ام پول نمی خواهم فقط محبت می خواهم اما مادرم توجهی به این امر نکرده و محبت هایش را به دانش آموزان مدرسه خود می کند حتی آن ها مادرم را در آغوش می کشند و من با حسرت به مادرم و دانش آموزانش می نگرم در صورتی که حتی یک بار هم مادرم مرا بغل نکرده مادرم نیز خود افسردگی دارد و پدرم نیز مشکل عصبی تقربا به هیچ عنوان به حرف های ما گوش نمی دهند خواهرم دست از مبارزه کشیده و در حال نابودیست حتی به تازگی دست چپش بعد از فشار شدیده قلبش فلج می شود و دوباره به حالت عادی بر می گردد نمی دانم چه باید به مادر و پدرم بگویم حتی خودم هر شب از کلیه درد به حالت مرگ می افتم اما این برای ان ها مهم نیست من بچه سرکشی هستم و حالا دو سال هست که در خانه زندانی هستم و روی بیرون رو ندیده ام تقریبا شبیه سگ خانگی شده ام این اوضاع دوانه کنندست زندگیه من تاکنون به لحاظ نجات خواهرم از این وضع بوده که بی فایده بوده من به خاطر اثبات کردن حرف هایم حتی مادر و پدرم را پیچانده و مدرسه ام را دو دره می کرده ام اما به هر حال ان هم رو شد و تنها فرصت گشتن به تنهایی در خارج از خانه از دستم رفت خودم کاملا حس می کنم دیوانه شده ام و هر شب من نیز می گریم از همه انسان ها متنفر شده ام و حتی از خودم بدم می اید امیدی به اینده ندارم و حال این تفکر به ذهنم رسیده که اخرین عکس عمل را انجام دهم شاید تاثیری داشته باشد می خواهم در مدت کوتاهی دیگر خودم رو بکشم و این وضع شاید پنجره امیدی برای خواهرم باشد و یا اینکه خودم و مادر و پدرم را نابود کنم تا همه با هم اون دنیا بریم و پیش خدا ببینیم کی مقصره من کاملا عقلم رو از دست داده و هیچ تسلط روانی ندارم نمی دانم تا زمان جواب شما چه اتفاقی خواهد افتاد اما امیدوارم کار به اونجا نرسه چون من یکی خونم به جوش اومده ضمن اینکه 18 سالم شده و حتی معلم داخل خانه هم ندارم تا دروس رو به من آموزش بده و من حدود ایم مدت برای گرفتن دیپلم هنوز دست و پا می زنم و با هیچ کسی رابطه ندارم و فقط دسترسی به اینترنت رو توانسته ام با کلی تهدید به مرگ پدرم و مادرم به دست بیاورم با تشکر من مهم نیستم برای خواهرم چه کنم همین رو بگید اون برام مهمتره چون دانشجوی و می تونه بره ولی من همین جا تو خونه می میرم سریع تر لطفا ممنون می شم راهنمایی کنید
سلام آرش هستم 34 ساله از بوشهر نزدیک به دو ماه پیش تا نیمه های شب دچار کم خوابی شده بودم و به محض خوابیدن انگارچیزی نفسم را در قفسه سینه می گرفت و من یهو از خواب بیدار می شدم. همان موقع به بیمارستان رفتماز من نوارقلب گرفتند و مشکل خاصی نبود و کمی تپش قلب داشتم. به هر حال این مسأله ادامه داشت تا پیش یک متخصص قلب رفتم ابتدا عکس رادیولوژی و بعد با مشکوک بودن و پرسیدن از اینکه سیگاری هستی یا مشروب می خوری کار به اکو رسید در اکو یکی از دریچه ها 40% نشان میداد که به آنژیو هم رسید اما در آنژیو هیچ مشکلی نبود دکتر گفته بود که سه عامل ممکن است باشد یکی کم کاری دریچه قلب – دوم گرفتگی رگ و سوم شاید به خاطر یک ویروس باشد. مدتی گذشت باز هم همان حالت اولی به من دست داد اینبار پیش یکی از پزشکان قلب که آشنا بود رفتم ایشان به طور کامل مرا اکو کردند و گفتند اصلاً مشکلی نیست و دریچه ها همگی نرمال هستند. باز هم داستان ادامه داشت پیش متخصص داخلی رفتم گفت چیزی نیست و کاملاً سالمی اما به خاطر اسرار و نگرانی های من آندوسکوپی هم شدم و باز هم مشکلی نبود و معده و .. سالم بودند. اما من همچنان احساس تپش دارم در بعضی اوقات و وضعیت گوارشیم خوب نیست هر از گاهی کف دست و پایم کمی مرطوب می شودو دچار اضطراب می شوم . شبها بدخواب هستم و تا نیمه های شب بیدار می مانم. موردی که همچنان مانده احساس گرفتگی عضله یا … در قسمت بالای قفسه سینه و جایی که گردن به آن متصل می شود است و مقداری هم قسمت پایین گردنم هم گرفته است. در رانندگی بخصوص وقتی کمربند می بندم احساس گرفتگی عضله و نفس دارم. قبلاً موتور داشتم ور گرمای بوشهر هم خیلی اذیت شدم. شبها یکدفعه از خواب می پرم . تعداد دستشویی ها زیاد است و بیشتر ادرار و کمی هم تقریباً اسهال – اشتهایم کم شده و بی میل شدم. زیادی نگران خودم شدم و به فکر فرو می روم در کل نمی دانم چه کار کنم.
باسلام،آقای دکتر پسری 28 ساله ومجرد هستم بسیارحساس زودرنج وعاطفی که از کودکی دچار لرزش وتعریق دست بوده ام وکم کم این لرزش بیشتر شده ،زمانی که نیاز به تمرکز روی چیزی دارم دستانم بیشتر میلرزند ویا وقتی که وارد یک مکان جدید یا بین یک جمع جدید شوم باز هم این لرزش بیشتر میشود البته در تنهایی نیز این لرزش را کمی خفیف تر دارم مثلا موقع برداشتن یک فنجان حتی در تنهایی ویا مواقعی که با دستانم روی چیزی تمرکز می کنم و حتی وقتی که چیزی در دستم نیست، برای درمان به روانپزشک مراجعه کردم که ایشان مشکل مرا اظطراب اجتماعی تشخیص داده وداروهای پروپانولول 20روزی 2 بار سیتالوپرام 20 روزی یک بار وکلرودیاز پوکساید 10 روزی 2 بار راتجویز کردند وقول دادند که با 6 ماه دارو درمانی ورواندرمانی لرزش دستانم را کاملا برطرف نماید سوال من این است که اولا آیا این لرزش دستان من درمان قطعی دارد یا نه؟دوما داروهایی که برای من تجویز شده وداروهای هم خانواده شان عوارض خطرناک ودایمی دارند؟خواهش میکنم اگر برایتان مقدور است کمی توضیح بیشتر بدهید تا مرا از نگرانی استفاده از این داروها بیرون بیاورید.در ضمن منIBS دارم. با تشکر فراوان
با سلام من از سن بلوغ دچار آکنه و غرور جوانی بودم . در سن 20 سالگی جهت تعریق کف دست به دکتر غدد مراجعه کردم و ایشان گفتند برای تعریق دست شما کاری نمی شه کرد (ارثی است و خود به خود خوب می شود ). اما برای جوشهای روی صورت و موهای زائدتان دارو تجویز می کنم . دو دارو تجویز شد . که اسم یکی را خوب به خاطر دارم .اسپیرینولاکتون ، چون مدت زمان 2سال آنرا ممتد و تحت نظر پزشک مصرف می کردم . موقع ازدواج آنرا قطع کردم و دیگر به پزشک مراجعه نکردم . بعد از مدتی جوشهای صورتم به طرز بیش از حدی بروز کرد . از لحاظ اندازه بزرگتر و کیستی . از قبل بدتر شد . به چند دکتر مراجعه کردم . که آنها هم اسپیرنولاکتون را تجویز کردند . 2 ماه مصرف کردم و باز با قطع کردن آن دچار آکنه شدید شدم . از عوارض آن به هم خوردن سیکل قاعدگی بود که البته دکتر گفت ربطی به قرص ندارد و باید سونوگرافی رحم انجام دهی . سونوگرافی کردم و مشکلی نداشتم . خودم احساس میکنم بخاطر قرصهاست . مزاحمتان شدم که هم راه حلی جهت جوشهای صورتم و جای آنها برای من بگوئید و هم عوارض این قرص را بفرمائید . آبان ماه عروسی میکنم و می خواهم به صورت موقت تا ان موقع این قرص را مجددا مصرف کنم . از نظر شما اشکالی دارد ؟ من باید چه کنم . خواهش می کنم کمکم کنید .
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت خانم دکتر دختری 22 ساله هستم که از کودکی دچار یک بیماری پوستی شده ام. بیشتر منافذ پوست بدنم به صورت دانه های قرمز رنگی است که مو در زیر آن جمع شده است. در این سال ها به چندین دکتر نسبتا مطرح پوست مراجعه کرده ام اما نتوانستند بیماری ام را تشخیص دهند و کمکی به من کنند و گفتند که ساختمان پوستم این چنین است. سابقه ی چنین بیماری در خانواده ی ما نبوده است. در آخرین مورد که به دکتر توسلیان مراجعه کردم ایشان بیماری من را پوست مرغی تشخیص دادند و به من اطمینان دادند که ظرف 4 ماه درمان می شوم. با وجود اینکه 1 سال بطور مداوم تحت نظر ایشان بودم و مرتبا دارو ها را مصرف می کردم بهبودی چندانی حاصل نشد و علی رغم امید های ایشان، من از این نتیجه نگرفتن ها خسته شدم. خواستم از جنابعالی سوال کنم تشخیص شما در مورد این بیماری چیست و آیا درمان قطعی برای آن وجود دارد یا خودم را بیهوده خسته می کنم؟ متشکرم

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed