جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > علم و دانش > پزشکی و سلامت
پیوند همیشگی پرسش
    با سلام مدت20 سال است كه بيماري پسوريازيس دارم آيا درمان جديدي وجود داردو آياممكن است اين بيماري براثر حضوردر مناطق جنگي در زمان جنگ نيزباشد
پزشک آنلاین در تاریخ 24 اردیبهشت ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 113
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
درمان هاي جديد براي پسوريازيس وجود دارد كه بيماري را كنترل مي كند اما اين بيماري ژتتيكي بوده و هنوز قابل ريشه كني نمي باشد . ربطي به حضور در مناطق جنگي ندارد .

برگرفته از : http://www.drvali.ir/ (دکتر آناهیتا والی)


پزشک آنلاین در تاریخ 24 اردیبهشت ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
با سلام من پوست چربي دارم گاها جوش ميزند اين اواخر كمي زياد شده در سوال قبل كه ازشما ضدافتاب فاقد چربي سوال كرده بودم هيدروباي 65 معرفي فرموديد منظورتان همان كرم هيدرودرم است چون با اين نام اشنا نبودند در ضمن من الان ضدافتاب يورياژ90 با رنگ استفاده ميكنم وگويا فاقد چربيها بي رنگ هستند چون صورتم كمي تيره شده اين چندسال اخير ميخواستم بدونم نوع فاقد چربي كه بارنگ بوده وكمي روشن كننده هم باشه موجود هست يا نه؟
درود وسلام بر دكتر عزيز دكتر جان مدت بيش از 5 سال است كه صورتم به شدت چرب مخصوصا زماني كه از خواب بيدار مي شوم و تا با صابون نشويم بر طرف نمي شود به گونه ايي كه به شدت رنج مي برم و سبب شده عصبي شوم و از خود بيزار شوم . از طرقي ديگر اين چربي به نظرم سبب شده كه دانه هاي كوچك ويا گاها" بزرگ سفيدي در چانه ام ايجاد شوم كه به ناچار با دستم انها را تخليه مي كنم كه چرك سفيدي دارند . و مضائف بر درد چربي صورتم شده ؟واز آنجا كه هر جا خاريست پاي خاك ساريست موهايم هم به شدت مي ريزد و هر صبح بايد بشورم تا حالت بگيرند آن هم با شامپو در عوض موي سرم موي بدنم رشد چشمگيري نموده و موهاي دستهايم بزرگ شده اند چه خاكي بر سرشان بريزم چكار كنم كجا بنالم اين دكتر ها هم برايم كاري نكردند 300هزار تومان خرجشان كردم بد تر شده ام ونتيجه ايي نگرفته ام در ضمن با بوي عطر و غذاهاي تند بو و يا هر بويي حتي دود ماشين هم حساسيت دارم و سبب مي شود تا دانه هايي بزرگ و پر چرك روي صورتم قلمبه در بيايند بايد خلاصه چكار كنم ؟
سلام خانم دکتر من دختری 24 ساله هستم که از حدود 10 سال پیش مشکل تعریق دست دارم از 3 سال پیش ALCL3 30% استفاده میکنم که بجز 2-3 ماه اول هیچ تاثیری نداشته ..مطلب شما را مطالعه کردم آیا یونتوفورز روی90%افراد موثره یا روی همه افراد تا 90% مشکل را کم میکنه؟؟ ضمنا من در تهران هستم و اکثر مطب ها فاقد این دستگاه هستند آیا شما خرید آن پیش از امتحان کردن را توصیه میکنید؟ آیا این دستگاه عوارض هم دارد؟ آیا ممکن است روی کسی هیچ جوابی ندهد؟ با تشکر فراوان
با سلام خانم دكتر من به اندازه ي 1 بند انگشت زيرچشمم : ورم دارد مخصوصا چشم راستم خيلي به دكتر مراجعه كردم وازمايش دادم ودارو مصرف كردم اما نتيجه اي نداشت .3 ماه پيش كه به يك دكتر مجرب مراجعه كردم گفت 100% از اعصاب معده اس خانم دكتر من حدود 8 سال ناراحتي معده دارم ايا واقعا ممكنه از اعصاب باشه
سلام،ميبخشين اگه يه خورده طولانيه سوالم!! خسته نباشيد نميخوام مزاحم بشم و نميخوام حكايت نامه هاي عاشقونه....كلي درد و دل كنم،چه كنم كه مادرمه و چه كنم كه دلنوشته هامو مينويسم تا بخونين تا شايد....گشايشي....شايد.... مجيد هستم 24 ساله از توابع يزد(ابركوه)مادري دارم 70 ساله كه از سال گذشته به يكباره(با اينكه فعاليت هاي اجتماعي خوبي نظير رفتن به مسجد و جلسات مذهبي داشت)دچار درد هاي شديدي مثل(سوختن و گرگرفتن سر،احساس خفگي،دردشديددرناحيه معده)شد.باتوجه به اين كه تقريبا4سال آخرزندگي...آنژوگرافي كرده بود،قندوچربي خون داشت،هميشه عفونت مثانه داشت،سينوزيت و پوليپ داشت و ديسك كمرهم داشت و پوكي استخوان خفيف)!!!واز ناراحتي معده هم رنج ميبرد،وهم اينكه فشارهاي روحي زيادي بخاطرمشكلات فرزندانش داشت و همچنين ژنتيكي ترسو و پراسترس بود؛اما همه ي پزشكا تشخيص ناراحتي و عفونت شديد معده رو دادن. بعد از آزمايشات و آندوسكپي و درمان عفونت و ورم معدش...تصور ميرفت كه اين علايم كم بشه.اما متاسفانه روز به روز بد تر شد.تااينكه از آذرماه سال 88 متخصص داخلي فرمودند كه مادر دردهاش جنبه ي عصبي داره،وشروع داروهاش با(نروتريپتيلين،سيتالوپرام و پرانول وبعد ها بوسپيرون)براي يك ماه بود،تاحدودي درداش كمترشد،تااينكه باز براي 2ماه همون دارو ها تجويز شد،امااينباربااينكه حملات و مشكلات جسمانيش از هر روز،تقريبا به هر هفته كاهش يافت،ولي شدت دردا گاهي اونقدر زياد بود كه اونو به گريه وا ميداشت!!!اما از نظرروحي هم كاملا به هم ريخت،...{خواب زياد،كم تحركي،خستگي جسماني،كوفتگي؛وكلا از فعاليت هاي اجتماعيش به دليل دردهايي كه ميكشيد جداشد،حالا كه 2ماه بود تقريبا دارو ميخورد،ديگه حواسپرتي و فراموشكاري هم به صورت كمرنگ اومد سراغش. تااينكه توي ايام عيد،بخاطر يه دعواي مفصل با پدر،ناگهان حالت ضعف و خلسه بهش دست داد و بعد از چند دقيقه كه حالش سر جاش اومد،حتي منو خواهرمو و پدرمو براي لحضاتي(15 دقيقه)بجانياورد و نشناخت و ميگفت:با مرده ها توي يه باغ سرسبز بوده و ميخواستن ببرنش اما اون نرفته!!!بعدشم كلي گريه كرد،پزشك عمومي و همسايمون كه از حال و روز مادرخبرداشت،گفتن كه مادر دچار يك شوك عصبي شده و چيزيش نيست ايشالا....بااينكه توي اون ايام 2 تا از نوه هاش عروسي كردن و همه شاد بودن،اما مادر پژمرده ميشد و اين من بودم كه هميشه زوال و پژمردگيشو ميديدم،مادر باز مريض شد،اينبار شديدتر،خسته تر،خواب آلوده تر،حتي خوراكش هم خيلي كم و محدود به نون و ماست شده بود!!!فراموشكار و حواسپرت...وقتي نزد دكتر....(يه پزشك متخصص و حاذق در يزد!!)رفتيم،گفتن كه افسردگيه و احتمالا علايم آلزايمر رو داره،آخه آقاي دكتر ايشون تا قبل خوردن اين داروها اصلا از لحاظ روحي مشكلي نداشت....چطروعلايم آلزايمره؟من چطور قرصاشو دونه دونه بهش بدم؟بهش برميخوره،ميگه مگه من ديوانه ام؟!! داروها عوض شدن(سيتالوپرام،بوسپيرون،پرانول با دوز پايين تر و...)بازهم افاقه نكرد و مادر از همه جهات هر روز بدتر ميشد...وديگه حاظرنشد پيش اين دكتر بره،اينبار بعد از 2ماه و توي خرداد ماه رفتيم شيراز...تشخيص آقاي دكتر(يه افسردگيه خفيفه جانم...بافراموشي ثانويه) و داروها عوض شد(سرترالين،بوسپيرون،تري فلوپرازين)تقريبا7روزي شيراز بوديم و بعد اومدنمون...بااينكه نسخه براي 2هفته بود،مادر بهبود يافت و ديگه حاظرنشد دكتر بره....همه خوشحال بودن كه حال جسماني مادر بهتره....اما فراموشي و حواسپرتي مادر تقريبا ثابت بود،تااينكه باز توي مهرماه مادردچار همون حملات اما با شدت كمترشد،باز هم يه دكتر ديگه!!!(بايوكسامين200 ميلي گرم،آسپيرين،قرص ناشتاي معده). يك ماهي گذشت،اما فرقي به حال مادر نداشت،وباتجويز پزشك عمومي شهر،(بايوكسامين+تريفلوپرازين+كلروديازپوكسايد)تجويز شد،يك ماهي كه اين دارو هارو خورد،دوباره تاحدودي جون گرفت،درداي جسميش كمتر شده بودن و گاه گداري غذا ميپخت(گرچه هيچوقت مزه غذاهاي سال گذشته رو نميدادن)فراموشي و حواسپرتيش تا حدودي بهترشدن اما از اصل خودش دور بودن،تا دي ماه!!!! يه پزشك ديگه!!!(بايوكسامين200ميلي،كلوميپرامين 25 ميلي)الان يك هفتست...مادر مريض،رنجور،مث اين يك سال يا بهتر بگم اين 10 ماه{احساس درد،گاه گداري گرگرفتگي سر و يا حالت خفگي،هميشه تيكه كلامش مث اوايل:دارم ميميرم،امروز روز مرگمه،من سرطان دارم كه با اولين لقمه غذا...دلم و معدم درد ميگيره،....ومتاسفانه حتي يادش نمياد چه روزيه،چه ماهيه،هميشه ميگه ماه رموضونه(شايد چون خيلي وقته ناهار نپخته)ميگه فصل بهاره(شايد چون بيرون از خونه نميره و معمولا بچه هاش كنارشن و فك ميكنه ايام عيده!!!)گاهي يادش نمياد چي خورده،ناهار يا شام چي داشتيم،توهم ميزنه و ميگه من غذا درست كردم؟مجيد نسوزه غذا...مجيد ناهار چي خورديم؟من اصلا شام خوردم؟چقدر گرسنمه...بااينكه 2ساعت قبل شام خورده!!! اينا چكيده اي از هذيان هاي يك فرزند زيادي ااحساساتي بود،كه سعي ميكنه ارادتش به مادرش رو به رخ همه ي گوش هاي شنوا،برسونه!!!خواهشا اگه خوندين،اگه تشخيص دادين،بگين كه: چرامادر با خوردن اولين نسخه داروهاي اعصاب،دچاراختلال حواس و فراموشي شد كه همچنان ادامه داره(وتقريبا ثابت مونده،كم و زياد تر نشده)؟ چراباخوردن تقريبا يك سال...باز هم حال و احوال مادر خرابه؟ چراكسي تشخيص صحيح و درستي نميده؟ آيا مادر افسردست؟اضطراب داره؟اسكيزوفرني داره؟آلزايمره؟جز اينه كه معمولا پيدايش آلزايمر و سير بيماري بين 3تا8 سال و به روايتي 8تا 20 سال طول ميكشه؟بگين كه مادر با اين شرح،آلزايمر نداره! خواهش ميكنم...همدردي كنيد،اما دل نسوزونين....كمك كنين،يادم دادند كه گاهي از آدمهايي كمك بخوام كه حتي منو نديدن،حتي نميشناسنم...ومطمئنم كردند كه بهم كمك ميشه.... كاش لطفي بكنين و از طريق ميل و يا شماره تماسي كه بهم ميدين...منو راهنمايي كنين،باكمال ميل و به عنوان يك بيمار كه اينترنتي و يا تلفني،ويزيت شده،هزينه ي مشاوره و ويزيت رو با احترام از طريق شماره حسابتون پرداخت ميكنم. بازهم فقط ممنونم از اينكه اين پيام رو بخونين...تا آخر....حتي اگه جوابي از شما نبينم و نگيرم.14/10/89 مجيد.الف

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed