جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > علم و دانش > پزشکی و سلامت
پیوند همیشگی پرسش
    با سلام ميدونم مشكل من مشكلي است كه بايد معاينه شم اما قبل از پرسيدن سوالم از شما خواهش ميكنم كه نظرتونو بهم حتما بگين.پسري 19 ساله ام. دكتر من مدتيه كه بعد از خودارضايي(چون مجردم) در اخر سمت راست التم(تقريبا در وسط طول و انتهاي راست عرض التم) رگهايي بصورت نقطه اي متورم ميشه و با كوچكترين تحريك مثل نشستن يا بالا رفتن از پله يك درد لحظه اي در سمت راست التم حس ميكنم و با گذشت زمان مثلا در طول 5 روز بتدريج بهتر ميشم.و دوباره با خودارضايي اين روند تكرار ميشود.ايا اين مشكل جديست؟
پزشک آنلاین در تاریخ 24 مهر ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 113
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
مشكله جدي نيست نگران نباشيد .

برگرفته از : http://www.mjkiani.ir/ (دکتر محمد جعفر کیانی)


پزشک آنلاین در تاریخ 24 مهر ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شماجناب آقاي دكتر سن 33-متاهل بنده حدود 3 ماه است که دردی در جایی که کیسه بیضه به بدن وصل شده است احساس میکنم **بين انتهاي ران و كيسه بيضه**که این درد به صورت تیرکشیدن به ران و حتی گاهی تا مچ پا میرسد و با ماساژ بهتر ميشود (البته تیرکشیدن تا مچ پا کمتر اتفاق میفتد) و اين درد هنگام نشستن و برخورد لباس زير تنگ بسيار شديد تر شده بنحوي كه درد در قسمت انتهايي ران (سمت راست) غير قابل تحمل شده و قادر به پوشيدن شلوار جين نيستم.نتايج سونو گرافي هم عدم وجود هيدروسل يا واريكوسل است و فقط يك كيست ساده به اندازه 5 ميليمتر در مجاورت سراپي ديديم راست ديده ميشود...حدود سه ماه هم تحت درمان با سفكسيم،آلفن ايكس ال، سبكس،باكوفن و ترازوسين هستم ، اما گهگاهي درد همچنان مشهود است...آزمايش ادرار هم موردي نداشت..مي خواستم بپرسم آيا تشخيص دكتر بعنوان سندرم التهاب بيضه يا پروستات صحيح است يا مشكل از همان كيست كوچك مي باشد.. در ضمن بيضه سمت راست بنده كمي پايينتر مي باشد.ضمنا از 10 روز پيش مصرف داروها رانيز قطع كرده ام چون جز عوارض جانبي از قبيل اسهال - خواب آلودگي و بيحالي تاثير ديگري نداشته.. بينهايت از لطف شما سپاسگزارم.
با عرض سلام پسري 22 ساله هستم كه مدت زيادي خودارضايي داشتم و بعد مدت ها كه به سن متعهل شدن نزديك شدم متوجه شدم كه اين كار هم از نظر شرعي خيلي زشته و هم منو دچار مشكلات جنسي كرده و افكاري مثل اينكه در آينده نزديك در زندگي زناشويي ممكنه دچار مشكل بشم (انزال زودرس،ميل جنسي كم يا از اين چيزا ) و فكر بار گناهي كه رو دوشم اومده فقط به دليل امتناع پدر و مادرم از گفتن مسائل جنسي در دوران بلوغ به من ، عذاب وجدان دارم و اصلا اعتماد به نفس براي ازدواج ندارم و ميترسم كه تو زندگيم دچار مشكل بشم و زود طلاق بگيرم .از اونجايي كه من پسر بسيار مثبتي بودم و اين غريزه باعث اين كار شده خيلي اذيت ميشم احساس عاشقي ميكنم ولي فعلا شرايط ازدواج ندارم و با هيچ كسم دوست نشدم و نميشم چون آدم مذهبي هستم. اين افكار از جايي زياد شد كه متوجه شدم كه از اين كار ديگه لذتي نميبرم و احتمالا ارگاسم ندارم و از لمس بدنه آلتم زياد احساسي نداشتم (البته حرفاي شما و بقيه در مورد تاثير اين اختلالات جنسي روي زندگي و ... كم تاثير نذاشته روم) ،ميخواستم ببينم بايد چه كار كنم همه فكرو ذكرم درست وقتي كه نزديك موفقيتم به اين چيزا درگير شده و مادرم فقط ميگه خوب ميشه فكرشو نكن.منم همش ميگم تقصير شماست.من چه بايد بكنم خودم خجالت ميكشم با اين سنم كه دارم كنكور فوق توي يكي از بهترين رشته هاي مهندسي رو ميدم و كارشناسيمم تو اميركبير بوده به اين فكرا هستم و ديگه همه آيندمو پوچ مي بينم مثل اينكه كارام بيهودست.در ضمن اين كار رو ذهن من هم تاثير داشته و احساسش ميكنم.اين كه ميگيد حتي محبت زوجين هم به اين ميل بستگي داره كه واقعا منو كلافه ميكنه پس ميگم اگر مشكلي بود احتمالا بايد فقط برم بميرم جون راهي نمونده پس!البته دكتر رفتم زياد چيز خاصي نگفتن بيشتريا گفتن مشكلي نداري ولي مشكل من اينه كه انگار لذت و حسي نسبت به اين كار ديگه ندارم و احتمالا زود ارضا هم هستم.در ضمن يه مشكل هم دارم اين كه نميدونم اصلا يه آدم عادي و سالم چقدر بايد ميل جنسي داشته باشه يعني چه جوري ميشه فهميد كه سالم هستيم يا نه از اين نظر.ولي ميدونم كه خيلي وضعيتم عوض شده ، پرسيدم ميگن اين كارو نكني درشست ميشه ، نميدونم راست ميگن يا ميخوان منو دل داري بدن.لطفا كمكم كنيد دكتر ممنون
با عرض سلام خدمت شما من جواني 20ساله هستم كه آلتم حدود 13تا14 سانته و قطر آن 10تا11 و بيضه سمت چپم كوچكتر از سمت راستي است و سر آلتم ترك ترك شده است مثل حالت شكنندگي همچنين در نعوظ كامل هم مشكل دارم كه پدرم هم چنين مشكلي داشتن و همچنين مايع مني من هيچ پرشي ندارد و قبلا خود ارضايي مي كردم هفته اي 4 بار اما خوشبختانه 4سال است كه ترك كردم خواهش مي كنم به تك تك اين سوالات جواب واضح بدهيد.چون در شهر ما دكتر ارولو‍‍‍ژيست نيست.با تشكر ازحمات بي دريغ شما عزيزان. ؛%%؛
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما،من پسري هستم 25 ساله . الان حدود يك سال و نيم هستش كه من ازدواج كردم و تا به حال هم كاري براي بچه دار شدن نكرده ام . مدتي قبل بعد از مراجعه به پزشگ و انجام آزمايش متوجه شديم كه تعداد اسپرم هام كمه و واريكوسل سمت چپ دارم و مورد عمل جراحي قرار گرفتم. بعد از گذشت سه ماه مجدداً آزمايش اسپرم دادم با در نظر گرفتن تقريباً سه روز نزديكي نكردن با همسرم . جواب آزمايش اينه : volume : 3.0 - color : milky - appearance : opal - liquifiacti : 20 - viscosity : mod - ph : 7.7 - sperm count : 12,000,000 - abnormal forms : 40% - motility 3 hrs : 10%god,25%fair,30%poor,35%nil - w.b.c : 0-1 - r.b.c : 0-1 - semen fructose : positive 1- مي خواستم راجب اين نتيجه بعد از سه ماه بوده توضيح بديد ؟ خوب هست يا نه 2- آيا با اين عمل و اين نتيجه اميدي به بچه دار شدن هست ؟ با تشكر از پاسخ شما .
با سلام و خسته نباشید خدمت شما من دختری 28 ساله هستم که قبلا هم برای شما مسیج دادم و شما جواب دادین که باید بیشتر توضیح دهم وبه نزد یک روانپزشک بروم حالا من کمی بیشتر در مورد خودم توضیح میدهم .من اینطور که خودم فکر میکنم از حدود سن 10 سالگی به دلیل برخوردهای بد و غیر عاقلانه و شاید ناخواسته اطرافیان (که شامل همه افرادی میشود که در تمام طول زندگی با آنها برخورد داشته ام و دارم)دچار یک سری مشکلات روحی شدم از جمله اعتماد به نفس خیلی پایین که در حال حاضر از این نظر خیلی بهتر شده ام.در آن زمان کسی توجه نداشت که آنها با رفتارهایشان باعث این کار میشوند تا حدود سن 23 سالگی که در این زمان من خودم حس کردم که افسردگی شدید گرفته ام در این زمان والدینم باز هم متوجه این موضوع نشدند ولی در دانشگاه 2 تا از استادانم و 1 از دوستانم که چندان هم با هم صمیمی نبودیم متوجه این موضوع شدند و قصد کمک به من داشتند اما من یک ویژگی بدی که دارم این است که دوست ندارم در مورد مشکلاتم از کسی کمک بخواهم و برای همین هر چقدر آنها خواستند که من از آنها کمک بگیرم این کار را نکردم تا اینکه خودم از مادرم خواستم که من را نزد دکتر اعصاب و روان ببرد چون عصبی بودنم باعث سوزش در کف سرم شده بود و این خیلی من را اذیت میکرد .مادرم هم من را برد و دکتر تشخیص داد من افسردگی دارم و به من قرص نوتروترپتلین داد بعد از حدود یک ماه از مصرف آنها من خیلی بهتر شدم و احساس خوبی داشتم تا حدود یک سال من خوب بودم اما دوباره یک مشکل دیگر برای من پیش آمد به این صورت که من میترسیدم که بیرون بروم چون احساس میکردم در آن لحظه زشت هستم و این بار حالم خیلی بدتر از قبل شده بود البته در این مدت مرتب پیش پزشکم هم میرفتم وقتی بعد از این اتفاق دوباره نزد پزشکم رفتم اینبار علاوه بر قرصهای اول به من Asentra 100 هم داد و همچنین قرص پیرستام 800 بعد از حدود شاید 2 سال من بهتر شدم و الان حدود 2 سال است که آن حالت بکلی از بین رفته من از آ ن موقع به بعد حالم خوب شد به طوری که 2 سال پیش دکترم نرفتم و احساس شادی داشتم و قرصهایم را خودم کم کم نه یکدفعه داشتم کم میکردم طوری که دیگر قرص Asentra را دیگر نمی خوردم اما از حدود 6 ماه پیش یعنی حدودا اوایل بهمن ماه وقتی که من برای انجام عمل جراحی فک باید دندانهای عقلم را میکشیدم حال من دوباره تغییر کرد وقتی که دو دندان عقل بالا را کشیدم و دو دندان عقل پایین را هم جراحی کردم و پس از جراحی آنها وقتی که در خانه به مدت یک هفته مجبور شدم بمانم چون صورتم بسیار ورم کرده بود در آخرین روزهای خوب شدنم بودم که ناگهان یک حالت بسیار مسخره که خیلی ها آن را درک نمی کنند در من بوجود آمد و آن این بود که من که تا آن زمان همیشه در حضور بیشتر افراد مگر افراد معدودی احساس راحتی داشتم و روابطم بسیار خوب بود که گفتم مگر چند نفر از مردهای فامیل که احساس خجالت داشتمالبته نه به این صورت الان .ولی در این زمان من اصلا تغییر عجیبی کردم بطوریکه به طور مثال (من که در حضور دامادمان که قبلا کاملا راحت و ریلکس بودم از آن زمان تا امروز وقتی که حضور داشت دیگر نمی توانستم راحت باشم به طور ناخواسته مثلا هنگامی که tv نگاه میکنم یا با کسی حرف میزنم انگار اصلا حواسم را نمی توانم مثل قبلا به موضوع مورد نظرم جلب کنم و در حالی که ظاهرا tv تماشا میکنم همه اش حواسم به آن فرد است یعنی پشت نگاهم و این مسئله را آن شخص نیز متوجه میشود چون از روی تغییر برخوردش با من متوجه میشوم و در بعضی اوقات ممکن است باعث سو تفاهم شود) در ابتدا این مسئله را من فقط نسبت به افراد معدودی داشتم اما هر چه بیشتر میگذرد من نسبت به تمام افراد چه پیر چه جوان چه غریبه چه آشنا چه پدر چه برادر همین حالت را پیدا کردم و فکر کنم دارم کم کم دیوونه میشم و اعصابم خورد خورد شده و کف سرم دوباره شروع به سوزش کرده مثل چند سال قبل و این مسئله باعث شده تا من از حضور داشتن در جمع فامیل و غریبه ها و حتی خانواده خودم اجتناب کنم و نتوانم در هیچ جمعی باشم با یک مشاور البته صحبت کردم 2 جلسه و او گفت که این به خاطر اعتماد به نفس پایین شماست ولی من فکر میکنم اینطور نیست چون من اعتماد به نفسم خیلی بالا رفته و البته به دکتر خودم هم مراجعه کردم ولی دوباره یک عالمه دارو داد من راستش دیگه دوست ندارم داروی اعصاب بخورم داروهایی که داد اینهاست: asentra 50 شب1 تری فلوئوپرازین 1 1 شب تریفن 2 یک دوم شب آمی کلومیپرامین 25 2 عدد شب البته ادامه این نامه رو که دارم مینویسم زمانیه که الان یک سال از بیماریم میگذره و 29 ساله شدم و دوباره به دکترم مراجعه کردم ولی هنوز هیچ نتیجه ای نگرفتم و ذره ای بهبودی در خودم ندیدم عاجزانه از شما در خواست دارم که برای من یک نسخه بدین چون واقعا نمیدونم چیکار کنم .هر روز هم دارم بدتر میشم .البته اینم بگم که توی نامه قبلیم شما به من فرمودین من بیماری دو قطبی دارم.حالا خواهش میکنم بگین چه داروهایی مصرف کنم.با تشکر از زحمات شما یا اگه دکتر خوبی مثل خودتون سراغ دارین به من معرفی کنین

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed