جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > علم و دانش > پزشکی و سلامت
پیوند همیشگی پرسش
    با سلام من پسری 20ساله هستم که چند وقته ته دلم دختر عممو خیلی دوسش دارم بیش از یه ساله بخاطر همین از چند نفر مشاوره گرفتم که ببینم چکار باید بکنم تا بهش برسم اونا گفتن که باید موضوع رو با خونوادم در میون بذارم تا اونا هم به عمم بگن اما راستش روم نشد بهشون بگم رو همین حساب به یکی از برادرام که باهاش راحت ترم موضوع رو در میون گذاشتم اونم قبول کرد که به مادرم بگه بعد از اینکه به مادرم گفت نتیجه رو ازش پرسیدم اونم بهم گفت متاسفم چونکه مامانم صدرصد مخالفت کرده و گفته که اصلا حرفشو نزنم منم که حسابی عصبانی بودم میشه گفت یه جورایی شرم و حیا و کم رویی رو کنار گذاشتم و دلیل این حرفشو پرسیدم اونم فقط بهانه الکی اورد مثل اینکه خونوادشون خوب نیستن یا اینکه تو هنوز برادرات موندن توکه اخری میخوای ازدواج کنی؟ و از این حرفا اما بخدا یکی از دلایل اینکه اونو انتخاب کردم اینه که خداوکیلی خیلی خونواده خوبی هستن شوهر عمم خیلی خوبه عمم همینطور و خود دختر عمم حتی از شرم و حیا وقتی باهام سلام میکنه یه جور میشه هیچوقت تنها باهم حرف نزدیم خیلی سنگین و با حجابه اما درمورد بهانه دومش که گفته بود هنوز برام زوده بهش گفتم که فقط به عمم بگه نگهش دارن واسه من نه اینکه میخوام حالا ازدواج کنم اما مادرم بازم حرف خودشو زد اصلا فکر کنم مادرم مهر مادری نداره چون واقعا ناراحت بودم و با هیچکدوم از اعضای خونه حرف نمیزدم حتی ی کلمه در این مورد باهام حرف نزد یا اینکه از حرف قبلیش برنگشت برادرم بهش گفته بود که بخاطر این موضو ناراحتم و افسرده اما اون بجای اینکه به کمکم بیاد و بهم رامش بده گفته بود به درک که ناراحته کدوم مادری میاد این حرفو درمورد بچش بزنه همیشه مث بچه های دو ساله باهام برخورد کرده و حتی چند تا از امتحانت دانشگاهم خراب کردم منی که همیشه درسمو میخونم و سعیم اینه که بهترین نمره هارو بیارم الان افسردم من دختر عممو میخوام اون همچنان مخالفه در حالیکه این زندگی منه و حق مسلم منه الان صد سال پیش نیست که خونواده هرکار دلشون بخواد بکنن این حق مسلم منه که در مورد زن ایندم تصمیم بگیرم نه هیچکس دگه قراره من باهاش زندگی کنم نه کس دگه الان بدبختانه خود ارضایی هم میکنم همشم به یاد اونه یعنی تصورم اینه که باهاش ازدواج کردم و اون تو بغلمه من باید چیکار کنم؟نمیخواماز دستش بدم چونکه من عاشقشم تو دانشگاه پره از دخترای خوب و خوشگل اما من هیچ حسی نسبت بهشون ندارم برخلاف بعضی از دوستام که میگن این نشد یکی دیگه من میگم فقط و فقط همین خواهشا کمکم کنید
پزشک آنلاین در تاریخ 2 تیر ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 371
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
فقط و فقط دختر عمو را میخواهی ودلیلهایت فقط دلت هست .آیا تو مثل مادرهای قدیم هرکاری دلت میخواهد نمیخواهی بکنی؟ ازدواج یک انتخاب سرنوشته . یک شناخت از همه جوانب مالی خانواده دوطرف .همفکری .هم فرهنگی خانواده ها واشتراکات اخلاقی ومرامهای زندگی را نیاز داره . علاقه لازم است اما تنها شرط کافی برای انتخاب همسر نیست.

برگرفته از : http://www.drazarbayejani.com/ (دکتر محمد آذربایجانی)


پزشک آنلاین در تاریخ 2 تیر ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
سلام آقای دکتر من دختری 25 ساله هستم همسرم 31 سالشه و ما 9 ماهه که عقد کردیم در خانواده ی من اینکه تو دوران عقد زن و شوهر کنار هم بخوابن کاملا عادیه ولی خانواده ی شوهرم این رسم را ندارن الان به اصرار خانواده ی من حدوده 3 ماهه که هفته ای 1 بار شوهرم شب خونه ما میمونه نعوظ داره ولی خیلی خودشا کنترل میکنه وقتی با منه جوری که اعصاب من هر شبی با همیم خرد میشه بعضی وقتا حس میکنم ناتوانی جنسی داره یا ترس از سکس داره و اگرم به من نزدیک بشه دایم میگه من اینکارا به خاطر تو میکنم و من اصلا دلم نمیخواد در صورتیکه اینجوری نیست و اخیرا میگه من شب دیگه نمیمونم و بهونه میاره و خانوادشم ترغیبش میکنن که نمونه!من نمیدونم چجوری مطمئن بشم که مشکلی نداره چون هیچ موقع نمیخواد ارضا بشه و سریع میخواد بخوابه از یه طرف میل جنسی داره و من خسته شدم از بس سر این موضوع باهاش صحبت کردم و اون فکر میکنه که زندگی از نظر من فقط سکسه و خیلی زشته اگه من این حرفا را بزنم!میدونم سرتو نا درد آوردم ولی لطفا کمکم کنید.
سلام من پسری 30 ساله دانش آموخته کارشناسی ارشد و دانشجوی انصرافی phd هستم جویای کار16ماه.با تمایلات همجنس گرایانه.از دوران بلوغ به بیماری روحی مثل ترس ازمرگ و.... دچارشدم.ولی همیشه با مطالعه به خود میقبولاندم که این بحران بلوغه و خیلی ها مثل منند.سال اول کنکور با کمتر از 2ساعت مطالعه با رتبه سه رقمی در یکی از بهتری دانشگاه های کشور قبول شدم.کارشناسی ارشد هم همینطور.در دانشگاه هم همیشه ترس از اخراج شدن .شک وتردید با من همراه بود.ومن پذیرقته بودم و عادت کرده بودم. با وجودتمایلات همجنسگرایانه که میدانم ژنتیکی است(به دلیل داشتن سابقه تا 80سال قبل در مردهای فامیل) در دوران تحصیل با پیشنهاد دو دختر در دو زمان مختلف(به فاصله 2سال) مواجه شدمر و ازهمان ابتدا گفتم که ازدواج نمیکنم.ولی پذیرفتند.با یکیشون رابطه سکس داشتم ولی به زود ارضا میشدم و از لحاظ روحی ارضا نمیشدم.بعد از اتمام کارشناسی ارشد به دلایل خانوادگی به مدت 16ماه به تریاک آلوده شدم وتصمیم به ترک به متادون گرفتم.تا حال 4سال روزانه80میلی گرم روش MMT تحت درمان پزشک هستم.مساله ای که باعث شد مزاحمتان شوم این است که مدت 3ساله دچار افسردگی شدید هستم و با هیچ چیز خوشجال نمیشم.گوشه گیر و برعکس قبل دور از اجتماع.خلاصه تمام علائم افسردگی رو دارم.من که دوتا مقاله خارجی یکی در آی اس آی و 3تا داخلی داشتم حال رمقی برای اندوختن علم و پیشرفت ندارم.میدونم در زمینه نانو فوتوشیمی سنتز برخی داروها استعداد و ایده های کار آفرینی دارم.ولی انگیزه ندارم.دراینترت روزنامه بازارکار و... جویای کارم ولی کو کار؟تا بحال سه روانپزشک رفتم و در درازمدت دارو مصرف کردم ولی فقط ماه های اول بهبودی نسبی پیدا کردم و سپس افسردگی عود کرد.از فلوکستین ترازدون نورتریپتلین بوپروپیون ونلوفاکسین آسنترا کلونازپام مصرف کرده ام.من میخواهم متادون را ترک کنم ولی تا وقتی افسردگی دارم نمیتونم,خواهشمندم کمکم کنید دکتر میخوام زندگی کنم.میدونم میتونم بهترین باشم.میخوام از طبیعت از رودخونه جنگل و همه نعمت های خداوند لذت ببرم.کمکم کنید
با سلام. پسری 27 ساله هستم .از همون بچگی یادمه آدم خجالتی بودم و این خیلی اذیتم می کرد. تا دانشگاه که تموم شد من همون ادم خجالتی موندم. بعد از دانشگاه به طور موقت وارد کار ازاد شدم و توی یه مغازه شروع به کار کردم. کار در اونجا بهم خیلی کمک کرد که اون ادم خجالتی دیگه نباشم و تونستم پیشرفت کنم و خیلی با گذشته فرق کردم و اعتماد به نفسم هم خیلی زیاد شد . تنها مشکل من در حال حاضر اضطراب و ترس شدید ت موقعیتهای خاص و بحرانی. مثلا یه جرو بحث ساده با یه مشتری من می بره تو بحران آنی .دست و پام به شدت می لرزه ،صدام در نمیاد یعنی نمی تونم حرف بزنم. می ترسم دیگران بفهمن من ترشیدم به همین خاطر ساکت می مونم یا عکس العملای عجیب نشون می دم .تو این مواقع ممکنه از حقم بگذرم و یا امتیاز بدم حتی اگه حق با من باشه و حتی گاهی برای فرار از اون موقعیت اقدام به درگیری فیزیکی می کنم .چون فقط می خوام خودمو راحت کنم. ترس و واکنشم اصلا منطبق با شرایط پیش امده نیست . نمی دونم هم چیکار کنم. ترسم کاملا ناخوداگاهه یعنی یهویی دستام شروع به لرزیدن می کنن و صدام میگیره. حالا خاهش می کنم از شما راهکار یا راه حلی به من پیشنهاد بدید. اگه دارویی نباشه خیلی بهتر چون بنا به دلایلی نمی تونم دارو زیاد مصرف کنم.
اولآ سلام فک کنم فامیل باشیما ! ایمیل من رو به قسمت فامیلم , فامیل خودتونو اضافه کنید ! فامیل من اونه ! خسته نباشید من متولد سال 70 هستم از زمان تولد چاقی مفرط داشتم ( 5کیلو بودم ) تا 17 سالگی وزن من به 168 کیلو رسید با برنامه ی غذایی وزنم رو اووردم پایین و رسوندم به 100 که البته پایین تر هم میتونم بیارم ولی به دلیل اینکه به شکل حرفه ای بدنسازی میکنم نمیخوام عضلاتم کم بشه مطمینآ مشکل منو متوجه شدید ! فرم فوق افتضاح پوست شکم و سینه البته من به دلیل اینکه به شکل حرفه ای بدنسازی میکنم مثل بقیه به اون افتضاحی نیستم .. ولی بازم خیلی از زیر لباس پوستم مناسب نیست سوالم اینه کی زمان مناسب برای عمل هستش در مورد عمل یه توضیح کوچیک بدید یا مقاله معرفی کنید و قسمت فوق ضروری هم هزینه ی این جراحی فوق خاص حدودآ چقدره فک کنم برای سینه باید عملی شبیه عمل هوموسکسوال ها انجام بدید و شکم هم که من فقط عکساشو دیدم ولی تا حالا کسی رو ندیدم این کارو کرده باشه و اینکه آیا عضلات شکم و سینم مشکلی پیدا خواهند کرد ؟ ( برای رشته ی ورزشیم میگم ) و اینکه به نظرتون من بدون فکر کردن به بدتر شدن پوستم درصد چربی بدنمو بیارم پایین ؟ یا صبر کنم قبل عمل این کارو بکنم ؟ نظرتون راجع به اینکه حجم عضلانیمو خیلی ببرم بالا چیه ؟ بعد از عمل تا چند وقت نمیتونم ورزش کنم ؟ کلآ سوالم خاصه یه توضیح خاص بدید و در ضمن اگه به شکل خصوصی باشه ممنون تر میشم ... اینم ایمیلم : amir.naraghi@gmail.com
ب سلام و درود خدمت شما راستش اول باید بگم خدا پدر خالق اینترنت و بعد از اون پدید آوردنگان سایت گوگل و سپس سایت بسیار عالی شما و در آخر کاشف داروی بی حسی را بیامرزد . آقای دکتر من همین چند ساعت پیش برای بار دوم در طول زندگیم با همکاران شما ملاقات حضوری داشتم و متاسفانه هر دوبار خاطره بد ! دیگه انقدر اعصابم از وضعیت دندانم خورد شد که دست به دامن اینترنت و گوگل شدم تا اینکه من را به شما رساند !! آقای دکتر دندان شماره 4 من از پایین در نزدیکی لثه سوراخ شده بود . چند ماهی اعننا نکردم تا اینکه یه کم حساس شد مخصوصا موقع مسواک زدن . چند روز پیش دکتر اقدام به پر کردن اون کرد ولی دو روز بعد متوجه شدن هنوز نزدیک لثه ام خراش دارد و مجدد با مسواک زدن مشکل پیدا کردم . حتی بعد از پر کردن آب سرد همنمیتوانم بخورم . امروز برای بار دوم سراغ همان دندانپزشک رفتم که گفتن نزدیک لثه است و کار زیادی نمیشود کرد . کمی محل مذکور را تراشیدن و گفتند اگر احساس درد داشتی فقط باید عصب کشی کنم . میخواستم ببینم راه دیگه ای به غیر از عصب کشی وجود ندارد ؟ و سوال دوم اینکه من متوجه شدم یکی دو دندان دیگر من در نزدیکی لثه دچار خوردگی شده اند که احتمالا به زودی سرنوشت این دندان مذکور را پیدا میکنند . راهنمایی میکنید که باید چه کنم ؟ دکتر بنده گفتند لثه هایم پایین کشیده شده اند !!! یا همچین چیزی که درست خاطرم نیست . لطفا راهنمایی بفرمایید ممنون از سایت خوب و عالی تان

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed