جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > علم و دانش > پزشکی و سلامت
پیوند همیشگی پرسش
    با سلام ، پسرم 6 سال 5 ماه است. هنگام تلفظ حروف غ ، ق مشکل دارد مثلا غاز را " آآز " می گوید . همچنین در حرف ر نیز مشکل دارد و به جای آن " و " را بکار می گیرد. با توجه به مطالب ارزنده قبلی که از جنابعالی در سایت دیدم تقاضای راهنمایی دارم . لازم به ذکر است که بنده پزشک هستم و در تلفظ حروفی مانند ک ، گ ، خ نیز که قبلا پسرم مشکل داشت با تمرینات توانستم مشکلش را حل کنم. ممنون .
پزشک آنلاین در تاریخ 16 شهریور ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 297
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
سلام،برای آموزش تلفظ صدای (ق) ،ضمن لمس ملایم ناحیه حنجره از کودک بخواهید دهان را باز نگهداشته و (ق) بگوید.سعی کنید توجه او را به حرکت حنجره هنگام تلفظ این صدا جلب کنید. برای آموزش صدای (ر) در قسمت مطالب ویژه توضیحاتی هست،بکار بگیرید.درمورد کودک شما،او باید یاد بگیرد که دهانش را باز نگهداشته و زبانش را تکان دهد. موفق باشید.

برگرفته از : http://www.goftardarmani.ir/ (لیلا رستم شیرازی)


پزشک آنلاین در تاریخ 16 شهریور ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
با سلام دختری 26 ساله هستم. در تلفظ حرف س و ز دچار مشکل هستم . و همین امر جلوی بیشرفت مرا گرفته و بسیار اعتماد به نفسم را پایین آورده . لب بالایی ام بسیار کوچک است و حتی دوستان نیز گاهی مواقع مرا مسخره کرده اند و بخاطر همین موضوع در طی 20 سال تحصیل تا به حال یک بار هم در کلاس به صورت شفاهی کنفرانس نداده ام. خواهشمندم مرا راهنمایی کنید. خواهش می کنم
با سلام آقای دکتر من در مورد این مسائل اصلا با پزشکم صحبت نکردهام و وقتی به این نتیجه رسیدم که سوالات سایرین را مطالعه کردهام. آیا باید این مطالب با پزشکم درمیان بگذارم؟ و مطرح کنم که دو قطبی هستم یا خیر مطالب را مطرح کنم و تشخیص رو به عهده خودشون بگذارم؟-به عنوان یک پزشک مستقل-. آیا شما با نظرمن در مورد اینکه من در کودکی بیش فعال بودهام موافق هستید؟ لطفآ همانند موارد گذشته که لطف کرده و به سوالاتم پاسخ دادهاید به این سوالم هم مجزا پاسخ دهید پیشاپیش ممنونم. چرا این بیماری در این موقع بروز کرده -26 سالگی- چرا پس از این همه مدت درمقالاتتون ذکر کرده بودید در اثر یک بیماری و حادثه خاص این بیماری بروز می کنه( من تا به این سن در محیط بسیار پر تنشی بودهام نه از جانب خانواده بلکه به خاطر مشکلات جسمانیم- از دست تقدیر و نمی دانم که با چه نام بخوانم اتفاقی برای من در دوران نوزادی پیش آمده که منجر شد که من یک سینه خود را از دست دهم یعنی اصلا رشد نکرد حال شما میزان فشار عصبی از بابت این مسئله را ارزیابی کنید که با چه مشکلاتی دسته پنجه نرم کردها مهمیشه رفتن به مهمانیها ، خرید لباس برای من مصیبت بود چون به سختی می توانستم لباسی انتخاب کنم که مناسب سن و از طرفی وضعیت ظاهر را حفظ کنم واقعآ درد آور بود و هست شاید باور نکنید ولی حقیقت محض است در سن 19 سالگی جراحی Body image برام انجام شد فرض کنید همه تو بیمارستان چطور با من رفتار کنند همه وقتی برگه پذیرش را می خوند فکر می کرد مامان را برای بستری شدهان بردیم بعد من با سر افکندکی می گفتم منم واقعآ فکر کنید یک دختر 19 ساله چه حالی می شه بعد از عمل بدتر ضربه روحی عمرم را خوردم که تا عمر دارم فراموشم نمی شه در هیچ شرایطی؛ دکتر به من گفته بود اصلآ عکس نشان داد که من یک سینه مثل اونکه سالم است برات درست می کنم ولی نتیجه بر عکس در امد یک چیز درست کرد که اصلا شبیه سینه نیست فقط از شکمم پوست و چربی ور داشت گذاشت به جای سینه مثلا عمل زیبایی بود حالا تمام بدنم پر از جای عمله در قسمت زیرین شکمم اسکاری به قطر .5 الی 1.5 سانت به وجود آمد ...... -دکتر واقعآ عمل خیلی سختی بود یک هفته تو بیمارستان موندهام از شدن درد نمی تونستم نفس بکشم نمی تونستهام از تخت پایین بیام فکر می کنید من چقدر زجر کشیدم حالا که می گم زجر آور است و گریه ام می گیره چه برسه تو اون فضا باشی- خلاصه سه ماه نمی تو نستم بشبنم فقط می خوابیدم نمی تونستم از تختم بلند بشم باید یکی منو بلند می کرد بعد از سه ماه فقط یک ساعت می تونستم مدام بشینم فرض کنید من چطور به دانشگاهه می رفتم و درس می خوندهام خلاصه بعد از یک سال وضعیت جسمانی 50 درصد بهبود ی داشت ولی با آن وض روحی ؛ بگذریم باور کنید درس خوندن امتحان دادن برای من تا 2 سال پیش مصیبت بود دکتر وقتی پشت میز می نشستم شکمم که چربی و پوست ور داشته بودن تا دو سال پیش می سوخت حالا که زیاد سر پا وایمیستم جای عملم درد می کنه از همه بدتر سینه و بازو و زیر بغلم درس خوندن برای من با اعمال شاقه بود و برای قبولی تو کارشناسی ارشد و گرفتن لیسانس با این وضع درس خوندهام برای آمادکی به کنکورهای پارسه ثبت نام کرده بودهام دو هفته یک بار امتحان آزمایشی می دادایم یعنی 4 ساعت سر جلسه امتحان می نشستم وقتی بر می گشت مبه قدری سینهام بازوم درد می کرد که باور کنید دردش منو می کشد با این اوصاف من ادامه دادهام درس مرا خوندهام تو کارشناسی ارشد هم مشکلات روتین دانشجویی حین تحصیل با اساتید ،نبود رفرنس، امتحان زبن، برای دکتر پروپزال نوشتن و پذیرش گرفتن بعد لغو پذیرش به خاطر کم بودن نمره زبان و مشکلات پایان نامه ، بحث های سر جلسه دفاع ، نوشتن مقاله و........... -واقعآ ببخشید هر دفعه تصمیم می گیرم مختصر ومفید بنویسم ولی نمی تونم واقعآ سپاسگذارم برای اولین بار می تونم این حرفها رو به کسی بگم- هیچ کس از دوستان و اقوام از این مسائل خبر ندارند همه فکر می کنند من یک فرد راحتیم که به اینجا رسیدم برای همین این حرفها رو تا به حال به کسی نگفتم شما اولین نفر هستید واقعا از اینکه این فرصت رو در اختیار من قرار دادهاید ممنونم . حالا با توجه به این اوصاف چرا این بیماری در اوج ناراحتیهای من بروز نکرده و حالا بروز می کنه؟ آیا می شه تشخیص را با توجه به بکراند من تغییر و گفت که افسردگی است . می دونم در نتیجه هیچ تغییری ایجاد نمی شه و من باید درمان بشه ام. سوال آخرم هم در مورد مراجعه به روانشناس است به نظر شما با توجه به بیماری من و اینکه حتی یک ابسیلون بهبودی وجود نداشته و هر روز وضعم از روز قبل بدتر می شه و گاهآ می گم بمیرم که تا از این افکار حداقل راحت بشم را توصیه و تجویز می کنید من تا حال از پزشکم نپرسیدم و ایشون هم چیزی نگفتن.در آخر مجددا از بابت وقتی که برای خواندن و جواب دادن به سوالات من اختصاص می دهید متشکرم.
سلام چناب دکتر قرائتی!. قبل از همه چیز از شما بابت راهنمایی و پاسخ به سئوالات بیماران در این سایت، که بدون چشمداشت و رایگان است، تشکر می کنم و آرزوی خیر و نیکی برایتان دارم. من مردی 35 ساله و اهل افغانستان هستم که 18 سال است، بر اثر حادثه قطع نخاع شده و دستهایم سالم و از سینه به پایین فلج میباشم. 9 سال اول معلولیتم برای تخلیه مثانه از کاندوم و کیسه ادرار استفاده می کردم که همیشه با عفونت ادراری، تب و رفلاکس و هیدرنفروز دو طرفه گرید 3 مبتلا بودم. بعد از مراجعه به پزشک، در 9 سال اخیر از سوند فولی بصورت دائم استفاده کرده ام. متاسفانه در این سالها هم همیشه مبتلا به عفونت ادراری و تب بوده ام. بعد از استفاده از سوند فولی، بنابه نتیجه سونوگرافی، هیدرونفروز کلیه راستم بکلی رفع شده، ولی کلیه چپم تقریبا همیشه هیدرونفروز گرید یک(1) را داشته است. من بخاطر اینکه از دست دادن کلیه هایم، خیلی نگران هستم، حدود 3 هفته میشود که سوند فولی را که پرعارضه است، کنار گذاشته و از سوند نلاتون و غیر دائم که در کاهش عفونت و عوارض آن موثرتر است، استفاده میکنم. منتها در این قسمت نگرانیها و سئوالاتی داشتم که میخواستم شما بعنوان یک متخصص، اگر ممکن است، لطف نموده مرا در آن مورد راهنمایی بفرمایید. 1-آیا فردی مثل من که بخاطر ضایعه نخاعی بودن، مثانه ام کوچک و از سوی دیگر هیدرونفروز یکطرفه و گرید 1 (کلیه چپ) دارم اگر از روش سوند زدن متناوب(نلاتون) استفاده کنم آیا در اینصورت هیدرونفروز کلیه چپ من شدیدتر نخواهد شد و کلیه‌هایم آسیب نخواهد دید؟ 2-من قرص‌های اکسی بوتینین و ایمی پرامین را برای تحمل بیشتر و طولانی مدت‌تر ادرار در مثانه، در چند هفته اخیر استفاده کرده‌ام ولی تاثیر آنها موقتی بوده و من بخاطر اینکه زود به زود و در دفعات بیشتر، مثانه‌ام را تخلیه کنم، خیلی اذیت می شوم تا جایی که مواقعی از این روش ناامید میشوم، دارویی بنام "تولترودین" که بعضی افراد برای رفع این مشکل من توصیه می کنند، دقیقا نحوه و دوز مصرف آن برای فردی مثل من چگونه است؟ مهمتر از آن اینکه تاثیر آن آیا مثل دو داروی قبلی، موقتی است؟ (فردی نخاعی را خبر دارم که تقریبا 10 سال است از این قرص استفاده می کند) در انتها نتیجه آخرین سونوگرافی کلیه‌ها و مثانه‌ام را که مربوط به 2 سال قبل است خدمتتان درج می کنم. قبل از آن باید یادآوری کنم که من معلولم و کسی را ندارم، شاید تا یکسال یا بیشتر بنا به دلایل مختلف که شرح آن طولانی‌ست، دسترسی به پزشک یا مرکز سونوگرافی را نداشته باشم. سونوگرافی: کلیه راست اندازه و اکوی طبیعی دارد، توده فضاگیر دیده نشد. کلیه چپ ابعاد طبیعی دارد، هیدرونفروز گرید 1 دیده شد ولی سنگ مشهود نیست. مثانه که حاوی سوند فولی است با حجم کافی مشهود است. ضخامت جداری مثانه و نامنظمی آن بوضوح مشهود است ولی توده فضاگیر دیده نشد. با تشکر از شما
سلام .آقای دکتر من همون موردی بودم که جراحی بینی وپلک انجام داده بودم و ناراضیم. من فقط میخواستم نوک بینی ام خوش فرم باشد وعمل بینی را به این خاطر انجام دادم ولی دکترم استخوان بینی ام که هیچ مشکلی از هیچ نظر باهاش نداشتم را هم تراشیده ودر قسمت استخوانی خیلی کوچیک شده نارضایتی از عملم بخاطر اینه که باید بمن میگفت میخواد دست به قسمت استخوانی هم بزنه در حالیکه من تصور میکردم قسمت غضروفی نوک بینی ام چیزی میلیمتری کوچک میشود .از این عمل اصلا آگاهی نداشتم دکترم هم زیاد توضیح نداد . شاید فکر کردم دکتر قسمتهای مورد دار را خودش تشخیص میدهد ووآنرا عمل میکند اصلا فکر نمیکردم دست به استخوان بزند وبهمین خاطر ما اصلا در مورد شکل بینی با هم حرف نزدیم.در مورد پلک هم دوخط زیر چشمهام افتاد ومن به آن دو خط خیلی حساس شدم به دکتر پوست مراجعه کردم گفت چیزی نیست ولی اگر خیلی برات مهمه به جراح پلاستیک مراجعه کن وقتی برای جراحی بینی وقت گرفتم مشکل این خطوط را هم گفتم دکترم گفت باید چربیهای زیر چشم شما خارج شود من دیگر باهیچ دکتر دیگری مشورت نکردم به گفته های اون اعتماد کردم وهردو عمل را باهم انجام دادم.بعد از عمل زیر چشمهام گود شد وحالت چشمهام عوض شد حالا در قسمت پلک تحتانی چشمهایم هیچ تکیه گاهی ندارد و پوست آن قسمت به حدقه چشمم چسبیده وچشمهایم در پلک پایین آن حالت پری را ندارد و فاجعه در آنجا بودکه خطوط همچنان سرجایش هست وقتی به دکترم معترض شدم که من میخواستم این حلقه های زیر چشمم برود ،حالا هم چشمهایم گود شده ،هم این چشمهای من نیست .گفت خانم شما پف داشتید ومن در اینمورد همه چیز را توضیح داده بودم گفتم یعنی بمن گفتید چشمهایم تغییر حالت میده ومن این کار را کردم .کدام آدم عاقلی قبول میکند حلقه های زیر چشمش برود بشرط اینکه حالت چشمهایش عوض شود.او دروغ گفت ولی من چطور میتوانستم ثابت کنم.البته الان با یکسال تحقیق این نتیجه ها رو گرفتم که هردو قابل حله ولی انجام این کار توسط خانواده ام غیر ممکنه چون از چند سال پیش وکار من خاطره خوشی ندارند واینکه هنوزم مدام سرزنشم میکنندبعد از اون عمل من تا یکسال اصلا از خونه بیرون نرفتم وبا هیچ کس حرف نزدم والان تقریبا سه ساله که با خانواده ام بیرون رفته ام ولی دیگه تنهایی هیچ جا نرفتم دانشگاه میرفتم که اون هم نصفه ول کردم الان سی سال دارم پسری که باهاش دوست بودم الان سی و پنج ساله است بهیچ وجه نمیتونم این بینی وچشمها را تحمل کنم حاضر هم نیستم پیش مشاور برم چون نهایتش میخواد منو راضی کنه با شرایط جدید کنار بیام ولی اگه قراره با این چهره تا آخر عمر سر کنم چرا بیرون را تحمل کنم بنظرم خونه از هرجای دیگه امن تره نهایتا مگه قراره چند سال دیگه زندگی کنم . اون پسر بار سوم یا چهارم بود که هم رو میدیدم وبمن پیشنها ازدواج داد خیلی رو راست بود دروغ نمیگفت با یکی هم قبل ازمن دوست بوده که قصد ازدواح داشتند که سر مهریه بهم خورده بوده . بعد از دیپلم شروع بکار کرده که الان در بازار یک مغازه پوشاک داره که وقتی بیست وشش سالش بوده اون مغازه رو خریده ، مرد با اراده ای یه ،رفتارهای بچگانه نداشت یک جورایی هم کار های خونه اشون وخرج خونشون با او بود ،کلا چیز بدی نداشت .فقط یک کم زیادی مغرور بودوبعد از جواب منفی من فکر میکنم خیلی منو دوست داشت که منو رها نکرد وبره .ولی الان قضیه خیلی فرق میکنه چون خیلی وقته منو ندیده وحالا که می بینه فقط تلفنی باهاش حرف میزنم رابطه امون یه جورایی سرده .
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای دکتر محمد آذربایجانی . خانمی هستم 44 ساله. حدود 10 سال است که هر چند روز یکبار در ناحیه ی گیجگاه چپ دچار درد شدید به صورت تیر کشیدن می شوم که ممکن است 2 یا 3 مرحله ی پی در پی و طول هر مرحله حدود 10 ثانیه می باشد. و 4 الی 5 ماه است که این عمل هر روز انجام می شود وعلاوه بر ناحیه ی گیجگاه چپ ، کمی در طرف چپ و بالاتر آن نیز درد شدید گرفته و پس از تحمل درد آن که جمعا حدود 3 دقیقه طول می کشد ، خوب شده و باز تا روز بعد که تکرار می شود . درضمن شغل من تدریس می باشد. این مشکل مربوط به چیست ؟ آیا لازم است به دکتر مراجعه کنم ؟ منتظر راهنمایی شما هستم . باتشکر .

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed