جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > علم و دانش > پزشکی و سلامت
پیوند همیشگی پرسش
    با سلام . من مبتلا به لیکن پلان شده ام و از وضعیتی که روی پوستم و پیشرفت سریع آن خیلی دچار تنش شدم . سوالی که برام به وجود اومدده این هست که این بیماری رو میشه متوقف کرد؟ میشه از دکتر داخلی برای کنترل بیماری کمک گرفت یا باید داروهایی که دکتر پوست داده رو استفاده کنم و دست رو دست بزارم و پیشرفت بیماری رو تحمل کنم.
پزشک آنلاین در تاریخ 23 آذر ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 1028
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
بیماری لیکن پلان یک بیماری پوستی است و بهتره توسط متخصص پوست درمان بشه. در غالب موارد این بیماری قابل درمان و کنترله و جای نگرانی نیست. البته درمان و پیش آگهی آن به وسعت نوع محل و درگیری احتمالی مو و ناخن بستگی داره

برگرفته از : http://www.drhassanzadeh.net/ (دکتر جمال الدین حسن زاده)


پزشک آنلاین در تاریخ 23 آذر ماه سال 1393 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
با سلام آقای دکتر من در مورد این مسائل اصلا با پزشکم صحبت نکردهام و وقتی به این نتیجه رسیدم که سوالات سایرین را مطالعه کردهام. آیا باید این مطالب با پزشکم درمیان بگذارم؟ و مطرح کنم که دو قطبی هستم یا خیر مطالب را مطرح کنم و تشخیص رو به عهده خودشون بگذارم؟-به عنوان یک پزشک مستقل-. آیا شما با نظرمن در مورد اینکه من در کودکی بیش فعال بودهام موافق هستید؟ لطفآ همانند موارد گذشته که لطف کرده و به سوالاتم پاسخ دادهاید به این سوالم هم مجزا پاسخ دهید پیشاپیش ممنونم. چرا این بیماری در این موقع بروز کرده -26 سالگی- چرا پس از این همه مدت درمقالاتتون ذکر کرده بودید در اثر یک بیماری و حادثه خاص این بیماری بروز می کنه( من تا به این سن در محیط بسیار پر تنشی بودهام نه از جانب خانواده بلکه به خاطر مشکلات جسمانیم- از دست تقدیر و نمی دانم که با چه نام بخوانم اتفاقی برای من در دوران نوزادی پیش آمده که منجر شد که من یک سینه خود را از دست دهم یعنی اصلا رشد نکرد حال شما میزان فشار عصبی از بابت این مسئله را ارزیابی کنید که با چه مشکلاتی دسته پنجه نرم کردها مهمیشه رفتن به مهمانیها ، خرید لباس برای من مصیبت بود چون به سختی می توانستم لباسی انتخاب کنم که مناسب سن و از طرفی وضعیت ظاهر را حفظ کنم واقعآ درد آور بود و هست شاید باور نکنید ولی حقیقت محض است در سن 19 سالگی جراحی Body image برام انجام شد فرض کنید همه تو بیمارستان چطور با من رفتار کنند همه وقتی برگه پذیرش را می خوند فکر می کرد مامان را برای بستری شدهان بردیم بعد من با سر افکندکی می گفتم منم واقعآ فکر کنید یک دختر 19 ساله چه حالی می شه بعد از عمل بدتر ضربه روحی عمرم را خوردم که تا عمر دارم فراموشم نمی شه در هیچ شرایطی؛ دکتر به من گفته بود اصلآ عکس نشان داد که من یک سینه مثل اونکه سالم است برات درست می کنم ولی نتیجه بر عکس در امد یک چیز درست کرد که اصلا شبیه سینه نیست فقط از شکمم پوست و چربی ور داشت گذاشت به جای سینه مثلا عمل زیبایی بود حالا تمام بدنم پر از جای عمله در قسمت زیرین شکمم اسکاری به قطر .5 الی 1.5 سانت به وجود آمد ...... -دکتر واقعآ عمل خیلی سختی بود یک هفته تو بیمارستان موندهام از شدن درد نمی تونستم نفس بکشم نمی تونستهام از تخت پایین بیام فکر می کنید من چقدر زجر کشیدم حالا که می گم زجر آور است و گریه ام می گیره چه برسه تو اون فضا باشی- خلاصه سه ماه نمی تو نستم بشبنم فقط می خوابیدم نمی تونستم از تختم بلند بشم باید یکی منو بلند می کرد بعد از سه ماه فقط یک ساعت می تونستم مدام بشینم فرض کنید من چطور به دانشگاهه می رفتم و درس می خوندهام خلاصه بعد از یک سال وضعیت جسمانی 50 درصد بهبود ی داشت ولی با آن وض روحی ؛ بگذریم باور کنید درس خوندن امتحان دادن برای من تا 2 سال پیش مصیبت بود دکتر وقتی پشت میز می نشستم شکمم که چربی و پوست ور داشته بودن تا دو سال پیش می سوخت حالا که زیاد سر پا وایمیستم جای عملم درد می کنه از همه بدتر سینه و بازو و زیر بغلم درس خوندن برای من با اعمال شاقه بود و برای قبولی تو کارشناسی ارشد و گرفتن لیسانس با این وضع درس خوندهام برای آمادکی به کنکورهای پارسه ثبت نام کرده بودهام دو هفته یک بار امتحان آزمایشی می دادایم یعنی 4 ساعت سر جلسه امتحان می نشستم وقتی بر می گشت مبه قدری سینهام بازوم درد می کرد که باور کنید دردش منو می کشد با این اوصاف من ادامه دادهام درس مرا خوندهام تو کارشناسی ارشد هم مشکلات روتین دانشجویی حین تحصیل با اساتید ،نبود رفرنس، امتحان زبن، برای دکتر پروپزال نوشتن و پذیرش گرفتن بعد لغو پذیرش به خاطر کم بودن نمره زبان و مشکلات پایان نامه ، بحث های سر جلسه دفاع ، نوشتن مقاله و........... -واقعآ ببخشید هر دفعه تصمیم می گیرم مختصر ومفید بنویسم ولی نمی تونم واقعآ سپاسگذارم برای اولین بار می تونم این حرفها رو به کسی بگم- هیچ کس از دوستان و اقوام از این مسائل خبر ندارند همه فکر می کنند من یک فرد راحتیم که به اینجا رسیدم برای همین این حرفها رو تا به حال به کسی نگفتم شما اولین نفر هستید واقعا از اینکه این فرصت رو در اختیار من قرار دادهاید ممنونم . حالا با توجه به این اوصاف چرا این بیماری در اوج ناراحتیهای من بروز نکرده و حالا بروز می کنه؟ آیا می شه تشخیص را با توجه به بکراند من تغییر و گفت که افسردگی است . می دونم در نتیجه هیچ تغییری ایجاد نمی شه و من باید درمان بشه ام. سوال آخرم هم در مورد مراجعه به روانشناس است به نظر شما با توجه به بیماری من و اینکه حتی یک ابسیلون بهبودی وجود نداشته و هر روز وضعم از روز قبل بدتر می شه و گاهآ می گم بمیرم که تا از این افکار حداقل راحت بشم را توصیه و تجویز می کنید من تا حال از پزشکم نپرسیدم و ایشون هم چیزی نگفتن.در آخر مجددا از بابت وقتی که برای خواندن و جواب دادن به سوالات من اختصاص می دهید متشکرم.
سلام ، پیرو راهنمایی قبلی قبلا گفتم که در اثر وارد کردن انگشت در 12 13 سالگی دچار استرس شدم الان . خون و درد و سوزش حس نکردم اون موقع اما فرداش خون دیدم که یادم نیست خون پریود بوده یا اسیب؟ دوستان راهنماییم کردن و خلاصه با مصیبت راضی شدم برم دکتر . اما پاسخ دکتر : اول که معاینه کرد گفت نه وضعیت خوبی داری نه وضعیت بد . بعد چند دقیقه ای دست از معاینه برداشت و رفت بیرون و گفت ریلکس باش . بعد که برگشت دوباره معاینه کرد و نتیجه رو اینطور اعلام کرد . گفت دخترم احتمالا واسه ازدواج حونریزی خواهی داشت . نوع پرده رو هلالی اعلام کرد و گفت روی جداره ( یا دیواره) یه اسیب جزیی هست . اگر واسه گواهی پیش من بیای من تو رو باکره اعلام کینم . اما ممکنه بعضی از دکتر ها سخت گیری کنند و نظرشون فرق کنه . گفت حالا 2ماه دیگه هم بیا مجدد تغییرات رو ببینم و گفت خیلی بهش فکر نکن . حالا نظر دوستان رو خوشحال میشم بدونم . مجدد باهاشون تماس گرفتم و گفتن شما گفتید نازک شده یا از بین رفته ؟ گفت چنین حرفی نزدم و گفتم اسیب دیدهدر دیواره (که ظاهرا نوع هلالی از دیواره پاره میشه) که از نظر من باکره اعلام میشه . گفتم چیکار کنم اگه کس دیگه نظری دیگه بده ؟ برم پیش متخصص دیگه ای ؟ گفتش اره فکر خوبیه . برو و نتیجه رو با من در میون بذار . اما راستش میترسم از مراجعه به فرد دیگه و احتمالا گرفتن جواب دیگه ای که خلاف میلم باشه . اما الان همچنان دارم دیوونه میشم . در ضمن گفت علتش که انگشت بوده یا رابطه جنسی به هیچ وجه قایل تشخیص نیست حتی توسط پزشکی قانونی . دکتری که رفتم رو میشناختم . توی نت نوشته متخصص و جراح زنان و زایمان و نازایی اما روی تابلوش زده داخلی ، اطفال، پوست، زنان . میخوام بدونم ایشون با این اوصاف متخصص حساب میشن ؟ یعنی تخصص زنان دارن یا پزشک متحصص شرایطش فرق داره ؟ به نظر شما به حرفش اعتماد کنم و دیگه دنبالش نرم فعلا و استرس ها رو دور کنم یا به دکتر دیگه ای مراجعه کنم ؟ خلاصه ی حرفش : نوع هلالی ، اسیب جزیی در جداره ، اعلام باکری طبق نظرش و احتمال سختگیری توسط دیگران برای اعلام این نظر و اینکه داره با اغماض این رو اعلام میکنه . ------------------------------------------------------------------------- اما دیروز به متخصص زنانی مراجعه کردم که دارای بورد تخصصی بود و جزو هیات علمی دانشگاه بود اما یه کم جوون بود . حرفی از نظر دکتر قبلی نزدم . ایشون گفتند کاملا سالمه و نوعش بیشتر به حلقوی نزدیکه اما بین حلقوی و هلالی هست و گفتم اما دکتر قبلی گفته دیواره ها اسیب دیده هست گفت اشتباه کرده و این شکل طبیعیه پرده ت هست و خونریزی خواهی داشت و جنس تقریبا سفتی داره اما به هر حال خونریزی رو داره و گفتم خیالمم راحت باشه پس ؟ گفت اره ، اون دکتر عمومی بوده و من متخصص هستم . من که طبق گفته ی دکتر عمومیه اماده شنیدن نظر سختگیرانه تر بودم که بگه اسیب دیده هست و باکره اعلام نمیکنم ( هرچند برخی بی سختگیری از جمله خود دکتره باکره اعلام میکنه ) اما دکتر متخصص گفت نه سالمه و این شکلش اینطوریه . یعنی در هر دو حالت کسی نگفت از بین رفته یا خیلی خرابه . به نظر شما اعتماد کنم دیگه و به فال نیک بگیرم ؟ میترسم با مراجعه به پزشک دیگه حسابی سر در گم بشم .
با سلام و خسته نباشید من دختری 30 ساله هستم. 17 سالم بود که به بیماری لیکن پلان مبتلا شدم. چون دیر به پژشک مراجعه کردم جوشها تمام بدنم رو گرفت. بیماریم خوب شد و دکترم گفت تا 1-2 سال دیگه لکه هاشم میره . الان حدود 13 سال گذشته ولی هنوز جای لکه هاش مونده. از اول کم رنگ تر شده ولی از بین نرفته و کاملا مشخصه. چون رو تمام بدنم به خصوص ناحیه شکمم هست خیلی نگرانمو لطفا راهنمایی کنید درمانی برای از بین بردن لک ها وجود داره؟ باتشکر فراوان
سلام من زنی 26 ساله هستم شش سال پیش ازدواج کردم یه دختر 4 ساله دارم .شوهرم اعتیاد دارد شاید از ده سال قبل از اینکه من وارد زندگیش شوم .شوهرم از من هم پول می دزده گوشواره های دخترم را دزدید وفروخت وبا وقاحت تمام گفت بچه خودش آنرا گم کرده در حالیکه ما اصلا از خونه بیرون نمیریم .مدام پشت در طلبکار میاد و میره .منو کتک میزنه حتی دخترمو .فحاشی میکنه .آز عالم و آدم توقع داره .فوق العاده خالی بنده تا حالا 11 بار خواسته ترک کنه چند بار عیدها اونهم زمانیکه همه دارن میخندن ومیرن میهمونی ماباید بمونیم خونه وآقا در رختخواب، تا به خیال خودش ترک کنه . خانواده اش منو مسبب بدبختی پسرشون میدونن ونسبتهای ناروا بمن میدن .پسرشون دزدی میکنه از مردم ،نیششو بمن میزنن.چند ماه پیش از فرش فروشی سر کوچه سه تا فرش گرفته که من اصلا خبر نداشتم تا اینکه در خونه آمدن وقتی به مادر شوهرم گفتم به تموم آبا و اجداد من فحش داد. من اصلا نمیدونم فرشها رو چی کار کرده . شوهرم مطمئنا از لحاظ عقلی مشکل داره وگرنه با آبروی من اینطوری بازی نمیکرد.چند روزه به دخترم فقط نون خالی دادم هیچکس نمیتونه بفهمه این یعنی چی .من حتی از مادر شوهرم بخاطر شوهرم سرکوفت میشنوم انگار من تو کارهای اون باهاش همدستم.خواستم برم کار کنم تا حداقل بچه ام از گرسنگی نمیره برای پرستاری از بچه ها در منزل مردم ولی هیچکس منو با بچه قبول نکرد حتی برای نظافت.تا حالا ده بار رفتم خونه بابام ولی هیچی عوض نشده پدر ومادرم وقتی من سه سالم بود از هم جدا شدن ومن زن بابا دارم و از پدرم دو تا پسر داره وقتی دیشب اومدم خونه اینها برادر ناتنیم بمن حمله ور شد ومن و خواهرم رو زد خواهرم دوساله از شوهرش جدا شده شوهر اونهم معتاد بو دوخانم باز.چشم وچال منو خواهرم کبود شده من شدیدا پهلوم در د میکنه امروز وقتی خواستم برگردم خونه خودم بابام نذاشت به مادر شوهرم زنگ زدم با پسرشون صحبت کنه منو نزنه من اصلا توخونه اون امنیت جانی ندارم مگه من ازش چی میخوام مادر شوهرم گفت من وپسرش اصلا براش مهم نیستیم خودمون باید مشکلاتمون رو حل کنیم .اونها فقط میخواستن برای پسرشون زن بگیرن تا از دست آزار و اذیتهای اون خلاص بشن وهیچکس رو پیشونی بلندتر از من پیدا نکردن .اونا میدونستن اون معتاده ودزدی میکنه .پدرم وبرادر ناتنی من چاره ندارن چون برادر م بتازگی قراره با دختری عقد کنه میگه این خواهرمون که طلاق گرفته برگشته اومده تو هم که وضع وحالت اینه خانواده دختری که باهاشون قراره وصلت کنم از من نمی پرسن چرا خونواده شما اینجوری ان ؟من به اون حق میدم .دکتر بخش اینها همه رو گفتم که بگم با این مرد اصلا نمیشه زندگی کرد مشکلاتی که داره خیلی بزرگه مهمتر اینکه همینکه خونواده اش اونو از سر خودشون باز کردن وبه جون من انداختن دیگه مسئولیتی در قبال من نمی بینند.در آخر یکی از آشناهام بمن گفت ازش طلاق بگیرم وقتی گفتم خونواده خودم هم منو قبول نمیکنه من کجا برگردم گفت بچه رو بده به شوهرت یا خانواده اش گفت من با کلفتی هم میتونم نون خودمو در بیارم چرا باید یه شوهر عوضی رو تحمل کنم .من توجوونی لرزش دست دارم اصلا فکرم کار نمیکنه توخوابو بیداری کابوس میبینم .بچه امو نمیتونم بسپرم دست خانواده شوهرم چه برسه به شوهرم .تا مشکل کاریم حل نشه نمیتونم بچه امو با خودم داشته باشم میدونم اونا بچه امو نگه نمیدارن بچه ام بیش فعاله وهیچکس تحمل وحود بچه ام رو نداره .من اگه کار پیدا کنم می برمش پیش خودم ولی ...دکتذ شما میگین چی کار کنم زن بابام دیشب از خونه بخاطر من قهر کرده رفته بابام وبرادرهام بامن سرسنگینند من جایی رو ندارم برم چیکار کنم آیا جایی هست از زنی که کسی رو نداره حمایت کنند.من حاضرم با معتاد جدیدی زندگی کنم ولی با این مرد عیاش و خوشگذرون و حقه بازو خالی بند نه.شما میگین چی کار کنم.دوست دارم ده سال بگیرم بخوام ..جوابمو بدین آقای دکتر بی صبرانه منتظرم.
سلام .آقای دکتر من همون موردی بودم که جراحی بینی وپلک انجام داده بودم و ناراضیم. من فقط میخواستم نوک بینی ام خوش فرم باشد وعمل بینی را به این خاطر انجام دادم ولی دکترم استخوان بینی ام که هیچ مشکلی از هیچ نظر باهاش نداشتم را هم تراشیده ودر قسمت استخوانی خیلی کوچیک شده نارضایتی از عملم بخاطر اینه که باید بمن میگفت میخواد دست به قسمت استخوانی هم بزنه در حالیکه من تصور میکردم قسمت غضروفی نوک بینی ام چیزی میلیمتری کوچک میشود .از این عمل اصلا آگاهی نداشتم دکترم هم زیاد توضیح نداد . شاید فکر کردم دکتر قسمتهای مورد دار را خودش تشخیص میدهد ووآنرا عمل میکند اصلا فکر نمیکردم دست به استخوان بزند وبهمین خاطر ما اصلا در مورد شکل بینی با هم حرف نزدیم.در مورد پلک هم دوخط زیر چشمهام افتاد ومن به آن دو خط خیلی حساس شدم به دکتر پوست مراجعه کردم گفت چیزی نیست ولی اگر خیلی برات مهمه به جراح پلاستیک مراجعه کن وقتی برای جراحی بینی وقت گرفتم مشکل این خطوط را هم گفتم دکترم گفت باید چربیهای زیر چشم شما خارج شود من دیگر باهیچ دکتر دیگری مشورت نکردم به گفته های اون اعتماد کردم وهردو عمل را باهم انجام دادم.بعد از عمل زیر چشمهام گود شد وحالت چشمهام عوض شد حالا در قسمت پلک تحتانی چشمهایم هیچ تکیه گاهی ندارد و پوست آن قسمت به حدقه چشمم چسبیده وچشمهایم در پلک پایین آن حالت پری را ندارد و فاجعه در آنجا بودکه خطوط همچنان سرجایش هست وقتی به دکترم معترض شدم که من میخواستم این حلقه های زیر چشمم برود ،حالا هم چشمهایم گود شده ،هم این چشمهای من نیست .گفت خانم شما پف داشتید ومن در اینمورد همه چیز را توضیح داده بودم گفتم یعنی بمن گفتید چشمهایم تغییر حالت میده ومن این کار را کردم .کدام آدم عاقلی قبول میکند حلقه های زیر چشمش برود بشرط اینکه حالت چشمهایش عوض شود.او دروغ گفت ولی من چطور میتوانستم ثابت کنم.البته الان با یکسال تحقیق این نتیجه ها رو گرفتم که هردو قابل حله ولی انجام این کار توسط خانواده ام غیر ممکنه چون از چند سال پیش وکار من خاطره خوشی ندارند واینکه هنوزم مدام سرزنشم میکنندبعد از اون عمل من تا یکسال اصلا از خونه بیرون نرفتم وبا هیچ کس حرف نزدم والان تقریبا سه ساله که با خانواده ام بیرون رفته ام ولی دیگه تنهایی هیچ جا نرفتم دانشگاه میرفتم که اون هم نصفه ول کردم الان سی سال دارم پسری که باهاش دوست بودم الان سی و پنج ساله است بهیچ وجه نمیتونم این بینی وچشمها را تحمل کنم حاضر هم نیستم پیش مشاور برم چون نهایتش میخواد منو راضی کنه با شرایط جدید کنار بیام ولی اگه قراره با این چهره تا آخر عمر سر کنم چرا بیرون را تحمل کنم بنظرم خونه از هرجای دیگه امن تره نهایتا مگه قراره چند سال دیگه زندگی کنم . اون پسر بار سوم یا چهارم بود که هم رو میدیدم وبمن پیشنها ازدواج داد خیلی رو راست بود دروغ نمیگفت با یکی هم قبل ازمن دوست بوده که قصد ازدواح داشتند که سر مهریه بهم خورده بوده . بعد از دیپلم شروع بکار کرده که الان در بازار یک مغازه پوشاک داره که وقتی بیست وشش سالش بوده اون مغازه رو خریده ، مرد با اراده ای یه ،رفتارهای بچگانه نداشت یک جورایی هم کار های خونه اشون وخرج خونشون با او بود ،کلا چیز بدی نداشت .فقط یک کم زیادی مغرور بودوبعد از جواب منفی من فکر میکنم خیلی منو دوست داشت که منو رها نکرد وبره .ولی الان قضیه خیلی فرق میکنه چون خیلی وقته منو ندیده وحالا که می بینه فقط تلفنی باهاش حرف میزنم رابطه امون یه جورایی سرده .

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed