جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
توجهلطفا توجه فرمایید
محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

پرسشکده > دسته بندی نشده
پیوند همیشگی پرسش
    
سلام.حدود 12 سال است ازدواج کردم. همسرم را خیلی دوست دارم .رابطه جنسی به ظاهر خوبی داریم .شوهرم تمام مراحل آماده سازی رو برای من رعایت میکنه اما نمی دونه که من ارضاء نمی شم .هر بار بعد از نزدیکی من هنوز احتیاج به مالش کلیتوریس دارم تا کاملاً ارضاء بشم و متأسفانه این کار را بعد از نزدیکی در دستشویی انجام میدهم چون نمی توانم از آن حالت خارج شوم . این موضوع باعث آزار من شده چون میدونم که حرامه .هر بار توبه میکنم وحتی 2 سال با خودم مبارزه کردم  اما الان دوباره احساس نیاز دارم و روم نمی شه به شوهرم بگم چون دوست دارم این کار رو اون بکنه که من هم وارد گناه نشم .به من کمک کنید چه کارکنم.شاید بعد از گفتن این موضوع به شوهرم از من به خاطر پنهان کردن ناراحت بشه.
ranginkaman60 در تاریخ 21 آبان ماه سال 1391 در ساعت 03:41 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 139447
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
سلام.اینکه شما این واقعیت را به شوهرت نمیگی خودش گناه دیگری است که انجام میدهی  انهم 12 سال.اون بنده خدا  که مراحل اماده سازی شما را انجام میده  پس چرا خودت را مغبون میکنی؟باید کم کم این موضوع را بهش حالی کنی ولی صحبتی از 12 سال نکن.بهش بگو مدتیه که سخت ارضا میشی و نیاز به اماده سازی بیشتر داری.

pardis در تاریخ 29 آبان ماه سال 1391 در ساعت 08:01 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
پاسخ سوال را اینجا وارد کنید... با سلام -از کتابها و سخنرانی های مرتبط استفاده کنید و به همسرتان بگویید من چنین حسی دارم که در کتاب امده و راه حل را از منبع  برایش بخوانید و یا صادقانه به او بگویید که ارضاع موفق ندارید چون بسیاری از مردان اصلا نمی دانند که زنان هم باید ارضاع شوند

rezanajafi در تاریخ 15 آذر ماه سال 1391 در ساعت 05:36 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
ابجی من خودم متاهل هستم بهتریتن راه اینه»»»که وقتی به شوهرت نزدیکی میکنی وقتی احساس میکنی میخواد کم کم ارضا بشه بهش بگو هنوز میخوام نزار که ارضا بشی هم اون این حرفو دوست داره مطمئنم چون خودم متاهلم و مرد هستم.  هم تو ارضا میشی.

hasanzz در تاریخ 19 آذر ماه سال 1391 در ساعت 07:22 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
راه حل پیشنهادی دوستان خیلی خوبه ویک راه دیگه هم هست که شاید بعد اون راه حلهای دوستان بشه روش حساب کرد.
طبق استفتائی که من از دفتر آیه الله مکارم شیرازی داشتم اگر زن در حین نزدیکی خودش کلیتوریسش رو بماله تا لذت بیشتری ببره هیچ گناهی نداره و استمنا حساب نمی شه. شما شاید بتونی این کار رو امتحان کنی.
ولی اگه بتونی راه حل دوستان رو به کار ببری و شوهرت این کار رو انجام بده لذت خیلی بیشتری داره.

saharnaz10 در تاریخ 27 مرداد ماه سال 1393 در ساعت 09:58 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
با سلام خدمت شما راه ارضاء شدن خانوم ها به دوصورت می باشد 1- درون واژنی 2-برون وازنی که شما از نوع دوم هستید البته بهتر است همسر شما از اسپری بی حسی قبل از نزدیکی استفاد کرده که شما هم بتوانید ارضاء شوید وراه دوم اینست که قبل از دخول همسر شما آلت تناسلی خود را مابین واژ شما قرارداده وعمل مالش دستی شما را ایشان با آلت انجام دهند که نه گناه داشته باشد واینکه بتواند بهشما در ارضائ شدن کمک کند انشاالله با توسل به خداوند از گناه دوری نمایید
mohamadi در تاریخ 15 دی ماه سال 1393 در ساعت 07:54 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
این که این مشکل و یا شوهرتون در میون نمی ذارید بزرگترین اشتباهتونه و اساس ارتکاب به گناه. همسر یعنی محرم به همه چیزی تاکید می کنم همه چیز. مردا اونقدر هم که شما فکر می کنید باهوش نیستند که خودشون بفهمن
mariogomez در تاریخ 23 تیر ماه سال 1394 در ساعت 02:43 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام من فکرمیکنم شوهر شما از کلیتوریس یاچوچول بی اطلاع بهتره یه سایت راباهم بازکنید که درموردکلیتوریس توضیح کامل داده وشما درحین خوندن بهش بگی که این بهترین راه ارضاع شماست وبهش بگی که دخول به ارضاع شدنت کمکی نمکنه ودوست داری باچوچولت بازی بشه اونم به مدت کافی یعنی وقتی به اوج اوج رسیدی وبایددخول انجام بشه
hamid97 در تاریخ 7 مرداد ماه سال 1394 در ساعت 01:52 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام خواهرم من هم متاهلم و مدتها مشکلی بر عکس شما داشتم مطمئن باشید اگر آرام و خصوصا درست قبل از نزدیکی و در حالیکه همسرتان را که از توضیح شما معلوم است مردی منطقی و دوست داشتنی و آرام هستند نوازش کنید و در آغوش بگیرید و با نرمی و ملاطفت طرح موضوع کنید و اصل ماجرا را برایشان بگوئید ؛ ممکن است چند لحظه کوتاه ناراحت شوند ولی بلافاصله از خود شما راه حل را میپرسند و مطمئنن همخوابی شما پس از آن کاملتر و لذت بخشتر خواهد شد اسلام و علم روانشناسی هر دو بر این میئله اذعان دارند که زن و شوهر با آزادی باید با هم در این مورد صحبت کنند و حتی بسیاری اعمال که در مردان و زنان غیر همسر ممنوع میباشد در مورد همسران آزاد است ؛ پس با همسر مهربان و وفادار خود آزادانه و راحت مشکلتان و راه حل آنرا بگوئید و اطمینان داشته باشید فورا در جهت رفع مشکل اقدام میکنند موفق و سلامت باشید
hossein rezaei در تاریخ 17 خرداد ماه سال 1395 در ساعت 03:21 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
شما خودت قضاوت کن خجالت از همسر مهمتره یا گناه بزرگ خود ارضایی اخه چه خجالتی ؟ شوهرته خیلی رک بهش بگو
ehsan379 در تاریخ 8 مرداد ماه سال 1396 در ساعت 07:45 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
با سلام و احترام

موضوع : ازدواج و انتخاب همسر

بنده تحصیل کرده از دانشگاه خوب تهران در مقطع کارشناسی ارشد بودم و برای ادامه تحصیل به خارج می روم. خانواده تقریبا مذهبی و سنتی دارم که حرف مادر بیشتر اهمیت دارد. حدود 20 مورد برای خواستگاری با دختر خانوم ها صحبت کردم که 3 موردش به بیش از 2 یا 3 جلسه کشید. جلسات متعدد با روانشناس در مورد انتخاب همسر و بحث های مربوطه صحبت کرده ام و اطلاعات کافی (از نظر خودم) در این مورد را دارم. موضوع اصلی سوال من هم بیشتر انتخاب و معیارهای اون هست. سوال بنده در این مورد است و فقط با مشورت روانشناس و دکتر و.. نمی توانم تصمصم بگیرم.

 

به طور خلاصه:

در طول رابطه های آشنایی که برای ازدواج ایجاد می شد- منظور همان جلسات صحبت و آشنایی است که امروزه باب شده است- نگرشم در برخی موارد نسبت به بعضی چیزا عوض شد و مثلا بلور تعصب و احترام کاذب به خانواده (به گفته روان شناسان) تا حدی در من شکست. مخصوصا که مادرم تا حد زیادی خود رای بوده و حتی در ازدواج هم سعی دارند حرف و نظر خود را به کرسی بنشانند. جملاتی که تا کنون گفتم صرفا جهت آشنایی با خانواده بود. اما در مورد ازدواج اکنون بیشتر به نظر بنده توجه دارند.

 

شخصیت من :

مثبت : برون گرا، خوش صحبت، خوش پوش، تحصیلکرده، صبور، کاملا منطقی، پر انرژی و اهل ورزش، حتما برای ادامه تحصیل قصد دارم خارج بروم. احتمالا آینده شغلی مناسب

منفی : خودخواه و کمی مغرور، تا حدی مقام طلب، کمی کینه ای، محتاط

به هر حال بنده الان بین دو گزینه مردد هستم و در صورت امکان از شما مشورت می طلبم. به این اعتقاد دارم که در مراحل سخت زندگی هر جا شک کردی، بگذار خدا برات انتخاب کنه، بهتره. اگر ممکنه با توجه به آموزه های دینی و تجربه خدتان توصیه ای به بنده کنید که خیر الدنیا و الاخره باشد.

خلاصه دو موردی که برای ازدواج مردد مانده ام در زیر آمده است. البته خوانواده ام به گزینه اول رقبت زیادی ندارد.

 

1- مورد غیر همشهری

شروع آشنایی 6 ماه پیش بود.4 ماه رابطه آشنایی داشتیم. حدود 2 ماه پیش خواستگاری رفتیم. از همان موقع نظر آنها + بود و اعلام هم کردند. شروع آشنایی قبل از خواستگاری بود. الان حدود 2 ماه است هیچ رابطه نداریم. از لحاظ شخصیتی خیلی شبیه خودم است. خصیصه اصلی که از اول به چشم می زد بسیار حساس بودن او بود به حرف ها و عکس العمل هاو...

مثبت :  دختر جذاب، خوش صحبت، شاد و شنگول، پر انرژی، با هوش، زیبا، یک سال کوچکتر از من، برونگرا، بیش از اندازه به من ابراز علاقه می کرد، حتی طرز راه رفتن و لحن صحبت کردنش برایم دلنشین بود.

منفی : بسیار حساس، غیر همشهری، کمی تند خو، کمی جاه طلب، از لحاظ تحقیق در محل کار خیلی خوب ارزیابی نشد و چند تن از همکاران گفتند ایشان خیلیییی حساس هستند و اگر شما هم حساس هستید بیشتر فکر کنید!(بنده هم تا حدی آدم حساس هستم). خیلی اهل با کلاس بودن بود.

از لحاظ اندام و جثه کوچک هستند.

 

2- مورد دیگر همشهری

2 ماه است که آشنا شدیم و هنوز ارتباط داریم. شروع آشنایی با خواستگاری بود.

مثبت : همشهری ، همزبان، خانواده همسطح با خانواده من، تحصیلکرده، حرف گوش کن، اهل مهریه پایین، سازگار، با اخلاق، از لحاظ قد و اندام نزدیکتر به من است تا گزینه قبلی. از لحاظ تحقیق بسیار خانواده با حیا و مودبی هستند و تقریبا محل کار و همسایه ها کاملا تائید می کردند. از لحاظ خانوادگی شباهت زیادی به ما دارند. کلا به اکثر موارد اولویت وظایف زن در زندگی اعتقاد دارند و نظریات کاملا پخته.

منفی : هم سن، کم حرف، نسبت به من سردتر، درون گرا ، و هنوز آنچنان که باید از لحاظ ظاهری به دلم ننشسته است! البته قیافه ایشان خوب هست اما مثلا دختر اولی قیافه بهتری داشتند. واقعا اینکه می گویند قیافه بعد از مدتی عادی می شود تا چه حد صحت دارد؟

 

نمی دانم خاطره دختر قبلی هنوز در ذهنم هست یا چه، اما اگر فقط منطقی تصمصم بگیرم گزینه 2 بهتر است و اگر احساسی تصمصم بگیرم گزینه 1. هر قدر منطقی به قضیه نگاه می­کنم گزینه دوم بهتر است. حتی در جلساتی که با گزینه اول صحبت می شد بارها شد که نظرم کاملا برگشت و احساس کردم که ما حرف همدیگر را نمی فهمیم اما بعد دوباره خوب شد.

آیا استخاره در این مورد جایز است؟

آیا بعد از ازدواج آن محبت و به اصطلاح عشق به وجود خواهد آمد؟

در ته دل ترسم از ان است که بعد از ازدواج احساس کنم انطور که باشد و شاید برایم جذاب نیست(ظاهری)... از این احساس می ترسم.

 

 

این پاراگراف بخشی از مقاله دکتر شیری است که در یکی از مجلات راه سلامت خواندم:

 

گاهی به ما می گویند برو تو رابطه بعدا از نامزدت خوشت می آید. معمولا این حرف غلط است. خوش آمدن فیزیکی یعنی در مجموع من از تیپ و قیافه و رفتار این فرد خوشم بیاید و یا احساس کشش جنسی نیز به او داشته باشم. چنین رخدادی نیاز به فکر و رابطه طولانی داشتن ندارد زیرا بخشی از قضیه ناشی از ترشحات مغز و عملکرد هرمونهاست. ممکن است شما برای او جذاب باشید اما او برای شما مطلوبیت ندارد. ازدواج با این آدم خیانت است زیرا او با این توقع همسر شما شده است که برای شما نیز در بالای لیست جذابیت قرار گرفته باشد. (دکتر علیرضا شیری- استاد دانشگاه تحصیل کرده آکسفورد)

 وقتی این حرف رو خواندم که به دل نشستن اینقدر مهم است کاملا در تصمصم شک کردم که آیا مورد 2 که تصمیم به ازدواج دارم مناسب هست یا نه. البته نه اینکه به دلم ننشسته باشد اما چون از لحاظ اخلاقی و اعتقادی و خانوادگی و تحصیلی خیلی خوب بودند و هیکل و قیافه نسبتا خوبی هم داشتند که فکر می کردم رفته رفته محبت بیشتر هم می شود، اما اگر فقط گفته این دکتر شیری را در نظر بگیرم و صرف خود دختر را، گزینه اول بیشتر به دلم نشسته بود!

 نکته دیگر اینکه شاید اعتماد به نفس کاذب دارم یا اطرافیان اینطور تلقین کردند که هر دختری بخوای به تو می دهند. یک حالت ترسی در خود احساس می کنم که به هر دختری می خوام نزدیکتر شوم شک می کنم که آیا مناسب من هست؟ آیا دختری از این بهتر نمی توانم پیدا کنم؟ ایا دختری که وضع اقتصادی خانواده اش عالی باشد نمی توانم پیدا کنم؟ و سوالاتی از این قبیل...

 

خواهشمندم جواب بنده را به فلان کتاب یا سایت یا... ارجاع ندهید و اگر نکته ای نیاز به توضیح دارد ارائه فرمائید. در پایان با تشکر از حوصله شما و خواهش اینکه بنده را راهنمایی فرمایید.

 

با آرزوی سعادت و عاقبت بخیری برای تمام جوانان

با سلام دختری 20 ساله هستم با خانواده ای به شدت متعصب و مذهبی خود نیز دارای چهره ای بسیار زیبا هستم و بسیار خجالتی سالها پیش مادرم را ازدست داده ام و با هیچ یک از افراد فامیل انقدر راحت نیستم که بتوانم مسایلم را با او مطرح کنم .از دوران راهنمایی راجع به پپرده بکارت و این که با دخول پاره می شود چیزهایی شنیده بودم ولی راجع به موقعیت این پرده(همیشه فکر می کردم بکارت در داخل بدن است) و این که ممکن است در اپر عوامل دیگری نیز اسیب ببیند اگاهی نداشتم .چند سال پیش به علت خارش در ناحیه تناسلی به خصوص در زمان عادت ماهیانه و از انجایی که ترس از دست زدن به التم داشتم همواره در حالت نشسته خود را به زمین می کشیدم خصوصا در زمان عادت ماهیانه که این عمل باعث تسکین خارش داشت زیرا احساس می کردم با محل خارش تماس بیشتری دارد. حتی یکبار به مدت بیش از ده روز هربار که لباس زیرم را عوض می کردم چند لکه خون میدیدم این موضوع را ازشدت ترس با یکی از بستگانم مطرح کردم اما از انجایی که نمی دانستم ممکن است اسیب به بکارت باشد فکر میکردم که بیماری خاصی گرفته ام حتی او این موضوع را با یکی از دوستان پزشکش در میان گذاشت و او گفته بود به علت عفونت است از طرفی چون او باکره است امکان معاینه وجود ندارد حال که بزرگتر شده ام و اطلاعات کافی در این زمینه پیدا کرده ام و از انجایی که خواستگاران فراوانی دارم ترس از اسیب به بدنم مرا دیوانه کرده و باعث شده تمام خواستگارانم را رد کنم در حالی که همه علت این موضوع را جویا می شون ازانجایی که به شدت تحت نظر خانواده ام امکان مراجعه به پزشک را ندارم باسرزدن به سایت های مختلف را معاینه خود را پیدا کردم متاسفانه در قسمت های مختلف بدنم پارگی و جود داشت اگر این موضوع را با خانواده ام مطرح کنم مرا خواهند کشت و چون بسیار ترسو هستم جرات ازدواج را ندارم و از طرفی همه خواستگارانم بسیار مذهبی وهستند از طرفی شنیده ام که بسیاری از افراد این کار را برای لذت جنسی انجام می دهند(خود ارضایی) ایا اگر در دوران خواستگاری این موضوع را مطرح کنم پسری حاضر به ازدواج با من میشود یا حرف مرا باور میکند بارها با خود تصمیم گرفتم با خواستگارانم مطرح کنم ولی خجالت بیش از حد و ترس از رفتن البرو و افشای موضوع به من اجازه نمی دهد حتی شنیده ام که اکان تشخیص پزشکی قانونی وجود داردولی اگر خدایی ناکرده علت را خود ارضایی تشخیص دهند چه؟روز و شب خواب ندارم چند بار این موضوع را در سایت های مختلف مطرح کرده ام اما هیچ ‍اسخی نگرفته ام خواهش میکنم راهنمایی ام کنید و جواب را حتما به ایمیلم ارسال کنید و مرا راهنمایی کنید که چیکار کنم

سلام من یک خانم فرهنگی هستم 20سال است که ازدواج کرده ام دوفرزند دختر 18 و10 ساله دارم ازابتدای زندگی بنا را بر صداقت گذاشتم چون مخارج زندگی ،ساخت خانه ومسایل دیگر شرایط زندگی را سخت کرده بود حقوقم را در اختیار همسرم قرار دادم البته همسر من فردی بسیار کم حوصله ،بداخلاق وسختگیر است بر سر هر مسئله ای که بر وفق مرادش نباشد جنجالی بر پا می کند وسایل را پرت می کند درها را برهم میکوبد خلاصه اعصابی ازما خرد میکند  فرزند کوچکترم مدتی دچار مشکل شده بود شبها ازخواب میپرید به هم میلرزید دختر بزرگم تیک عصبی پیدا کرده مرتب به موهای سرش ور میرود وانهارا میکند همیشه اتاق وتختش پرازمو است اینها همه از الطافی است که ازاخلاق همسرم شامل حال ما شده است به خود من بسیار سخت میگیرد با خانواده ام مشکل دارد هیچ اختیاری در زندگی ندارم مثلا سه دانگ از خانه به نام من است ولی زیر زمین خانه خالی افتاده است خواهری دارم که تنها زندگی میکند چون خانه اش کوچک بوده مقداری از وسایلش را به خانه همسایه برده است همسایه از خواهرم خواسته وسایلش را ببرد  هرچه ازاو میخواهم که اجازه  بدهد خواهرم وسایلش را به خانه مامنتقل کند عصبانی می شود وجنجال به پا میکند اجازه نمیدهد با خواهر برادرهایم رفت وامد داشته باشم خلاصه زندگی ما به گونه ای است که ماجرئت حرف زدن نداریم  همه اینها را گفتم تا سوالم را مطرح کنم که هروقت به اومی گوییم مقداری از حقوقم را به من بده تا دست خودم باشد تا بتوانم بعضی از نیازهای بچه ها را که او با ان موافقت ندارد خودم بر طرف کنم  با رفتارش اعصاب من وبچه هایم خرد می کندحالا بعد از بیست سال بعضی اوقات 100هزار تومان به من میدهد ولی من خودم گاهی اوقات مقداری پول ازاو مخفیانه بر میدارم ونیازهایی را که او با ان مخالف است را برطرف میکنم متاسفانه ایشان در زمینه خمس هم کوتاهی میکند ونمی پردازد هر وقت به او میگویم بیا مسئله خمس زندگیمان را بررسی کنیم ناراحت میشود ومیگوید خمس به ما تعلق نمیگیرد خودمان هزارتا مشکل داریم حالا باتوجه به اینکه بنده حقوق بگیر هستم ولی حقوقم در دست اوست وباتوجه به توضیحاتی که دادم نمیتوانم ازاوبگیرم واگر بخواهم باید جان واعصاب فرزندانم را روی این قضیه بگذارم وظیفه من در مورد پرداختن خمس چیست؟
با سلام
من به خواستگاری دختری رفتم و در شب خواستگاری از پدر دختر خواستم به مدت 1 تا 2 ماه اجازه بدهند تا من با دخترشون محرم بشم ( ازدواج موقت ) ایشون با این کار مخالفت کردن ولی گفتن ایرادی نداره برای آشنایی بیشتر برای یک ماه و حتی دو ماه هر روز و هر شب به خانشان بروم و معاشرت داشته باشم ولی با این حال برای جلوگیری از آلوده شدن به گناه تو این مدت من از دختر خانم تقاضای ازداواج موقت البته مشروط به نداشتن دخول کردم و ایشون قبول کردن - در نهایت بدون اذن پدر ما به هم محرم شدیم
حالا در این جا من دو تا سوال دارم
اول این که این ازدواج اشکال شرعی نداشته ؟
دوم اینکه در قبل از مدت توافقی قصد ازدواج دائم داریم و چه طور باید ازدواج موقت رو باطل کرد - اصلا لازم هست ازدواج موقت باطل بشه یا این که با ازدواج دائم خود به خود ازدواج موقت باطل می شود ؟
لطفا زودتر جواب بدین چون 2 روز دیگه عقدکنونم هستش
با تشکر
با سلام
دختری هستم که یک سال هست با پسری که همکار بنده بود آشنا شده ام. خانواده ها کامل در جریان هستند و ما باهم هیچ رابطه ی غیر مجازی نداشته ایم. این پسر بسیار اخلاق مدار است ولی به بسیاری از دلایل اسلام را قبول ندارد و رعایت احکامی مثل نماز را نمیکند. من نماز میخوانم ولی اعتقاد محکمی ندارم و همراه با شک است زیرا واقعا بسیاری از چیزهایی که در اسلام گفته شده را نمیتوانم با منطقم بپذیرم. این پسر از نظر شناسنامه ای مسلمان است ولی با تعریف واقعی از مسلمان نمیتوان گفت او مسلمان است. ولی از من که ادعای مسلمان بودن میکنم بسیار اخلاق مدار تر است. یک سال است که من به اندازه مو های سرم با او بیرون رفته ام و حرف زده ام و بسیار او را مشناسم. با توجه به این که فرد باهوشی هستم به شناخت خود ایمان دارم. او بسیار اخلاق مدار است از غیبت کردن و حرف این و آن را زدن متنفر است و در عمل به  من نشان داده که دوست ندارد آبروی کسی در جمع ریخته شود هیچگاه پرخاشگری نمیکند ، به پدر و مادرش بسیار احترام میگذارد، خدا را قبول دارد و گاهی از او تشکر میکند، تحصیل کرده است و در این یکسال با اینکه خیلی موقعیت بوده ولی حتی یکبار هم قصد سو استفاده از من را نداشته اکنون میخواهد به خواستگاری من بیاید من مطمئنم که او همسر مناسبی برای من است و نمیتوانم بپذیرم که چرا اسلام ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان را ممنوع کرده؟ لازم به ذکر است که او و طایفه اش همگی شناسنامه ای مسلمان هستند ولی همانطور که گفتم خودش اهل نماز و روزه و دین نیست و در تعریف مسلمان نمیگنجد. با اینکه از بسیاری انسانهایی که ادعای دین میکنند اخلاق مدار تر است. من او را در شرایط بسیار متعددی آزموده ام با توجه به اینکه شخصیت وسواسی دارم و به این راحتی به کسی بله نمیگویم. قرار است که به برای خواستگاری به خانه ما بیایند و در این باره مادرش با مادرم صحبت کرده اند.چند روزی است که در یکی از سایت ها ی مذهبی خوانده ام که زن مسلمان نمیتواند با مرد غیرمسلمان ازدواج کند. این فکر کلافه ام کرده است چون این پسر همه جوره امتحان خود را به من پس داده است و برایم مسخره است که بخاطر چنین حرفی نتوانم با وی ازدواج کنم. از طرفی خیلی میترسم که این ازدواج حرام محسوب شود. لطفا مرا راهنمایی کنید.آیا اصلا منکه نماز میخوانم ولی به خیلییی از مسائل اسلام شک دارم مسلمان محسوب میشوم؟آیا او که فقط شناسنامه ای مسلمان است میتواند با من ازدواج کند؟ کلافه ام.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed