جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > دسته بندی نشده
پیوند همیشگی پرسش
    سلام، من یه پسر20ساله هستم. چند روز قبل ماه رمضون از خدا از ته قلبم خواستم که با یه دختری آشنا بشم و حالا بعضی ویژگی ها هم بهش اضافه کردم. 2 روز  پیش نمیدونم معجزه شد حالا اسمشو هرچی میذارید بذارید با یه دختر بصورت خیلی اتفاقی آشنا شدم که همه ویژگی هایی رو که از خدا خواسته بود رو داره. مومن، معتقد، نماز خون و چندتای دیگه .حالا شمارمو به زور بهش دادم و زوری ازش خواستم که بهم تکی اسی بده که شمارشو داشته باشم. من تا حالا با هیچ دختری نه حرف زده بودم نه دوست شده بودم. چون از خدا خواسته بودم نمی خواستم از دستش بدم. من می خواستم که تا موقع ازدواج یکی رو داشته باشم که بدونم یکی رو دارم و نه من هرزه برم و نه طرف مقابلم. حالا خلاصه کنم بعدش متوجه شدم که بیماری قلبی داره و یک ماه دیگه وقت پیوندشه. انگاری دکترها جوابش کردند و به خانواده اش گفتن که پیوند هم نمیشه کردش. الان موندم که خدا منو واسطه کرده که بهش محبت کنم و از این دنیا بره یا ....../ واقعا خیلی گیر افتادم اگه کمکم کنید خیلی ممنون می شم.
MuhamadReza در تاریخ 7 مرداد ماه سال 1391 در ساعت 03:30 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 2225
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
سلام پسر خوب،من اگه جای تو باشم وواقعا دوسش داشته باشم باهاش میمونم و به زندگی امیدوارش میکنم.اگر زنده بمونه که چه خوب و باهاش ازدواج میکنم اگر هم نموند میدونم که یه کاری براش کردم و وجدانم راحته.(ایشالله که خوب میشه)

mohadese در تاریخ 27 آذر ماه سال 1391 در ساعت 01:43 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم برادر گرامی در امر بسیار مهم و حیاتی ازدواج، به هیچ وجه از روی احساس و دلسوزی تصمیم نگیرید. مسلما چنین شخصی با تمام ویژگی های خوبی که دارد اما نمی تواند انتخاب عاقلانه ای برای ازدواج باشد.
esmail534987 در تاریخ 15 بهمن ماه سال 1395 در ساعت 03:48 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
با سلام و احترام

موضوع : ازدواج و انتخاب همسر

بنده تحصیل کرده از دانشگاه خوب تهران در مقطع کارشناسی ارشد بودم و برای ادامه تحصیل به خارج می روم. خانواده تقریبا مذهبی و سنتی دارم که حرف مادر بیشتر اهمیت دارد. حدود 20 مورد برای خواستگاری با دختر خانوم ها صحبت کردم که 3 موردش به بیش از 2 یا 3 جلسه کشید. جلسات متعدد با روانشناس در مورد انتخاب همسر و بحث های مربوطه صحبت کرده ام و اطلاعات کافی (از نظر خودم) در این مورد را دارم. موضوع اصلی سوال من هم بیشتر انتخاب و معیارهای اون هست. سوال بنده در این مورد است و فقط با مشورت روانشناس و دکتر و.. نمی توانم تصمصم بگیرم.

 

به طور خلاصه:

در طول رابطه های آشنایی که برای ازدواج ایجاد می شد- منظور همان جلسات صحبت و آشنایی است که امروزه باب شده است- نگرشم در برخی موارد نسبت به بعضی چیزا عوض شد و مثلا بلور تعصب و احترام کاذب به خانواده (به گفته روان شناسان) تا حدی در من شکست. مخصوصا که مادرم تا حد زیادی خود رای بوده و حتی در ازدواج هم سعی دارند حرف و نظر خود را به کرسی بنشانند. جملاتی که تا کنون گفتم صرفا جهت آشنایی با خانواده بود. اما در مورد ازدواج اکنون بیشتر به نظر بنده توجه دارند.

 

شخصیت من :

مثبت : برون گرا، خوش صحبت، خوش پوش، تحصیلکرده، صبور، کاملا منطقی، پر انرژی و اهل ورزش، حتما برای ادامه تحصیل قصد دارم خارج بروم. احتمالا آینده شغلی مناسب

منفی : خودخواه و کمی مغرور، تا حدی مقام طلب، کمی کینه ای، محتاط

به هر حال بنده الان بین دو گزینه مردد هستم و در صورت امکان از شما مشورت می طلبم. به این اعتقاد دارم که در مراحل سخت زندگی هر جا شک کردی، بگذار خدا برات انتخاب کنه، بهتره. اگر ممکنه با توجه به آموزه های دینی و تجربه خدتان توصیه ای به بنده کنید که خیر الدنیا و الاخره باشد.

خلاصه دو موردی که برای ازدواج مردد مانده ام در زیر آمده است. البته خوانواده ام به گزینه اول رقبت زیادی ندارد.

 

1- مورد غیر همشهری

شروع آشنایی 6 ماه پیش بود.4 ماه رابطه آشنایی داشتیم. حدود 2 ماه پیش خواستگاری رفتیم. از همان موقع نظر آنها + بود و اعلام هم کردند. شروع آشنایی قبل از خواستگاری بود. الان حدود 2 ماه است هیچ رابطه نداریم. از لحاظ شخصیتی خیلی شبیه خودم است. خصیصه اصلی که از اول به چشم می زد بسیار حساس بودن او بود به حرف ها و عکس العمل هاو...

مثبت :  دختر جذاب، خوش صحبت، شاد و شنگول، پر انرژی، با هوش، زیبا، یک سال کوچکتر از من، برونگرا، بیش از اندازه به من ابراز علاقه می کرد، حتی طرز راه رفتن و لحن صحبت کردنش برایم دلنشین بود.

منفی : بسیار حساس، غیر همشهری، کمی تند خو، کمی جاه طلب، از لحاظ تحقیق در محل کار خیلی خوب ارزیابی نشد و چند تن از همکاران گفتند ایشان خیلیییی حساس هستند و اگر شما هم حساس هستید بیشتر فکر کنید!(بنده هم تا حدی آدم حساس هستم). خیلی اهل با کلاس بودن بود.

از لحاظ اندام و جثه کوچک هستند.

 

2- مورد دیگر همشهری

2 ماه است که آشنا شدیم و هنوز ارتباط داریم. شروع آشنایی با خواستگاری بود.

مثبت : همشهری ، همزبان، خانواده همسطح با خانواده من، تحصیلکرده، حرف گوش کن، اهل مهریه پایین، سازگار، با اخلاق، از لحاظ قد و اندام نزدیکتر به من است تا گزینه قبلی. از لحاظ تحقیق بسیار خانواده با حیا و مودبی هستند و تقریبا محل کار و همسایه ها کاملا تائید می کردند. از لحاظ خانوادگی شباهت زیادی به ما دارند. کلا به اکثر موارد اولویت وظایف زن در زندگی اعتقاد دارند و نظریات کاملا پخته.

منفی : هم سن، کم حرف، نسبت به من سردتر، درون گرا ، و هنوز آنچنان که باید از لحاظ ظاهری به دلم ننشسته است! البته قیافه ایشان خوب هست اما مثلا دختر اولی قیافه بهتری داشتند. واقعا اینکه می گویند قیافه بعد از مدتی عادی می شود تا چه حد صحت دارد؟

 

نمی دانم خاطره دختر قبلی هنوز در ذهنم هست یا چه، اما اگر فقط منطقی تصمصم بگیرم گزینه 2 بهتر است و اگر احساسی تصمصم بگیرم گزینه 1. هر قدر منطقی به قضیه نگاه می­کنم گزینه دوم بهتر است. حتی در جلساتی که با گزینه اول صحبت می شد بارها شد که نظرم کاملا برگشت و احساس کردم که ما حرف همدیگر را نمی فهمیم اما بعد دوباره خوب شد.

آیا استخاره در این مورد جایز است؟

آیا بعد از ازدواج آن محبت و به اصطلاح عشق به وجود خواهد آمد؟

در ته دل ترسم از ان است که بعد از ازدواج احساس کنم انطور که باشد و شاید برایم جذاب نیست(ظاهری)... از این احساس می ترسم.

 

 

این پاراگراف بخشی از مقاله دکتر شیری است که در یکی از مجلات راه سلامت خواندم:

 

گاهی به ما می گویند برو تو رابطه بعدا از نامزدت خوشت می آید. معمولا این حرف غلط است. خوش آمدن فیزیکی یعنی در مجموع من از تیپ و قیافه و رفتار این فرد خوشم بیاید و یا احساس کشش جنسی نیز به او داشته باشم. چنین رخدادی نیاز به فکر و رابطه طولانی داشتن ندارد زیرا بخشی از قضیه ناشی از ترشحات مغز و عملکرد هرمونهاست. ممکن است شما برای او جذاب باشید اما او برای شما مطلوبیت ندارد. ازدواج با این آدم خیانت است زیرا او با این توقع همسر شما شده است که برای شما نیز در بالای لیست جذابیت قرار گرفته باشد. (دکتر علیرضا شیری- استاد دانشگاه تحصیل کرده آکسفورد)

 وقتی این حرف رو خواندم که به دل نشستن اینقدر مهم است کاملا در تصمصم شک کردم که آیا مورد 2 که تصمیم به ازدواج دارم مناسب هست یا نه. البته نه اینکه به دلم ننشسته باشد اما چون از لحاظ اخلاقی و اعتقادی و خانوادگی و تحصیلی خیلی خوب بودند و هیکل و قیافه نسبتا خوبی هم داشتند که فکر می کردم رفته رفته محبت بیشتر هم می شود، اما اگر فقط گفته این دکتر شیری را در نظر بگیرم و صرف خود دختر را، گزینه اول بیشتر به دلم نشسته بود!

 نکته دیگر اینکه شاید اعتماد به نفس کاذب دارم یا اطرافیان اینطور تلقین کردند که هر دختری بخوای به تو می دهند. یک حالت ترسی در خود احساس می کنم که به هر دختری می خوام نزدیکتر شوم شک می کنم که آیا مناسب من هست؟ آیا دختری از این بهتر نمی توانم پیدا کنم؟ ایا دختری که وضع اقتصادی خانواده اش عالی باشد نمی توانم پیدا کنم؟ و سوالاتی از این قبیل...

 

خواهشمندم جواب بنده را به فلان کتاب یا سایت یا... ارجاع ندهید و اگر نکته ای نیاز به توضیح دارد ارائه فرمائید. در پایان با تشکر از حوصله شما و خواهش اینکه بنده را راهنمایی فرمایید.

 

با آرزوی سعادت و عاقبت بخیری برای تمام جوانان
سلام من یک خانم فرهنگی هستم 20سال است که ازدواج کرده ام دوفرزند دختر 18 و10 ساله دارم ازابتدای زندگی بنا را بر صداقت گذاشتم چون مخارج زندگی ،ساخت خانه ومسایل دیگر شرایط زندگی را سخت کرده بود حقوقم را در اختیار همسرم قرار دادم البته همسر من فردی بسیار کم حوصله ،بداخلاق وسختگیر است بر سر هر مسئله ای که بر وفق مرادش نباشد جنجالی بر پا می کند وسایل را پرت می کند درها را برهم میکوبد خلاصه اعصابی ازما خرد میکند  فرزند کوچکترم مدتی دچار مشکل شده بود شبها ازخواب میپرید به هم میلرزید دختر بزرگم تیک عصبی پیدا کرده مرتب به موهای سرش ور میرود وانهارا میکند همیشه اتاق وتختش پرازمو است اینها همه از الطافی است که ازاخلاق همسرم شامل حال ما شده است به خود من بسیار سخت میگیرد با خانواده ام مشکل دارد هیچ اختیاری در زندگی ندارم مثلا سه دانگ از خانه به نام من است ولی زیر زمین خانه خالی افتاده است خواهری دارم که تنها زندگی میکند چون خانه اش کوچک بوده مقداری از وسایلش را به خانه همسایه برده است همسایه از خواهرم خواسته وسایلش را ببرد  هرچه ازاو میخواهم که اجازه  بدهد خواهرم وسایلش را به خانه مامنتقل کند عصبانی می شود وجنجال به پا میکند اجازه نمیدهد با خواهر برادرهایم رفت وامد داشته باشم خلاصه زندگی ما به گونه ای است که ماجرئت حرف زدن نداریم  همه اینها را گفتم تا سوالم را مطرح کنم که هروقت به اومی گوییم مقداری از حقوقم را به من بده تا دست خودم باشد تا بتوانم بعضی از نیازهای بچه ها را که او با ان موافقت ندارد خودم بر طرف کنم  با رفتارش اعصاب من وبچه هایم خرد می کندحالا بعد از بیست سال بعضی اوقات 100هزار تومان به من میدهد ولی من خودم گاهی اوقات مقداری پول ازاو مخفیانه بر میدارم ونیازهایی را که او با ان مخالف است را برطرف میکنم متاسفانه ایشان در زمینه خمس هم کوتاهی میکند ونمی پردازد هر وقت به او میگویم بیا مسئله خمس زندگیمان را بررسی کنیم ناراحت میشود ومیگوید خمس به ما تعلق نمیگیرد خودمان هزارتا مشکل داریم حالا باتوجه به اینکه بنده حقوق بگیر هستم ولی حقوقم در دست اوست وباتوجه به توضیحاتی که دادم نمیتوانم ازاوبگیرم واگر بخواهم باید جان واعصاب فرزندانم را روی این قضیه بگذارم وظیفه من در مورد پرداختن خمس چیست؟
با سلام
من به خواستگاری دختری رفتم و در شب خواستگاری از پدر دختر خواستم به مدت 1 تا 2 ماه اجازه بدهند تا من با دخترشون محرم بشم ( ازدواج موقت ) ایشون با این کار مخالفت کردن ولی گفتن ایرادی نداره برای آشنایی بیشتر برای یک ماه و حتی دو ماه هر روز و هر شب به خانشان بروم و معاشرت داشته باشم ولی با این حال برای جلوگیری از آلوده شدن به گناه تو این مدت من از دختر خانم تقاضای ازداواج موقت البته مشروط به نداشتن دخول کردم و ایشون قبول کردن - در نهایت بدون اذن پدر ما به هم محرم شدیم
حالا در این جا من دو تا سوال دارم
اول این که این ازدواج اشکال شرعی نداشته ؟
دوم اینکه در قبل از مدت توافقی قصد ازدواج دائم داریم و چه طور باید ازدواج موقت رو باطل کرد - اصلا لازم هست ازدواج موقت باطل بشه یا این که با ازدواج دائم خود به خود ازدواج موقت باطل می شود ؟
لطفا زودتر جواب بدین چون 2 روز دیگه عقدکنونم هستش
با تشکر

با سلام دختری 20 ساله هستم با خانواده ای به شدت متعصب و مذهبی خود نیز دارای چهره ای بسیار زیبا هستم و بسیار خجالتی سالها پیش مادرم را ازدست داده ام و با هیچ یک از افراد فامیل انقدر راحت نیستم که بتوانم مسایلم را با او مطرح کنم .از دوران راهنمایی راجع به پپرده بکارت و این که با دخول پاره می شود چیزهایی شنیده بودم ولی راجع به موقعیت این پرده(همیشه فکر می کردم بکارت در داخل بدن است) و این که ممکن است در اپر عوامل دیگری نیز اسیب ببیند اگاهی نداشتم .چند سال پیش به علت خارش در ناحیه تناسلی به خصوص در زمان عادت ماهیانه و از انجایی که ترس از دست زدن به التم داشتم همواره در حالت نشسته خود را به زمین می کشیدم خصوصا در زمان عادت ماهیانه که این عمل باعث تسکین خارش داشت زیرا احساس می کردم با محل خارش تماس بیشتری دارد. حتی یکبار به مدت بیش از ده روز هربار که لباس زیرم را عوض می کردم چند لکه خون میدیدم این موضوع را ازشدت ترس با یکی از بستگانم مطرح کردم اما از انجایی که نمی دانستم ممکن است اسیب به بکارت باشد فکر میکردم که بیماری خاصی گرفته ام حتی او این موضوع را با یکی از دوستان پزشکش در میان گذاشت و او گفته بود به علت عفونت است از طرفی چون او باکره است امکان معاینه وجود ندارد حال که بزرگتر شده ام و اطلاعات کافی در این زمینه پیدا کرده ام و از انجایی که خواستگاران فراوانی دارم ترس از اسیب به بدنم مرا دیوانه کرده و باعث شده تمام خواستگارانم را رد کنم در حالی که همه علت این موضوع را جویا می شون ازانجایی که به شدت تحت نظر خانواده ام امکان مراجعه به پزشک را ندارم باسرزدن به سایت های مختلف را معاینه خود را پیدا کردم متاسفانه در قسمت های مختلف بدنم پارگی و جود داشت اگر این موضوع را با خانواده ام مطرح کنم مرا خواهند کشت و چون بسیار ترسو هستم جرات ازدواج را ندارم و از طرفی همه خواستگارانم بسیار مذهبی وهستند از طرفی شنیده ام که بسیاری از افراد این کار را برای لذت جنسی انجام می دهند(خود ارضایی) ایا اگر در دوران خواستگاری این موضوع را مطرح کنم پسری حاضر به ازدواج با من میشود یا حرف مرا باور میکند بارها با خود تصمیم گرفتم با خواستگارانم مطرح کنم ولی خجالت بیش از حد و ترس از رفتن البرو و افشای موضوع به من اجازه نمی دهد حتی شنیده ام که اکان تشخیص پزشکی قانونی وجود داردولی اگر خدایی ناکرده علت را خود ارضایی تشخیص دهند چه؟روز و شب خواب ندارم چند بار این موضوع را در سایت های مختلف مطرح کرده ام اما هیچ ‍اسخی نگرفته ام خواهش میکنم راهنمایی ام کنید و جواب را حتما به ایمیلم ارسال کنید و مرا راهنمایی کنید که چیکار کنم

سلام.از اینکه اینجا رو راه اندازی کردید وسوال مردم را جواب میدهید بسیار متشکرم.سوالم اینه من تو خدمت از روی اشتباه ونادانی یکبار مواد مخدر مصرف کردم.شیره تریاک.یکمش تو جیبم موند.از شانس بد من همون موقع چون ناشی بودم فهمیدند.از من هم ازمایش گرفتند که مثبت شد هم برام حمل ونگهداری مواد رو اضافه کردند.من سه روز رفتم بند نظام تا اینکه دوباره رفتم  پیش قاضی .قاضی پرونده رو مرور کرد وگفتم من دارم اینجا درس میخونم که امتحان کنکور بدم .بهم گفت اینبار میبخشمت تا بری دنبال درست ولی دیگه تکرار نشه.قبل اینکه بیایم پیش قاضی من رفتم بند نظام واونجا از من واسه همون سه روز انگشت نگاری وعکس گرفته شد.میخوام بدونم این سوپیشینه حساب میشه.؟یا نه؟در ضمن 4سال از این قضیه گذشته است ومن تا حالا نه لب به مواد گذاشتم نه چیز دیگری .خواهشا جواب منو بدهید.ممنون از لطف شما

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed