جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(سلام دختر) 

پرسشکده > دسته بندی نشده
پیوند همیشگی پرسش
    با سلام.دختر هستم.22 سالمه و در خانواده معمولیی با 2 تا برادر بزرگ شدم.کلا خونه آرومی هم ندارم. و مشکل اینجاست که من صدای بلندی دارم و زیاد حرف میزنم.خیلی سعی کردم حرف زدنمو کم کنم.کمتر شده اما کاملا بی حرف نشدم.در ضمن خیلی صدام بلنده .خیلی بهم خانوادم گوشزد کردن ولی بیشتر اون لحظه ناراحتم کرده با اینکه میدونم حق با اوناست.دنبال یه راه حل برای اینم که هم صدام بلند نباشه و هم کمتر حرف بزنم.چون حتی مواقعی که دارم عادی حرف میزنم خانوادم فکر میکنم دعوا دارم یا عصبانی هستم.ولی این مشکل بلند حرف زدن رو توی دانشگاه هم دارم ولی به بلندی خونه نیست.اما بازم خیلی خیلی بلند تر از بقیه دختراس!
me1313 در تاریخ 2 آبان ماه سال 1390 در ساعت 11:39 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 3688
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
با سلام
خب بلند صحبت کردن و زیاد حرف زدن ریشه در چند چیز می تونه داشته باشه که من قصد ریشه یابیشو اینجا ندارم و کارشناس این فن نیستم ولی خودم در طول روز سعی می کنم بعضی موارد رعایت کنم.
اول اینکه برای هر چیزی بی خودی نظر ندم 2- برای هر چیزی بی اهمیتی عصبانی نشم 3- سعی کنم قبل از اینکه بخوام حرف بزنم ببینم حرفی که می خوام بزنم واقعا گفتنش لازمه یا فقط برای خود شرینی با ابراز فضل و اینجور چیزا می خوام این جملاتو بگم. 4- سعی کنید هر جا هستید خونسردیتون حفظ کنید و بی جهت آمپر نچسبونید. 5- سعی کنید با خوندن قرآن و احادیث معصومین علیه اسلام به خودتون آرامش بدید و از گفتار اونا پند بگیرید و در آخر این وبلاگ رو معرفی می کنم به نظرم بتونید در این وبلاگ جواب بهتر و کاربردی تری پیدا کنید.
موفق باشید
مهدی از سایت یعلمون

yalamoon در تاریخ 3 آبان ماه سال 1390 در ساعت 11:12 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
سلام علیکم راستش چند وقتیه که زندگیم سر یه مشکل بهم ریخته و دیگه آرامش ندارم . من بر اساس آنچه در رساله آیت الله مکارم گفته شده عمل استبرا رو انجام میدم بعد از یه مدت احساس کردم بعد از استبرا داره آبی ازم خارج میشه.در ابتدا محل ندادم وبر اساس حکم رساله که میگه اگر آبی بعد از استبرا خارج بشه پاکه عمل کردم.اما بعد از یه مدت دوباره برای اینکه مطمئن بشم، بعد از اینکه بول کردم .و محل بول رو شستم اون وقت محل رو با دستمال خشک کردم و یک دستمال کاغذی محل خروج بول گذاشتم بعد از 10 تا 15 دقیقه دیدم دستمال به اندازه سر مجرای خروج بول خیس شده و از اینجا بوده که دیگه شک من بیشتر شد. بازم می خواستم بی خیال بشم. اما هر روز وضعم بدتر می شد دیگه نشاطم و از دست دادم دیگه حضور قلبمو تو نماز از دست دادم .یه چند مدتی همین جور دستمال کاغذی می گذاشتم یعنی یه دستمالو چندلایه می کردم ویکی رو هم به صورت بزرگتر زیرش می گذاشتم و بعد از بول و استبرا محل خروج بول می گذاشتم تا اینکه چند دقیقه بگذرد و بعد از چند دقیقه دوباره توالت برم و محل رو می شستم و بعد وضو می گرفتم و این کارو بعد از هر توالت رفتن انجام می دادم.زندگیم ریخته بود به هم. بعد از 6 ماه با خودم گفتم مرگ یه بار و شیونم یه بار،رفتم پیش متخصص کلیه ومجاری ادراری وبهم گفت ورم پروستات داری، اما من احساس می کردم اشتباه تشخیص داده ، من خودم در دانشگاه علوم پزشکی درس می خونم، اما چند ماهی داروهاشو مصرف کردم، اما بازم می دیدم بعد از استبرا به اندازه به عدس دستمال خیسه تا اینه دیگه از دارو خوردن خسته شدم و دکتر گفت برو اتاق عمل. و دکتر عمل سیستوسکپی رو انجام داد.(سیستوسکوپی یه عملی است که میان یه لوله رو وارد مجرای بول میکنن وداخل مجرا رو بررسی میکنن). قبل از سیستوسکپی با خودم گفتم اگه درست نشه وبازم اون لکه رو ببینم یعنی من الکی حساسم ومشکلی ندارم ومثله همه آدمام.اما وقتی از بیمارستان رفتم خونه ورفتم توالت، ادرارم کمی خونی بود به خاطر لوله ایکه وارد مجرا کرده بودن ،خوب بعد از استبرا وشستن محل، دوباره با یه دستمال محل بولو خشک کردم ودستمال کاغذی رو مثل همیشه گذاشتم بعد از 10-15 دقیقه که دوباره برگشتم توالت دیدم به اندازه یه عدس دستمال حالت خون آبه شده م.اینجا بود که دیگه نا امید شدم.استدلال من این بود که چون الان بعد از استبرا دستمال خونی شده و از من خون آبه خارج شده پس حتما روزای قبلم این خیسی که تو دستمال هست بوله. یه حالتی دیگرم به شکم می افزود گاهی اوقات بعد از بول کردن یه آب چسپناکی ازم خارج می شد که بعد از استبرا این یکی دیگه واقعا ازم خارج می شد و اون آب چسبناک را رو دستمال می دیدم که مقدارش از اون آب شبیه بول که همیشه خارج می شد وبه اندازه عدس بود کمی بیشتر است . حالا حاج آقا هروز یه فکر جدید به سرم می زنه .اول می گفتم شاید این آب که به اندازه عدسه آبه شیره که هنگام شستن وارد مجرا شده و پاکه وبعد از اتمام شستن خارج میشه .به خودم میگفتم شاید این آبه چسبناک، ودی است ؟ یه وقتایی میخوام بی خیال باشم اما چند تا مطلب امونمو بریده اول اینکه اون خونی رو که گفتم بعد از سیستوسکوپی واستبرا دیدم.دوم آقا در رساله گفته ودی آبی است که گاهی بعد از استبرا از انسان خارج می شود اما اون آب چسبناکی که گاهی از من خارج میشه بعد از اتمام بول کردنه ونه بعد از استبرا. سوم اینکه این مقدار کمه آب اصلا حالت چسبناک نداره ومثل بول آبکی است. وچهارمی که از هم مهم تره اینه که من یه روز بعد از بول واستبرا با خودم گفتم بزار این دفعه بعد از بول واستبرا دیگه خودمو آب نکشم وبعد بیام با دستمال پارچه ای خودمو خشک کنم وبعد دستمال کاغذی رو مثل همیشه بزارم واین کارو انجام دادم استدلال من این بود که این دفعه که دیگه آب شیری در کار نیست واگر آبی خارج بشه دیگه بوله. خوب دستمال کاغذی رو گذاشتم وهر چند دقیقه دستمالو بررسی میکردم که ببینم آیا خیس شده یا نه . تا 15 دقیقه این کارو انجام دادم اما خیسی ندیدم .خیلی خوشحال شدم .اما برای اطمینان بیشتر چند دفعه دیگر هم بعد از هر بار رفتن به توالت و بول کردن این عمل رو انجام میدادم و هر چند دقیقه دستمالو از نظر وجود رطوبت بررسی میکردم .تا 3-4 بار که بعد از هر بار بول کردن این عمل رو انجام میدادم هیچ رطوبتی ندیدم .اما بعد از این 3-4 دفعه که دوباره رفتم توالت وکارها رو مثل قبل انجام دادم این دفعه بعد از بررسی دیدم آره دستمال به اندازه عدس خیسه .چند بار دیگر هم بعد از این دفعه که تری رو دیدم و بعد از هر بار رفتن به توالت وبول کردن وانجام کارها مثل قبل اون خیسی به اندازه عدس رو دیدم.حالا اگه این بول نیست پس چیه. حاج آقا دارم دیوونه میشم .من یه جوون 22 ساله ام وهر روز آرزوی مرگ میکنم.حاج آقا کمکم کنید یه راه حلی پیشم بزارید. نمیدونم چه کار کنم وامید وارم سوالمو خوب فهمونده باشم خواهش میکنم زودتر جوابمو بدین

درد من اینهکه هروزی که از اون ماجرا میگذشت یه فکر واظطراب جدیدی برام به وجود میاد.
الان فکر میکنم چون بیضه ها ناحیه ای هستند که عرق میکنن پس وقتی این دستمالو بین سر آلت وبیضه ها مگذارم عرق به این دستمال سرایت کرده وبول رو به بیضه ها منتقل میکنه وهمش باید بشورم.وهروز برام مسائل جدید تری داره پیش میاد.
حاج آقا این مسئله بول تنها یکی از مشکلات روزمره ی منه من در نماز،روزه،غسل،رطوبت داشتن چیز نجس،اینکه آیا رطوبت به مقدار کافی است یا نه ،طهارت ،شستن چیز نجس و... .
و هزاران کار روزمره ای که پیش رو دارم یک دفعه یه فکری به سرم و یه حالت اظطرابی تو دلم ایجاد میشه و نمیتونم به خیلی هاش جواب نه بگم.
حتما بازم میگین شک است وتا یقین حاصل نشود مثلا نجس نیست.
آری گیر من همین جاست که اصلا میمونم که این کارام شکه یا نه .اصلا شک میکنم که شک میکنم.یه صدایی یا یه چیزی نمیدونم تو دلم میگه که: تو فکر میکنی مثلا این نجس نیست اما اگه نجس باشه چی.کلا درد من اینه که نمیدونم یقین و شک چیه؟بعضی ها میگن وسواسی شدی اما یه چیزی تو وجودم وناحیهی سینه ام میگه نه!
مثلا میرم توالت و بعد بول احساس شدیدی میکنم که ذرات بول به ناحیه ی باسنم میخوره گاهی اوقات میخوام بگم که من مطمئن نیستم که پاشیده اما تو دلم آشوب میشه و ترس و اظطرابی وجودمو میگیره و جرات اینکه بهش بگم نه رو ندارم ومیترسم.وباخودم میگم اگه نشوری فردای قیامت باید باز خواست بشی که چرا به این مسئله توجه نکردی،یا اینکه اگه نجس باشه و اعتنا نکنی، میری و جاهای دیگر اتاقو تو خوابگاه نجس میکنی وفردای قیامت باید جواب گوی اعمال هم اتاقیهاتم باشی و... امثال فکرها واسترسها که خیلی زیادن.
گاهی هم بی اعتنایی میکنم اما دقایقی بعد که از اون عمل گذشته یه اظطرابی وجودمو میگیره وهمش مثل کرمی که تو دندونه، اذیتم میکنه ودر این مواقع یا باید مثلا برم تطهیر کنم و یا بیخیال بشم واین مسئله چند روز لذت زندکیمو میگیره وهمش این سوال تو ذهنمه که آیا مثلا اون روز اون کارو که بیخیالش شدی پاک بود یا نجس.
ومن حرف زیاد دارم و امیدوارم با خواست خدا یکی یکی سوالامو از طریق شما به جواب برسونم.اما از همه مهمترش همون مسئله بول واتفاقاتی است که پیرامونش می افته. میخوام خودکشی کنم چون میدونم جهنمی ام وموندن تنها پروندمو سیاه تر میکنه و این زندگی بی لذت این جوری معنی نداره اما جرئتشو ندارم.کمکم کنید.
سلام

من چند وقتی است به مشکلی اساسی در مورد یکی سری از مباحث فقهی بر خورده ام. با دوستان و کتب و افراد مختلفی بحث کرده ام و جوابی نگرفتم و بعضاً تکفیر هم شده ام! بحث در مورد بعضی اصول فقهی است و موردی را که بحث می کنم مثالی است که خواهش می کنم جوابی استدلالی به من بدهید.

من به عنوان مثال در مورد نجاست خون شک دارم. من در قرآن فقط در مورد حرمت خوردن خون به طور واضح آیه دیدم و نه نجاست آن. و نزدیک به 30 تفسیر و کتاب رو هم دیده ام همچون وسایل و غیره.

1) من به دوستانم می گویم هر فقیهی به طور قطع انسان است و چون معصوم نیست جایزالخطا در نتیجه حکمی که فقیه می دهد می تواند اشتباه باشد و تنها در صورتی می تواند درست باشد که استدلال آن به طور مستدل و عقلی بیان گردد. هر معلمی در صورتی که چیزی خلاف عقل بگویید انسان وظیفه شرعی اش این است که عمل نکند. در غیر این صورت در صورت قبول آن ممکن است اگر من پیروی کنم و اشتباه کنم در آن دنیا باید پاسخ گو باشم. به حکم نتیجه فوق نمی توانم پیروی و تقلید صرف کنم چون خود را در برابر خدا مسئول می دانم.

2) اجماع مبنای استدلال درست نمی دانم چون باید سلسله استدلال درست باشد و
گرنه استقرا به غلط می انجامد. خلاصه کلام اینکه اگر همه علمای دنیا اجماع کنند که خدا نیست قبول نخواهم کرد زیرا پیامبر درون یا عقل را باید مجاب کنند که در این مورد اجماع درست نمی شود. به عنوان مثال دیگر اگر همه علما اجماع کنند که خوک خوردنش حلال است کسی نمی خورد و اجماع در مورد احکامی که قران صحبتی به وضوح نکرده است موضوع را پیچیده می کند.

3) بنده به علت دکترای مهندسی پزشکی بررسی های زیادی در مورد خون انجام داده ام. به طور قطع خون در صورت بودن زیاد آن و تاکید می کنم زیاد آن کثیفی خواهد آورد. اما مقدار کوچکی از آن به طور قطع آلودگی آن از خاک یا حتی به عنوان مثال اسکناس صد ها برابر کمتر است. پس چرا خاک الوده است ولی خون نجس . حرمت خوردن خون به قدری واضح است برای من که اصلاً بحث در موردش نمی کنم. مشکل این است که در مورد قرآن به محض بررسی به مطالب علمی زیادی در تایید مطالب آن می رسیم. اما در مورد نجاست خون که بحث کردم واقعاٌ چرا باید خون نجس باشد و عرق زیاد انسان فقط کثیف باشد و نه نجس در حالی که ضرر آن به مراتب بیشتر است.

4) احادیثی که من پیدا کردم اغلب یا اشاره به حرمت خوردن داشتند یا به تنظیف لباس و محل نمازگزار و به نظر می رسد این یک مساله کلی است یعنی تمیز بودن در وقت نماز که کاملاً برایم قابل درک است و بعضی هم با بررسی که کردم متاسفانه ضعیف السند بود. حال سوالی که من دارم مقداری کمک است در مورد روایات و احادیثی که نجس بودن خون را ثابت می کنند و دلایلی که فقهای شیعه برای آن می آورند. متاسفانه من در خارج از کشورم و منابع بسیار محدود وگرنه به کتابخانه مراجعه می کردم. مرا راهنمایی کنید. بسیار ممنون می شوم و از سردرگمی خارج

ممنون
با آرزوی توفیق الهی


سلام من پسری 20 ساله هستم در یک خانواده زندگی می کنم که پدرم چند ساله که فوت شده خانواده ما مادرم هست و برادرم و یک خواهر هم دارم که ازدواج کرده من الان با مادرم و یک برادرم زندگی می کنم متاسفانه برادر من چند سالی هست که به بیماری سادیسم مبتلا شده و از آزار رساندن به من و مادرم و دیگران لذت می برد سه چهار سالی هست که به انواع مختلف آزار و اذیت میکنه و زندگی برای ما نذاشته دائم با من دعوا میکنه واقعا نمی دانم با این افراد باید چه رفتاری کرد با حرف زدن هم درست نمی شود خواهش می کنم کمکم کنید؟؟؟؟
با سلام
دختری هستم 28 ساله که 7 ماه پیش به پسر 31 ساله ابراز علاقه کرده ام خودم مدیر یک مجموعه هستم و پسره کارمند است قبلا یک ازدواج ناموفق پسره داشته و مدام در این مدت به من می گوید که مرا برای عشق و حال دوست دارد اما نمی خواهد با ازدواج با من منو تو مشکلات خودش در گیر سازد اما من تا این سنم به پسری دل نبسته بودم و حتی یک کلمه هم حرف نزده بودم و واقعا با این فرد به قصد ازدواج ابراز علاقه کردم و حالا رفته رفته من علاقمند میشم اما وی اصلا حاضر به ازدواج نمی شود از لحاظ روحی خیلی آشفته ام من چگونه می توانم وی را متقاعد به ازدواج کنم خواهشمندم منو راهنمایی کنید چگونه می توانم بفهمم که آیا فرد مقابل با من صادق است یا می خواهد منو از سر خود وا کند

سلام من یه سوالی دارم که جوابش واسم خیلی مهمه. من از طریق چت با یه آقا خودمو یه شخص دیگه ای معرفی کردم این آقا چند سال بود که یه مشکلی داشت من میخواستم کمکش کنم من بهش کمک کردم مشکلش حل شد ولی اون آقا به دختری که من ساخته بودم علاقه مند شد و به خاطر اون داره از ایران میره چون من گفته بودم خارج از ایران زندگی میکنم من حقیقت رو بهش گفتم اونم از ته دل منو حلال کرد.اما به خاطر کاری که من کردم کارمندای این آقا بی کار میشن چون ایشون به خاطر مهاجرتش داره شرکتشو تعطیل میکنه. من واقعا دارم عذاب میکشم چون ناخواسته باعث این مشکل شدم.خواهش میکنم کمکم کنید بهم بگید چیکار باید بکنم.من از عذاب آخرت خیلی میترسم. کمکم کنید .ممنون


چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed