جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > دسته بندی نشده
پیوند همیشگی پرسش
    
برای فک پلاک باید به کجا مراجعه کرد؟
کنجکاو در تاریخ 17 مرداد ماه سال 1390 در ساعت 12:46 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 4426
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
باید به مراکز تعویض پلاک مراجعه کنید که در تهران چندتایی هست

آزادی
میدان آزادی اول جاده مخصوص کرج بعد از فروشگاه رفاه نبش خیابان بیمه دو
17-44671115

ردیفمرکز نقل و انتقالآدرسشماره تلفن
1آزادی میدان آزادی اول جاده مخصوص کرج بعد از فروشگاه رفاه نبش خیابان بیمه دو17-44671115
2خاوران کیلومتر 10 جاده خاوران بعد از سه راه خاورشهر31 - 33851330
3غرب (میثم)  کیلومتر 17 جاده مخصوص کرج خیابان داروپخش خیابان روزدارو44986000
4اتحادخیابان دماوند خیابان 35 متری اتحاد خیابان پنجم غربی77393434
5شکوفهبزرگراه آزادگان ضلع شمالی میدان جهاد خیابان نور خیابان شکوفه55849700
6بیهقیمیدان آرژانتین پارک سوار بیهقی ضلع شمال شرقی9-88643005
7الغدیریافت آباد بلوار الغدیر روبروی بیمارستان شهدای یافت آباد3-66209741
8یادگار (موتور سیکلت)بزرگراه یادگار امام خیابان زنجان جنوبی جنب ستاد ترخیص خودرو66551855


hamed در تاریخ 17 مرداد ماه سال 1390 در ساعت 12:55 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
طراح اولیه پیکان کیست؟
طراح اولیه پژو 405 کیست؟
طراح اولیه رنو کیست؟
سلام
ببخشید یه سوال دیگه برام ایجاد شد که من چگونه می توانم آن دانش واگاهی لازم رو کسب کنم از کجا
ازکجا بدونم که این افزایش خواد یافت بخرم یا بفروشم خوب اگه من بدونم دیگرانم هم می دوند پس اون وقت همه به اون سهام روجوع می کنند پس چه راه دیگه می مونه پس اونا که سود می کنند از کجا می فهمند حس ششم چیزی دارن بعضی ها می گویند خیلی سخته فعالیت در بورس حجم سمایه گذاری باید زیاد باشه تا سود دهی زیاد
باشه در حال که بنده یه پس اندازه کوچک دارم چقدر طول می کشه تا به رقم های قابل توجه برسیم سنمم داره می گذره واقعا دارم دیونه می شم آیا راهی وجود داره در ایران
درکمترین مدت به بیشترین حجم پول حلال برسیم حلال بودنش از همه چیز برام مهمه
ممنون می شم از هرکسی که کمک کنه؟

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.

وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود...

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه  بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت.

دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت !

سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :

1. دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.

2.  هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.

3.  یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.

به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed