جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > دسته بندی نشده
پیوند همیشگی پرسش
    
اولین اختراع (اکتشاف) بشر ، آتش بود
اما تا به حال تعریف درستی از جنس آتش ندیده ام
تعریف هایی بجز مثلث آتش و اینکه آتش هوای یونیزه شده است و یا درست کردن حالت چهارم ماده که پلاسما نام دارد (برای تعریف آتش)
سوال من این است که جنس آتش چیست
اگر هوای یونیزه شده است چرا برای درست شدن آتش به ماده ی سوختنی و گرما هم نیاز است
لطفا جواب علمی باشد
سپاس گذارم
domrany در تاریخ 14 خرداد ماه سال 1390 در ساعت 02:03 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 5420
گزارش تخلف





پرسش های مرتبط:
با سلام. من دختری 24 ساله ومجرد ولیسانسه هستم.
مشکل من کنترل غریزه ی جنسی(با عرض معذرت از رک گویی)ست.کنترل ش برای من بسیار سخت شده است.من در خیلی جاها خوندم که برای کنترل این غریزه سعی کنم حواسم رو معطوف به مسئله ی دیگری کنم ونماز ببخوانم و... که من همه ی راهکارها رو انجام دادم ولی متاسفانه نتیجه ی چندانی عایدم نشد واین مشکل همچنان پابرجاست.
حتما میپرسید که چرا ازدواج نمیکنم.من با اینکه به گفته ی دیگران دختری زیبا هستم واین که از خانواده ای خوشنامم ولی از بعداز فارغ التحصیلی خواستگار مناسب و هم کفو نداشتم.آخرین خواستگارم26 ساله مهندس نقشه کشی وفردی مومن و با اعتقاد و دارای خانواده ی خوبی بود که از نظر مالی دست تنگی داشت که بدون اعتنا به تفاوت اقتصادی دو خانواده وباتوجه به صفات اخلاقی خوبش دید مثبتی بهش داشتم که بعداز ملاقات وصحبتهای اولیه متوجه ی تفاوت فرهنگی-خانوادگی بسیاری بینمان شدم.
گاهی با خودم تصمیم میگیرم که به اولین خواستگار جواب مثبت دهم ولی باز میبینم این جور زندگی منطقی نیست.
من تابحال به دلیل اعتقاداتمم با هیچ پسری دوستی نداشتم.خیلی از دوستانم مرا مقصر میدونن.میگن خودم باید دنبال فرد مورد نظرم بگردم واینکهالان دیگه پسرا خودشون همسراشونو از طریق دوستی انتخاب میکنند.که من این کار رودرشان خودم نمیبینم.واصلا نمیتونم خودم رو متقاعد به همچین کاری کنم.
بعضی وقتا بشدت تحت فشار روحی قرار میگیرم.چون به هیچ وجه دوست ندارم راه کج برم.برای همین میشینم وگریه میکنم.چون هیچ راهی برای نجات از این وضعیت نمیبینم.
غریزه ای که برای همه باعث دوام زندگی خانوادگی وبقای نسله برای من عذاب روحیه وکنترلش بسیار سخت شده و زندگی و فعالیت روزمره مو تحت شعاع قرار داده. خواهشمندم کمکم کنید.
با تشکر
با عرض سلام و خسته نباشید-پسری 16 ساله هستم که عاشق دختری  13 ساله که همسایه ما است شده ام-از روزی که عاشق او شده ام همه ی فکر و حواسم پیش او است و در انجام کارهایم دچار مشکل شده ام و کارهایم را به درستی انجام نمیدهم و دچار افت شدید درسی نیز شده ام-لطفا کمکم کنید تا بدانم بهترین راه برای حل این مشکل چیست-ممنون از سایت خوبتون
با سلام ، ببخشید من گاهی اوقات فیلم های مبتذل میبینم و همین موقع ابی بی رنگ از من خارج میشود ، بنده میخواستم بدانم این ابی که از من خارج شده است نجس است یا خیر ، در ضمن عذر خواهی میکنم که سوالم رو رک و راست عرض کردم. با تشکر
سلام
ببخشید یه سوال دیگه برام ایجاد شد که من چگونه می توانم آن دانش واگاهی لازم رو کسب کنم از کجا
ازکجا بدونم که این افزایش خواد یافت بخرم یا بفروشم خوب اگه من بدونم دیگرانم هم می دوند پس اون وقت همه به اون سهام روجوع می کنند پس چه راه دیگه می مونه پس اونا که سود می کنند از کجا می فهمند حس ششم چیزی دارن بعضی ها می گویند خیلی سخته فعالیت در بورس حجم سمایه گذاری باید زیاد باشه تا سود دهی زیاد
باشه در حال که بنده یه پس اندازه کوچک دارم چقدر طول می کشه تا به رقم های قابل توجه برسیم سنمم داره می گذره واقعا دارم دیونه می شم آیا راهی وجود داره در ایران
درکمترین مدت به بیشترین حجم پول حلال برسیم حلال بودنش از همه چیز برام مهمه
ممنون می شم از هرکسی که کمک کنه؟

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.

وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود...

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه  بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت.

دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت !

سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :

1. دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.

2.  هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.

3.  یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.

به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed