جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > دسته بندی نشده
پیوند همیشگی پرسش
    
سلام
ببخشید یه سوال دیگه برام ایجاد شد که من چگونه می توانم آن دانش واگاهی لازم رو کسب کنم از کجا
ازکجا بدونم که این افزایش خواد یافت بخرم یا بفروشم خوب اگه من بدونم دیگرانم هم می دوند پس اون وقت همه به اون سهام روجوع می کنند پس چه راه دیگه می مونه پس اونا که سود می کنند از کجا می فهمند حس ششم چیزی دارن بعضی ها می گویند خیلی سخته فعالیت در بورس حجم سمایه گذاری باید زیاد باشه تا سود دهی زیاد
باشه در حال که بنده یه پس اندازه کوچک دارم چقدر طول می کشه تا به رقم های قابل توجه برسیم سنمم داره می گذره واقعا دارم دیونه می شم آیا راهی وجود داره در ایران
درکمترین مدت به بیشترین حجم پول حلال برسیم حلال بودنش از همه چیز برام مهمه
ممنون می شم از هرکسی که کمک کنه؟
hadi2050 در تاریخ 18 فروردین ماه سال 1390 در ساعت 12:48 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 2394
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
همه میدونن هیچ راه روتینی برای یک شبه پولدار شدن وجود ندارد.
برای سرمایه گذاری در بورس اولین و مهمترین فاکتور صبوری است عجله دشمن اصلی شما در این حرفه است.
شما باید در فروم هایی که در مورد بورس وجود دارد عضو شوید و اخبار مربوط به شرکت ها و بورس را دنبال کنید و در مواقع مناسب اقدام به خرید و فروش سهام نمایید.
تجربه در این امر بسیار به شما کمک می کند. شما همچنین می توانید از موسسات معتبر با پرداخت هزینه مشاوره دریافت کنید که با توجه به سرمایه کم شما این امکان برای شما وجود ندارد.
قبل از وارد شدن به بورس باید بخوبی آن را بشناسید.
حس ششم به افراد کمک می کند اما آنچه حایز اهمیت است توانایی تحلیل داده هاست. شما باید تا جای ممکن اطلاعات مربوط به شرکت ها و نحوه استخراج رابطه بین آنها و تاثیر آن بر روی قیمت ها را بدست آورید.

hamed در تاریخ 18 فروردین ماه سال 1390 در ساعت 04:11 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
برای اشنایی بیشتر می توانید به لینک زیر مراجعه کنید و سوالات خود را مطرح کنید
http://www.talarebourse.com/forum/showthread.php/51822-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3



hamid در تاریخ 18 فروردین ماه سال 1390 در ساعت 06:34 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
من یه دانشجوی پزشکی هستم که باید حداقل 7 سال درس بخونم تازه بعدش برم سربازی بعدش امتحان تخصص شرکت کنم اگه خوب درس بخونم ان شاءالله 35 سالگی تخصصم رو می گیرم. (اینها بیشتر حالت شوخی داشت)، ولی من الان باید ازدواج کنم باید. من یه دانشجوی مذهبی هستم. خانواده مذهبی هم دارم. اما من نه فعلا کار دارم نه حقوقی بابت کارم می گیرم تازه سال 6 به خاطر کار در بیمارستان ماهی هشتاد تومن می گیرم که اگه به سال شش برسم. مادر و پدرم هم خیلی زیاد به این مسأله شغل اهمیت می دن. ولی من نمی دونم که چه طور من که پزشکی هستم نمی تونم این کار رو بکنم ولی کسی که رشته های خیلی سطح پائین می خونه می تونه؟ من که آینده شغلی بهتری نسبت به اونها دارم. تازه تعریف از خودم نباشه توانایی هر کاری رو هم دارم می تونم هر کاری رو به نحو احسن انجامش بدم توی هر کاری بهترین هستم. تازه از بچه های دانشکده خودمون هم چند نفر اقدام به این کار کردند ولی من روم نمیشه که ازشون بپرسم که چه طوری این کار رو کردند. می خوام پدر و مادرم رو تحت فشار بذارم و تهدید کنم ولی شاید این کار درست نباشه؟!! چندین بار به طور روشن و آشکار این موضوع رو مطرح کردنم مادرم که میگه من تو فکرتم ولی شغل که نداری کار که نداری زندگی سخته فامیل جدید پیدا می کنی سرت شلوغ میشه
پدرم که حتی حاضر نیست در این مورد صحبت کنه حتی یه بار تلویزیون داشت در این مورد صحبت می کرد سریع کانال تلویزیون رو عوض کرد من فقط اون موقع خندیدم. می خوام بهشون بگم که اگر این کار رو نکنند من هزار تا کار دیگه می کنم که هم آبروی خودم بره هم اونا ولی به خودم اصلا نمی تونم اجازه بدم که این حرف رو بزنم ولی من این کار رو می کنم. حتی یه دختر خیلی خوب و باحجاب و خیلی مذهبی توی دوستای خواهرم سراغ دارم که به هیچ کسی تا حالا نگفتم ولی یه بدبختی دیگه من اینه که من زنجان پزشکی می خونم خانوادم تهران هستن و اون دختره هم تهران درس می خونه. حالا باید چی کار کرد؟ کار من داره از عفت چشم و عفت همه چیز داره می گذره! قصد من از ازدواج این نیست که رابطه جنسی داشته باشم نه فقط می خوام با یه کسی از جنس مخالف باشم که اولا چشمم پاک باشه بعدش هم آرامش داشته باشم به خدا فکر می کنم این طور بهتر می تونم درس هام رو بخونم ولی شاید من اشتباه می کنم شاید بقیه ولی من این کار رو هر طور که شده انجامش می دم به همین زودیا! فکر نکنید که عاشق شدم و دلباختم و از این چرت و پرت ها نه من فقط دلایلم همون چیزهایی بود که گفتم! من فقط می خوام فکرش رهام کنه، می دونید من توی یه مرحله از زندگیم گیر کردم که نمی تونم خودم رو با هر چیزی جلو ببرم
می خواستم برم حوزه ولی دیدم اونجا چیزی که به درد من و من به درد اونا بخورم ندارم. الان تحقیقا نمی دونم که چی کار کنم؟ یه راهنمایی درست بکنید هر کاری که بگید می کنم حتی اگر بگید 10 سال دیگه ازدواج کن.

 سلام...من پسرم ........ یک هم کلاس داشتم (دختر) او از نگاهش معلوم بود که به من علاقه دارد من به او علاقه ای نداشتم بعد از مدتی کم کم به او علاقه مند شدم خیلی هم به او علاقه مند شدم خیلی به هم نگاه می کردیم و حرف می زدیم تصمیم گرفتم  به او بگوییم که بهش علاقه دارم  یه روز منو کنار خیابون دید که دارم با گوشیم صحبت می کنم منم اونو دیدم نمی دونم چی شد که
از اون روز به بعد هر وقت منو می دید مثل اون روزاش نبود  یه جور دیگه بود(حتما فکری در مورد من کرد که خوب نبوده)چند روز بعد تصمیم گرفتم دنبالش برم . دنبالش رفتم دیدم با یک پسری سلام کرد  دست داد و یه لحظه برگشت و منو دید و خندید من هم سریع برگشتم و رفتم از اون روز به بعد دیگه همه چیز بر عکس شد من به او توجه ای نمی کردم و اما او دوباره مثل اولش شد  2 ماه گذشت اصلا با هم حرف نزدیم تا این که یک روز برام اس ام اس داد در مورد درس ها از من سوال کرد جوابشو دادم و می خواست بدونه که چی کار دارم می کنم من جوابشو ندادم شماره منو نمی دونم از کجا گیر اورد ....حالا دوباره همه چیز شده مثل اون روز که من هم بهش علاقه مند شدم... من باید چی کار کنم؟منظور این دختر از کارهاش چی می تونه باشه ؟

سلام آقای مشاور

پسری هستم 22 ساله-پشت کنکوروسربازی هم نرفتم.

بنده یک مریض جنسی هستم.یک ضعیف النفس.

هیچ وقت نتونستم به ندای نفسم بگم نه.میل جنسی من فوران میکنه متاسفانه احدی از اطرافیانم از دست کارای من در امان نبودند و این میل من اونارو هم تحت الشعاع قرار داده به همین علت ازم روی برگردوندن.

نمازامو تا حد امکان سر وقت وتو مسجد میخونم ولی از رحمت خداوند ناامیدم.

شرایط خیلی سختی دارم-بریدم.

از اینکه بین آشناها واطرافیانم باید شرمنده و سرافکنده باشم خیلی ناراحتم.

میدونم این تاوان کاراییه که کردم.

درسته میگن آخرین راه بهترین راه نیست ولی چاره ای جز خودکشی نمیبینم .تحمل این شرایط برام خیلی سخته.از اون طرف 2ماه دیگه کنکور دارم ولی نمیتونم تمرکز کنم.

برادری که تا دیروز جویای احوالم بود دیگه الان نگام هم نمیکنه.هرچند معذرت هم خواستم ولی معذرت دردی رو دوا نمیکنه.

خیلی پشیمونم تورو به اون خدایی که بیشتر از من میشناسین کمکم کنین .

اون چیزی که آرومم میکنه اینه که تموم غلطایی که کردم از ذهن من و آدمای مورد نظر فراموش بشه و همه چیز برگرده به روال قبلی.

میدونم انتظار زیادیه ولی تنها چیزیه که آرومم میکنه.دوست ندارم الکی امیدوارم کنید فقط بگید این اتفاق می افته یا نه و چجوری؟خیلی ممنونم

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.

وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود...

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه  بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت.

دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت !

سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :

1. دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.

2.  هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.

3.  یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.

به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟
یوفوها:

نظر من اینه که یه عده از اونا همان شیاطین هستند اما ارتباط اونها کاملا سری است حتی کسانی که با اونا ارتباط دارند نیز اکثرا اینو نمی فهمند اینا به نظر من مفسد ترین و احمق ترین موجوداتن زیرا می خوان به خدا ثابت کنند که انسانها همیشه گمراهند و نا فرمانی خدا رو میکنن(اونا با خلقت انسان مخالف بودن ) البته عده بیشتری از اونام موجودات خوبین ولی بنا به پیمانی که شیاطین با خدا دارن اونا هم حق ارتباط گسترده ندارند مخصوصا در عصر حاضر که مردم اگاه ترند و ارتباطات گسترده اما در تمدنهای باستان اونا رو خدایان لقب میدادند (سواران بر ارابه های اتشین :!: :!: :!: )و ارتباط اونا بیشتر بود من یه جایی خوندم یه نفر سالها قبل که دانشمندان بدونند چیمبورازو از اورست بلندتره اون فرد با یوفوها ارتباط داشته و از اونا شنیده که سنجش ارتفاع بر اساس سطح دریاها اشتباه است و باید از مرکز زمین حساب کرد و مناطق استوایی بیشترین فاصله تا مرکز زمین را دارند و چیمبورازو در اکوادور در مناطق استواییه البته ادرس این خبر خاطرم نیست(راستی داستان سینوهه پزشک مصری و قسمت غار جزیره کرت رو خوندین من مطمئنم کاهن های اون غار با شیاطین ارتبا ط داشتن همچنین کاهن های معبد امون و کارهای جادو گری که انجام می دادن شک ندارم جادو گری را یوفو های بد به جادو گران اموزش دادن و هزاران مورد دیگر مثل بنیانگزاران کمونیسم و فروید یسم و...)




اصلا هیچوقت با خودتون فکر کردین چرا در متون دینیه ما میگن اجنه شما رو میبینن و شما اونا رو نمیبینین خب احتمالا دلیلش اینه اونا با تلسکوپهای پیشرفته اعراب حجاز رو میدیدن اما اعراب این وسایل رو نداشتن

شیاطین خودشونو به شکل واقعی به سوژه هاشون نشون نمیدن اونا گریم یا جراحی پلاستیک یا یه چیزایه پیشرفته تر بکار میگیرن مثلا شاید جادو گران یا کاهنان اونا رو شکل انسان دیدن البته اونا از دخالت فیزیکی در امور منع شدن و مثلا هیچوقت نمیتونن انسان صالحی رو ترور کنند چون اجازه این کار رو ندارند و مهلت تا قیامت را خدا با شروطی به انان داده است شاید بپرسین زبان ما رو از کجا یاد گرفتند من فکر میکنم اونا بخشی ازشو از قدیمیان و بخشی رو از سوژ های الان و دزدیدن افرادی و گرفتن اطلاعات از مغزشون یعنی مغز ما واسه اونا مثل یه سی دی است بعد هم زمانی که اون افراد پیششون بودن رو از مغزشون پاک میکنن

نظر بدهید لطفا:

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed