جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > دسته بندی نشده
پیوند همیشگی پرسش
    کدام میکروکنترلر(pic,avr,plc,arm)از نظر نویز پذیری(در فرکانس 16Mhz) مناسب تر اند؟
MAHNUSH در تاریخ 6 فروردین ماه سال 1390 در ساعت 04:28 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 5287
گزارش تخلف





پرسش های مرتبط:
پنج ماه از ازدواج من میگذره یکی از چیزهایی که من رو کم کم داره به شدت آزار میده توجه بیش از حد همسرم به موضوع لباس و پوشش ظاهری هست؛ هم در مورد خودشان و هم در مورد پوشش من: 1- خود ایشان در بیرون منزل خانوم چادری هستند اما برای داخل خانه و مهمانی ها مدام دنبال لباس هستند، درست است که در دستورات دینی برای زنان دقت در این امور سفارش شده و علاوه بر آن حس زیبایی دوستی در زنان بیش از مردان است اما آیا اینکه دغدغه اصلی یک زن مسلمان لباس و پوشش خودش و همسرش باشد صحیح است؟ در صورتی که می تواند این موضوع بعد از موضوعاتی مثل توجه به عبادت، نماز، تکامل ایمانی، کسب علم و ... مورد توجه قرار گیرد. من در دوران مجردی خانوم هایی که تمام فکرشان این موضوعات محدود بود نمی پسندیدم و دوست ندارم همسر خودم جزء آن دسته باشد. 2- و اما درباره من دوست دارند لباس هایی بپوشم که به تعبیر خودشان جوانانه است! (و به تعبیر خودم بچگانه) من از این سبک لباس پوشیدن خوشم نمی آید و از طرفی در روایات جوان را تشویق کرده اند که رفتارش شبیه رفتار میانسال باشد (همانطور که میانسال نباید رفتارش مثل جوان باشد)، این مسائل را به ایشان می گویم اما متأسفانه ایشان همان نظر خودشان را دارند و حتی در طرز لباس پوشیدن خودشان هم دوست دارند جوانانه باشند! از اینجاست که حس می کنم همسرم علاوه بر رشد عقلی و دینی که دارد کمی بچه است! من اعتقاد دارم لباس نشان دهنده شخصیت هر فرد است و هر کس بنا بر سلیقه خودش باید وارد اجتماع شود.
چه لباسهایی را نباید بپوشیم تا خوشتیپ تر به نظر بیاییم ؟
سؤال من در رابطه با مسأله آشنایی و ازدواج می باشد. می دانید که امروزه معیارهایی که برای شیوه ازدواج سنتی وجود دارد، اکثرا معیارهایی غلطی هستند و فقط به درد عده خاصی در جامعه می خورند. در این جور خواستگاری ها -که من خودم تعداد زیادی را تجربه کرده ام- موقعیت مالی و اعتباری و فامیلی پدر دختر و سایر وابستگانش است که همه چیز را تعیین می کند و این بین تنها چیزی که اصلا هیچ اهمیتی ندارد شخصیت و موقعیت خود دختر است که کاملا بی اهمیت است. از این رو خود من از مراسم خواستگاری شدیدا بدم می آید و خیلی دچار فشار روحی می شوم. از طرفی با توجه به اعتقاداتم در ارتباط با جنس مخالف شدیدا محتاط هستم و حتی در محیط تحصیلی و کاری ام هم به کسی اجازه نداده ام که پای این صحبت ها را باز کند و به قول معروف لاس بزند. از طرفی به خاطر این که پدر مادر خودم زندگی موفقی نداشته اند و من با اخلاق و روحیات پدرم خیلی مشکل دارم، یه جورایی به مردها بی اعتمادم و هیچ وقت دوست ندارم اختیار خودم را دست کسی بدهم. از این رو ازدواج برای من مثل آواز دهل شنیدن از دور خوش است، می باشد. یعنی همیشه خودم را قانع می کنم که ازدواج از نظر شرعی و عاطفی ضروریست، اما تا وضعیت جدی می خواهد پیش بیاید کاملا افسرده می شوم و می خواهم یک جوری خودم را از این وضعیت خلاص کنم. واقعا نمی دانم که با روحیات من اصلا امکان دارد که من به کسی علاقمند شوم یا به علاقه کسی اعتماد کرده و بپذیرم؟ اعتقاد دارم که فقط یک نفر در دنیا هست که می توانم با او خوشبخت شوم و همه را با تخیل خودم می سنجم. ولی آیا واقعا می توانم منتظر یک همچین فردی بشوم؟ من الان 26 ساله، مهندس و کارمندم، البته موقعیت خانوادگی خوبی ندارم اما توقع دارم با کسی ازدواج کنم که متناسب من باشد، نه متناسب پدر و مادرم. ولی نمی دانم این توقع درستی است؟ اصلا آیا کسی پیدا می شود که مرا فقط به خاطر خودم بخواهد؟
یوفوها:

نظر من اینه که یه عده از اونا همان شیاطین هستند اما ارتباط اونها کاملا سری است حتی کسانی که با اونا ارتباط دارند نیز اکثرا اینو نمی فهمند اینا به نظر من مفسد ترین و احمق ترین موجوداتن زیرا می خوان به خدا ثابت کنند که انسانها همیشه گمراهند و نا فرمانی خدا رو میکنن(اونا با خلقت انسان مخالف بودن ) البته عده بیشتری از اونام موجودات خوبین ولی بنا به پیمانی که شیاطین با خدا دارن اونا هم حق ارتباط گسترده ندارند مخصوصا در عصر حاضر که مردم اگاه ترند و ارتباطات گسترده اما در تمدنهای باستان اونا رو خدایان لقب میدادند (سواران بر ارابه های اتشین :!: :!: :!: )و ارتباط اونا بیشتر بود من یه جایی خوندم یه نفر سالها قبل که دانشمندان بدونند چیمبورازو از اورست بلندتره اون فرد با یوفوها ارتباط داشته و از اونا شنیده که سنجش ارتفاع بر اساس سطح دریاها اشتباه است و باید از مرکز زمین حساب کرد و مناطق استوایی بیشترین فاصله تا مرکز زمین را دارند و چیمبورازو در اکوادور در مناطق استواییه البته ادرس این خبر خاطرم نیست(راستی داستان سینوهه پزشک مصری و قسمت غار جزیره کرت رو خوندین من مطمئنم کاهن های اون غار با شیاطین ارتبا ط داشتن همچنین کاهن های معبد امون و کارهای جادو گری که انجام می دادن شک ندارم جادو گری را یوفو های بد به جادو گران اموزش دادن و هزاران مورد دیگر مثل بنیانگزاران کمونیسم و فروید یسم و...)




اصلا هیچوقت با خودتون فکر کردین چرا در متون دینیه ما میگن اجنه شما رو میبینن و شما اونا رو نمیبینین خب احتمالا دلیلش اینه اونا با تلسکوپهای پیشرفته اعراب حجاز رو میدیدن اما اعراب این وسایل رو نداشتن

شیاطین خودشونو به شکل واقعی به سوژه هاشون نشون نمیدن اونا گریم یا جراحی پلاستیک یا یه چیزایه پیشرفته تر بکار میگیرن مثلا شاید جادو گران یا کاهنان اونا رو شکل انسان دیدن البته اونا از دخالت فیزیکی در امور منع شدن و مثلا هیچوقت نمیتونن انسان صالحی رو ترور کنند چون اجازه این کار رو ندارند و مهلت تا قیامت را خدا با شروطی به انان داده است شاید بپرسین زبان ما رو از کجا یاد گرفتند من فکر میکنم اونا بخشی ازشو از قدیمیان و بخشی رو از سوژ های الان و دزدیدن افرادی و گرفتن اطلاعات از مغزشون یعنی مغز ما واسه اونا مثل یه سی دی است بعد هم زمانی که اون افراد پیششون بودن رو از مغزشون پاک میکنن

نظر بدهید لطفا:
فرض کنید که شما قصد تولید یک سیستم خبره برای انتخاب خرید اقلام مختلف برای یک فروشگاه زنجیره¬ای دارید. به طور مثال، باید به صاحب فروشگاه بگویید فضای فروشگاه را 40 درصد به مواد غذایی، 30 درصد بهداشتی، 10 درصد لوازم منزل و 20 درصد متفرقه اختصاص دهد. بنابراین خروجی سیستم خبره 4 پارامتر (یا بیشتر، بر حسب تعداد دسته¬ها) است که هر کدام دامنه 0 تا 100 دارند و به این ترتیب فضای خروجی خیلی بزرگ می¬شود. چه راه حلی برای این کار به نظر شما می¬آید (در صورتی هم که فکر می¬کنید هیچ مشکلی وجود ندارد، شیوه پیاده سازی تان را توضیح دهید).

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed