جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    راست می گه دیگه. خداییش این دلیل سوم رو نمی گفتید سنگین تر نبود؟ پس چرا راه به راه تو این حسینیه ها و ... نام حضرت زینب(س) و حضرت فاطمه(س) با عربده گفته می شه؟ نکنه مسلمان ها نسبت به بانوان گرامی بی غیرت شدند؟ یا خداوند و ائمه(ع) بی غیرت هستند که اینطوری اجازه می دهند که ... البته دلیل اینکه ادبیات به این شکل در آمده که نام زن ها کمتر برده بشه دلیل بر غیرتی که مردان نسبت به زنان دارند و ربطی به خدا نداره؟ ربط به تعصب و غیرت داره که آن هم شاید منشأهای دینی هم داشته باشه.
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 3960
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
قرآن کریم در آیات فراوانى تصریح کرده است که پاداش اخروى و قرب الهى، به جنسیّت مربوط نیست، به ایمان و عمل مربوط است خواه از طرف زن باشد و یا از طرف مرد. قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدّیسى از یک زن بزرگ و قدّیسه یاد مى‏کند. از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسى و عیسى در نهایت تجلیل یاد مى‏کند. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى نا شایسته براى شوهرانشان ذکر مى‏کند، از زن فرعون نیز به عنوان زن بزرگى که گرفتار مرد پلیدى بوده است غفلت نکرده است. گویى قرآن خواسته است در داستانهاى خود توازن را حفظ کند و قهرمانان داستانها و افراد بهشتى و سعادتمند را منحصر به مردان ننماید، V}»شهید) مطهرى، مرتضى؛ نظام حقوق زن در اسلام؛ تهران، انتشارات صدرا، چاپ 27، 1378، ص 118){V . این که قرآن مى‏فرماید: « مَن عَملَ صالحا من ذَکرٍ أَوْ أُنثى و هو مؤمن فلنحیینّه حیاهً طیّبه»: هر کسى کار شایسته کند چه مرد و چه زن، در صورتى که مؤمن باشد، قطعا او را با زندگى پاکیزه‏اى حیات مى‏بخشیم، V}(سوره نحل، آیه 97){V . یعنى در رسیدن به حیات طیّب فقط دو چیز نقش دارند: یکى، «حُسن فعلى» به نام عمل صالح و دیگرى «حُسن فاعلى» به نام مؤمن بودن روح، خواه بدن مؤنث باشد یا مذکّر. یا «أنّى لا أضیع عمل عامل منکم من ذکر أو أنثى».
قرآن‏پژوهان، خطاب‏هاى قرآن را به دو دسته تقسیم کرده‏اند: 1. خطاب ویژه مرد یا زن؛ مانند: A}«وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ...»{A؛ V}بقره (2)، آیه 233.{V و A}«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ...»{A؛ V}همان، آیه 216.{V. 2. خطاب مشترک که دو گونه است: گاهى با عنوان فراگیرى مانند واژه «ناس»، «انسان» و «مَنْ» عموم انسان‏ها را خطاب مى‏کند؛ مانند: A}«یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»{A؛ V}بقره (2)، آیه 21.{V و A}«یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِیراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً»{A؛ V}نساء (4)، آیه 1.{V و... گاهى نیز در ظاهر از لفظ مذکر استفاده مى‏کند؛ ولى اشاره به همگان دارد؛ مثل: A}«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»{A؛ V}همان، آیه 136.{V، A}«یا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتاب»{A؛ V}همان، آیه 47.{V، A}«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»{A؛ V}احزاب (33)، آیه 21.{V و... . درباره شیوه اخیر باید به نکاتى توجه کرد: T}یکم.{T دستورها و معارف قرآنى در مورد مرد و زن یکسان است؛ گرچه صیغه‏هاى آن مذکر است. این مسئله به جهت قاعده ادبى «تغلیب» است. در زبان‏هایى مانند عربى - که براى مرد و زن، دو گونه فعل (مذکر و مؤنث) وجود دارد در مواردى که جمع مورد نظر باشد، صیغه مذکر به کار مى‏رود. بنابراین }A«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا»{Aهم شامل زنان مى‏شود و هم مردان. از این رو تاکنون هیچ مفسر و یا آشنا به زبان و ادبیات، نگفته است که مجموع خطاب‏هاى قرآن اختصاص به مردان دارد. T}دوم.{T این‏گونه سخن گفتن در میان انسان‏ها، معمول است و اختصاص به قرآن ندارد؛ به خصوص در مقام قانون‏گذارى، از الفاظ و ضمایر مذکر استفاده مى‏شود؛ ولى معناى عموم اراده مى‏گردد. T}سوم.{T خطاب کمتر قرآن به زنان، برخاسته از نگرش آن به رعایت حرمت زنان است و نشان از غیرت خداوند دارد. طبیعى است که سخن گفتن مؤدبانه و عفیفانه با زنان و کمتر بردن نام آنها، یکى از راه‏هاى حفظ حرمت آنان است. این به معناى عقب نگه داشتن نیمى از انسان‏ها نیست؛ زیرا این‏گونه سخن گفتن، نشانگر نوعى احترام و ارج نهادن به مقام شامخ ایشان است. همین شیوه در میان خانواده‏هاى محترم و با شخصیت معمول است که در میان دیگران، زنان را کمتر به طور مستقیم مورد خطاب قرار مى‏دهند
ابی]نام بردن از حضرت فاطمه وزینب علیهما السلام هم به منظور الگو گیری از سیره عملی این بزرگواران است,آنچه در باب حیا وعفت وغیرت مطرح شده,مقصود ,پرهیز ازذکرابعاد ظاهری واسما واوصافی است که سبب تهییج شهوات می شود ,نه ذکر کمالات واموری که سبب پند گرفتن دیگران می شود.فاطمه علیها سلام الله هم در زمان حیات خود مستور بود ونسبت به زنهای پیامبر (ص)هم قرآن کریم دستور می دهد که تبرج ننمایند,در مجموع هر چه زنها پوشده تر باشندواز مجالس وذکر نا محرمان دور تر با شند بهتر است ,زیرا از آسیبها مصون می مانند وجامعه هم از تحریکات شهوانی بدور است

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
اخیرا، دکتر محسن کدیور متن سخنرانی تحت عنوان تأملی در منابع اعتقادی، در سایت خود گذاشتند. ایشان در این سخنرانی تلاش کردند که مسأله نیاز اجتهاد در اصول عقائد و بررسی جدید متون احادیث اعتقاداتی را مطرح کنند. بنده درباره چند تا از بیانات ایشان سؤالاتی دارم. عبارات ایشان را نقل می کنم و بعد سؤالم را مطرح می کنم. ۱) ایشان در قسمت دوّم متن تحت عنوان توقف اجتهاد کلامی در قرن هفتم فرمودند: «قرنهاست که همّت علما و حوزه های علمیه ما مصروف اجتهاد در فروع دین شده است؛ لذا اصول دین ما، کمتر مورد واکاوی و اجتهاد و بحث استنباطی قرار گرفته است. به عنوان مثال، ما در زمینه روایات فقهی کتاب مفیدی مانند «وسائل الشیعه» داریم. این کتاب، مجموعه روایاتی است که یک فقیه امامی نیازمند آنها است. جا دارد بپرسیم: کدام کتاب را سراغ دارید که همه روایات اعتقادی معتبر شیعه در آن گرد آمده باشند و همانند «وسائل الشیعه» بتوان به آن استناد کرد؟ کدام کتاب را سراغ دارید که در آن همه روایات معتبر اخلاقی ما را گردآورده باشند، تا بر مبنای آن بتوان چهره اخلاقی اهل بیت را معرّفی کرد؟ وقتی گردآوری منضبط وجود نداشته باشد، به طریق اولی اجتهاد و بحث و اظهار نظر هم در این حوزه ها بسیار محدود و اندک است. از همین روست که هنوز، متون قرون ماضیه به عنوان متون درسی تدریس می‌شود. این بدین معناست که هنوز فکر عالم دینی عصر ما نسبت به فکر عالم قرن هفتم در حوزه اعتقادات تفاوتی نکرده است. هنوز همان گونه از خدا، رسول، معاد، وحی و امامت سخن می‌گوییم که عالم پنج یا شش قرن قبل سخن می‌گفت. آیا در این هزاره اتّفاقاتی نیفتاده است تا بتوانیم مسائل جدیدی به اعتقادات بیفزاییم؟ و یا تقریر تازه ای از مباحث کهن ارائه نماییم؟ یا برخی جزئیات گذشته را کَأَن لَم یَکُن فرض کنیم و به سراغ مسائل جدیدی برویم؟ یکی از حوزه های مهم اعتقادی، بحث « امامت» است. می‌توان به این اصلِ اصیل مذهبی نگاه متفاوتی داشت. نگاهی متفاوت نسبت به آن نگاه رسمی و تاریخی که تاکنون بوده است. به شرط آن که بتوان به منابع دینی از منظری متفاوت نگریست و آنها را مجتهدانه بنگریم نه مقلّدانه. ابن ادریس در مورد شیخ طوسی در قرن پنجم گفته است: همه علمائی که بعد از شیخ طوسی آمده‌اند، مقلّد او بوده اند. (السرائر). اجازه دهید ما نیز به همین قرینه بگوییم: همه ی کسانی که پس از خواجه نصیر الدین طوسی آمده اند، در حوزه اعتقادات مقلّد او هستند. ما از قرن هفتم اجتهاد در اعتقادات را نیازموده‌ایم. به همین سبب سخنان امروز ما در حوزه اعتقادات، با سخنان گذشتگانمان تفاوت چندانی ندارد. وقتی به عنوان یک طالب علوم دینی به ادّله بسیاری از مباحث اعتقادی مراجعه می‌کنم، می بینم بسیاری از آنها امروز قابل مناقشه است. می‌توان برخی ادّعاها را به گونه دیگری مطرح کرد؛ برخی از ادّعاها متناسب با انسان‌شناسی دیروز هستند؛ بعید است این انسان‌شناسی، ذاتی دین و مذهب ما باشد. چه بسا بتوانیم با تأمّلی دوباره، انسان‌شناسی تازه ای ارائه نماییم. پیش فرض های اکثر ادلّه عقلی که در حوزه اعتقادات در کتب سنّتی ما نوشته شده اند، امروز قابل مناقشه اند؛ اگر آن پیش فرض ها مورد مناقشه قرار گیرند، آن صغری و کبری و استدلال نیز از قوّت خواهند ‌افتاد. قصدم ورود به مبحث ادلّه عقلی نیست. درباره عقل و دلیل عقل و تطوّرات حکم عقل در طی قرون اخیر در مجالی دیگر سخن خواهم گفت.» سوال بنده درباره این قسمت: ۱) آیا این موضوع درست هست که از قرن هفتم تا حالا در علم کلام و اصول عقائد اجتهاد و بررسی جدیدی انجام نشده است؟ ۲) آیا احتمالش هست که اگر بررسی جدیدی انجام بگیرد، برخی از مسائل اعتقادی توجیه دیگری پیدا کنند؟ ۳) آیا بیانات دکتر کدیور در این قسمت درست هستند؟ لطفا اشکالات وارده را ذکر کنید.
پنج ماه از ازدواج من میگذره یکی از چیزهایی که من رو کم کم داره به شدت آزار میده توجه بیش از حد همسرم به موضوع لباس و پوشش ظاهری هست؛ هم در مورد خودشان و هم در مورد پوشش من: 1- خود ایشان در بیرون منزل خانوم چادری هستند اما برای داخل خانه و مهمانی ها مدام دنبال لباس هستند، درست است که در دستورات دینی برای زنان دقت در این امور سفارش شده و علاوه بر آن حس زیبایی دوستی در زنان بیش از مردان است اما آیا اینکه دغدغه اصلی یک زن مسلمان لباس و پوشش خودش و همسرش باشد صحیح است؟ در صورتی که می تواند این موضوع بعد از موضوعاتی مثل توجه به عبادت، نماز، تکامل ایمانی، کسب علم و ... مورد توجه قرار گیرد. من در دوران مجردی خانوم هایی که تمام فکرشان این موضوعات محدود بود نمی پسندیدم و دوست ندارم همسر خودم جزء آن دسته باشد. 2- و اما درباره من دوست دارند لباس هایی بپوشم که به تعبیر خودشان جوانانه است! (و به تعبیر خودم بچگانه) من از این سبک لباس پوشیدن خوشم نمی آید و از طرفی در روایات جوان را تشویق کرده اند که رفتارش شبیه رفتار میانسال باشد (همانطور که میانسال نباید رفتارش مثل جوان باشد)، این مسائل را به ایشان می گویم اما متأسفانه ایشان همان نظر خودشان را دارند و حتی در طرز لباس پوشیدن خودشان هم دوست دارند جوانانه باشند! از اینجاست که حس می کنم همسرم علاوه بر رشد عقلی و دینی که دارد کمی بچه است! من اعتقاد دارم لباس نشان دهنده شخصیت هر فرد است و هر کس بنا بر سلیقه خودش باید وارد اجتماع شود.
من دختری 20 ساله هستم در دوران راهنمایی پسری به خواستگاری من آمد اما به دلیل کوچک بودنم پدر و مادرم جواب منفی دادند بعد از گذشت چندین روز به خانه ما زنگ زد و این کارش همچنان ادامه داشت نزدیک 6 سال. بعد اختلافاتی پیش آمد که دیگه به همدیگر تلفن نزدیم اما حالا شنیده ام که نامزدی شده است بسیار ناراحت هستم نه برای این که چرا رفته زن گرفته برای اینکه 6 سال و شاید هم بیشتر از وقتم را تلف کردم و این که مرا به بازی گرفته بود واقعا برای خودم متأسفم اماحالا یک حس بدی نسبت به خودم دارم حس تنفر ازخود! نمی دانم که خدا مرا می بخشد یا نه؟ و یا می شود گذشته خود را جبران نمود یا نه؟ اگر می شود با چه راه هایی؟
من یه دانشجوی پزشکی هستم که باید حداقل 7 سال درس بخونم تازه بعدش برم سربازی بعدش امتحان تخصص شرکت کنم اگه خوب درس بخونم ان شاءالله 35 سالگی تخصصم رو می گیرم. (اینها بیشتر حالت شوخی داشت)، ولی من الان باید ازدواج کنم باید. من یه دانشجوی مذهبی هستم. خانواده مذهبی هم دارم. اما من نه فعلا کار دارم نه حقوقی بابت کارم می گیرم تازه سال 6 به خاطر کار در بیمارستان ماهی هشتاد تومن می گیرم که اگه به سال شش برسم. مادر و پدرم هم خیلی زیاد به این مسأله شغل اهمیت می دن. ولی من نمی دونم که چه طور من که پزشکی هستم نمی تونم این کار رو بکنم ولی کسی که رشته های خیلی سطح پائین می خونه می تونه؟ من که آینده شغلی بهتری نسبت به اونها دارم. تازه تعریف از خودم نباشه توانایی هر کاری رو هم دارم می تونم هر کاری رو به نحو احسن انجامش بدم توی هر کاری بهترین هستم. تازه از بچه های دانشکده خودمون هم چند نفر اقدام به این کار کردند ولی من روم نمیشه که ازشون بپرسم که چه طوری این کار رو کردند. می خوام پدر و مادرم رو تحت فشار بذارم و تهدید کنم ولی شاید این کار درست نباشه؟!! چندین بار به طور روشن و آشکار این موضوع رو مطرح کردنم مادرم که میگه من تو فکرتم ولی شغل که نداری کار که نداری زندگی سخته فامیل جدید پیدا می کنی سرت شلوغ میشه
پدرم که حتی حاضر نیست در این مورد صحبت کنه حتی یه بار تلویزیون داشت در این مورد صحبت می کرد سریع کانال تلویزیون رو عوض کرد من فقط اون موقع خندیدم. می خوام بهشون بگم که اگر این کار رو نکنند من هزار تا کار دیگه می کنم که هم آبروی خودم بره هم اونا ولی به خودم اصلا نمی تونم اجازه بدم که این حرف رو بزنم ولی من این کار رو می کنم. حتی یه دختر خیلی خوب و باحجاب و خیلی مذهبی توی دوستای خواهرم سراغ دارم که به هیچ کسی تا حالا نگفتم ولی یه بدبختی دیگه من اینه که من زنجان پزشکی می خونم خانوادم تهران هستن و اون دختره هم تهران درس می خونه. حالا باید چی کار کرد؟ کار من داره از عفت چشم و عفت همه چیز داره می گذره! قصد من از ازدواج این نیست که رابطه جنسی داشته باشم نه فقط می خوام با یه کسی از جنس مخالف باشم که اولا چشمم پاک باشه بعدش هم آرامش داشته باشم به خدا فکر می کنم این طور بهتر می تونم درس هام رو بخونم ولی شاید من اشتباه می کنم شاید بقیه ولی من این کار رو هر طور که شده انجامش می دم به همین زودیا! فکر نکنید که عاشق شدم و دلباختم و از این چرت و پرت ها نه من فقط دلایلم همون چیزهایی بود که گفتم! من فقط می خوام فکرش رهام کنه، می دونید من توی یه مرحله از زندگیم گیر کردم که نمی تونم خودم رو با هر چیزی جلو ببرم
می خواستم برم حوزه ولی دیدم اونجا چیزی که به درد من و من به درد اونا بخورم ندارم. الان تحقیقا نمی دونم که چی کار کنم؟ یه راهنمایی درست بکنید هر کاری که بگید می کنم حتی اگر بگید 10 سال دیگه ازدواج کن.
من جوانی 20 ساله هستم که مدتی است مشکلی برایم پیش آمده و نمی توانم حضوری از کسی بپرسم. مشکلم این است که من در سنین بلوغ مرتکب به عمل استمناء می شدم و آن را تا دو سه سال ادامه دادم تا اینکه با عنایت خداوند توانستم آن را ترک کنم. هم اکنون من دچار بیماری جسمی و روحی شده ام. حالا که موقع ازدواجم شده نمی دانم چه شخصی را برای خود انتخاب کنم؟ آیا فردی سالم و پاک را انتخاب کنم که اگر این کار را بکنم به او خیانت کرده ام چون من خود ناسالم بوده ام و هنوز هم آثار آن در من هست اصلا به خاطر همین عذاب وجدان می گیرم. نمی توانم در روی فامیل های دختر نگاه کنم. اصلا من خود را لایق ازدواج کردن با هیچ دختری نمی بینم. آیا می توانم با دعا شفای بیماری جسمی و روحی خود را از خدا بگیرم؟ نمی دانم اگر ازدواج کنم با مشکلی رو به رو می شوم یا خیر؟ نمی دانم اگر بچه دار شوم بچه ام سالم خواهد بود یا خیر؟ شما می گویید من چه کنم؟ خواهش می کنم مرا از این جهالت ها نجات دهید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed