جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    وقتی عزیزی از دنیا میره آیا مردگان مانند پدر مادر و ... میان استقبال این مرده تازه؟ آیا این مردگان همیشه با هم هستند تو عالم برزخ؟
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 22532
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
واقعیت این است که آگاهی ما از عالم پس از مرگ و برزخ بسیار محدود و نا چیز است و این مقدار آکاهی از آن عالم نیز به برکت قرآن و اخبار معصومین برای ما حا صل شده است .
در برخی روایات آمده که وقتی مومنی از دنیا می رود مومنان موجود در عالم برزخ به استقبال او می آیند و به او خوشآمد می گویند و از او سراغ احوال دوستان و مومنان موجود در دنیا را می گیرند ؛ ولی آیا اعضای یک خانواده و فامیل و یا دوستان صمیمی در عالم برزخ همیشه با هم هستند و یا گاهی اوقات با هم هستند ؟ ، ما به درستی از کم و کیف آن اطلاع درستی نداریم چنان که در مورد سایر مسائل و حوادث دیگر در آن عالم آگاهی دقیقی نداریم و تنها به برخی از آنها در آیات و روایات اشاره شده است . ارواح انسانى در برزخ، براساس منزلت و فضایلى که در دنیا داشته‏اند، امور دنیوى را درک کرده، حتى به خانواده خود سر مى‏زنند و آنها را زیارت مى‏کنند. این امر مى‏تواند در هر زمانى و براى هر فردى باشد؛ ولى روز جمعه کمترین و مشخص‏ترین زمانى است که در روایات وجود دارد. در این باب، تنها به ذکر دو روایت بسنده مى‏کنیم: 1 . اسحق‏بن عمار از امام کاظم(ع) پرسید: آیا مؤمن خانواده خویش را زیارت مى‏کند؟ فرمود: آرى. گفتم: چقدر؟ فرمود: بر حسب فضایلشان. پاره‏اى از آنان هر روز و پاره‏اى هر سه روز، خانواده خود را زیارت مى‏کنند. اسحق بن عمار مى‏گوید: در اثناى کلام حضرت، دریافتم که مى‏فرمود: کم‏ترین آنان هر جمعه (خانواده خود را زیارت مى‏کنند) پس گفتم: در چه ساعتى؟ فرمود: هنگام زوال خورشید، یا مثل آن؛ پس خداوند فرشته‏اى را با او روانه مى‏کند تا چیزهایى را به او نشان دهد که شاد شود و از وى چیزهایى را بپوشاند که او را غمگین سازد. V}(محمد بن ابراهیم کلینى، کافى، به تصحیح على‏اکبر غفارى، ج 3، کتاب الجنائز، ص 231، روایت پنجم).{V 2 . امام صادق(ع) فرمود: «به درستى که مؤمن خانواده خویش را زیارت مى‏کند. پس آنچه را دوست دارد، مى‏بیند و آنچه را ناخوشایند دارد از او پوشیده مى‏شود؛ و به درستى که کافر خانواده خویش را زیارت مى‏کند. پس مى‏بیند آنچه ناخوشایند اوست و از او پوشیده مى‏شود آنچه را دوست دارد. امام(ع) فرمود: پاره‏اى از ایشان هر جمعه زیارت مى‏کنند و پاره‏اى بر حسب عمل خود زیارت مى‏کنند» V}(همان، ص 230، روایت اوّل).{V مسأله عالم برزخ و چگونگى آن از مباحث دقیق در فرجام‏شناسى مى‏باشد و آیات و روایات متعددى به این بحث پرداخته است. جالب این است که نفوس انسانى در برزخ بر اساس منزلت خویش امور دنیوى ادراک مى‏کنند. ارواح در عالم برخ، به ملاقات اهل خویش مى‏آیند. بعضى همه روزه، بعضى دو روز یک مرتبه و بعضى هر سه روز یک مرتبه و بعضى هر جمعه و بعضى ماهى یک بار و بعضى سالى یک مرتبه و این اختلاف همان طور که عرض شد به خاطر تفاوت در حالات و مقامات ایشان است. برخى ارواح به واسطه مهذّب و مطهّر بودن آزادى بیشترى دارند. لذا ملاقات و سیر روحانى ایشان بیشتر است. اما در این ملاقات‏ها ارواح مؤمنین فقط چیزهایى که موجب خوشحالى ایشان است مى‏بینند و اگر چیزى باشد که موجب ناراحتى ایشان گردد، از ایشان پنهان مى‏شود و برعکس روح کافر، جز بدى و امور ناراحت کننده، چیز دیگرى نمى‏بیندV}(شیخ کلینى، اصول کافى، ج 3، ص 231){V. یکى دیگر از ویژگى‏هاى عالم برزخ این است که ارواح مؤمنین یکدیگر را ملاقات مى‏کنند و از یکدیگر سؤال مى‏کنند، حتى همدیگر را مى‏شناسند، هنگامى که روح تازه‏اى بر آن‏ها وارد مى‏شود، به هم مى‏گویند او را به حال خود وابگذارید، چون از واقعه عظیمى به سوى ما آماده است. سپس از وى مى‏پرسند آیا فلان کس را دیدى؟ بر سر او چه آمد؟ چه شد؟ اگر بگوید من که آمدم زنده بود اظهار امیدوارى مى‏کنند که او هم نزد آن‏ها بیاید. ولى اگر بگوید از دنیا رفته بود مى‏گویند (بیچاره) سقوط کرد و این اشاره به این دارد که چون به بهشت برزخ نیامده، حتماً به دوزخ برزخى رفته است. و اگر از روح تازه وارد، سوال‏هایى راجع به اهل خود مى‏کنند ممکن است از این جهت باشد که ذکر شد ولى علت پرسش ایشان این نکته مهمّ است که درجات و مقامات ارواح در برزخ با هم تفاوت دارد، برخى که زود به زود از احوال بازماندگان خبردار مى‏شوند. ارواح پاک‏اند و چیز زیادى بر ایشان مجهول نمى‏ماند. ولى آن روح‏هایى که قابلیت کمترى دارند و در نتیجه از ارتباط کمترى با عالم دنیا برخوردار هستند، از ارواح تازه وارد، درباره بازماندگان خود سؤال‏هاى بیشترى مى‏کنند. عمده‏ى سفارش ما در این قسمت این است که ارواح از دنیا رفته منتظر هدایاى بازماندگان خود هستند به انسان‏هاى زنده نیز توصیه شده است براى درگذشتگان خود هدیه بفرستید. هدیه مى‏تواند: تلاوت قرآن، نماز خواندن، انفاق‏هاى مالى و ذکر دعا و نیایش براى ایشان باشد که تأثیر فوق‏العاده‏اى در احوال آن‏ها دارد. 1. در این زمینه سرى کتاب‏هاى «معادشناسى»، علاّمه طهرانى را مطالعه بفرمائید. 2. اگر این کتاب‏ها در دسترس نبود کتاب معاد شهید دستغیب و نیز معاد استاد مجید شجاعى را مطالعه کنید.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
اخیرا، دکتر محسن کدیور متن سخنرانی تحت عنوان تأملی در منابع اعتقادی، در سایت خود گذاشتند. ایشان در این سخنرانی تلاش کردند که مسأله نیاز اجتهاد در اصول عقائد و بررسی جدید متون احادیث اعتقاداتی را مطرح کنند. بنده درباره چند تا از بیانات ایشان سؤالاتی دارم. عبارات ایشان را نقل می کنم و بعد سؤالم را مطرح می کنم. ۱) ایشان در قسمت دوّم متن تحت عنوان توقف اجتهاد کلامی در قرن هفتم فرمودند: «قرنهاست که همّت علما و حوزه های علمیه ما مصروف اجتهاد در فروع دین شده است؛ لذا اصول دین ما، کمتر مورد واکاوی و اجتهاد و بحث استنباطی قرار گرفته است. به عنوان مثال، ما در زمینه روایات فقهی کتاب مفیدی مانند «وسائل الشیعه» داریم. این کتاب، مجموعه روایاتی است که یک فقیه امامی نیازمند آنها است. جا دارد بپرسیم: کدام کتاب را سراغ دارید که همه روایات اعتقادی معتبر شیعه در آن گرد آمده باشند و همانند «وسائل الشیعه» بتوان به آن استناد کرد؟ کدام کتاب را سراغ دارید که در آن همه روایات معتبر اخلاقی ما را گردآورده باشند، تا بر مبنای آن بتوان چهره اخلاقی اهل بیت را معرّفی کرد؟ وقتی گردآوری منضبط وجود نداشته باشد، به طریق اولی اجتهاد و بحث و اظهار نظر هم در این حوزه ها بسیار محدود و اندک است. از همین روست که هنوز، متون قرون ماضیه به عنوان متون درسی تدریس می‌شود. این بدین معناست که هنوز فکر عالم دینی عصر ما نسبت به فکر عالم قرن هفتم در حوزه اعتقادات تفاوتی نکرده است. هنوز همان گونه از خدا، رسول، معاد، وحی و امامت سخن می‌گوییم که عالم پنج یا شش قرن قبل سخن می‌گفت. آیا در این هزاره اتّفاقاتی نیفتاده است تا بتوانیم مسائل جدیدی به اعتقادات بیفزاییم؟ و یا تقریر تازه ای از مباحث کهن ارائه نماییم؟ یا برخی جزئیات گذشته را کَأَن لَم یَکُن فرض کنیم و به سراغ مسائل جدیدی برویم؟ یکی از حوزه های مهم اعتقادی، بحث « امامت» است. می‌توان به این اصلِ اصیل مذهبی نگاه متفاوتی داشت. نگاهی متفاوت نسبت به آن نگاه رسمی و تاریخی که تاکنون بوده است. به شرط آن که بتوان به منابع دینی از منظری متفاوت نگریست و آنها را مجتهدانه بنگریم نه مقلّدانه. ابن ادریس در مورد شیخ طوسی در قرن پنجم گفته است: همه علمائی که بعد از شیخ طوسی آمده‌اند، مقلّد او بوده اند. (السرائر). اجازه دهید ما نیز به همین قرینه بگوییم: همه ی کسانی که پس از خواجه نصیر الدین طوسی آمده اند، در حوزه اعتقادات مقلّد او هستند. ما از قرن هفتم اجتهاد در اعتقادات را نیازموده‌ایم. به همین سبب سخنان امروز ما در حوزه اعتقادات، با سخنان گذشتگانمان تفاوت چندانی ندارد. وقتی به عنوان یک طالب علوم دینی به ادّله بسیاری از مباحث اعتقادی مراجعه می‌کنم، می بینم بسیاری از آنها امروز قابل مناقشه است. می‌توان برخی ادّعاها را به گونه دیگری مطرح کرد؛ برخی از ادّعاها متناسب با انسان‌شناسی دیروز هستند؛ بعید است این انسان‌شناسی، ذاتی دین و مذهب ما باشد. چه بسا بتوانیم با تأمّلی دوباره، انسان‌شناسی تازه ای ارائه نماییم. پیش فرض های اکثر ادلّه عقلی که در حوزه اعتقادات در کتب سنّتی ما نوشته شده اند، امروز قابل مناقشه اند؛ اگر آن پیش فرض ها مورد مناقشه قرار گیرند، آن صغری و کبری و استدلال نیز از قوّت خواهند ‌افتاد. قصدم ورود به مبحث ادلّه عقلی نیست. درباره عقل و دلیل عقل و تطوّرات حکم عقل در طی قرون اخیر در مجالی دیگر سخن خواهم گفت.» سوال بنده درباره این قسمت: ۱) آیا این موضوع درست هست که از قرن هفتم تا حالا در علم کلام و اصول عقائد اجتهاد و بررسی جدیدی انجام نشده است؟ ۲) آیا احتمالش هست که اگر بررسی جدیدی انجام بگیرد، برخی از مسائل اعتقادی توجیه دیگری پیدا کنند؟ ۳) آیا بیانات دکتر کدیور در این قسمت درست هستند؟ لطفا اشکالات وارده را ذکر کنید.
سؤال من در رابطه با مسأله آشنایی و ازدواج می باشد. می دانید که امروزه معیارهایی که برای شیوه ازدواج سنتی وجود دارد، اکثرا معیارهایی غلطی هستند و فقط به درد عده خاصی در جامعه می خورند. در این جور خواستگاری ها -که من خودم تعداد زیادی را تجربه کرده ام- موقعیت مالی و اعتباری و فامیلی پدر دختر و سایر وابستگانش است که همه چیز را تعیین می کند و این بین تنها چیزی که اصلا هیچ اهمیتی ندارد شخصیت و موقعیت خود دختر است که کاملا بی اهمیت است. از این رو خود من از مراسم خواستگاری شدیدا بدم می آید و خیلی دچار فشار روحی می شوم. از طرفی با توجه به اعتقاداتم در ارتباط با جنس مخالف شدیدا محتاط هستم و حتی در محیط تحصیلی و کاری ام هم به کسی اجازه نداده ام که پای این صحبت ها را باز کند و به قول معروف لاس بزند. از طرفی به خاطر این که پدر مادر خودم زندگی موفقی نداشته اند و من با اخلاق و روحیات پدرم خیلی مشکل دارم، یه جورایی به مردها بی اعتمادم و هیچ وقت دوست ندارم اختیار خودم را دست کسی بدهم. از این رو ازدواج برای من مثل آواز دهل شنیدن از دور خوش است، می باشد. یعنی همیشه خودم را قانع می کنم که ازدواج از نظر شرعی و عاطفی ضروریست، اما تا وضعیت جدی می خواهد پیش بیاید کاملا افسرده می شوم و می خواهم یک جوری خودم را از این وضعیت خلاص کنم. واقعا نمی دانم که با روحیات من اصلا امکان دارد که من به کسی علاقمند شوم یا به علاقه کسی اعتماد کرده و بپذیرم؟ اعتقاد دارم که فقط یک نفر در دنیا هست که می توانم با او خوشبخت شوم و همه را با تخیل خودم می سنجم. ولی آیا واقعا می توانم منتظر یک همچین فردی بشوم؟ من الان 26 ساله، مهندس و کارمندم، البته موقعیت خانوادگی خوبی ندارم اما توقع دارم با کسی ازدواج کنم که متناسب من باشد، نه متناسب پدر و مادرم. ولی نمی دانم این توقع درستی است؟ اصلا آیا کسی پیدا می شود که مرا فقط به خاطر خودم بخواهد؟
لطفا درباره مسائل حقوقی زیر توضیح دهید. الف. ماده 220 ق م ا (قانون مجازات اسلامی) می گوید: اگر پدر یا جدپدری فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه ی قتل به ورثه و تعزیر محکوم می شود. اولا آیا چنین حکمی در شرائط کنونی درست است؟ ثانیا چرا این حکم در مورد مادر و مادر بزرگ نیست (در حالی که زحمات مادر برای فرزندانش به اندازه پدر و بلکه بیشتر است) ب. ماده 261 ق م ا می گوید: اولیا دم که قصاص و عفو در اختیار آن هاست همان ورثه ی مقتول هستند مگر شوهر یا زن که در قصاص و عفو و اجرا اختیاری ندارند. به نظر شما چرا یک شوهر نسبت به همسر خود و بالعکس نباید حق قصاص و عفو داشته باشد، دو نفر که عمری را با هم زندگی کرده اند و ... آیا این حکم عادلانه است؟ ج طبق ماده 949-947 قانون مدنی، زوج از تمام اموال زوجه (زن) خود ارث می برد ولی زوجه فقط از اموال منقول و قیمت ابنیه و اشجار ارث می برد و نه عین (خود) آنها، مگر این که وارث از دادن قیمت ابنیه و اشجار امتناع کند که در آن صورت زن می تواند از عین آن سهم خود را استیفاء کند؟ علت این تفاوت فاحش بین زن و مرد چیست؟ د. ماده 630 ق م ا می گوید: هر گاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده نماید و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال هر دوی آنها را به قتل برساند. چرا این حکم در مورد زن وضع نشده است یعنی چرا اگر زن شوهر خود را در این وضعیت مشاهده کند نمی تواند او را به قتل برساند!!؟
من یه دانشجوی پزشکی هستم که باید حداقل 7 سال درس بخونم تازه بعدش برم سربازی بعدش امتحان تخصص شرکت کنم اگه خوب درس بخونم ان شاءالله 35 سالگی تخصصم رو می گیرم. (اینها بیشتر حالت شوخی داشت)، ولی من الان باید ازدواج کنم باید. من یه دانشجوی مذهبی هستم. خانواده مذهبی هم دارم. اما من نه فعلا کار دارم نه حقوقی بابت کارم می گیرم تازه سال 6 به خاطر کار در بیمارستان ماهی هشتاد تومن می گیرم که اگه به سال شش برسم. مادر و پدرم هم خیلی زیاد به این مسأله شغل اهمیت می دن. ولی من نمی دونم که چه طور من که پزشکی هستم نمی تونم این کار رو بکنم ولی کسی که رشته های خیلی سطح پائین می خونه می تونه؟ من که آینده شغلی بهتری نسبت به اونها دارم. تازه تعریف از خودم نباشه توانایی هر کاری رو هم دارم می تونم هر کاری رو به نحو احسن انجامش بدم توی هر کاری بهترین هستم. تازه از بچه های دانشکده خودمون هم چند نفر اقدام به این کار کردند ولی من روم نمیشه که ازشون بپرسم که چه طوری این کار رو کردند. می خوام پدر و مادرم رو تحت فشار بذارم و تهدید کنم ولی شاید این کار درست نباشه؟!! چندین بار به طور روشن و آشکار این موضوع رو مطرح کردنم مادرم که میگه من تو فکرتم ولی شغل که نداری کار که نداری زندگی سخته فامیل جدید پیدا می کنی سرت شلوغ میشه
پدرم که حتی حاضر نیست در این مورد صحبت کنه حتی یه بار تلویزیون داشت در این مورد صحبت می کرد سریع کانال تلویزیون رو عوض کرد من فقط اون موقع خندیدم. می خوام بهشون بگم که اگر این کار رو نکنند من هزار تا کار دیگه می کنم که هم آبروی خودم بره هم اونا ولی به خودم اصلا نمی تونم اجازه بدم که این حرف رو بزنم ولی من این کار رو می کنم. حتی یه دختر خیلی خوب و باحجاب و خیلی مذهبی توی دوستای خواهرم سراغ دارم که به هیچ کسی تا حالا نگفتم ولی یه بدبختی دیگه من اینه که من زنجان پزشکی می خونم خانوادم تهران هستن و اون دختره هم تهران درس می خونه. حالا باید چی کار کرد؟ کار من داره از عفت چشم و عفت همه چیز داره می گذره! قصد من از ازدواج این نیست که رابطه جنسی داشته باشم نه فقط می خوام با یه کسی از جنس مخالف باشم که اولا چشمم پاک باشه بعدش هم آرامش داشته باشم به خدا فکر می کنم این طور بهتر می تونم درس هام رو بخونم ولی شاید من اشتباه می کنم شاید بقیه ولی من این کار رو هر طور که شده انجامش می دم به همین زودیا! فکر نکنید که عاشق شدم و دلباختم و از این چرت و پرت ها نه من فقط دلایلم همون چیزهایی بود که گفتم! من فقط می خوام فکرش رهام کنه، می دونید من توی یه مرحله از زندگیم گیر کردم که نمی تونم خودم رو با هر چیزی جلو ببرم
می خواستم برم حوزه ولی دیدم اونجا چیزی که به درد من و من به درد اونا بخورم ندارم. الان تحقیقا نمی دونم که چی کار کنم؟ یه راهنمایی درست بکنید هر کاری که بگید می کنم حتی اگر بگید 10 سال دیگه ازدواج کن.
لطفا درباره مسائل حقوقی زیر توضیح دهید. الف. ماده 220 ق م ا (قانون مجازات اسلامی) می گوید: اگر پدر یا جدپدری فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه ی قتل به ورثه و تعزیر محکوم می شود. اولا آیا چنین حکمی در شرائط کنونی درست است؟ ثانیا چرا این حکم در مورد مادر و مادر بزرگ نیست (در حالی که زحمات مادر برای فرزندانش به اندازه پدر و بلکه بیشتر است) ب. ماده 261 ق م ا می گوید: اولیا دم که قصاص و عفو در اختیار آن هاست همان ورثه ی مقتول هستند مگر شوهر یا زن که در قصاص و عفو و اجرا اختیاری ندارند. به نظر شما چرا یک شوهر نسبت به همسر خود و بالعکس نباید حق قصاص و عفو داشته باشد، دو نفر که عمری را با هم زندگی کرده اند و ... آیا این حکم عادلانه است؟ ج طبق ماده 949-947 قانون مدنی، زوج از تمام اموال زوجه (زن) خود ارث می برد ولی زوجه فقط از اموال منقول و قیمت ابنیه و اشجار ارث می برد و نه عین (خود) آنها، مگر این که وارث از دادن قیمت ابنیه و اشجار امتناع کند که در آن صورت زن می تواند از عین آن سهم خود را استیفاء کند؟ علت این تفاوت فاحش بین زن و مرد چیست؟ د. ماده 630 ق م ا می گوید: هر گاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده نماید و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال هر دوی آنها را به قتل برساند. چرا این حکم در مورد زن وضع نشده است یعنی چرا اگر زن شوهر خود را در این وضعیت مشاهده کند نمی تواند او را به قتل برساند!!؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed