جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(تفسير ايه 32نور) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    تفسیر آیه 32 نور در جامعه امروزه چگونه است؟ خداوند در این آیه فضل خود را وعده می دهد ولی آیا برای امروزه و شرایط اجتماعی امروز می توان تنها با توجه به این وعده انسان دست به این کار بزند و چنین کاری در امروزه مصداقی دارد یا خیر؟ (مخصوصا برای افراد 19 سال و دانشجو)؟)
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 3434
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ

آیه شریفه تاکید بر آن دارد که خداوند فقر را بر طرف می سازد و این وعده الهی است و وعده الهی تخلف ناپذیر است و اگر در ایمان به خدا تردیدی نداریم این وعده را باید بپذیریم روایات ما این مساله را تایید می کنند در صورتی که به گناه می افتنند در دین هیچ امری نباید و نشاید که قلب را تباه و سیاه سازد و رابطه انسان با خدا را قطع کند و انسان را به گناه بیندازد اما در صورتی که فرد مناسب و شایسته پیدا نشد و یا شرایطی وجود دارد که نمی توان ازدواج کرد در این صورت باید عفت پیشه کرد و عفت هم مواردی دارد که عفت دل ،عفت کلام ، عفت نگاه ، عفت دامن و عفت شکم موجب حفظ و سلامتی روح و زندگی مشترک می شود. درباره عفت ورزی مقاله ای در همین سایت پرسمان . نت آمده است که انشا الله مفید است .

بدون تردید سنت های الهی و وعده های خداوند حق است و قابل تحقق و نباید نسبت به آنها با شک و تردید نگریست.
از آنجا که یک عذر تقریبا عمومی و بهانه همگانی برای فرار از زیر بار ازدواج و تشکیل خانواده، مسأله فقر و نداشتن امکانات مالی است قرآن به پاسخ آن پرداخته و می فرماید: مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می سازد، خداوند واسع و آگاه است. (نور، آیه 32).
قدرتش آن چنان وسیع است که پهنه عالم هستی را فرا می گیرد وعلم او چنان گسترده است که از نیات همه کس به ویژه آنها که به نیت عفت و پاکدامنی اقدام به ازدواج می کنند آگاه است و همه را مشمول فضل و کرم خود قرار خواهد داد. ولی از آنجا که گاه با تمام تلاش و کوشش که خود انسان و دیگران می کنند وسیله ازدواج فراهم نمی گردد و خواه ناخواه انسان مجبور است مدتی را با محرومیت بگذارند، مبادا کسانی که در این مرحله قرار دارند گمان کنند که آلودگی جنسی برای آنها مجاز است و ضرورت چنین ایجاب می کند، لذا بلافاصله در آیه بعد دستور پارسایی را هر چند مشکل باشد به آنها داده و می گوید: و آنها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بی نیاز سازد. (نور، آیه 33).
نکند در این مرحله بحرانی و در این دوران آزمایش الهی تن به آلودگی دهند و خود را معذور بشمارند که هیچ عذری پذیرفته نیست، بلکه باید قدرت ایمان و شخصیت و تقوا را در چنین مرحله ای آزمود. فضل در این آیه به معنای زیادی نعمت و عنایت ویژه خداوند به کسانی است که در عین نیاز به ازدواج به دلیل فقر توان انجام آن را ندارند. خداوند به این افراد وعده داده که در صورت فقیر بودن از نعمت خاص خود آنها را برخوردار خواهد ساخت و به زندگی آنها وسعت خواهد بخشید و زمینه ازدواج مناسب و در خور را برای آنها فراهم می سازد.
برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر نمونه، ج 14، ص 456.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
سؤال من در رابطه با مسأله آشنایی و ازدواج می باشد. می دانید که امروزه معیارهایی که برای شیوه ازدواج سنتی وجود دارد، اکثرا معیارهایی غلطی هستند و فقط به درد عده خاصی در جامعه می خورند. در این جور خواستگاری ها -که من خودم تعداد زیادی را تجربه کرده ام- موقعیت مالی و اعتباری و فامیلی پدر دختر و سایر وابستگانش است که همه چیز را تعیین می کند و این بین تنها چیزی که اصلا هیچ اهمیتی ندارد شخصیت و موقعیت خود دختر است که کاملا بی اهمیت است. از این رو خود من از مراسم خواستگاری شدیدا بدم می آید و خیلی دچار فشار روحی می شوم. از طرفی با توجه به اعتقاداتم در ارتباط با جنس مخالف شدیدا محتاط هستم و حتی در محیط تحصیلی و کاری ام هم به کسی اجازه نداده ام که پای این صحبت ها را باز کند و به قول معروف لاس بزند. از طرفی به خاطر این که پدر مادر خودم زندگی موفقی نداشته اند و من با اخلاق و روحیات پدرم خیلی مشکل دارم، یه جورایی به مردها بی اعتمادم و هیچ وقت دوست ندارم اختیار خودم را دست کسی بدهم. از این رو ازدواج برای من مثل آواز دهل شنیدن از دور خوش است، می باشد. یعنی همیشه خودم را قانع می کنم که ازدواج از نظر شرعی و عاطفی ضروریست، اما تا وضعیت جدی می خواهد پیش بیاید کاملا افسرده می شوم و می خواهم یک جوری خودم را از این وضعیت خلاص کنم. واقعا نمی دانم که با روحیات من اصلا امکان دارد که من به کسی علاقمند شوم یا به علاقه کسی اعتماد کرده و بپذیرم؟ اعتقاد دارم که فقط یک نفر در دنیا هست که می توانم با او خوشبخت شوم و همه را با تخیل خودم می سنجم. ولی آیا واقعا می توانم منتظر یک همچین فردی بشوم؟ من الان 26 ساله، مهندس و کارمندم، البته موقعیت خانوادگی خوبی ندارم اما توقع دارم با کسی ازدواج کنم که متناسب من باشد، نه متناسب پدر و مادرم. ولی نمی دانم این توقع درستی است؟ اصلا آیا کسی پیدا می شود که مرا فقط به خاطر خودم بخواهد؟
من یک دختر فارغ التحصیل هستم در زمان دانشجویی فعال فرهنگی بودم و با افراد زیادی سر و کار داشتم از جمله دانشجویان پسر که عمدتا مجرد هم بودند ولی من همیشه از حاشیه فرار کرده و اصلا به مسائل جانبی کاری نداشتم و فقط به خاطر وظیفه و علاقه و عشقی که به کار فرهنگی داشتم فعالیت می کردم اما هیچ گاه از حاشیه به دور نبودم یعنی به اجبار به حاشیه کشیده می شدم به هر حال دانشگاه تمام شد و هر چه بود گذشت! هم اکنون هم که مشغول به کار هستم با جنس مخالف همکارم من از ابتدا چون مسائل دانشگاه را دیده بودم حواسم بود که سوتی ندهم و توجه کسی را به خودم جلب نکنم اما بعد از گذشت حدودا ده روز از سر کار رفتنم مادر یکی از همکاران به منزل ما زنگ زد و از طرف پسرش از من خواستگاری کرد! من به طریقی آن آقا را متوجه کردم که فعلا قصد ازدواج ندارم (دلیلش هم برای خودم روشن بود) اما رفتار این آقا با من عوض شد و محیط به دور از حاشیه محیط کار من درگیر حاشیه شد. نمی دانم چه کنم چرا جامعه چنین است من از این همه حساسیت بدم می آید الان در محیط کار احساس خستگی کرده و همیشه نگاه سنگین این شخص را روی خودم احساس می کنم فعلا هم نمی توانم به کار نروم و این آقا هم مدیر شرکت است و من مجبورم با ایشان برخورد داشته باشم لطفا مرا راهنمایی کنید که چه رفتاری باید داشته باشم و طرزفکر من باید چگونه باشد؟
من جوانی 20 ساله هستم که مدتی است مشکلی برایم پیش آمده و نمی توانم حضوری از کسی بپرسم. مشکلم این است که من در سنین بلوغ مرتکب به عمل استمناء می شدم و آن را تا دو سه سال ادامه دادم تا اینکه با عنایت خداوند توانستم آن را ترک کنم. هم اکنون من دچار بیماری جسمی و روحی شده ام. حالا که موقع ازدواجم شده نمی دانم چه شخصی را برای خود انتخاب کنم؟ آیا فردی سالم و پاک را انتخاب کنم که اگر این کار را بکنم به او خیانت کرده ام چون من خود ناسالم بوده ام و هنوز هم آثار آن در من هست اصلا به خاطر همین عذاب وجدان می گیرم. نمی توانم در روی فامیل های دختر نگاه کنم. اصلا من خود را لایق ازدواج کردن با هیچ دختری نمی بینم. آیا می توانم با دعا شفای بیماری جسمی و روحی خود را از خدا بگیرم؟ نمی دانم اگر ازدواج کنم با مشکلی رو به رو می شوم یا خیر؟ نمی دانم اگر بچه دار شوم بچه ام سالم خواهد بود یا خیر؟ شما می گویید من چه کنم؟ خواهش می کنم مرا از این جهالت ها نجات دهید.
من جوانی 20 ساله هستم که مدتی است مشکلی برایم پیش آمده و نمی توانم حضوری از کسی بپرسم. مشکلم این است که من در سنین بلوغ مرتکب به عمل استمناء می شدم و آن را تا دو سه سال ادامه دادم تا اینکه با عنایت خداوند توانستم آن را ترک کنم. هم اکنون من دچار بیماری جسمی و روحی شده ام. حالا که موقع ازدواجم شده نمی دانم چه شخصی را برای خود انتخاب کنم؟ آیا فردی سالم و پاک را انتخاب کنم که اگر این کار را بکنم به او خیانت کرده ام چون من خود ناسالم بوده ام و هنوز هم آثار آن در من هست اصلا به خاطر همین عذاب وجدان می گیرم. نمی توانم در روی فامیل های دختر نگاه کنم. اصلا من خود را لایق ازدواج کردن با هیچ دختری نمی بینم. آیا می توانم با دعا شفای بیماری جسمی و روحی خود را از خدا بگیرم؟ نمی دانم اگر ازدواج کنم با مشکلی رو به رو می شوم یا خیر؟ نمی دانم اگر بچه دار شوم بچه ام سالم خواهد بود یا خیر؟ شما می گویید من چه کنم؟ خواهش می کنم مرا از این جهالت ها نجات دهید.
بنده در کتاب قانون مجازات اسلامی ماده 86 را در مورد زنا مطالعه کردم و سؤالاتی برایم پیش آمد که به عرض می رسانم. ماده مربوطه چنین است: زنای مرد یا زنی که هر یک همسر دائمی دارد ولی به واسطه مسافرت یا حبس و مانند آنها از عذرهای موجه به همسر خود دسترسی ندارد، موجب رجم نیست.
خوب با توجه به این مطلب بنده می خواهم بدانم مسافر به چه کسی اطلاق می شود؟ آیا در این امر هم مسافر مانند همان حدی است که برای نماز و روزه در نظر گرفته شده یا اینکه به عرف باید رجوع کرد زیرا اگر در زمانه ما برای مسافر همان حد نماز و روزه یعنی 8 فرسخ در نظر گرفته شود با توجه به این ماده آیا این امر موجب اشاعه فحشا نمی باشد؟ زیرا با توجه به وسائل نقلیه کنونی مسافرت مانند ایام قدیم نیست که فرد به مدت طولانی به همسرش دسترسی نداشته باشد. بنابراین آیا مثلا مرد مسافری که همسر دیگری را مورد تجاوز قرار داده آیا در مجازاتش به همان حد صد ضربه بسنده می کنند؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed