جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(صیغه) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    اگر انسان صیغه غیر دائم بخواند باید هر چه همسرش بگوید گوش بدهد و برای همه کار از همسرش اجازه بگیرد؟
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 4288
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
در ازدواج موقت لازم نیست زن برای بیرون رفتن از منزل وانجام کارهای شخصی از مرد اجازه بگیرد واطاعت از مرد منحصر در مسائل مربوط به رابطه جنسی است البته اگر در موردی خروج از منزل با حق او منافات و در تزاحم باشد خروج او بدون اجاز شوهر جایز نیست.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
من یه دانشجوی پزشکی هستم که باید حداقل 7 سال درس بخونم تازه بعدش برم سربازی بعدش امتحان تخصص شرکت کنم اگه خوب درس بخونم ان شاءالله 35 سالگی تخصصم رو می گیرم. (اینها بیشتر حالت شوخی داشت)، ولی من الان باید ازدواج کنم باید. من یه دانشجوی مذهبی هستم. خانواده مذهبی هم دارم. اما من نه فعلا کار دارم نه حقوقی بابت کارم می گیرم تازه سال 6 به خاطر کار در بیمارستان ماهی هشتاد تومن می گیرم که اگه به سال شش برسم. مادر و پدرم هم خیلی زیاد به این مسأله شغل اهمیت می دن. ولی من نمی دونم که چه طور من که پزشکی هستم نمی تونم این کار رو بکنم ولی کسی که رشته های خیلی سطح پائین می خونه می تونه؟ من که آینده شغلی بهتری نسبت به اونها دارم. تازه تعریف از خودم نباشه توانایی هر کاری رو هم دارم می تونم هر کاری رو به نحو احسن انجامش بدم توی هر کاری بهترین هستم. تازه از بچه های دانشکده خودمون هم چند نفر اقدام به این کار کردند ولی من روم نمیشه که ازشون بپرسم که چه طوری این کار رو کردند. می خوام پدر و مادرم رو تحت فشار بذارم و تهدید کنم ولی شاید این کار درست نباشه؟!! چندین بار به طور روشن و آشکار این موضوع رو مطرح کردنم مادرم که میگه من تو فکرتم ولی شغل که نداری کار که نداری زندگی سخته فامیل جدید پیدا می کنی سرت شلوغ میشه
پدرم که حتی حاضر نیست در این مورد صحبت کنه حتی یه بار تلویزیون داشت در این مورد صحبت می کرد سریع کانال تلویزیون رو عوض کرد من فقط اون موقع خندیدم. می خوام بهشون بگم که اگر این کار رو نکنند من هزار تا کار دیگه می کنم که هم آبروی خودم بره هم اونا ولی به خودم اصلا نمی تونم اجازه بدم که این حرف رو بزنم ولی من این کار رو می کنم. حتی یه دختر خیلی خوب و باحجاب و خیلی مذهبی توی دوستای خواهرم سراغ دارم که به هیچ کسی تا حالا نگفتم ولی یه بدبختی دیگه من اینه که من زنجان پزشکی می خونم خانوادم تهران هستن و اون دختره هم تهران درس می خونه. حالا باید چی کار کرد؟ کار من داره از عفت چشم و عفت همه چیز داره می گذره! قصد من از ازدواج این نیست که رابطه جنسی داشته باشم نه فقط می خوام با یه کسی از جنس مخالف باشم که اولا چشمم پاک باشه بعدش هم آرامش داشته باشم به خدا فکر می کنم این طور بهتر می تونم درس هام رو بخونم ولی شاید من اشتباه می کنم شاید بقیه ولی من این کار رو هر طور که شده انجامش می دم به همین زودیا! فکر نکنید که عاشق شدم و دلباختم و از این چرت و پرت ها نه من فقط دلایلم همون چیزهایی بود که گفتم! من فقط می خوام فکرش رهام کنه، می دونید من توی یه مرحله از زندگیم گیر کردم که نمی تونم خودم رو با هر چیزی جلو ببرم
می خواستم برم حوزه ولی دیدم اونجا چیزی که به درد من و من به درد اونا بخورم ندارم. الان تحقیقا نمی دونم که چی کار کنم؟ یه راهنمایی درست بکنید هر کاری که بگید می کنم حتی اگر بگید 10 سال دیگه ازدواج کن.
می خواستم بپرسم که اگر جوانی مثل من با خیلی از گناه ها آشنا شده باشه و همه گناه ها رو حتی انجام داده باشه چه طور می تونه خوب بشه؟ من یه دانشجوی پزشکی ام همیشه نمازم رو اول وقت می خونم قید دارم که حتما یکی از نمازام رو به جماعت بخونم بعد از نمازم حتما یک صفحه قرآن می خونم اما خیلی از مواقع نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم قدرت این که با خودم مبارزه کنم رو اصلا ندارم. می دونم این طرز گفتن صحیح نیست ولی باور کنید من خیلی تلاش کردم! تقریبا هر 5 شنبه میرم شاه عبدالعظیم دعای کمیل، دوستای مذهبی زیادی دارم البته دوستای غیرمذهبی تقریبا زیادی هم دارم. برای این که خودم رو از اونها دور کنم دارم توی بسیج فعالیت می کنم اما این جا چیزی که نیست خدا آدم های خوبی هستن ولی ... من بدبخت قبلا یک سری عکس و فیلم دیدم که حالا نمی دونم چی کار کنم؟ تو رو به خدا کمکم کنید. خیلی تلاش می کنم که خوب باشم ولی حتی غذام رو خیلی کم کردم ورزش میرم با دخترها اصلا کاری ندارم حتی سلام هم بهشون نمی کنم. سخنرانی مذهبی خیلی گوش میدم. قرآن حفظ می کنم اما به این بدبختی دچار شدم خودم اصلا نمی دونم که چه جور آدمی هستم.
بنده در کتاب قانون مجازات اسلامی ماده 86 را در مورد زنا مطالعه کردم و سؤالاتی برایم پیش آمد که به عرض می رسانم. ماده مربوطه چنین است: زنای مرد یا زنی که هر یک همسر دائمی دارد ولی به واسطه مسافرت یا حبس و مانند آنها از عذرهای موجه به همسر خود دسترسی ندارد، موجب رجم نیست.
خوب با توجه به این مطلب بنده می خواهم بدانم مسافر به چه کسی اطلاق می شود؟ آیا در این امر هم مسافر مانند همان حدی است که برای نماز و روزه در نظر گرفته شده یا اینکه به عرف باید رجوع کرد زیرا اگر در زمانه ما برای مسافر همان حد نماز و روزه یعنی 8 فرسخ در نظر گرفته شود با توجه به این ماده آیا این امر موجب اشاعه فحشا نمی باشد؟ زیرا با توجه به وسائل نقلیه کنونی مسافرت مانند ایام قدیم نیست که فرد به مدت طولانی به همسرش دسترسی نداشته باشد. بنابراین آیا مثلا مرد مسافری که همسر دیگری را مورد تجاوز قرار داده آیا در مجازاتش به همان حد صد ضربه بسنده می کنند؟
من یک دختر فارغ التحصیل هستم در زمان دانشجویی فعال فرهنگی بودم و با افراد زیادی سر و کار داشتم از جمله دانشجویان پسر که عمدتا مجرد هم بودند ولی من همیشه از حاشیه فرار کرده و اصلا به مسائل جانبی کاری نداشتم و فقط به خاطر وظیفه و علاقه و عشقی که به کار فرهنگی داشتم فعالیت می کردم اما هیچ گاه از حاشیه به دور نبودم یعنی به اجبار به حاشیه کشیده می شدم به هر حال دانشگاه تمام شد و هر چه بود گذشت! هم اکنون هم که مشغول به کار هستم با جنس مخالف همکارم من از ابتدا چون مسائل دانشگاه را دیده بودم حواسم بود که سوتی ندهم و توجه کسی را به خودم جلب نکنم اما بعد از گذشت حدودا ده روز از سر کار رفتنم مادر یکی از همکاران به منزل ما زنگ زد و از طرف پسرش از من خواستگاری کرد! من به طریقی آن آقا را متوجه کردم که فعلا قصد ازدواج ندارم (دلیلش هم برای خودم روشن بود) اما رفتار این آقا با من عوض شد و محیط به دور از حاشیه محیط کار من درگیر حاشیه شد. نمی دانم چه کنم چرا جامعه چنین است من از این همه حساسیت بدم می آید الان در محیط کار احساس خستگی کرده و همیشه نگاه سنگین این شخص را روی خودم احساس می کنم فعلا هم نمی توانم به کار نروم و این آقا هم مدیر شرکت است و من مجبورم با ایشان برخورد داشته باشم لطفا مرا راهنمایی کنید که چه رفتاری باید داشته باشم و طرزفکر من باید چگونه باشد؟
پنج ماه از ازدواج من میگذره یکی از چیزهایی که من رو کم کم داره به شدت آزار میده توجه بیش از حد همسرم به موضوع لباس و پوشش ظاهری هست؛ هم در مورد خودشان و هم در مورد پوشش من: 1- خود ایشان در بیرون منزل خانوم چادری هستند اما برای داخل خانه و مهمانی ها مدام دنبال لباس هستند، درست است که در دستورات دینی برای زنان دقت در این امور سفارش شده و علاوه بر آن حس زیبایی دوستی در زنان بیش از مردان است اما آیا اینکه دغدغه اصلی یک زن مسلمان لباس و پوشش خودش و همسرش باشد صحیح است؟ در صورتی که می تواند این موضوع بعد از موضوعاتی مثل توجه به عبادت، نماز، تکامل ایمانی، کسب علم و ... مورد توجه قرار گیرد. من در دوران مجردی خانوم هایی که تمام فکرشان این موضوعات محدود بود نمی پسندیدم و دوست ندارم همسر خودم جزء آن دسته باشد. 2- و اما درباره من دوست دارند لباس هایی بپوشم که به تعبیر خودشان جوانانه است! (و به تعبیر خودم بچگانه) من از این سبک لباس پوشیدن خوشم نمی آید و از طرفی در روایات جوان را تشویق کرده اند که رفتارش شبیه رفتار میانسال باشد (همانطور که میانسال نباید رفتارش مثل جوان باشد)، این مسائل را به ایشان می گویم اما متأسفانه ایشان همان نظر خودشان را دارند و حتی در طرز لباس پوشیدن خودشان هم دوست دارند جوانانه باشند! از اینجاست که حس می کنم همسرم علاوه بر رشد عقلی و دینی که دارد کمی بچه است! من اعتقاد دارم لباس نشان دهنده شخصیت هر فرد است و هر کس بنا بر سلیقه خودش باید وارد اجتماع شود.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed