جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(ایه 24 سوره قصص) (سوره قصص آیه 24) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    اگر فعل «القیا» در سوره ق آیه 24 درمورد چیزهای بی ارزش به کار می رود پس چرا خداوند در سوره قصص آیه 7 از فعل «فالقیه» استفاده کرده است؟ مگر نعوذبالله سبد حاوی حضرت موسی(ع) چیز بی ارزشی است؟
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 3425
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
چه کسی گفته که فعل القیا در این آیه در مورد چیز بی ارزش به کار رفته است ؟ و در چه منبعی این مطلب امده است ؟ اگر کسی چنین حرفی زده باشد شاید منظورش این بوده که مفعول این فعل یعنی فرد کافر عنید و لجوج بی ارزش است و چون مفعول این فعل بی ارزش است پس فعل در مورد چیز بی ارزش به کار رفته است . به عبارت دیگر خود مصدر القاء هم در مورد امور ارزشمند به کار می رود و هم در مورد امور بی ارزش و پست و این خصوصیت مربوط به نوع و وضعیت مفعول این مصدر و فعل است و ربطی به خود آن ندارد . به عنوان مثال همین مصدر یعنی القاء در قرآن هم در مورد عصای حضرت موسی -ع- که چیز با
ارزشی است به کار رفته و هم در مورد ابزار و ادوات ساحران که چیز بی ارزش وپست و فاسدی است .
( فالقی عصاه فاذا هی ثعبان مبین : شعراء 32 ) و ( فالقوا حبالهم و عصیهم و ..... ، شعراء 44 ) . پس نتیجه گیری شما که این فعل چون در مورد سبد حاوی حضرت موسی -ع- به کار رفته دلیل بر بی ارزشی آن است درست نمی باشد .

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:10 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
در آیه 6 سوره تغابن می فرماید: «آمد ایشان را پیغمبرانشان به معجزات پس گفتند آیا بشری راه می نماید ما را». چرا می گوید: «یهدوننا» و نمی گوید: «یهدینا» چون این فصل بعد از «بشر» آمده که بشر مفرد است. اگر این فصل بر می گردد به «رسلهم» پس کلمه «بشر» چه نقشی دارد؟
من بدون انتخاب خود و صرفا به جهت این که پدر و مادرم مسلمان زاده هستند خودم را مسلمان می دانم (با توجه به این که خودم از ابتدا هیچ حقی برای این انتخاب نداشتم یعنی در برابر عمل انجام شده قرار گرفته ام) و اگر مثلا من تحقیق کنم و به این نتیجه برسم که می خواهم دین خود را عوض کنم و برای مثال مسیحی شوم، اسلام مرا مرتد می داند و خون من حلال می شود؟ مگر غیر از این است که تمامی دین های آسمانی همگی از جانب خداوند آمده اند پس هیچ فرقی نمی کنه که چه دینی باشد (خداوند که نعوذبالله حرف ها و گفته هایش را کم وزیاد نمی کنه) و فقط مهم این است که ما به تمامی دستورات الهی گردن بنهیم چه در اسلام باشد چه در یهود و ... پس چرا ما برای این که بخواهیم دین خود را انتخاب کنم نمی توانیم آزاد باشیم؟
من در خوابگاه سعی کرده ام با بچه ها با ملایمت رفتار کنم اما با این وجود به من می گویند بد اخلاق و از این نظر در عذابم بارها شده که گریه کنم ولی نمی تونم دلیل قانع کننده ای را برای بداخلاقیم بیاورم چون واقعا این چنین نیست و در برخی مواقع از برخی از رفتارهای بچه ها یعنی هم اتاقی ها انتقاد می کنم اما بچه ها به من می گویند خودخواه! به نظر شما بی تفاوت باشم بهتر نیست شما بگویید که چه کار کنم؟
من یه دانشجوی پزشکی هستم که باید حداقل 7 سال درس بخونم تازه بعدش برم سربازی بعدش امتحان تخصص شرکت کنم اگه خوب درس بخونم ان شاءالله 35 سالگی تخصصم رو می گیرم. (اینها بیشتر حالت شوخی داشت)، ولی من الان باید ازدواج کنم باید. من یه دانشجوی مذهبی هستم. خانواده مذهبی هم دارم. اما من نه فعلا کار دارم نه حقوقی بابت کارم می گیرم تازه سال 6 به خاطر کار در بیمارستان ماهی هشتاد تومن می گیرم که اگه به سال شش برسم. مادر و پدرم هم خیلی زیاد به این مسأله شغل اهمیت می دن. ولی من نمی دونم که چه طور من که پزشکی هستم نمی تونم این کار رو بکنم ولی کسی که رشته های خیلی سطح پائین می خونه می تونه؟ من که آینده شغلی بهتری نسبت به اونها دارم. تازه تعریف از خودم نباشه توانایی هر کاری رو هم دارم می تونم هر کاری رو به نحو احسن انجامش بدم توی هر کاری بهترین هستم. تازه از بچه های دانشکده خودمون هم چند نفر اقدام به این کار کردند ولی من روم نمیشه که ازشون بپرسم که چه طوری این کار رو کردند. می خوام پدر و مادرم رو تحت فشار بذارم و تهدید کنم ولی شاید این کار درست نباشه؟!! چندین بار به طور روشن و آشکار این موضوع رو مطرح کردنم مادرم که میگه من تو فکرتم ولی شغل که نداری کار که نداری زندگی سخته فامیل جدید پیدا می کنی سرت شلوغ میشه
پدرم که حتی حاضر نیست در این مورد صحبت کنه حتی یه بار تلویزیون داشت در این مورد صحبت می کرد سریع کانال تلویزیون رو عوض کرد من فقط اون موقع خندیدم. می خوام بهشون بگم که اگر این کار رو نکنند من هزار تا کار دیگه می کنم که هم آبروی خودم بره هم اونا ولی به خودم اصلا نمی تونم اجازه بدم که این حرف رو بزنم ولی من این کار رو می کنم. حتی یه دختر خیلی خوب و باحجاب و خیلی مذهبی توی دوستای خواهرم سراغ دارم که به هیچ کسی تا حالا نگفتم ولی یه بدبختی دیگه من اینه که من زنجان پزشکی می خونم خانوادم تهران هستن و اون دختره هم تهران درس می خونه. حالا باید چی کار کرد؟ کار من داره از عفت چشم و عفت همه چیز داره می گذره! قصد من از ازدواج این نیست که رابطه جنسی داشته باشم نه فقط می خوام با یه کسی از جنس مخالف باشم که اولا چشمم پاک باشه بعدش هم آرامش داشته باشم به خدا فکر می کنم این طور بهتر می تونم درس هام رو بخونم ولی شاید من اشتباه می کنم شاید بقیه ولی من این کار رو هر طور که شده انجامش می دم به همین زودیا! فکر نکنید که عاشق شدم و دلباختم و از این چرت و پرت ها نه من فقط دلایلم همون چیزهایی بود که گفتم! من فقط می خوام فکرش رهام کنه، می دونید من توی یه مرحله از زندگیم گیر کردم که نمی تونم خودم رو با هر چیزی جلو ببرم
می خواستم برم حوزه ولی دیدم اونجا چیزی که به درد من و من به درد اونا بخورم ندارم. الان تحقیقا نمی دونم که چی کار کنم؟ یه راهنمایی درست بکنید هر کاری که بگید می کنم حتی اگر بگید 10 سال دیگه ازدواج کن.
من در خانواده ای بزرگ شده ام که شرایط من ایجاب می کرده سرد و بی روح باشم اما از وقتی به دانشگاه آمده ام احساس خیلی بدی پیدا کرده ام فکر می کنم از خداوند دور شده ام نماز که می خوانم هیچ احساسی از نزدیکی به خدا نمی کنم به مجالس دعا که می روم وقتی ذکر مصیبت می کنند گریه ام که نمی گیرد که هیچ اصلا احساس همدردی با امام حسین(ع) نمی کنم با اینکه همه داستان شهادت ایشان را بلدم همیشه غبطه می خورم به حال و هوای کسانی که عاشقانه گریه می کنند و به خودم می گویم من چه اشتباه بزرگی مرتکب شده ام که این اتفاق برای من افتاده ولی هرگز و هرگز به نتیجه نرسیده ام. لطفا هر چه زودتر جوابی به من بدهید چون واقعا زجر می کشم؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed