جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    انسان باید چگونه حاجات دنیوی خود را از خدا بخواهد چون ممکن است به صلاح نباشد؟ مثل اگر انسان وسایل رفاه و آرامش و آسایش را بخواهد یا همسری با تقوای کامل و درجات معنوی بالا یعنی ممکن است اینها به صلاح انسان نباشد؟
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:09 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 8943
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
باید توجه داشته باشید که تنها علت اجابت دعا به صلاح بودن خواسته یا حتی صلاحدید خداوند نیست. اراده خدای متعال یکی از علت های تحقق خواسته ها و اشیا است. تحقق هر پدیده ای مسبوق به علت های گوناگونی است که در صورت تحقق همه شرایط و علت ها، تحقق آن حتمی است. یکی از علت ها اراده خود انسان است. انسان می تواند در کنار دعا و ارتباط با خداوند، با تلاش و برنامه ریزی خود، به اهداف متعالی دست باید و زندگی خود را سامان بدهد.
توضیح بیشتر:
هیچ دعایی خالی از نوعی اجابت نیست، زیرا نوعی عبادت و پرستش است و درهر عبادتی که با قصد قربت انجام می شود ؛ یعنی عبادت کننده تصمیم دارد به خدای خود نزدیک شود و به کمالات ذات اقدس اله آراسته گردد، خالی از اثر قربی نیست. بنابر این، همین که دعا و عبادت با خلوص نیت و شرایط لازم انجام می شود، در همان لحظه به اجابت می رسد و اثر معنوی خود را بر روح و جان انسان می گذارد. و با استمرار این حالت است که آدمی به تدریج مظهر نورانیت و اسماء و صفات کمالیه حق تعالی شده، به کمال و سعادت شایسته خود می رسد، خود دعا کردن، در حقیقت، درمان عطش قلب و تسکین سوزش جان و و نیاز روح به عروج به عالم قدس اله است. امام صادق(ع)فرمود: شما را به دعا سفارش مى کنم. زیرا با هیچ عمل دیگرى همچون دعا, به خدا نزدیک نمى شوید. (2).
رفت موسى آتشى آرد به دست آتشى دید او که از آتش برست
بهرنان شخصى سوى نانوا دوید دادجان چون حسن نانوا را بدید
استحضار دارید که تمامی عبادات به خصوص دعا دارای چندین اثر عمومی و خصوصی است. آثار عمومی دعا، معنویت، نورانیت، صفا و قربی است که در قلب و روح انسان ایجاد می شود و آثار خصوصی آن تأثیرات معنوی و یا مادی خاص است که در اثر ارتباط موثر با خداوند حاصل می شود و در روایات و سند دعاها ذکر شده است، مانند دعا برای رفع امراض، فقر، گرفتاری و مانند آن.
دلیل عدم اجابت:
گاهی شما از پدر خود چیزی می خواهید و او به دلیل اینکه مقدور نیست و یا مصلحت نیست, برایتان فراهم نمی کند؛ ولی در عین حال پاسخ مهربانانه او را دارید و می دانید که به شما توجه دارد و این خودش خیلی مغتنم است. وقتی ما از خدای متعال هم چیزی می خواهیم باید بدانیم که سوال ما را می شنود و پاسخ مهربانانه او کمتر از پدرمان نیست و اگر احیانا دعا و درخواستی را اجابت نمی کند, حکمت و مصلحتی در کار است و هنوز علت آن تامه نشده است, یعنی زمان و امکانات دیگری که باید برای رسیدن به آن مقصد فراهم شود, فراهم نشده است. البته این در صورتی است که رابطه شما با پدرتان و همچنین خداوند رابطه خوب, محترمانه و محبت آمیزی باشد. گاهی هم عدم اجابت به خاطر نبود این گونه رابطه است.
دعا، اصولا یک عبادت و عمل ارتباطی قربی با خداوند است، بنابراین اگر به ثمر نمی نشیند، لزوما به خاطر مشکلاتی است که در این ارتباط وجود دارد و یا به خاطر نبود شرایط لازم مانند حکمت و مصلحت است.
تصور کنید شما در چه صورتی حاضرید و یا امکان دارد که از فردی در روابط اجتماعی خود کمک بگیرید و یا طلب قرض کنید و مانند آن. این در صورتی است که اولا یکدیگر را بشناسید و ثانیا رابطه خوب و صمیمی با هم داشته باشید. هرگز از غریبه ای که شما را نمی شناسد، شما هم او را نمی شناسید، به توان او برای برآوردن خواسته خود، واقف نیستید و یا رابطه خوب و حسنه ای و ندارید, تقاضای کمک نمی کنید.
انسان معمولا به کسی روی می اندازد که پیش او احترام و آبرو دارد، باید رابطه شما با او، آنقدر مستحکم، صمیمی و قابل اطمینان باشد که شما بدانید، اگر روی بیاندازد و از او چیزی بخواهید، نا امید نخواهید شد و پاسخ رد نمی شنوید.
این قانون در نوع رابطه تاثیر گذار، با خدای متعال هم جریان دارد. در دعا و رابطه با خدای تعالی و درخواست از او برای رفع نیازها و برآوردن خواسته ها نیز همین امور رعایت می شود. در این زمینه، انسان مستجاب الدعوه به کسی گفته می شود، که اولا با خدا ارتباط دارد، اهل دیانت و عبادت است و رابطه اش با خدای متعال قطع نیست و ثانیا رابطه او با خدای متعال سالم و اصلاح شده است، یعنی از عواملی که باعث تخریب رابطه انسان با خدا می شود، مانند گناه و نافرمانی، لقمه حرام، قساوت قلب، شرک خفی و مانند آن، پرهیز می کند وثالثا, رابطه عمیق , دوستانه و مستحکمی با خداوند دارد و در حقیقت هم عارف است و هم معروف؛ کسی که در اثر معرفت و اطاعت و عبادت, نزد خداوند و ملائکه او معروف شده و اهل آسمان او را می شناسند. این یعنی یک انسان وجیه و آبرومند، یعنی کسی که وقتی از خدای چیزی طلب می کند، دعایش بی پاسخ نمی ماند.
اگر انبیاء و اولیاء الهی مستجاب الدعوه بودند به خاطر این بوده است که رابطه خوب و عمیقی با خدای متعال داشتند، مطیع او بودند، و هرگز با او مخالفت نمی ورزیدند. البته این حالت؛ یعنی مقام استجابت دعا، اختصاص به ایشان نیز ندارد؛ یعنی برای تمامی مؤمنان در صورتی که بتوانند رابطه صمیمی و مستحکمی با خدای تعالی برقرار نمایند، ممکن است.
البته ممکن است این حرف نا امید کننده به نظر برسد، یعنی کسی بگوید: خوب ما که مستجاب الدعوه نیستیم، هنوز نتوانسته ایم چنین رابطه ای را با خدا برقرار کنیم، از چنین وجاهت و آبرومندی نزد خدای تعالی برخوردار نیستیم، هنوز خود سازی نکرده ایم و از آلودگی ها خودمان را کاملا پاک نساخته ایم و پرونده خوبی از این جهت نداریم، ما باید چه کنیم؟ آیا نباید دعا کنیم و مستقیم درب خانه خدا برویم؟ و آیا نباید به استجابت دعای خود امید وار باشیم؟
مستجاب الدعوه بودن کار خیلی آسانی هم نیست، ما که هنوز در ابتدای راه یا حد اکثر در اواسط راهیم، چه کنیم؟
در این زمینه گفتنی است: خوشبختانه برای این افراد که اکثریت مومنان را تشکیل می دهند نیز راه باز است، به طور کلی در ارتباطی که انسان با خدای خود دارد، هیج درب بسته، راه نرفتنی و هدف نارسیدنی وجود ندارد، در آستان ربوبی، همه چیز شدنی و رسیدنی است؛ منتهی باید توجه داشت، اگر کسی خودش آبرومندی کافی ندارد و از وجاهت لازم برخوردار نیست، راه ارتباط برای او این است که به آبرومند و صاحب وجاهتی رجوع کند و او را میان خود و خدا وسیله و واسطه قرار دهد، در همین زمینه قرآن کریم مى‏فرماید: «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ»؛ «به سوى خداوند واسطه بجویید. (3) بحث شفاعت و توسل دقیقا برای این رابطه لحاظ شده است و فلسفه آن جبران نقائصی است که انسان ها، به خصوص مومنین، برای ارتباط با ذات هستی دارند.
به دعای توسل توجه کنید، در پایان هر فراز از آن آمده یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله، یعنی ای آبرومند نزد خدا که در اثر این آبرومندی اگر به او رجوع کنی و از او چیز بخواهی دست رد به سینه تو نمی زند ، ما را که از چنین آبرویی برخوردار نیستیم و نتوانسته ایم خدای تعالی را، آنچنان که باید از خود راضی نماییم، دریاب و میان ما و خدای متعال به جهت قربی که داری واسطه شو و از او به خواه که نیازها و حاجت های ما را برآورد.
توضیح بیشتر درباره شرایط و موانع اجابت دعا:
زمینه به ثمر نشستن درخت دعا و نیایش چند چیز است که بدون فراهم آمدن آن ها, اجابتی که مد نظر نیایشگر است، محقق نخواهد گشت که عبارتند از
1- رفع موانع.
2- ایجاد شرایط.
3- رعایت آداب .
4- شرایط خواسته
البته اگر موانع آن رفع و شرایط رعایت شود و با حکمت و مصلحت الهی منافات نداشته باشد, اجابت انشاءالله حتمی است و رعایت آداب جنبه کمکی دارد و در تسریع اجابت موثر است و نه در اصل اجابت.

1- موانع اجابت دعا:
1. گناه : یکى از عوامل مهمى که رابطه انسان با خدای متعال را ضعیف نموده و مانع اجابت دعا می شود, نافرمانى از دستورهاى خداست.
حضرت على (علیه السّلام) در دعاى کمیل چنین مى فرماید: پروردگارا! گناهانى را بر من ببخش که موجب حبس و بالا نرفتن دعا مى شوند. و در جاى دیگر از همان دعا چنین مى فرماید: اى آقا و مولاى من ! به عزتت قسم ! از تو مى خواهم که بدى کردار و رفتارم موجب پوشیده شدن دعاى من از تو نشود.
امام باقر(ع) در این باره فرمود: بنده حاجتى ازخدا طلب مى کند و مقرر مى شود آن حاجت در زمانى برآورده شود; پس در این فاصله, او گناهى مرتکب مى شود و در نتیجه, خداوند مى فرماید: حاجت این بنده برآورده نشود و از آن محروم شود; چون او خشم و غضب مرا برانگیخت و همین باعث محروم شدن اوست. (4)
2. لقمه حرام: استفاده از درآمد حلال و پاکیزه از دیگر شرایط اجابت دعا است که امروزه بیش از هرزمان دیگر لازم است به آن توجه شود. لقمه ى حرام تا 40 روز مانع استجابت دعا مى شود. (5)
3. قساوت قلب: همچنین گناهان زیاد که منجر به قساوت و سنگدلى مى‏شدند از عوامل دیگر عدم استجابت دعا مى‏باشد. امام صادق (ع) مى‏فرماید: خداوند دعایى که از قلب قسى برخاسته باشد اجابت نمى‏کند. (6)
4. شتاب و عجله: امام صادق (ع) فرمود: همیشه مؤمن در خیر و آسایش است تا هنگامى که عجله نکند. در غیر این صورت ناامید مى‏شود و دعا را ترک مى‏کند. به درستى که بنده هنگامى که دعا مى‏کند خداوند متعال در صدد برآورده ساختن حاجت اوست تا زمانى که او عجله نکند. (7).

2- عوامل اجابت دعا:
1. معرفت به خدا:
گروهى خدمت پیشواى ششم امام صادق(ع) شرفیاب شدند و پرسیدند: ما دعا و نیایش مى کنیم ولى به اجابت نمى رسد؟ آن حضرت فرمود: بدین جهت است که آن کسى را که مى خوانید, نمى شناسید. (8)
رسول گرامى اسلام(ص) در مورد نقش شناخت پروردگار در اجابت دعا مى فرماید: اگر خداوند را به شایستگى معرفتش مى شناختید, با دعایتان مى توانستید کوه را از جاى بکنید... (9)
2. حضور قلب : دعا یعنى درخواست از خداى متعال براى برآورده ساختن حاجتى و طبیعى است که این ارتباط در صورتى مؤثر واقع مى‏شود که باطن انسان متوجه خدای متعال باشد و تضرع به پیشگاه او شکل بگیرد و انسان فقط خدا را مؤثر در امور بداند. رسول اکرم (ص) مى‏فرماید، بدانید که خداوند دعائى که از قلب غافل برخاسته باشد قبول نمى‏کند. (10)
3. رعایت زمان مناسب : در همه اوقات و همه لحظات زندگى, نیایش براى ما امکان پذیر است, زیرا همیشه روزنه هایى از دیوارهاى این جهان کهنسال, بربى نهایت باز است و ما از رصدگاه این کالبد خاکى, مى توانیم آن سوى جهان را نظاره کنیم. سرودنیایش که از اعماق جان برمىآید و به خاموشى اشتیاق دارد; شاید روح انسانى درخاموشى مطلق راز دیگرى احساس مى کند; آرى لذت نیایش شبانگاهى, لذت وصف ناپذیرى دارد; شاید در آن هنگام که تاریکى مطلق فضاى پیرامون ما را در برمى گیرد, روشنایى آن دریچه اسرارآمیز, روشن تر و نمودارتر مى گردد. (11)
در آیات صحیفه آسمانى و روایات توصیه شده است که هرگاه نسیم رحمت الهى وزیدن گرفت و انسان احساس کرد دلش میل به سخن گفتن با خدا دارد, نیایش کند. علاوه برآن, زمان هایى نیز در آیات و روایات به عنوان وقت هاى مناسب براى نیایش سفارش شده است; از جمله بعد از اقامه نماز, شب و روز جمعه, نیمه شب, از سحر تا طلوع آفتاب, هنگام بارش باران, هنگام تلاوت قرآن و اذان. در این لحظات امید به استجابت بیشتر است.
4. پیوستگی یاد خدا: شکى نیست که انسان ها همواره نیازمند لطف هاى پروردگار هستند و زمانى نیست که از ذات اقدس خداوندى بى نیاز باشند. به همین جهت مى بایست انسان درتمامى حالات; خوشى و ناخوشى, سلامت وکسالت, همواره به یادخدا باشد.
امام صادق(ع) فرمود: هرکسى که در همه حال به دعا مشغول باشد, دعاى او در هنگام گرفتارى به استجابت نزدیک تر است; چون فرشتگان در هنگام بلا مى گویند: این صداى آشنایى است; و دعاى او در آسمان در پرده و حجاب نخواهد بود; در حالى که اگر انسان تنها در گرفتاری ها پروردگار را بخواند, دعا و نیایش از اجابت دورتر است; چون فرشتگان مى گویند: این صداى ناآشنایى است.
5. امید واری به خداوند: دعا کننده باید با امید و اطمینان کامل دعا کند و نه با شک و تردید و سوءظن . در دعاى ابى حمزه ثمالى چنین مى خوانیم: بارلها! مى دانم که توبراى کسى که به توامیدوار است در مقام و موضع اجابت هستى .
و در اعمال بیست و هفتم رجب چنین آمده است : پروردگارا! با دعا و خواندنى از تو تقاضا و طلب مى کنم که یک فرد امیدوار تو را آنگونه دعا کرد و تو هم او را به آرزویش رساندى .
6. اصرار و الحاح در دعا: یکى از عواملى که سبب استجابت دعا مى‏گردد اصرار در دعا مى‏باشد. خداى متعال بنا به دلائلى گاهى اوقات دعاى بنده خویش را سریعاً ا جابت نمى‏کند حال یا به علت گناهى که انجام داده و باید توبه کند و یا به علت عدم وجود شرایط لازم و نیاز به فرصت براى استجابت دعا از مجراى طبیعى و یا به جهت این که خداى متعال مى‏خواهد بنده‏اش ارتباط خود را با او بیش‏تر کند و به درگاه او توجه زیادتر داشته باشد بنابراین اصرار در دعا خود مى‏تواند عاملى در استجابت دعا محسوب شود. و خود اصرار ورزیدن در دعا موجب خوشنودى خداوند متعال است.
امام باقر (ع) مى‏فرماید: بدرستى که خداوند متعال کراهت دارد از اصرار مردم نسبت به یکدیگر براى اداى حاجات در حالى که آن را براى خود دوست دارد. (12)
و نیز مى‏فرماید: به خدا قسم اصرار نمى‏ورزد بنده مؤمن بر خداوند متعال براى حاجتى مگر این که آن را برآورده مى‏سازد. (13).
رسول اکرم (ص) مى‏فرماید:خداى متعال درخواست‏کننده را دوست دارد. (14)
بنابراین اصرار در دعا به پیشگاه الهى گذشته از اینکه موجب برآورده شدن حاجت مى‏شود. فى نفسه امرى مطلوب و مورد عنایت خداوند متعال مى‏باشد بدین جهت هیچگاه نباید از تأخیر در استجابت دعا دلگیر و نا امید شویم.
پیامبر اسلام (ص) مى‏فرماید: خدا رحمت کند بنده‏اى را که از خداوند متعال حاجتى را درخواست کند و بر آن اصرار بورزد. چه حاجتش برآورده شود و چه برآورده نگردد. (15)
به اجابت نرسیدن دعا هرگز نباید باعث ناامیدى از رحمت پروردگار شود; زیرا گاهى ممکن است دعاى شخص تا 20 سال به تإخیر بیافتد. (16).
در برخى از موارد خداوند دعاى بنده را مستجاب نمى کند, چون دوست دارد صداى بنده خود را بشنود و همواره او را بردرخانه اش ببیند. (17)
اى بسا مخلص که نالد در دعا تا رود دود خلوصش برسما
پس ملایک با خدا نالند زار کاى مجیب هر دعاى مستجار
بنده مومن تضرع مى کند او نمى داند بجز تو مستند
تو عطا بیگانگان را مى دهى ازتو دارد آرزو هر مشتهى
حق بفرماید: نه از خوارى اوست عین تإخیر عطا یارى اوست
خوش همى آید مرا آواز او وآن خدایا گفتن و آن راز او
7. توسل به اولیای الهی: وسیله قرار دادن کسانی که می توانند میان ما و خداوند واسطه شوند، باب وسیعی دارد. هر کسی به هر مقداری که نزد خدای تعالی عزیز و آبرومند است ، می تواند وسیله انسان به درگاه الهی برای رسیدن به حاجت ها و نیازها باشد و در امر استجابت دعا وساطت نماید. برترین کسانی که از وجاهت و آبرومندی کامل نزد خداوند برخوردارند، معصومین (ع) هستند. پس از ایشان البته مقربان درگاه الهی از اهل معرفت و کمال و حتی مومنان و کسانی که اجمالا آبرومند هستند، وسیله خداوند محسوب می شوند.
پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «خداوند عزوجل مى‏فرماید: اى بندگان من! گرامى‏ترین خلق و پرفضیلت‏ترین آنان نزد من، محمد و برادرش على و امامان بعد از وى هستند. اینان «وسیله»ها به سوى من مى‏باشند. هر کس حاجتى دارد و نفعى را طالب است و یا دچار حادثه‏اى سخت و زیان‏بار گشته و برطرف شدن آن را مى‏خواهد، مرا به محمد و آل طاهرینش بخواند تا به نیکوترین وجه حاجت او را برآورم» (18)
پس از اینکه آدم ابوالبشر مرتکب ترک اولى‏ شد، در مقام توبه به پیشگاه خداوند عرضه داشت: پروردگارا به حق محمد(ص) از تو مى‏خواهم که مرا بیامرزى... (19)
در کتاب‏ها و مدارک معتبر اهل سنت آمده است: هرگاه قحطى و خشکسالى پیش مى‏آمد، عمر از طریق توسّل به عباس عموى پیامبر، طلب باران مى‏کرد و مى‏گفت: به خدا سوگند! عباس وسیله به درگاه الهى و داراى قرب و منزلت نزد او است و خدایا! ما به وسیله عموى پیغمبرمان به تو روى مى‏آوریم، پس سیرابمان کن» (20).
عثمان بن حنیف مى‏گوید: روزى در محضر پیامبر اکرم(ص) بودم، حضرت به شخصى که مشکل خود را به ایشان عرضه مى‏کرد، شیوه دعا و توسّل را چنین تعلیم فرمود: برو وضو بساز و دو رکعت نماز به جا آور و پس از آن خداوند را با این جملات بخوان: «بارخدایا! از تو درخواست مى‏کنم و به تو روى مى‏آورم به پیامبرت، پیامبر رحمت. اى محمد! من به حق تو به سوى خدایم روى آورده‏ام تا حاجتم برآورده شود. خدایا! پیامبرت را در مورد من شفیع قرار ده». (21).

3- رعایت آداب: رعایت آداب دعا در ارتباط موثر با خداوند نقش به سزایی دارد، در این قسمت آداب استجابت دعا که در روایات به آنها اشاره شده، ذکر مى‏کنیم. از جمله:
1. گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدا
2. فرستادن صلوات 3- 1 بار حداقل
3. استغفار و اظهار فروتنی و دوری از حالت طلب کاری و ... .
برآوردن حاجت نیازمندان: خدمت به بندگان الهی، به خصوص رسیدگی به وضعیت فقراء اهل ایمان، سبب تقویت ارتباط انسان با خداوند و استجابت دعا مى‏گردد. طبیعى است که هر قدر اعمال نیک انسان بهتر باشد لطف الهى به او بیشتر است.

4- شرایط خواسته و حاجت :
1. با حکمت الهى مغایرت نداشته باشد: خداى متعال بر اساس حکمت خود این عالم را طبق قوانین خاص اداره مى‏کند و هیچگاه، این قوانین را نقض نمى‏کند بنابراین استجابت دعا باید از کانال قوانین و سنن الهى جریان یابد و اگر دعایى نقض کننده این مطلب باشد مستجاب نمى‏شود. زیرا خداى متعال فقط کریم نیست بلکه حکیم نیز هست و هیچ صفتى از صفات او صفت دیگرش را نقض نمى‏کند.
امام على (ع) مى‏فرماید خداوند سبحان حکمت خویش را نقض نمى‏کند بنابراین هر دعایى را مستجاب نمى‏سازد. (22).
2. مطابق مصلحت باشد: در ضمن شمارش علل گوناگونى که باعث مى‏شود حاجات انسان سریعاً اجابت نشود، یکى از مهمترین آن علّتها این است که گاهى اوقات انسان از خداوند چیزهایى را درخواست مى‏نماید و فکر مى‏کند اجابت آن به نفع او مى‏باشد حال آن که در واقع اجابت آن درخواست به ضرر اوست. درسوره بقره آمده است: «چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرّ شما در آن است». (23).

پانوشت:
1- (غافر 60)
2- کافی، ج2، 467
3- مائده، آیه 35
4- بحار الانوار،ج73،ص329
5- بحار الانوار،ج93،ص358
6- میزان الحکمه،ج3،ص875
7- اصول کافی،ج2،ص474
8- بحارالانوار،ج93،ص368
9- المیزان،ج2،ص43
10- میزان الحکمه،حدیث5606
11- نیایش امام حسین(ع)در عرفات،ص11
12- میزان الحکمه،ج2،ص880
13- میزان الحکمه،ج2،ص880
14- میزان الحکمه،ج2،ص880
15- میزان الحکمه،ج2،ص880
16- کافی،ج2،ص355
17- کافی،ج2، ص479
18- بحارالانوار، ج 94، ص 22، ح 20
19- مستدرک صحیحین، ج 2، ص615
20- اسدالغابه، ج 3، ص 165
21- مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138
22- میزان الحکمه،ج2،ص876
23- بقره, آیه 216

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:09 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
در بحث هدف خلقت بعد از پرسش های مختلف از مجاری متفاوت به این مسأله رسیدم که خداوند به جهت تکامل انسان خلقت آن را ایجاد فرموده است تا بعد از سپری شدن عمر دنیوی و مراجعت به آن دنیا این هدف به ثمر برسد. حال این فرضیه برای بنده مطرح شده است که آدم قبل از آفرینش که از جنس خاک و از پست ترین موجودات بوده است و یا خداوند از آن سؤال فرمود که می خواهی به درجه خلیفه من برسی و از افلاکیان درجاتت بالاتر برود؟ و یا این که خود خاک به خدا عرض کرده که می خواهد تکامل پیدا کند و بعد آفرینش اتفاق می افتد. می خواهم در مورد مسأله فوق بنده را کامل راهنمایی فرمائید و توضیح دهید.
در رسیدن به کمال یعنی عین پیامبر(ص) شدن کدام علم از همه در بین علوم مفیدتر و سازنده تر است؟ یا این طور بگویم که آیا پرداختن به علوم دنیا برای معیشت و خدمت به مردم به خاطر خدا اولویت دارد برای سلوک و کمال یا علوم دینی و عرفانی را خواندن؟ یعنی اگر کسی به علوم دنیایی رو آورد و به مطالعه و تحقیق و اختراع و پژوهش دست بزند با کسی که علوم عرفانی می خواند و تمام فکر و ذکرش معنوی است در صورت اخلاص با یک سرعت به هدف می رسند و یا اصلا به یک هدف می رسند یا نه اولی نمی تواند با وجود این کار ها به آن هدف اصیل برسد و یا می شود برسد اما اولی این است که رها کند و به کسانی وا گذارد که که دنبال کمال به آن صورت نیستند و از این می شود نتیجه گرفت که وقتی امام زمان(عج) می آیند و 25 باب دیگر علم را باز می کنند و تکنولوژی را بسیار بیش از حالا پیشرفت می دهند؟ این توسط کسانی انجام می شود که دنبال سلوک و کمال نیستند و اگر کسی بخواهد سلوک کند امام(عج) به او خواهد گفت که بهتر است این علوم را به دیگران واگذارد و دنبال علم دین برود؟
با توجه به آیات و روایات آیا می توان درباره ازدواج، نتیجه گرفت که خدا برای هر کسی حتما همسر مناسبی را آفریده است؟ یا ممکن است مثلا حکمت خدا یا این که بخواهد کسی را با این مثلا امتحان کند برای شخصی همسر مناسبی در نظر گرفته نشده باشد؟ و آیا اگر جواب این سؤال منفیست تمام این زندگی هایی که به جدایی کشیده شده اند و یا دختران و پسران متدینی که همسر مناسبی نیافته اند دلیلش چیست؟ مخصوصا برای دخترها که باید منتظر آمدن کسی باشند؟
سؤال من در رابطه با مسأله آشنایی و ازدواج می باشد. می دانید که امروزه معیارهایی که برای شیوه ازدواج سنتی وجود دارد، اکثرا معیارهایی غلطی هستند و فقط به درد عده خاصی در جامعه می خورند. در این جور خواستگاری ها -که من خودم تعداد زیادی را تجربه کرده ام- موقعیت مالی و اعتباری و فامیلی پدر دختر و سایر وابستگانش است که همه چیز را تعیین می کند و این بین تنها چیزی که اصلا هیچ اهمیتی ندارد شخصیت و موقعیت خود دختر است که کاملا بی اهمیت است. از این رو خود من از مراسم خواستگاری شدیدا بدم می آید و خیلی دچار فشار روحی می شوم. از طرفی با توجه به اعتقاداتم در ارتباط با جنس مخالف شدیدا محتاط هستم و حتی در محیط تحصیلی و کاری ام هم به کسی اجازه نداده ام که پای این صحبت ها را باز کند و به قول معروف لاس بزند. از طرفی به خاطر این که پدر مادر خودم زندگی موفقی نداشته اند و من با اخلاق و روحیات پدرم خیلی مشکل دارم، یه جورایی به مردها بی اعتمادم و هیچ وقت دوست ندارم اختیار خودم را دست کسی بدهم. از این رو ازدواج برای من مثل آواز دهل شنیدن از دور خوش است، می باشد. یعنی همیشه خودم را قانع می کنم که ازدواج از نظر شرعی و عاطفی ضروریست، اما تا وضعیت جدی می خواهد پیش بیاید کاملا افسرده می شوم و می خواهم یک جوری خودم را از این وضعیت خلاص کنم. واقعا نمی دانم که با روحیات من اصلا امکان دارد که من به کسی علاقمند شوم یا به علاقه کسی اعتماد کرده و بپذیرم؟ اعتقاد دارم که فقط یک نفر در دنیا هست که می توانم با او خوشبخت شوم و همه را با تخیل خودم می سنجم. ولی آیا واقعا می توانم منتظر یک همچین فردی بشوم؟ من الان 26 ساله، مهندس و کارمندم، البته موقعیت خانوادگی خوبی ندارم اما توقع دارم با کسی ازدواج کنم که متناسب من باشد، نه متناسب پدر و مادرم. ولی نمی دانم این توقع درستی است؟ اصلا آیا کسی پیدا می شود که مرا فقط به خاطر خودم بخواهد؟
من همیشه به کسانی که با یک اتفاق ساده خداوند بهترین مسیر زندگی را به آنها نشان داده و این اتفاق یا جرقه آن چنان تأثیر عمیقی در وجودشان گذاشته و به کمال رسیده اند غبطه می خورم و سعی می کنم صفات بارز آنها را در درون خودم پرورش دهم اما می خواهم بدانم که در کل انسان باید چه خصلت ها و صفاتی را در خود داشته باشد تا از زمره متقین و هدایت یافتگان حقیقی باشد؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed