جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    من همیشه به کسانی که با یک اتفاق ساده خداوند بهترین مسیر زندگی را به آنها نشان داده و این اتفاق یا جرقه آن چنان تأثیر عمیقی در وجودشان گذاشته و به کمال رسیده اند غبطه می خورم و سعی می کنم صفات بارز آنها را در درون خودم پرورش دهم اما می خواهم بدانم که در کل انسان باید چه خصلت ها و صفاتی را در خود داشته باشد تا از زمره متقین و هدایت یافتگان حقیقی باشد؟
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:09 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 2540
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
رمز موفقیت در کمال در یک کلمه دین داری است و دین داری آمیزه ای از ایمان و عمل صالح است. قرآن کریم می فرماید: ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات و اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه لهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (بقره، 277) کسانی که ایمان آورده عمل صالح انجام می دهند و نماز بپا می دارند و زکات می دهند، اجرشان نزد پروردگارشان است و هیچ ترس و حزنی ندارند. این راهی است که دین و قرآن کریم به ما نشان داده است. بدون شک کسانی هم که در اثر جرقه ای بیدار شده و در این زمینه موفق بوده اند از همین راه رفته اند. منتهی رسیدن به این مقام نیازمند خودسازی و اراده قوی و شناخت عمیق است که باید برای تحصیل آن برنامه ریزی نمود.
بهتر آن است که در این قسمت از پاسخ ابتدا ویژگى مؤمنان و بندگان خوب خدا را در دو ساحت فردى و اجتماعى با توجه به آیات شریفه قرآن و روایات اهل بیت(ع) برای شما شمارش کنیم و سپس به روش خودسازی اشاره ای داشته باشیم:
T} 1ـ فردى:{T
1ـ1ـ توکل بر خدا (انفال / 2)
2ـ1ـ هنگام یاد خدا قلبشان ترسان و لرزان (انفال / 2، توبه / 51)
3ـ1ـ محافظت بر اداء فرایض خصوصا نماز (مؤمنون / 9)
4ـ1ـ عفت و پاکدامنى (مؤمنون / 5)
5ـ1ـ خشوع در نماز (مؤمنون / 2)
6ـ1ـ رویگردانى از امور لغو و بیهوده (مؤمنون / 3)
7ـ1ـ افزایش ایمان هنگام شنیدن آیات الهى (انفال / 2)
T} 2ـ اجتماعى{T
1ـ2ـ امر به معروف و نهى از منکر (توبه / 71، آل عمران / 114)
2ـ2ـ تأمین حوائج مادى دیگران (توبه / 71، انفال / 3)
3ـ2ـ تعاون و همیارى با برادران ایمانى (توبه / 71)
4ـ2ـ تواضع با مردم (فرقان / 63)
5ـ2ـ پیشى گرفتن در انجام امور خیر (مؤمنون / 59)
6ـ2ـ عدم طرح دوستى با کافران (مجادله / 22)
7ـ2ـ کوشش در امانتدارى (مؤمنون / 8)
8ـ2ـ وفاى به تعهدها و قراردادها (مؤمنون / 8)
9ـ2ـ اطاعت از رسول خدا(ص) (انفال / 1)
امام صادق(ع) در یک روایت 8 ویژگى براى مؤمن ذکر فرموده‏اند:
1ـ به هنگام شداید و سختى‏ها سنگین و آرام،
2ـ در برابر گرفتاریها و آزمونهاى ناخوش‏آیند دنیا بردبار،
3ـ به هنگام وسعت روزى و آسایش سپاسگذار و شاکر،
4ـ به همان اندازه از روزى که خداوند متعال به او ارزانى داشته قانع و راضى،
5ـ به دشمنان ستم و تجاوز ننماید،
6ـ بارش را به دوش دوستان نیفکند و یا آنکه به خاطر عوالم دوستى بار گناه آنان را به دوش نکشد،
7ـ بدنش در طاعت از خداوند و خدمت به خلق، در رنج و سختى است،
8ـ مردم از ناحیه او در آسایش و آرامش خاطرند،
در پایان فرمود: علم یار و همدم مؤمن، حلم و بردبارى وزیر، راهبر و مشاور او، عقل و خرد فرمانرواى اعمال او.رفق و مدارا برادر و بازوى او و احسان و نیکوکارى پدر دلسوز و مهربان اوست. (سفینه البحار، ج 1، ص 37). به هر روى مؤمن حقیقى عالَمى بى منتهاست.
P}الحذر اى مؤمنان کآن در شماست{E}در شما بس عالم بى منتهاست{P
P}جمله هفتاد و دو ملت در تو است{E}وه که روزى آن بر آرد از تو دست{P
(مثنوى / 1 / 3287 ـ 3288)
براى آشنایى بیشتر با صفات و ویژگى‏هاى عملى مؤمنان خطبه همام در نهج البلاغه را مطالعه فرمایید.
روش خودسازی:
هدف زندگی چیزی جز خدا شناسی و قرب به خداوند نیست. قرآن کریم می فرماید: و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء(سوره بینه، آیه 5 ). مردم هیچ ماموریتى ندارند جز این که دستورهاى دین را مخلصانه براى‏ خدا انجام دهند; یعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نیز لقاى بهشت است. خلاصه پیام این آیه شریفه آن است که ما جز عبادت خدای متعال و قرب به او کاری در این دنیا نداریم. چه قدر این آیه زیبا است و چه مقدار تکلیف انسان را روشن می کند. دلیل آن هم این است که ما مخلوق مظهر خداوند هستیم و مظهر خدا کاری جز شناخت خدا و کسب رضایت خدا و ارتباط با خدا و قرب به خداوند ندارد. البته کمال و سعادت او هم در همین رابطه با خداوند است و از همین طریق به همه چیز می رسد. حتی ارتباط با خود و ارتباط با طبیعت و جامعه نیز در همین راستا، یعنی در راستای ارتباط با خدا و پرستش او توجیه می شود.
برای تحقق این منظور پیشنهاد می کنیم ابتدا روی شخصیت خودتان یک بازنگری داشته باشید (خودشناسی) و بعد برنامه ای را برای بازسازی خود (خودسازی) تنظیم نمایید و با تمام نیرو آن را در زندگی خودتان عملی کنید و در این مسیر از عالمان اخلاقی و اهل راه هم استفاده کنید.
اجمالا مهمترین اموری که در خودسازی و پی ریزی ساختمان وجودی انسان مومن و سالم دخالت دارند عبارتند از: آگاهی و شناخت، ایمان به خدا، دین و رستاخیز، تقویت ارتباط معنوی با خداوند و تقید به وظایف واجب عبادی و اجتماعی.
برای این منظور پیشنهاد می کنیم ابتدا در گذشته خودتان بازنگری داشته باشید و ببینید اگر مراحل ساخت خود را به طور سازمان یافته و مرتب طی نکرده اید نواقصی را که به نظر می رسد جبران کنید, انشاالله به حیاط طیبه، سالم و آرامی دست خواهید یافت.
به طور کلی مراحل خودسازی به صورت جامع عبارت است از:
1- سیر مطالعاتی و افزایش اطلاعاتی که منتهی به آگاهی و بیداری شما می شود. برای آشنایی با این سیر لازم است دوباره سوال مطرح نمایید تا برایتان پاسخ ارسال شود. در این زمینه شرکت در جلسات مذهبی و استماع سخنرانی ها و مواعظ و همچنین تلاوت مداوم قرآن کریم و خواندن روایات اسلامی و شرح زندگی بزرگان و اهل عرفان و سلوک و مباحث مربوط به معاد و رستاخیز نیز بسیار مفید است.
2- پاکسازی و تهذیب نفس از عادت های بد و دلبستگی ها و وابستگی ها و اموری که مانع کمال و سیر و سلوک انسان به سوی خدا تلقی می شود.
3- اصلاح صفات شخصیتی و پاک سازی دل و درون از رزایل اخلاقی و آراسته شدن به فضایل اخلاقی از طریق راهکارهای علم اخلاق و تمرین آن ها در معاشرت با مردم و رعایت اخلاق اجتماعی.
5- تفکر شخصی در سوال های اساسی انسان که در بینش دینی مطرح می شود مانند, خداشناسی و انسان شناسی و هستی شناسی و دین شناسی و معاد شناسی.
6- انجام وظایف عبادی و تحصیل صفت تقوی و پرهیزکاری, از طریق آشنایی با واجبات دینی و گناهان و پایبندی به احکام دینی .
7- تقویت ارتباط عاشقانه با خداوند و اولیای معصومین(ع) و مومنان اهل ولایت و محبت, از طریق انجام مستحبات و زیارات و مانند آن.
در صورتی که این مسیر به درستی و عالمانه طی شود, به طور قطع حالات انسان دارای ثبات خواهد بود و دگرگونی ها و تحولات سامان یافته تر می شود و نگرانی ها رفع خواهد شد.
برای این منظور ابتدا لازم است مطالبی پیرامون زمینه و جایگاه ایمان خدمتتان بیان کنیم. انسان با ذهن خود می اندیشد و علم به دست می آورد. پس جایگاه علم و شناخت، ذهن آدمی است. اما قرآن کریم، جایگاه ایمان را قلب معرفی می کنند. این کتاب آسمانی درباره عده ای که ادعای ایمان می کردند می فرماید: «بادیه نشینان خدمت پیامبر آمدند و گفتند ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده اید بلکه بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است» «قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا ولما یدخل الایمان فی قلوبکم..» V}(حجرات، آیه 14).{V
از این رو شناخت هدف و راه سعادت، زمانی به حرکت در آن راه منجر خواهد شد که قلب به آن هدف و آن راه ایمان آورد. ایمان قلبی یعنی باور همراه با دوست داشتن و محبت خداوند. بدین صورت است که ایمان قلبی محرک انسان برای حرکت خواهد بود. به تعبیر دیگر بین «ایمان» و «محبت و عمل» رابطه ای ضروری هست و این دو از هم جدا شدنی نیستند.
به این ترتیب درس بزرگی که از قرآن کریم می آموزیم این است: اگر می خواهیم به هدفی که برای زندگی خود شناخته ایم، ایمان بیاوریم و به سوی آن حرکت کنیم، ابتدا باید قلب خود را برای پذیرش آن هدف آماده سازیم.
T}تقویت آگاهی{T
اولین و مهمترین راه تقویت ایمان، تحصیل و تقویت آگاهی از طریق مطالعه، تامل و تفکر است . ریشه ایمان قلبی در معرفت و اندیشه قرار دارد. آگاهی و تفکر، بیدار کننده قلب از خواب غفلت وزنده کننده دل انسان است. کسی که آگاهی ندارد، در حقیقت مرده ای است که میان زندگان راه می رود. مولوی در بیتی می گوید:
P}ای برادر تو همه اندیشه ای {E} ما بقی تو استخوان و ریشه ای {P
اگر در روایات اسلامی آمده است که «تفکر ساعه افضل من عبادت سبعین سنه؛ یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بهتر است» V} (بحارالانوار، ج 69، ص 293).{V
به خاطر اهمیت و تاثیری است که آگاهی در انسان شدن انسان دارد. ایمان راه انسان شدن است و تفکر رکن اصلی وصول به این هدف می باشد.
حوزه های شناخت و آگاهی فراوانند. مهمترین آگاهی برای تقویت ایمان به خدای ،تحقیق، مطالعه و تفکر در ذات ، صفات و افعال الهی و در نهایت توحید هستی است .
برای انجام اینگونه مطالعات و تحقیقات، سه روش عمده وجود دارد . روش کلام، روش فلسفه و روش عرفان.
روش کلام مبتنی بر نقل و منابع نقلی از کتاب و سنت است و روش فلسفی مبتنی بر تفکرات محض عقلی است و روش عرفانی مبتنی بر مشاهده قلبی است که البته عرفا علاوه بر شهود، به برهان عقلی و آیات و روایات اسلامی نیز به شدت وابسته اند ، زیرا شهود عرفانی نیازمند منطق و ملاک صدق است و منطق وملاک صدق آن را مطابقت آن قرآن ، گفتار معصومین (ع) و عقل تامین می کند.
به خصوص مطالعه و تفکرات عرفانی باعث آن می شود که انسان به مرور حضور خدای متعال را در سراسر هستی و در درون خود حس کند و خویش را در محضر او ببیند و در هنگام عبادت ارتباط بسیار عمیق و سازنده ای با او برقرار نماید.
T}تقویت اراده عملی{T
پس از تقویت شناخت و آگاهی ، اکنون نوبت عمل و تقویت ایمان به وسیله اراده عملی است. منظور از عمل در این مسیر ، رفع موانع و ایجاد شرایط ارتباط و توجه عملی به خداوند است. عبادت و پرستش شاهراه ارتباطی بنده با خداوند و تقویت ایمان به او است ، منتهی برای رسیدن به آن و انجام عبادت به صورتی که حقیقتا موثر باشد ، طی مراحل زیر ضروری است.
1- مبارزه با ریشه های گناه: گناه رفتار نابهنجاری است که ناشی از خود خواهی و هوی پرستی انسان است. رفتاری که ایمان آدمی را تضعیف می نماید و زمینه شرک و کفر را در او تقویت می نماید. برای پاکسازی از گناه ریشه ای ترین کار مبارزه با خواستگاه و زمینه های نفسانی آن است؛ یعنی صفات و ملکاتی که انگیزه این رفتار را در آدمی بوجود می آورند.
برای مثال آدم حسود ، همیشه در معرض غیبت، تهمت ، آسیب رساندن به محسود و انواعی از گناهان است، این شخص اگر بخواهد گناه نکند ، اساسی ترین راه این است که با خیر خواهی که ضد حسد است، ریشه گناه را از دل خود بیرون نماید و خویش را از خطر شرک و خود خواهی برهاند.
2- مبارزه با عادت هایی که مانع رشد انسان و عمل هستند: برخی عادتها در انسان مانع حرکت او در جاده ایمان تلقی می شود . به عنوان مثال کسی که به پرخوری ، پرخوابی و پر گویی عادت نموده است ، قادر نخواهد بود به انجام وظایف واجب و مستحب خود اقدام کند . عادتهای مذموم در برخی موارد حتی زمینه انجام گناه و تخلف از بندگی حق تعالی را در انسان فراهم می کنند و باعث تضعیف ایمان در او می شوند.
3- مبارزه مستقیم با خود گناه و ترک و جبران آنها: علاوه در مبارزه با زمینه های گناه ، مبارزه مستقیم با گناه و ترک و جبران آن از طریق روش توبه ، زمینه تقویت ایمان و پاکی انسان را از آلودگی و تاریکی فراهم خواهد نمود.
4- انجام وظایف واجب شرعی : یکی از مراحل بسیار مهم و سرنوشت ساز در تقویت ایمان ، انجام وظایف واجب و اطاعت از فرامین خداوند است . این مرحله که در عرفان اسلامی از آن به قرب فرایض تعبیر می کنند، در نهایت به حصول ملکه تقوی و بهره مندی از آثار و ارزشهای ناشی از آن، خواهد انجامید .
5- انجام نوافل و مستحبات: نهایی ترین مرحله در جاده ایمان که به محبت و عشق الهی می انجامد، مرحله انجام مستحبات و نوافل است ، مرحله ای که عرفا از آن تحت عنوان قرب نوافل و راه عشق تعبیر می کنند. قرب نوافل، پایانی ترین مقصد دین و موثر ترین راه نزدیکی انسان به خدای و کسب مقام ولایت و خلافت الهی است.
در کلام امام صادق (ع) آمده است: مهمترین چیزى که ایمان را در قلب پا برجا و مستحکم مى‏کند ورع است. «H}سئل الصادق (ع) ما الذى یثبت الایمان. قال: الذى یثبته فیه الورع والذى یخرجه منه الطمع{H؛ از حضرت سؤال شد چه چیزى ایمان را در قلب تثبیت مى‏کند؟ فرموند: چیزى که ایمان را در قلب تثبیت مى‏کند ورع (پرهیز از دنیا طلبی وگناه) مى‏باشد و چیزى که ایمان را از قلب خارج مى‏کند طمع (نسبت به دنیا و گناه) مى‏باشد».
البته انجام این مراحل خود مستلزم آن است که انسان با محتوای دین آشنا باشد و از راهنمایی اساتید اخلاق و عالمان دینی سود جوید.
برای آگاهی بیشتر مطالعه کنید: شهید مطهری، انسان و ایمان (ج 2 از مجموعه آثار)T}اصول خودسازى موفق‏{T
براى خودسازى موفق، به چند نکته باید توجه کرد:
T}1. خودشناسى؛{T سالک ابتدا باید استعدادها، قابلیت‏ها و توانمندى‏ها و همچنین نقاط ضعف خود را به خوبى باز شناسد.
T}2. برنامه‏ریزى دقیق؛{T موفقیت در عمل، بدون داشتن برنامه‏اى جامع و کارآمد، همراه با حساسیت و جدیت در عمل به آن میسّر نیست. در برنامه‏ریزى نیز توجه به امور زیر بایسته است:
2-1. واقع‏گرایى: سالک و رهرو، توان واقعى خود را مى‏سنجد، حال و روز خود را مى‏نگرد و بر اساس آن به تنظیم برنامه خودسازى مى‏پردازد. انسان‏ها داراى تفاوت‏هاى فردىِ روحى و جسمى و شرایط مختلف‏اند و هر یک باید براى خود برنامه‏اى برگزینند که سنگین و طاقت‏فرسا نباشد؛ بلکه پیوسته حال و نشاط ایشان در طول برنامه، محفوظ بماند و به عنوان یک دستورالعمل کلى، باید نشاط را پیوسته در خود نگه داشته و از اجبار و اکراه - به ویژه در مراحل ابتدایى - پرهیز کنند.
2-2. جذابیت: در برنامه‏ریزى باید به کیفیت، بیش از کمیت اهتمام ورزید؛ به عنوان مثال به جاى اینکه شخص تصمیم بگیرد هر صبحگاهان یک جزء قرآن بخواند، مى‏تواند آن را حتّى به یک صفحه تقلیل دهد. اما کوشش کند تلاوتش در جاى خلوت، با حال و توجّه کامل و تدبّر و ژرف اندیشى در معانى باشد. همچنین بکوشد نمازهایش را با حضور قلب و توجّه بخواند.
2-3. تدریج: از حداقل شروع کند؛ ولى در اندیشه افزون سازى تدریجى باشد براى مثال اگر از اول خواندن نماز شب سخت است، بنا داشته باشد که فقط یک رکعت «وتر» بخواند. پس از یک هفته دو رکعت «شفع» را هم اضافه کند و پس از مدتى کم کم هشت رکعت نافله شب را هم بخواند.
2-4. رعایت مراتب حال: در روند خودسازى، باید مرحله به مرحله پیش رفت. از اول نمى‏توان تمام مدارج کمال را یک مرتبه طى کرد. بهتر است انسان ابتدا از عمل به واجبات و رعایت شرایط و جزئیات آنها شروع کند و در کنار آنها به ترک محرمات بپردازد و همواره بر نیفتادن در دام‏هاى شیطان و هواى نفس، جدیت کند. پس از مدتى که سراسر وجودش تسلیم شد و ایمان در روح و جسم او نفوذ کرد، به انجام دادن مستحبات و ترک مکروهات بپردازد. از این مرحله به بعد، عنایات ربوبى، او را راهنمایى خواهد کرد: A}«و الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا و ان اللَّه لمع المحسنین»{A؛V} عنکبوت (29)، آیه آخر.{V؛ «و آنان که در راه ما به جان و مال جهد و کوشش کردند، به تحقیق آنان را به راه خویش هدایت مى‏کنیم و همیشه خدا، یار نکوکاران است».
2-5. عزم و استوارى: پس از تنظیم برنامه، با اراده قاطع، باید بر انجام دادن آنها ایستادگى کرد و نفس خود را از طفره رفتن و کسالت ورزیدن، با جدیت تمام باز داشت.
2-6. استعانت و توسّل: براى موفقیت در جهاد اکبر، باید از خداوند بزرگ، استمداد جست و به ائمه اطهارعلیهم السلام متوسل شد.
2-7. اسوه گزینى: افزایش معرفت و پیروى از الگوهاى راستین (ائمه اطهارعلیهم السلام و بزرگان اخلاق) همواره باید مدّ نظر باشد.V}براى آگاهى بیشتر ر.ک: ملکى تبریزى، میرزا جواد آقا؛ لقاء الله؛ اسرار الصّلوه؛ المراقبات.{V
2-8. مشارطه و...: سالک باید پیوسته از طریق ارکان سلوک؛ یعنى، مشارطه، مراقبه، محاسبه، با خداوند در ارتباط باشد. امام خمینى‏رحمه الله در این باره مى‏نویسد: «و از امورى که لازم است از براى مجاهد، مشارطه، مراقبه و محاسبه است.
«مشارطه» آن است که در اول روز مثلاً با خود شرط کند که امروز بر خلاف فرموده خداوند - تبارک و تعالى - رفتار نکند و این مطلب را تصمیم بگیرد. معلوم است یک روز خلاف نکردن، امرى است خیلى سهل انسان مى‏تواند به آسانى از عهده بر آید. تو عازم شو و شرط کن و تجربه نما، ببین چقدر سهل است. ممکن است شیطان و جنود آن ملعون، بر تو این امر را بزرگ نمایش دهند؛ ولى این از تلبیسات آن ملعون است او را از روى واقع و قلب لعن کن و اوهام باطله را از قلب بیرون کن و یک روز تجربه کن، آن وقت تصدیق خواهى کرد.
پس از این مشارطه، باید وارد «مراقبه» شوى و آن چنان است که در تمام مدت شرط، متوجه عمل به آن باشى و خود را ملزم بدانى به عمل کردن آن. اگر خداى نخواسته در دلت افتاد که امرى را مرتکب شوى که خلاف فرموده خدا است؛ بدان که این از شیطان و جنود او است که مى‏خواهند تو را از شرطى که کردى، باز دارند. به آنها لعنت کن و از شرّ آنها به خداوند پناه ببر و آن خیال باطل را از دل بیرون نما و به شیطان بگو که من یک امروز با خود شرط کردم که خلاف فرمان خداوند تعالى نکنم. ولىِّ نعمت من سال‏هاى دراز است که به من نعمت داده، صحّت و سلامت و امنیت مرحمت فرموده و مرحمت‏هایى کرده که اگر تا ابد خدمت او کنم، از عهده یکى از آنها بر نمى‏آیم. سزاوار نیست که یک شرط جزئى را وفا نکنم! امید است ان شاء اللَّه شیطان طرد شود و منصرف گردد و جنود رحمان غالب آید. این مراقبه با هیچ یک از کارهاى تو، از قبیل کسب و سفر و تحصیل و غیرها، منافات ندارد.
به همین حال باشى تا شب که موقع «محاسبه» است و آن عبارت است از اینکه حساب نفس را بکشى، در این شرطى که با خداى خود کردى که آیا به جا آوردو با ولى نعمت خود در این معامله جزئى خیانت نکردى!؟ اگر درست وفا کردى، شکر خدا کن در این توفیق و بدان اینکه یک قدم پیش رفتى و مورد نظر الهى شدى و خداوند ان شاءاللَّه تو را راهنمایى مى‏کند در پیشرفت امور دنیا و آخرت و کار فردا آسان‏تر خواهد شد. چندى به این عمل مواظبت کن، امید است ملکه گردد از براى تو؛ به طورى که از براى تو کار خیلى سهل و آسان شود؛ بلکه آن وقت لذت مى‏برى از اطاعت فرمان خدا و از ترک معاصى در همین عالم. با اینکه اینجا عالم جزا نیست، لذت مى‏برى و جزاى الهى اثر مى‏کند و تو را مُلْتَذ (کامروا) مى‏نماید.
بدان که خداى - تبارک و تعالى - تکلیف شاق بر تو نکرده و چیزى که از عهده تو خارج است و در خور طاقت تو نیست، بر تو تحمیل نفرموده ؛ لکن شیطان و لشکر او کار را بر تو مشکل جلوه مى‏دهند. و اگر خداى نخواسته در وقت محاسبه، دیدى سستى و فتورى شده در شرطى که کردى؛ از خداى تعالى معذرت بخواه و بنا بگذار که فردا مردانه به عملِ شرط قیام کنى. به این حال باشى تا خداى تعالى، ابواب توفیق و سعادت را بر روى تو باز کند و تو را به صراط مستقیم انسانیت برساندV}خمینى، روح‏اللَّه، چهل حدیث، (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، چاپ چهاردهم، 1376)، صص 9 - 10.{V».V}جهت آگهى بیشتر در باب خودسازى نگا: تهرانى، مجتبى، اخلاق الهى، (تهران: موسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر).{V
منابع اصلی اخلاق اسلامی:
-راه روشن, ترجمه مهجه البیضاء فیض کاشانی
- اخلاق اسلامی, ترجمه جامع السعادات ملا مهدی نراقی
- معراج السعاده، ملا احمد نراقی
- نقطه های آغاز در اخلاق عملی آیت الله مهدوی کنی
- اخلاق در قرآن (3 جلد) مصباح یزدی
منابع بیشتر:
- خودسازی برای خودشناسی، مصباح یزدی
- تهذیب نفس، ابراهیم امینی
- مقالات استاد محمد شجاعی
- خودسازى، شهید باهنر
- خودسازى، محمد یزدى
- جهاد با نفس، ج 3، حسین مظاهرى

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:09 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
سؤال من در رابطه با مسأله آشنایی و ازدواج می باشد. می دانید که امروزه معیارهایی که برای شیوه ازدواج سنتی وجود دارد، اکثرا معیارهایی غلطی هستند و فقط به درد عده خاصی در جامعه می خورند. در این جور خواستگاری ها -که من خودم تعداد زیادی را تجربه کرده ام- موقعیت مالی و اعتباری و فامیلی پدر دختر و سایر وابستگانش است که همه چیز را تعیین می کند و این بین تنها چیزی که اصلا هیچ اهمیتی ندارد شخصیت و موقعیت خود دختر است که کاملا بی اهمیت است. از این رو خود من از مراسم خواستگاری شدیدا بدم می آید و خیلی دچار فشار روحی می شوم. از طرفی با توجه به اعتقاداتم در ارتباط با جنس مخالف شدیدا محتاط هستم و حتی در محیط تحصیلی و کاری ام هم به کسی اجازه نداده ام که پای این صحبت ها را باز کند و به قول معروف لاس بزند. از طرفی به خاطر این که پدر مادر خودم زندگی موفقی نداشته اند و من با اخلاق و روحیات پدرم خیلی مشکل دارم، یه جورایی به مردها بی اعتمادم و هیچ وقت دوست ندارم اختیار خودم را دست کسی بدهم. از این رو ازدواج برای من مثل آواز دهل شنیدن از دور خوش است، می باشد. یعنی همیشه خودم را قانع می کنم که ازدواج از نظر شرعی و عاطفی ضروریست، اما تا وضعیت جدی می خواهد پیش بیاید کاملا افسرده می شوم و می خواهم یک جوری خودم را از این وضعیت خلاص کنم. واقعا نمی دانم که با روحیات من اصلا امکان دارد که من به کسی علاقمند شوم یا به علاقه کسی اعتماد کرده و بپذیرم؟ اعتقاد دارم که فقط یک نفر در دنیا هست که می توانم با او خوشبخت شوم و همه را با تخیل خودم می سنجم. ولی آیا واقعا می توانم منتظر یک همچین فردی بشوم؟ من الان 26 ساله، مهندس و کارمندم، البته موقعیت خانوادگی خوبی ندارم اما توقع دارم با کسی ازدواج کنم که متناسب من باشد، نه متناسب پدر و مادرم. ولی نمی دانم این توقع درستی است؟ اصلا آیا کسی پیدا می شود که مرا فقط به خاطر خودم بخواهد؟
من در خانواده ای بزرگ شده ام که شرایط من ایجاب می کرده سرد و بی روح باشم اما از وقتی به دانشگاه آمده ام احساس خیلی بدی پیدا کرده ام فکر می کنم از خداوند دور شده ام نماز که می خوانم هیچ احساسی از نزدیکی به خدا نمی کنم به مجالس دعا که می روم وقتی ذکر مصیبت می کنند گریه ام که نمی گیرد که هیچ اصلا احساس همدردی با امام حسین(ع) نمی کنم با اینکه همه داستان شهادت ایشان را بلدم همیشه غبطه می خورم به حال و هوای کسانی که عاشقانه گریه می کنند و به خودم می گویم من چه اشتباه بزرگی مرتکب شده ام که این اتفاق برای من افتاده ولی هرگز و هرگز به نتیجه نرسیده ام. لطفا هر چه زودتر جوابی به من بدهید چون واقعا زجر می کشم؟
اخیرا، دکتر محسن کدیور متن سخنرانی تحت عنوان تأملی در منابع اعتقادی، در سایت خود گذاشتند. ایشان در این سخنرانی تلاش کردند که مسأله نیاز اجتهاد در اصول عقائد و بررسی جدید متون احادیث اعتقاداتی را مطرح کنند. بنده درباره چند تا از بیانات ایشان سؤالاتی دارم. عبارات ایشان را نقل می کنم و بعد سؤالم را مطرح می کنم. ۱) ایشان در قسمت دوّم متن تحت عنوان توقف اجتهاد کلامی در قرن هفتم فرمودند: «قرنهاست که همّت علما و حوزه های علمیه ما مصروف اجتهاد در فروع دین شده است؛ لذا اصول دین ما، کمتر مورد واکاوی و اجتهاد و بحث استنباطی قرار گرفته است. به عنوان مثال، ما در زمینه روایات فقهی کتاب مفیدی مانند «وسائل الشیعه» داریم. این کتاب، مجموعه روایاتی است که یک فقیه امامی نیازمند آنها است. جا دارد بپرسیم: کدام کتاب را سراغ دارید که همه روایات اعتقادی معتبر شیعه در آن گرد آمده باشند و همانند «وسائل الشیعه» بتوان به آن استناد کرد؟ کدام کتاب را سراغ دارید که در آن همه روایات معتبر اخلاقی ما را گردآورده باشند، تا بر مبنای آن بتوان چهره اخلاقی اهل بیت را معرّفی کرد؟ وقتی گردآوری منضبط وجود نداشته باشد، به طریق اولی اجتهاد و بحث و اظهار نظر هم در این حوزه ها بسیار محدود و اندک است. از همین روست که هنوز، متون قرون ماضیه به عنوان متون درسی تدریس می‌شود. این بدین معناست که هنوز فکر عالم دینی عصر ما نسبت به فکر عالم قرن هفتم در حوزه اعتقادات تفاوتی نکرده است. هنوز همان گونه از خدا، رسول، معاد، وحی و امامت سخن می‌گوییم که عالم پنج یا شش قرن قبل سخن می‌گفت. آیا در این هزاره اتّفاقاتی نیفتاده است تا بتوانیم مسائل جدیدی به اعتقادات بیفزاییم؟ و یا تقریر تازه ای از مباحث کهن ارائه نماییم؟ یا برخی جزئیات گذشته را کَأَن لَم یَکُن فرض کنیم و به سراغ مسائل جدیدی برویم؟ یکی از حوزه های مهم اعتقادی، بحث « امامت» است. می‌توان به این اصلِ اصیل مذهبی نگاه متفاوتی داشت. نگاهی متفاوت نسبت به آن نگاه رسمی و تاریخی که تاکنون بوده است. به شرط آن که بتوان به منابع دینی از منظری متفاوت نگریست و آنها را مجتهدانه بنگریم نه مقلّدانه. ابن ادریس در مورد شیخ طوسی در قرن پنجم گفته است: همه علمائی که بعد از شیخ طوسی آمده‌اند، مقلّد او بوده اند. (السرائر). اجازه دهید ما نیز به همین قرینه بگوییم: همه ی کسانی که پس از خواجه نصیر الدین طوسی آمده اند، در حوزه اعتقادات مقلّد او هستند. ما از قرن هفتم اجتهاد در اعتقادات را نیازموده‌ایم. به همین سبب سخنان امروز ما در حوزه اعتقادات، با سخنان گذشتگانمان تفاوت چندانی ندارد. وقتی به عنوان یک طالب علوم دینی به ادّله بسیاری از مباحث اعتقادی مراجعه می‌کنم، می بینم بسیاری از آنها امروز قابل مناقشه است. می‌توان برخی ادّعاها را به گونه دیگری مطرح کرد؛ برخی از ادّعاها متناسب با انسان‌شناسی دیروز هستند؛ بعید است این انسان‌شناسی، ذاتی دین و مذهب ما باشد. چه بسا بتوانیم با تأمّلی دوباره، انسان‌شناسی تازه ای ارائه نماییم. پیش فرض های اکثر ادلّه عقلی که در حوزه اعتقادات در کتب سنّتی ما نوشته شده اند، امروز قابل مناقشه اند؛ اگر آن پیش فرض ها مورد مناقشه قرار گیرند، آن صغری و کبری و استدلال نیز از قوّت خواهند ‌افتاد. قصدم ورود به مبحث ادلّه عقلی نیست. درباره عقل و دلیل عقل و تطوّرات حکم عقل در طی قرون اخیر در مجالی دیگر سخن خواهم گفت.» سوال بنده درباره این قسمت: ۱) آیا این موضوع درست هست که از قرن هفتم تا حالا در علم کلام و اصول عقائد اجتهاد و بررسی جدیدی انجام نشده است؟ ۲) آیا احتمالش هست که اگر بررسی جدیدی انجام بگیرد، برخی از مسائل اعتقادی توجیه دیگری پیدا کنند؟ ۳) آیا بیانات دکتر کدیور در این قسمت درست هستند؟ لطفا اشکالات وارده را ذکر کنید.
پنج ماه از ازدواج من میگذره یکی از چیزهایی که من رو کم کم داره به شدت آزار میده توجه بیش از حد همسرم به موضوع لباس و پوشش ظاهری هست؛ هم در مورد خودشان و هم در مورد پوشش من: 1- خود ایشان در بیرون منزل خانوم چادری هستند اما برای داخل خانه و مهمانی ها مدام دنبال لباس هستند، درست است که در دستورات دینی برای زنان دقت در این امور سفارش شده و علاوه بر آن حس زیبایی دوستی در زنان بیش از مردان است اما آیا اینکه دغدغه اصلی یک زن مسلمان لباس و پوشش خودش و همسرش باشد صحیح است؟ در صورتی که می تواند این موضوع بعد از موضوعاتی مثل توجه به عبادت، نماز، تکامل ایمانی، کسب علم و ... مورد توجه قرار گیرد. من در دوران مجردی خانوم هایی که تمام فکرشان این موضوعات محدود بود نمی پسندیدم و دوست ندارم همسر خودم جزء آن دسته باشد. 2- و اما درباره من دوست دارند لباس هایی بپوشم که به تعبیر خودشان جوانانه است! (و به تعبیر خودم بچگانه) من از این سبک لباس پوشیدن خوشم نمی آید و از طرفی در روایات جوان را تشویق کرده اند که رفتارش شبیه رفتار میانسال باشد (همانطور که میانسال نباید رفتارش مثل جوان باشد)، این مسائل را به ایشان می گویم اما متأسفانه ایشان همان نظر خودشان را دارند و حتی در طرز لباس پوشیدن خودشان هم دوست دارند جوانانه باشند! از اینجاست که حس می کنم همسرم علاوه بر رشد عقلی و دینی که دارد کمی بچه است! من اعتقاد دارم لباس نشان دهنده شخصیت هر فرد است و هر کس بنا بر سلیقه خودش باید وارد اجتماع شود.
بنده در کتاب قانون مجازات اسلامی ماده 86 را در مورد زنا مطالعه کردم و سؤالاتی برایم پیش آمد که به عرض می رسانم. ماده مربوطه چنین است: زنای مرد یا زنی که هر یک همسر دائمی دارد ولی به واسطه مسافرت یا حبس و مانند آنها از عذرهای موجه به همسر خود دسترسی ندارد، موجب رجم نیست.
خوب با توجه به این مطلب بنده می خواهم بدانم مسافر به چه کسی اطلاق می شود؟ آیا در این امر هم مسافر مانند همان حدی است که برای نماز و روزه در نظر گرفته شده یا اینکه به عرف باید رجوع کرد زیرا اگر در زمانه ما برای مسافر همان حد نماز و روزه یعنی 8 فرسخ در نظر گرفته شود با توجه به این ماده آیا این امر موجب اشاعه فحشا نمی باشد؟ زیرا با توجه به وسائل نقلیه کنونی مسافرت مانند ایام قدیم نیست که فرد به مدت طولانی به همسرش دسترسی نداشته باشد. بنابراین آیا مثلا مرد مسافری که همسر دیگری را مورد تجاوز قرار داده آیا در مجازاتش به همان حد صد ضربه بسنده می کنند؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed