جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    چرا برای رفع نگرانی ها و دغدغه ها در مورد ازدواج در ایران مشکل وجود دارد؟
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:09 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 2015
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
دانشجوی گرامی دغدغه های شما پیرامون یکی از ضروری ترین نیازهای جامعه یعنی ازدواج جوانان , قابل تقدیر است . در لزوم و ضرورت ازدواج برای نسل حاضر و رفع موانع متعددی که در این زمینه وجود دارد شکی نیست . آنچه که هم اکنون مورد دغدغه مجموعه نظام اسلامی و دلسوزان است ؛ تحقق زمینه ها و شرایط مساعد برای ازدواج و کاهش موانع است ؛ نیم نگاهی به برنامه های گسترده و همه جانبه دولت خدمتگذار چه در زمینه اشتغال , و چه در زمینه تأمین مسکن ارزان قیمت و تسهیلات بانکی و ...، همه بیانگر جدیت و عزم راسخ نظام در این باره می باشد . البته یکی از مهمترین موانع موجود در زمینه ازدواج جوانان , مانع فرهنگی و ارزشهای غلطی است که هیچ گونه پشتوانه شرعی و منطقی نداشته و متاسفانه با تهاجم فرهنگی غرب و ارزشهای منحط و فاسد آن بر دامنه آن نیز افزوده شده است . از این رو در کنار فراهم نمودن شرایط و امکانات اقتصادی , اشتغال و ..., آسیب شناسی , اصلاح و ترویج فرهنگ و ارزشهای اصیل اسلامی و صحیح ملی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد . همچنین باید کارها و اقداماتی صورت بگیرد که رغبت جوانان به ازدواج صحیح روز افزون گردد . البته کار فرهنگی ,از یکسو فرایندی زمان بر است و از سوی دیگر نیازمند دقت , مهارت بوده و از پیچیدگی برخوردار می باشد . و چنانکه هر نوع اقدام فرهنگی بدون کارشناسی و توجه به سایر ابعاد و جوانب آن اتخاذ و اجرا گردد , به مراتب پیامدها و آثار مخربی را به دنبال خواهد داشت . رسانه های عمومی اعم از صدا و سیما و مطبوعات و کانون ها و تشکل های فرهنگی باید یکی از اولویت های کاری خود را در این جهت قرار دهند. البته کارهایی شده است اما احیانا برخی برنامه ها و مقالات و اخبار به گونه ای است که یا ایجاد یأس و ناامیدی می کند و یا فرهنگ اباحه گری ترویج می شود که صد در صد باعث بی رغبتی جوانان به ازدواج و روی آوری آنها به ارتباط آزاد و نامشروع می شود و حتی کانون های خانوادگی شکل یافته را نابسامان می کند و یا این که زندگی های اشرافی ترویج می شود که طبیعتا در این وضعیت اقتصادی نمی توان به دنبال آن خانه ها و بلکه مقدمات آن است. البته در کنار عوامل فوق نقش مخرب تهاجم فرهنگی غرب بیش از گذشته بر مشکلات فرهنگی می افزاید.
علاوه بر اقدامات دولتی و نهادهای مختلف ، خود مردم نیز باید تلاش کنند خود مؤمنین و خانواده ها که به اسلام و قرآن وفادار و به جوانانشان علاقمندند باید از این وضعیت احساس خطر کنند و به جای خوی جاهلیت و ارزش دادن به مادیات و تشریفات بی ارزش مقداری از رسومات بی خاصیت بلکه زیانبار بکاهند و فرهنگ تکاثر و چشم و هم چشمی را کنار بگذارند. همچنین بستر گناه باید برچیده شود و در این جهت نیز هم دولت اسلامی موظف است که کارگزاران با تفکر اصیل اسلامی و نه سکولار یا لیبرال را در مصدر امور بگمارد و هم مردم همه وظیفه دارند با امر به معروف و نهی از منکر زمینه های گناه و امکان برقراری ارتباطات نامشروع را از بین ببرند و یا کاهش دهند و در کنار آن با الگوگیری از زندگی معصومین(ع) و ساده زیستی شرایط ساده و راحتی را برای ازدواج جوانان فراهم آورند. بنابراین همانگونه که مشاهده می نمایید عوامل متعددی در فرهنگ و فرهنگ سازی جامعه دخیلند و علاوه بر دولت که می تواند با امکاناتی که در اختیار دارد، خانواده ها و عمومی افراد دلسوز، در فرهنگ سازی و اصلاح معضلات فرهنگی و اجتماعی نقش داشته باشند. در این جا به برخی از راه کارها اشاره می شود:
1. پرهیز از تشریفات غیر ضروری و کنار گذاشتن برخی از رسم و رسومات دست و پاگیر.
2. کاهش سطح توقعات و انتظارات.
3. تقویت فرهنگ ازدواج های ساده و کم خرج.
4. تقویت ایمان و اعتقاد جوانان به آموزه های دینی درباره ازدواج. به عنوان مثال: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «کسانی که تنگ دست اند دلهره فقر و مشکلات مادی نداشته باشند زیرا خداوند وعده داده است که از فضل و رحمتش جوانان نیازمند را در امر ازدواج کمک کند.»
5. کاهش مهریه ها.
6. تشکیل صندوق های قرض الحسنه فامیلی برای کمک به ازدواج جوانان.
7. تقویت باورهای دینی، روحیه امید و توکل در جوانان.
نکته دیگر اینکه درست است که یکی از مشکلات جامعه جوان ایران، مسأله ازدواج است ولی نمی توان پذیرفت که افراد برای حفظ پاکدامنی و عفت خود به بن بست رسیده اند زیرا بسیارند افرادی که در چنین فضای فرهنگی بلکه در شرایطی سخت تر و خطرناک تر توانسته اند پاکدامنی را پیشه خود سازند و از آن به شکل کاملی پاسداری نمایند. بله، می پذیریم که این کار سخت است اما نشدنی نیست. برای دست یابی به هر موفقیتی، ابتدا باید سختی ها را تحمل کرد علاوه بر این گوهر انسانی در مواجه با همین مشکلات رشد پیدا می کند و به بروز و ظهور می رسد و الا ناز پرورده تنعم راه به جایی نمی برد و به کمالی دست نمی یابد و همین الان جوانانی هستند که علیرغم نیاز جنسی و فراهم بودن همه شرایط برای آلوده شدن خود را حفظ می کنند که یک نمونه عینی آن را در اینجا ذکر می کنیم:
«مهم‏ترین ماجراى زندگى‏ام را برایت تعریف مى‏کنم؛ اگر پسندت افتاد، امید دارم که آن را چاپ کنید و توصیه‏ها و سفارش‏هاى خوبتان را نیز برایم درج بفرمایید.
هواى شرجى و تفتیده شهر غریب، آخرین نفس‏هاى خود را مى‏کشید و مى‏رفت تا جاى خود را به هواى لطیف زمستانى بدهد. آبان هم رو به پایان بود و حالا من دقیقاً یک سال از خدمتم مى‏گذشت. روز پنج شنبه‏اى بود که مرخصى درون شهرى گرفتم و از پادگان بیرون آمدم.
... از سینما که بیرون آمدم، به یاد یکى از دوستانم افتادم که خیلى اصرار داشت که حتماً توى این شهر غریب، یک بار هم که شده به خانه‏اش بروم. راه خانه او را در پیش گرفتم. وقتى که به خانه رسیدم، در زدم؛ چند دقیقه بعد خانمى پشت در آمدو گفت که برادرش در خانه نیست و چند ساعت دیگر مى‏آید. چند قدم به عقب برداشتم که خداحافظى کنم و بروم که او با لحنى شیطانى گفت: طولى نمى‏کشد؛ ممکن است بیاید. بفرمایید داخل استراحت کنید تا او بیاید.
در جدالى سخت، مغلوب شیطان شدم و به داخل خانه رفتم. مرا به سمت مهمان‏خانه راهنمایى کرد و طولى نکشید که با هندوانه و تنقلات پذیرایى شروع شد. حرکاتش عجیب و غریب بود. او آستین کوتاه پوشیده بود و انواع و اقسام طلاها به دستانش آویزان بود. تپش قلبم آن تپش همیشگى نبود و مانند پیستونى سرعت‏داشت. در کشاکش جنجال بین وجدان و شیطان، وجدانم مى‏گفت: مگر نمى‏دانى که ورود در جایى که مورد اتهام قرار مى‏گیرى، ممنوع است! چگونه وارد خانه‏اى شدى که فقط تو و یک دختر نامحرم درون خانه‏اید.
اما شیطان اشاره مى‏کرد، نگاه به جمال دختر کن! ضبط صوت بالاى سر توست و انواع مختلف نوارها هم در کنارش وجود دارد؛ روشنش کن و شادباش!
وضعیت ظاهرى دختر با آن ناز و کرشمه‏اش، بر آتش این جنجال مى‏افزود.
او که دو، سه مترى از من فاصله داشت، انواع و اقسام سؤالات را از من مى‏پرسید و مى‏خواست نقشه‏اش را آرام آرام پیاده کند.
با این اوضاع و احوال شیطان مى‏خواست که تمام وجودم را تسخیر کند و سکان کشتى هوا و هوس درونم را به دست بگیرد.
نگاهم ناخودآگاه به سمت دیوار طرف قبله چرخید و خانه کعبه با آن همه زیبایى‏هایش، تمامى زیبایى‏هاى ظاهرى درون آن خانه را در نظرم هیچ کرد. این جا بود که شیطان از پیشروى باز ایستاد و وجدان رمقى تازه گرفت.
وجدان، درون دلم بانگ زد که آیا مى‏خواهى فردا در روز تولد مولایت، دامنت آلوده باشد و عید را با دامنى آلوده جشن بگیرى! آیا مى‏خواهى فردا، مولایت شیطان باشد. مگر فردا نمى‏خواستى به خاطر 13 رجب، بادوستانت روزه مستحبى بگیرى... پس چى شد!
نگاهى به نایلونى که کنارم گذاشته بودم، کردم. از روى نایلون، خوراکى‏هایى که براى سحرى فردا گرفته بودم، مشخص بود.
وجدان دوباره چنین آهنگى سرداد: تو که مى‏خواهى فردا روزه بگیرى، الان توى این محل گناه چه کار مى‏کنى؟
این جا بود که وجدان به قله پیروزى نزدیک شده بود و هوس را از قله دور مى‏کرد.
چون برق از جا بلند شدم و بهانه گرفتم که من باید بروم؛ اگر سروقت نروم، اضافه خدمت مى‏خورم.
او با چشمانى متعجب گفت: شب پیش ما مى‏ماندید... نان و پنیرى پیدا مى‏شود که با هم بخوریم. دیگر تحمل نداشتم. از خانه بیرون آمدم و به حیاط که رسیدم، او پشت سر من حرکت مى‏کرد و هنوز هم مى‏گفت مى‏ماندید یا لااقل شام را مى‏خوردید و بعد مى‏رفتید. دم در که رسیدم، در قفل بود؛ امّا از خوش‏شانسى کلید روى در جا مانده بود. در را باز کردم، آخرین نیرنگ‏ها و نگاه‏هاى شیطانى‏اش را روانه من کرده بود؛اما من از دامش جهیدم و از خانه بیرون آمدم و به طرف پادگان قدم برداشتم.
وجدان پرچم پیروزى‏اش را بر قله وجودم به اهتزاز در آورده و چنان خوشحالى به من دست داد که هنوز هم شیرینى‏اش را در وجودم احساس مى‏کنم.
حال مى‏اندیشم که اگر آن عکس کعبه نبود و یا فرداى آن روز، میلاد امیرالمؤمنین(ع) نبود، نمى‏دانم چه بلایى به سرم آمده بود؛ نه تنها دامنم آلوده شده بود، شاید حالا هم دانشجو نبودم و شاید اکنون دنبال پلیدى‏ها و هرزگى‏ها مى‏بودم. این داستان واقعى، شاید براى دیگران اهمیتى نداشته باشد، اما براى این حقیر، بزرگ‏ترین درس‏ها را به دنبال داشت و همیشه احساس مى‏کنم که یوسف گونه از بند شیطان رهیدم. از شما خواهش مى‏کنم که به جوانان بگویید که پاک ماندن و پاک زیستن در این عصر خیلى سخت است؛ اما اگر توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار(س) داشته باشند و براى خود مثلثى از توکل وا عتماد به نفس داشته باشند، این امر براى آن‏ها سهل خواهد بود.
از خدا مى‏خواهم که تمام جوانان را از ورود به مکان‏هاى ناپاک و آلوده و مکان‏هایى که مورد اتهام قرار مى‏گیرند، حفظ فرماید.
آیینه عزیز! لطفاً مرا راهنمایى کنید و در این مورد بگویید با این که توبه کرده‏ام، آیا هنوز هم گناهى در نامه عمل من وجود دارد؟!
با تشکر - یکى از مشترکین پرسمان‏» - (پرسمان، سال سوم، شماره 14)
به هر حال راه پاکدامنی و حفظ خود از انحرافات اخلاقی هم برای پسران و هم دختران باز است و باید برخی از سنت های دست و پاگیری که به غلط در جامعه مرسوم شده است را کنار گذاشت و اولین گام را نیز باید خود دختر و پسر بردارند قطعا اگر دختران و پسران بتوانند خودشان از این موانع دست و پاگیر رها کنند ازدواج بسیار آسانتر خواهد شد. امیدواریم که خداوند زمینه ازدواج آسان را برای همه جوانان فراهم نماید. هر چند جامعه و حکومت نیز باید به وظایف کلان خود عمل کند و موضوع اشتغال را با یک عزم راسخ حل نماید و در امر ازدواج جوانان گام های اساسی و کلی را بردارد و خانواده های جوانان نیز در این امر تشریک مساعی نمایند.
بنابراین، قبول داریم که جامعه و حکومت نیز وظایفی بر عهده دارند و نقش اساسی در مقابله و حل این مشکل دارند ولی به این معنا نیست که خود جوانان هیچ نقشی ندارند و تمام اختیارات از کفشان خارج شده است و دیگر نمی توانند خود را کنترل کنند. حال در اینجا مابرای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:
الف) جوان اولین مشکل را در امر ازدواج، مشکل امور مالى و اقتصادى مى‏داند. اگر زندگى ما براساس مبانى اسلام و فطرت انسانى استوار شود، این موضوع علی رغم برخی مشکللات ظاهری تاثیر مهمی نخواهد داشت، یا بسیار اندک خواهد بود.
1- خداوند و بزرگان اسلام، در این باره نویدهاى امیدبخش فراوانى داده‏اند که مى‏توانند پشتوانه‏هاى اطمینان‏بخشى براى جوانان باشند.
براى نمونه خداوند مى‏فرماید: A}و انکحوا الایامى منکم... ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله M}{Aجوانان بدون همسر را همسر دهید... اگر فقیر باشند، خداوند با فضل و رحمت خود آنان را غنى و بى‏نیاز مى‏کند{M(V}نور، آیه 32{V).
این وعده و تضمین صریح و روشن خداوند است و چه تضمینى بالاتر از تضمین خدا؟! عموم کسانى را که ازدواج کرده‏اند ملاحظه کنید، اکثر ایشان قبل از ازدواج بهره‏اى از خانه و ثروت نداشته‏اند ولى بعد از ازدواج، خانه‏دار و متمکن شده‏اند.
2- پیامبر اکرم(ص) که امین اسرار خداوند است درباره امدادهاى الهى به جوانان مجرد چنین مى‏فرمایند: H}زوجوا ایاماکم، فان الله یحسنُ لهم فى اخلاقهم و یوسع لهم فى ارزاقیهم و یزیدهم فى مرواتیهمM}{H بى‏همسرانتان را همسر دهید، زیرا خداوند در پرتو ازدواج اخلاق آنان را نیکو مى‏گرداند و رزق و توان مالى آنها را وسعت مى‏دهد و بر مروت و ارزش‏هاى انسانى‏شان مى‏افزاید{M(V}نوادر الراوندى، ص 36{V).
و باز آن حضرت مى‏فرمایند: H}من ترک التزویج مخافه العیله، فقد ساء ظنّه بالله، ان الله یقول «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله M}{Hکسى که ازدواج را از ترس فقر ترک کند همانا به خداوند گمان بد برده است، زیرا خداوند مى‏فرماید: اگر فقیر باشند خداوند با فضل و رحمت خویش آنان را بى‏نیاز مى‏سازد {M(V}وسائل‏الشیعه، ج 3، ص 5{V).
در پرتو ازدواج، افق‏هاى جدیدى به روى انسان باز مى‏شود که پیش از ازدواج وجود نداشته، زیرا انسان در اثر ازدواج، احساس مسؤولیت بیشترى مى‏کند و خود را مسؤول اداره زندگى جدید و تأمین معاش و حفظ آبروى خانواده مى‏بیند، بنابراین تمام ابتکار و استعدادهاى نهفته و پنهان را به کار مى‏گیرد و از سوى دیگر فشارهاى جنسى، پریشانى، تنهایى و احساس حقارت‏ها و کمبودها، در پرتو ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسرى مهربان و همدم و دلسوز از بین مى‏رود و در نتیجه جان انسان شکوفا مى‏شود و شوق تکامل در او بالنده مى‏شود. بسیارى از جوانان در سایه ازدواج شخصیتى تازه پیدا مى‏کنند و سیرشان در تمام امور، سرعت بیشترى به خود گرفته است.
- با ازدواج مى‏توان از تسهیلات و مزایاى شغلى در مؤسسات و ادارات برخوردار شد.
- در جامعه معمولاً براى متأهل‏ها بیش از مجردها اعتبار و ارزش قائلند.
- صندوق‏هاى قرض‏الحسنه مخصوص ازدواج و وام‏هاى بانکى براى این امر مهم در همه جاى میهن اسلامى تأسیس شده که مى‏توان از اعتبارات این مؤسسه‏ها برخوردار شد.
- اگر تشریفات و خرج‏هاى اضافى در امر ازدواج کنار گذاشته شود و یا تعدیل شود ازدواج یکى از سهل‏ترین امور زندگى خواهد بود.
ب ) مشکل دیگرى که براى جوانان تحصیل‏کرده ساخته شده و واقعیت ندارد این است که جوان ازدواج را مانع ادامه تحصیلات علمى خود مى‏داند در حالى که این معضل با یک برنامه‏ریزى حساب‏شده و عزم و اراده راستین برطرف مى‏شود و از ازدواج مى‏توان نردبانى براى بالا رفتن و پیشرفت در تحصیلات علمى بهره جست.
خلاصه آنکه اگر به هر دلیل و علی رغم نیاز به ازدواج فردی نتوانست ازدواج کند باید با استفاده از راهکارهای عملی به کنترل غریزه جنسی بپردازد و همانطور که قرآن می فرماید:A} و لیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله(23_نور){A یعنی کسانی که امکان ازدواج برایشان فراهم نیست باید عفت پیشه کنند تا زمانی که خداوند از فضل خود به او کمک کند. طبیعی است که در این مسیر از تجربه و دانش دیگران بهره جست و با تقویت اراده به راهکارهای پیشنهادی شان عمل کرد. بنابراین برای رفع مشکلات و دغدغه های جوانان باید با تدابیر لازم به تسهیل ازدواج جوانان پرداخت و یا به طور موقت و کوتاه مدت آن را کنترل کرد و با کمک گرفتن از ذات اقدس الهی خود را حفظ نمود .


برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:09 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
سؤال من در رابطه با مسأله آشنایی و ازدواج می باشد. می دانید که امروزه معیارهایی که برای شیوه ازدواج سنتی وجود دارد، اکثرا معیارهایی غلطی هستند و فقط به درد عده خاصی در جامعه می خورند. در این جور خواستگاری ها -که من خودم تعداد زیادی را تجربه کرده ام- موقعیت مالی و اعتباری و فامیلی پدر دختر و سایر وابستگانش است که همه چیز را تعیین می کند و این بین تنها چیزی که اصلا هیچ اهمیتی ندارد شخصیت و موقعیت خود دختر است که کاملا بی اهمیت است. از این رو خود من از مراسم خواستگاری شدیدا بدم می آید و خیلی دچار فشار روحی می شوم. از طرفی با توجه به اعتقاداتم در ارتباط با جنس مخالف شدیدا محتاط هستم و حتی در محیط تحصیلی و کاری ام هم به کسی اجازه نداده ام که پای این صحبت ها را باز کند و به قول معروف لاس بزند. از طرفی به خاطر این که پدر مادر خودم زندگی موفقی نداشته اند و من با اخلاق و روحیات پدرم خیلی مشکل دارم، یه جورایی به مردها بی اعتمادم و هیچ وقت دوست ندارم اختیار خودم را دست کسی بدهم. از این رو ازدواج برای من مثل آواز دهل شنیدن از دور خوش است، می باشد. یعنی همیشه خودم را قانع می کنم که ازدواج از نظر شرعی و عاطفی ضروریست، اما تا وضعیت جدی می خواهد پیش بیاید کاملا افسرده می شوم و می خواهم یک جوری خودم را از این وضعیت خلاص کنم. واقعا نمی دانم که با روحیات من اصلا امکان دارد که من به کسی علاقمند شوم یا به علاقه کسی اعتماد کرده و بپذیرم؟ اعتقاد دارم که فقط یک نفر در دنیا هست که می توانم با او خوشبخت شوم و همه را با تخیل خودم می سنجم. ولی آیا واقعا می توانم منتظر یک همچین فردی بشوم؟ من الان 26 ساله، مهندس و کارمندم، البته موقعیت خانوادگی خوبی ندارم اما توقع دارم با کسی ازدواج کنم که متناسب من باشد، نه متناسب پدر و مادرم. ولی نمی دانم این توقع درستی است؟ اصلا آیا کسی پیدا می شود که مرا فقط به خاطر خودم بخواهد؟
پنج ماه از ازدواج من میگذره یکی از چیزهایی که من رو کم کم داره به شدت آزار میده توجه بیش از حد همسرم به موضوع لباس و پوشش ظاهری هست؛ هم در مورد خودشان و هم در مورد پوشش من: 1- خود ایشان در بیرون منزل خانوم چادری هستند اما برای داخل خانه و مهمانی ها مدام دنبال لباس هستند، درست است که در دستورات دینی برای زنان دقت در این امور سفارش شده و علاوه بر آن حس زیبایی دوستی در زنان بیش از مردان است اما آیا اینکه دغدغه اصلی یک زن مسلمان لباس و پوشش خودش و همسرش باشد صحیح است؟ در صورتی که می تواند این موضوع بعد از موضوعاتی مثل توجه به عبادت، نماز، تکامل ایمانی، کسب علم و ... مورد توجه قرار گیرد. من در دوران مجردی خانوم هایی که تمام فکرشان این موضوعات محدود بود نمی پسندیدم و دوست ندارم همسر خودم جزء آن دسته باشد. 2- و اما درباره من دوست دارند لباس هایی بپوشم که به تعبیر خودشان جوانانه است! (و به تعبیر خودم بچگانه) من از این سبک لباس پوشیدن خوشم نمی آید و از طرفی در روایات جوان را تشویق کرده اند که رفتارش شبیه رفتار میانسال باشد (همانطور که میانسال نباید رفتارش مثل جوان باشد)، این مسائل را به ایشان می گویم اما متأسفانه ایشان همان نظر خودشان را دارند و حتی در طرز لباس پوشیدن خودشان هم دوست دارند جوانانه باشند! از اینجاست که حس می کنم همسرم علاوه بر رشد عقلی و دینی که دارد کمی بچه است! من اعتقاد دارم لباس نشان دهنده شخصیت هر فرد است و هر کس بنا بر سلیقه خودش باید وارد اجتماع شود.
در مورد اینکه آیا اهل حق که ساکن در کشور ایران می باشند، مسلمان محسوب می شوند یا خیر برخی شک وجود دارد و چون این موضوع در پایان نامه ارشد اینجانب باید مورد بحث قرار گیرد لذا خواهشمند است در صورت امکان فتاوی برخی از مراجع تقلید و به ویژه مقام رهبری را برای اینجانب بنویسید.
اخیرا، دکتر محسن کدیور متن سخنرانی تحت عنوان تأملی در منابع اعتقادی، در سایت خود گذاشتند. ایشان در این سخنرانی تلاش کردند که مسأله نیاز اجتهاد در اصول عقائد و بررسی جدید متون احادیث اعتقاداتی را مطرح کنند. بنده درباره چند تا از بیانات ایشان سؤالاتی دارم. عبارات ایشان را نقل می کنم و بعد سؤالم را مطرح می کنم. ۱) ایشان در قسمت دوّم متن تحت عنوان توقف اجتهاد کلامی در قرن هفتم فرمودند: «قرنهاست که همّت علما و حوزه های علمیه ما مصروف اجتهاد در فروع دین شده است؛ لذا اصول دین ما، کمتر مورد واکاوی و اجتهاد و بحث استنباطی قرار گرفته است. به عنوان مثال، ما در زمینه روایات فقهی کتاب مفیدی مانند «وسائل الشیعه» داریم. این کتاب، مجموعه روایاتی است که یک فقیه امامی نیازمند آنها است. جا دارد بپرسیم: کدام کتاب را سراغ دارید که همه روایات اعتقادی معتبر شیعه در آن گرد آمده باشند و همانند «وسائل الشیعه» بتوان به آن استناد کرد؟ کدام کتاب را سراغ دارید که در آن همه روایات معتبر اخلاقی ما را گردآورده باشند، تا بر مبنای آن بتوان چهره اخلاقی اهل بیت را معرّفی کرد؟ وقتی گردآوری منضبط وجود نداشته باشد، به طریق اولی اجتهاد و بحث و اظهار نظر هم در این حوزه ها بسیار محدود و اندک است. از همین روست که هنوز، متون قرون ماضیه به عنوان متون درسی تدریس می‌شود. این بدین معناست که هنوز فکر عالم دینی عصر ما نسبت به فکر عالم قرن هفتم در حوزه اعتقادات تفاوتی نکرده است. هنوز همان گونه از خدا، رسول، معاد، وحی و امامت سخن می‌گوییم که عالم پنج یا شش قرن قبل سخن می‌گفت. آیا در این هزاره اتّفاقاتی نیفتاده است تا بتوانیم مسائل جدیدی به اعتقادات بیفزاییم؟ و یا تقریر تازه ای از مباحث کهن ارائه نماییم؟ یا برخی جزئیات گذشته را کَأَن لَم یَکُن فرض کنیم و به سراغ مسائل جدیدی برویم؟ یکی از حوزه های مهم اعتقادی، بحث « امامت» است. می‌توان به این اصلِ اصیل مذهبی نگاه متفاوتی داشت. نگاهی متفاوت نسبت به آن نگاه رسمی و تاریخی که تاکنون بوده است. به شرط آن که بتوان به منابع دینی از منظری متفاوت نگریست و آنها را مجتهدانه بنگریم نه مقلّدانه. ابن ادریس در مورد شیخ طوسی در قرن پنجم گفته است: همه علمائی که بعد از شیخ طوسی آمده‌اند، مقلّد او بوده اند. (السرائر). اجازه دهید ما نیز به همین قرینه بگوییم: همه ی کسانی که پس از خواجه نصیر الدین طوسی آمده اند، در حوزه اعتقادات مقلّد او هستند. ما از قرن هفتم اجتهاد در اعتقادات را نیازموده‌ایم. به همین سبب سخنان امروز ما در حوزه اعتقادات، با سخنان گذشتگانمان تفاوت چندانی ندارد. وقتی به عنوان یک طالب علوم دینی به ادّله بسیاری از مباحث اعتقادی مراجعه می‌کنم، می بینم بسیاری از آنها امروز قابل مناقشه است. می‌توان برخی ادّعاها را به گونه دیگری مطرح کرد؛ برخی از ادّعاها متناسب با انسان‌شناسی دیروز هستند؛ بعید است این انسان‌شناسی، ذاتی دین و مذهب ما باشد. چه بسا بتوانیم با تأمّلی دوباره، انسان‌شناسی تازه ای ارائه نماییم. پیش فرض های اکثر ادلّه عقلی که در حوزه اعتقادات در کتب سنّتی ما نوشته شده اند، امروز قابل مناقشه اند؛ اگر آن پیش فرض ها مورد مناقشه قرار گیرند، آن صغری و کبری و استدلال نیز از قوّت خواهند ‌افتاد. قصدم ورود به مبحث ادلّه عقلی نیست. درباره عقل و دلیل عقل و تطوّرات حکم عقل در طی قرون اخیر در مجالی دیگر سخن خواهم گفت.» سوال بنده درباره این قسمت: ۱) آیا این موضوع درست هست که از قرن هفتم تا حالا در علم کلام و اصول عقائد اجتهاد و بررسی جدیدی انجام نشده است؟ ۲) آیا احتمالش هست که اگر بررسی جدیدی انجام بگیرد، برخی از مسائل اعتقادی توجیه دیگری پیدا کنند؟ ۳) آیا بیانات دکتر کدیور در این قسمت درست هستند؟ لطفا اشکالات وارده را ذکر کنید.
در متون دینی ما احادیثی وجود دارد که بعضا احادیث قدسی هستند با مضامینی از قبیل این که اگر پیامبر(ص) نبود خدا آسمان ها و زمین را خلق نمی کرد یا اگر حضرت زهرا(س) نبود خدا پیامبر(ص) را خلق نمی کرد یا این که ائمه(ع) و پیامبر(ص) قبل از حضرت آدم خلق شده اند و ... . لطفا در مورد این روایات توضیح دهید؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed