جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    بارها با بعضی از کسانی که مقوله ولایت فقیه را جعلی و نامشروع می دانستند به بحث و مشاجره علمی نشستم غالبا مخالفت آنها به خاطر بعضی از روایت هایی است که در بخش روایات آخرالزمان وارد شده است می باشد به طور مثال روایاتی که هر نوع قیام و تشکیل حکومتی را در آخرالزمان محکوم به شکست می دانند یا رهبر آن قیام را طاغوت و خارج از ولایت ائمه(ع)‌ می دانند ولی این مرتبه مخالفت از دریچه دیگری آغاز شد از دریچه مباهله و تهدید ولی فقیه با بعضی علماء مخالف. آری طرف آن چنان تهدید آمیز در این رابطه سخن می گفت که اگر مثلا ولی فقیه با فلان شخص به مباهله بپردازد حتما ولی فقیه در این مباهله شکست خواهد خورد چرا که آن شخص را جزء افراد مستجاب الدعوه و ... می دانند. ولی متأسفانه در این مرتبه نتوانستم به آنها جواب قانع کننده ای بدهم و این مسأله سخت ذهنم را به خود مشغول کرده است حال: در برابر مخالفاتی که ولایت فقیه را تهدید به مباهله می کنند چه باید پاسخ گفت؟ آیا شخص ولی فقیه در صورت احتیاج حاضر به مباهله می باشد یا خیر؟ چرا؟ ضمنا در گذشته آیا چنین پیشنهادی به امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای شده است یا نه؟ در صورت وجود چنین پیشنهادی عکس العمل علمی و عملی آنها چگونه بوده است؟
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:30 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 1738
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
تلاش شما برای دفاع منطقی از مبانی فکری نظام اسلامی ، و انعکاس شبهات موجود به این مرکز قابل تقدیر و ستایش است . ضمن آزوی موفقیت برای شما ، پاسخ این پرسش را در دو بخش ذیل مورد بررسی قرار می دهیم :
الف . مباهله
پیرامون مباهله و موضوعاتی که در پرسش مطرح نمودید گفتنی است :
یکم . واژه مباهله در اصطلاح به معنای نفرین کردن دو نفر یا دو گروه به یکدیگر است؛ به‌گونه‌ای که افرادی که با هم درباره یک مسئله مهم دینی، مذهبی و... با یکدیگر گفت‌وگو و اختلاف دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه الهی تضرع کنند و از خداوند بخواهند که فرد دروغگو یا ظالم را رسوا سازد و یا بر او عذابی نازل فرماید.
از نظر کاربردی ، مسئله مباهله حکم و مسئله‌ای کلی و عمومی است. از روایاتى که از پیشوایان مذهبى ما وارد شده است، استفاده مى‏شود که موضوع مباهله اختصاص به پیامبر گرامی اسلام (ص) نداشته و هر فرد مسلمانى در مسائل مذهبى مى‏تواند با مخالفان خود به مباهله‏برخیزد و شیوه مباهله و دعاى آن در کتابهاى حدیث وارد شده ( براى‏اطلاع بیشتر به کتاب «نورالثقلین‏» مراجعه بفرمائید: نورالثقلین: ج‏1، ص 292 - 291.) استاد علامه طباطبائى(ره) در این زمینه می فرماید : «مباهله یکى از معجزات باقى اسلام است و هر فرد با ایمانى به‏پیروى از نخستین پیشواى اسلام، مى‏تواند در راه اثبات حقیقتى ازحقائق اسلام با مخالفان خود به مباهله بپردازد و از خداوند جهان‏درخواست کند که طرف مخالف، را کیفر بدهد و محکوم سازد.» در برخى از روایات اسلامى نیز به این موضوع تصریح شده است، (به اصول کافى، کتاب دعا، باب مباهله،ص 538 مراجعه فرمائید. ) در این زمینه همچنین می‌توان به برخی از روایات نیز استدلال نمود که در یکی از آنها می‌خوانیم:« روزی ابو مسروق ـ‌یکی از اصحاب امام صادق(ع) ـ از عنادورزی مخالفان اهل بیت(ع) در پذیرش برتری آنها به آن حضرت(ع) شکایت نمود. امام صادق(ع) به وی فرمود: اگر آنها سخن شما را نپذیرفتند، آنها را به مباهله دعوت کنید.»( تفسییر نورالثقلین، ج 1، ص 351، ح 174.)
مباهله نه تنها در صحنه‏هاى مبارزات اعتقادى و اصول دین کاربرد دارد بلکه در فروعات فقهى نیز بابى به همین نام وضع شده است که مربوط به اختلافات و مشکلات خانوادگى است . این نوع مباهله که مورد بحث فقهاى اسلامى مى‏باشد در متون فقهى به نام باب «لعان‏» معروف است .مبناى این نوع مباهله در آیات 6 تا 10 سوره نور است و شرایط و کیفیت آن نیز در منابع فقهى آمده است . (ر.ک : مباهله روشن‏ترین دلیل باورهاى شیعه، عبدالکریم پاک‏نیا ، مجله مبلغان ، شماره 50 .)
دوم . مباهله در صورتى است که بحثهاى علمى و منطقى به بن بست رسیده باشد، همانگونه که رسول اکرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصارى نجران و اصرار آنان بر عناد، پیشنهاد مباهله دادند. « فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِمَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَهَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ» (سوره آل عمران ، آیه 61) یعنی « پس هر که در این پس از دانشى که تو را آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم» فخر رازى از علماى بزرگ اسلام مى گوید: « (فَمَنْ حَاجَّکَ) بعد هذه الدلائل الواضحه والجوابات اللائحه فاقطع الکلام معهم وعاملهم بما یعامل به المعاند ، وهو أن تدعوهم إلى الملاعنه.» ( تفسیر الکبیر، ج 8، ص 82.) و در شان نزول آیه هم می خوانیم : در سال نهم پس از هجرت پیامبر،گروهى به نمایندگى از نصاراى نجران یمن به مدینه آمدند تا راجع به اسلام از پیامبر (ص) سؤالهایى بکنند و با او درباره دین به احتجاج پردازند.و میان آنان با پیامبر بحث و گفتگویى شد که پیامبر در این گفتگو موضع مثبت اسلام را نسبت‏به حضرت مسیح و تعلیمات او بیان کرد.و لیکن آنان در موضع منفى خود نسبت‏به تعلیمات اسلامى پافشارى کردند.آن گاه وحى نازل شد و پیامبر را مامور به مباهله با آنان ساخت.نیشابورى در تفسیرغرائب القرآن و عجائب الفرقان خود،مطلب زیر را نقل کرده است:«پیامبر به آنان فرمود:خداوند مرا مامور کرده است که اگر پذیراى برهان نشدید با شما مباهله کنم...»
بر این اساس پرداختن به مباحث علمی ونظری و ارائه دلایل یکی از لوازم اساسی و پیش زمینه های مباهله است که لازم است قبل از هر گونه مباهلی انجام شود و در صورتی این مباحث به نتیجه نرسید و فرد مخلف از حاضر به پذیرش حق و حقیقت نگردید ، آنگاه نوبت به مباهله می رسد .
سوم . دوست گرامی همانگونه که می دانید ولایت فقیه اصلی بسیار مستحکم در آموزه های اسلامی است که از پشتوانه دلایل متعدد قرآنی ، روایی و عقلی برخوردار می باشد ؛ کافی است شما گاهی به فقهای شیعه در تمامی اعصار داشته باشد ، هیچ عالم و فقیهی یافت نمی شود اصل ولایت فقیه را نپذیرفته باشد هرچند ممکن است در برخی فروعات این اصل نظیر دایره و محدوده اختیارات ولایت فقیه برخی اختلافات نظری وجود داشته باشد . به فرموده حضرت امام (ره) ، ولایت فقیه از مسائل بسیار بدیهی است که تصور آن موجب تصدیق آن خواهد شد . یا به گفته صاحب جواهر کسی که این اصل( ولایت فقیه ) را انکار کند اصلاً طعم فقه را نچشیده است. اکنون با این مقدمات در رابطه پیشنهاد مباهله از سوی مخالفین گفتنی است :
اولاً ، تا کنون مخالفی که از عالمان سرشناس ، مشهور یا به اصطلاح از افراد مستجاب الدعوه باشد و با رد اصل ولایت فقیه خواهان مباهله رسمی شده باشد ، وجود نداشته یا حداقل به صورت رسمی اعلام نکرده .
ثانیاً ، بالفرض هم در گوشه و کناری فردی چنین ادعایی داشته باشد ، باید به صورت رسمی آمادگی خویش را اعلام نموده و پس از شرکت در جلسه مناظره و دفاع منطقی ، مستدل و مستند با ادله شرعی و عقلی از اعتقادات خویش ، اصل ولایت فقیه را رد نموده و سپس مخالفین خود را دعوت به مباهله نماید .
ثالثاً ، چه خوب بود از افرادی که چنین شایعاتی را مطرح می نمایند مشخصات این قبیل مخالفین مستجاب الدعوه ، و اینکه آیا حاضر به مناظره علمی هستند و اصولاً چه دلایلی برای دفاع از عقاید خویش دارند و ... را سوال می نمودید ؟ بالآخره کسی که ادعای مباهله دارد برای خویش باید دلایل مستحکمی داشته باشد ، و همانگونه که گذشت انجام مباهه مبتنی بر انجام این قبیل پیش زمینه ها است . و با صرف ادعای مباهله حق و حقیقتی را نمی توان اثبات نمود .
رابعاً ، اینکه کسی ادعای مباهله کند و ما چون به حقانیت خود و بطلان او یقین داریم پس چه باک از مباهله ، اما باید توجه داشت آیا کار به همین جا ختم می شود یا فردا یک کس دیگر همین ادعا را مطرح می نماید و... ، بنا بر این کسی در نظام اسلامی مباهله را رد نمی کند اما باید مخالفین اگر واقعاً مصر بر ادعای خویش می باشد با شجاعت پا به میدان گذاشته و به صورت رسمی آمادگی خود را برای مناظره علمی و دفاع منطقی از حقانیت خویش اعلام نموده و در چنین جلساتی حضور یابند تا نوبت به انجام مباهله برسد.
ب . قیام های ممنوع قبل از ظهور
از آنجا که در نامه به طرح موضوع قیامهای ممنوع قبل از ظهور پرداختید مناسب دیدیم به صورت مختصر مطالبی را در پاسخ این موضوع بیان نماییم :
اولاً ، لزوم تشکیل حکومت اسلامی در هر زمانی از جمله عصر غیبت ، امری مهم و آشکار است زیرا که بخش عظیمی از قوانین اسلامی، برنامه هایی سیاسی اجتماعی است که جز در سایه یک تشکیلات و حکومت قابل اجرا نیست. و چون این احکام دائمی است و در زمان غیبت هم لازم الاجرا است بنابراین هر گاه تشکیل حکومت امکان داشته باشد به عنوان مقدمه اجرای احکام الهی ، واجب است به آن اقدام گردد . V}(ر.ک به «حکومت اسلامی» از آثار امام خمینی) {V
ثانیاً ، آنچه در روایات به عنوان نهی از قیام پیش از قیام حضرت مهدی(عج) آمده معنی و مفهوم خاصی دارد که نیاز به تحقیق جامع دارد. روشن است که احادیث در هر موضوعی هم از حیث سند و راویان باید مورد بررسی قرار گیرند و هم از جهت محتوا و مضمون، در بحث قیام پیش از ظهور مهدی(عج) نیز چنین است . بسیاری از روایات این بخش غیر قابل اعتمادند و آنها که معتبرند تنها قیام هایی را مردود می شمارد که رهبر آن مدعی مهدویت باشد و به عنوان قائم آل محمد (ص) قیام کند V} (ر.ک. طاهری، حبیب الله ، سیمای آفتاب.){V یا هدف غیر الهی داشته باشد یا بدون تهیه مقدمات و اسباب لازم و قبل از فرا رسیدن زمان مناسب اقدام شود. اما گر رهبر قیام نه به عنوان مهدویت و نه به منظور تأسیس حکومتی در برابر حاکمیت الله، بلکه به منظور دفاع از اسلام و قرآن و مبارزه با ظلم و استکبار و به قصد تأسیس حکومت اسلامی و اجرای قوانین آسمانی قیام کرد و مقدمات نهضت را نیز پیش بینی نمود و مردم را به یاری طلبید، روایات مذکور چنین نهضت و انقلابی را مردود نمی شمارد و پرچم چنین نهضتی را پرچم طاغوت نمی شمارد. بلکه تأسیس چنین حکومتی به منظور حاکمیت الله و در مسیر حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) و زمینه ساز آن می باشد. بنابر این احادیث مذکور مخالف چنین قیام و نهضتی نخواهد بود. V} (ر.ک به دادگستر جهان نوشته ابراهیم امینی){V
این احادیث(مخالف قیام) در شرائطی صادر شده است که عده ای از علویان و یا حتی از عباسیان ، برای مقابله با حکومت اموی و با استفاده از جهل مردم، خود را به عنوان مهدی موعود که پیامبر(ص) وعده ظهور او را بشارت داده بود، قلمداد می کردند و از مردم برای خود بعنوان مهدی منتظر بیعت می گرفتند. در چنین اوضاعی ائمه(ع) با موضع گیری بجا جلوی سوء استفاده آنان را گرفتند . شاهد این قضیه این است که «مهدی عباسی» که یکی از خلفای ظالم عباسی است بهمین جهت لقب مهدی به خود داده و از مردم بیعت گرفت و نیز محمد بن عبدالله بن الحسن _ معروف به نفس زکیه، به نام مهدی موعود برای خود از مردم بیعت می گرفت و حتی از امام صادق(ع) نیز خواست که بنام مهدی آل محمد (ص) با او بیعت کند و همراه او در جنگ با بنی امیه شرکت نماید! وقتی امام صادق(ع) حاضر به بیعت با این عنوان نشد «عبدالله» پدر محمد، سخت عصبانی شد و به حضرت، سخنانی ناروایی نیز گفت .V}(سیمای افتاب - ص 142 _ نوشته دکترحبیب الله طاهری «به نقل از ارشاد مفید ص 260») {V و در این مناظره حضرت به عبدالله می فرماید: نه پسر تو آن مهدی موعود است و نه الان وقت قیام است و اگر می خواهید برای خدا غضب کرده و امر به معروف و نهی از منکر نمایید شما پدر محمد، شیخ ما هستی و بفرمایید رهبری قیام را بر عهده بگیرید ما نیز با شما بیعت می کنیم.V}(همان، ص 143، به نقل از ارشاد مفید ص 277) {V این روایت خود دلیل بر این است که از نظر ائمه هر قیامی محکوم نبوده بلکه امام(ع) برای شرکت در قیامی که برای امر به معروف و نهی از منکر باشد اعلام همکاری نیز نموده است و این گونه قیام و انقلاب را امضا نموده و مشروع اعلام فرموده است. غالب روایات نهی از قیام که مخالفین به آن استناد نموده اند، از این نوع روایات و در چنین فضایی صادر شده است و منع از قیام مشروط و ناظر به افراد خاص است نه مطلق.
ثالثاً ، انقلاب اسلامی ایران نیز به رهبری فقیهی جامع شرایط و آگاه به شرایط زمان و مکان شکل گرفته است. رهبری که انگیزه الهی او و اخلاص او مورد اعتراف دوست و دشمن بود. همگان می دانستند که او جز برای اهداف الهی و اسلامی و اجرای قوانین الهی قیام نکرده و در راه نهضت نیز بر همه قوانین خدایی پایبند است. او در این مسیر پیوسته مورد تایید عالمان دینی و متفکران اسلامی شیعه و سنی بود و حتی علمایی که معتقد به تلاش برای تآسیس حکومت اسلامی نبودند نیز پس از تشکیل حکومت اسلامی تآیید و حمایت از حکومت اسلامی را لازم می دانند. تأییدات الهی همواره همراه این انقلاب بوده، از این رو در عرصه داخل و خارج به موفقیت های فراوان دست یافته است . بعضی ناکامی هایی که دیده می شود معلول کارشکنی ها و دشمنی های فراوان زورمداران شرق و غرب و مرتجعان منطقه بوده است. این انقلاب نقطه مقابل منافع شرق و غرب بوده و همیشه مورد هجوم دشمنان خدا و مسلمین بوده است و با این همه چون شجره ای طیبه و بارور ایستاده است و چون شمعی فراروی مسلمین عالم و آزادگان جهان است.
گذشته از اینها روایات متعددی درباره آخر الزمان و علائم ظهور است که اشاره دارد پیش از قیام و ظهور مقدس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه، در ایران و بین حکومت های شیعی و مورد تأیید امام تشکیل می شود و در دنیای پر از ظلم و جور آن زمان، مردم را به حق و عدالت دعوت می کنند. در این روایات به قیام ایرانیان و حکومت آنها تأیید بسیاری شده است. آقای علی کورانی از علماء لبنانی مقیم ایران، روایات مربوطه را جمع آوری و دسته بندی کرده اند و با توضیحاتی جامع درباره این روایات توضیح داده است. (کورانی علی، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالی، ص 217 - 275، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم 1379، تهران).
پس نه تنها حکومت جمهوری اسلامی، مصداق روایاتی که نهی از قیام و احیانا تشکیل حکومت می کند نیست، بلکه به دلیل عقل و نقل مصداق واقعی حکومت زمینه ساز حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه است و همین امر نشان می دهد روایاتی که نهی از قیام می کنند بررسی دقیق تری شوند و درباره آنها بیشتر اندیشه شود. حداقل اینکه این روایات قیامهای برحق و مطابق برنامه ائمه را شامل نمی شوند.
رابعاً ، تفسیر صحیح روایات باطل بودن قیام های قبل از ظهور چنین است:
1- اگر روایات مذکور به معنای ظاهری آنها که برخی خیال کرده اند، گرفته شود، معنای آن و جوب سکوت در برابر همه ظلم ها و طاغوت ها و بی عدالتی ها است و این مخالفت نص صریح قرآن و روایات مکرر اهل بیت علیهم السلام است که اسلام دین عدالت است و مردم را به عدالت و زندگی عادلانه دعوت کرده و سکوت در برابر اهل ظلم و کفر را جایز ندانسته است. بنابراین قیام امام حسین علیه السلام تنها برای ایشان جایز بود و عملی نیست که بشود از آن پیروی کرد و کلام امام حسین علیه السلام خطاب به کوفیان که فرمود «فلکم فی اسوه» همانا من برای شما الگو هستم،(تحف العقول، ص505) لغو می گردد و ما تنها موظفیم برای امام حسین عزاداری کنیم و پیروی از سنت و روش ایشان برای ما جایز نیست. ضمن اینکه قیام علیه طاغوت و ظلم مقدمه تشکیل حکومت عدل است و اگر ما پیش از ظهور دعوت به سکوت شده باشیم به آیاتی که دلالت بر جامعیت اسلام دارد (مائده، 33-38؛ نور، 2؛ حجرات، 9؛ انفال، 39-60) و همچنین روایات متعددی که بر این واقعیت دلالت دارند لغو می گردند. بنابراین معنای روایات غیر از آن است که برخی با وجوب سکوت برداشت کرده اند.
2- امام علی(عِ در وصف مردم در آخر الزمان می فرمایند: «... تضل فیها اقوام و یهتدی فیها اخری؛ در آن زمان گروههایی گمراه می شوند و گروهی دیگر بر هدایت ثابت قدم می مانند...»بعد امام(ع) در وصف گروه هدایت شدگان می فرمایند: «اولئک خیار هذه الامه مع ابرار هذه العتره؛ آنها بهترین این امت هستند که با خوبان این خاندان (پیامبر اکرم(ص« به سر می برند» (بحارالانوار، ج 51، ص 118). روایت شریف صریح است در این که مردم آخر الزمان دو گروه هستند گروهی به بیراهه گمراهی کشانده می شوند اما بهترین این امت در شاهراه خیر و صلاح و هدایت ثابت قدم می مانند. در این دوران هر چه اهل باطل و شر و ستم در رفاه و آسایش هستند اهل حق در سختی به سر می برند زیرا حاکمیت با ظلم و ستم است و اهل حق در اقلیت به سر می برند.
3- امام سجاد(ع) می فرمایند: «ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته والمنتظرین لظهوره... الدعاه الی دین الله عزوجل سرا و جهرا» معتقدان به مهدی و منتظران ظهور او در عصر غیبت .... (دارای چنین صفاتی هستند که) در پنهان و آشکار مردم را به دین خدا فرا می خوانند. (کمال الدین، شیخ صدوق، ص 320)
4- امام صادق(ع) می فرمایند: «... و رایت اصحاب الایات یحقرون و یحتقر من یحبهم» مردمان حق را می نگری که خوار شمرده می شوند و هر کس به آنها علاقه داشته باشد نیز کوچک شمرده می شود. (بحارالانوار، ج 52، ص 256)برخورد امروز دولت مستکبر آمریکا و دنباله روان آن با مردم ایران و مسلمانان نمونه ای از تحقق این روایت است. آری در این زمان حفظ دین بسیار سخت است.
5- پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «لاحدهم اشد بقیه علی دینه من خرط القتاد فی اللیله الظلماء او کالقابض علی جمر الغضاء» هر یک از آن (مؤمنان) دین خویش را به سختی نگاه می دارد چنان که گویی درخت خار مغیلان را در شب تاریک با دست پوست می کند یا آتش پر دوام را در دست نگاه می دارد(همان، ص 124). آری حفظ و نگهداری دین، بسیار سخت است و به این دلیل است که انتظار فرج بهترین عبادت است.
6- پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عز وجل» انتظار فرج از جانب خداوند متعال برترین عمل امت من است (همان، ص 128).
7- امام علی(ع) می فرماید: «المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله» منتظر امر ما، بسان کسی است که در راه خدا به خون خود غلطیده است (همان، ص 123).در چنین زمان پر فتنه ای است که به ما دستور داده اند که هوشیار باشیم و مواظب دین خود باشیم زیرا از هر طرف برای گمراهی ما تلاش می شود.زور و زر و تزویر و تبلیغات و سیاست بازی ها و تهدیدها و هزار و یک اقدام دیگر در سر راه ماست تا ما را از دین حق جدا کند.خلاصه کلام این که در برابر ظلم و فساد سراسری که جهان را پر کرده است گروهی مؤمن واقعی هستند که انتظار عدالت گستر را می کشند و زمینه ساز ظهورند. «آنها پولاد دل اند و همه وجودشان را یقین به خدا پر کرده است. مردمانی سخت تر از صخره ها» (به نقل از امام صادق(ع) همان، ص 308). «آنها در حالی که پیامبر را ندیده اند و امامشان هم پنهان است به سبب یقین قلبی، دارای ایمانی مستحکم هستند» (از پیامبر اکرم(ص)، همان، ص 125). «آنها برادران پیامبر(ص) هستند که او را ندیده اند، اما به او ایمان دارند و او را از صمیم قلب دوست می دارند و با تمام وجود او و دین او را یاری می رسانند» (از پیامبر اکرم(ص)، همان، ص 132). «آری چنین مردمانی برترین مردم همه زمان ها هستند زیرا خداوند عقل ها و فهم ها و شناخت آنها را قوت بخشیده است به حدی که امام غائب نزد آنها همچون امام حاضر است و به نهایت درجه اخلاص رسیده اند» (کمال الدین، ص 320). «چقدر مقام آنها بالاست که پاداش یک نفر این گروه همانند پاداش پنجاه صحابه پیامبر(ص) است که در رکاب آن حضرت در جنگ های بدر و احد و حنین جنگیده اند، زیرا سختی ها و آزار ها و رنج هایی که بر آنان وارد می شود، فوق طاقت اصحاب پیامبر(ص) است و اگر چنین رنج ها و آزارهایی به اصحاب پیامبر(ص) می رسید شکیبایی نمی داشتند» (بحارالانوار، ج 52، ص 130).پس بکوشید جزء این گروه باشید تا نامتان را در فهرست یاران با اخلاص امام مهدی حضرت بقیه الله الاعظم(عج) ثبت کنند و جزء برادران ودوستان پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و شهدا در رکابش شمرده شوید.(برای اطلاع بیشتر نگا: کورانی، علی؛ عصر ظهور؛ ترجمه عباس جلالی؛ شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی؛ تهران؛ چاپ دوم 1379 .)
در پایان ضمن آرزوی موفقیت مجدد برای شما دوست گرامی ، مشاوران این مرکز همواره آماده ارائه کمک های فکری و مشورت های لازم می باشند از این رو اگر همچنان در این زمینه و یا سایر موضوعات شبهاتی برای خودتان یا اطرافیان شما وجود دارد به صورت دقیق و شفاف برای ما مرقوم نمایید تا بررسی و پاسخ داده شود .

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:30 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
بنده سید ... 25 سال سن دارم و ان شاء الله چند ماه دیگر مدرک کارشناسی ارشد خود را از یکی از دانشگاه های معتبر در تهران خواهم گرفت. عرفا فردی مذهبی هستم، نمازها را معمولا سر وقت و در مسجد به جا می آورم و به روزه گرفتن علاقه خاصی دارم. یک سالی است به توصیه پدر نماز لیله الدفن را هر شب می خوانم و نماز وتری به علاقه خویش. از نظر جسمی الحمد لله بدن نسبتا آماده و خوبی دارم. چشمانم درون ویترینی به شماره کم مستقر شده اند. فردی اجتماعی هستم و دوستان نسبتا زیادی دارم. از ابتدای بلوغ (حدود 14 سالگی) به گمانم به مدت سه سال به طور میانگین ماهی یکبار عمل خودارضایی را انجام می دادم. ولی همواره احساس گناه شدیدی مرا می آزرد و در پی راه های مختلف برای ترک بودم. بالاخره با عقد یک پیمان با خود تقریبا موفق به جلوگیری از آن شده ام. و آن پیمان که اکنون حدودا هشت سال عمر دارد و تا کنون نیز بدان پایبند بوده ام چنین است: هرگاه در مبارزه با عمل خودارضایی شکست خوردم بر من واجب است که 7 روز سپر صیام بر تن کنم، که سه روزه آن باید بلافاصله پس از شکست و پشت سر هم باشد و چهار روزه دیگر در طی یک ماه پس از روز شکست به جا آورده شود. آنچه مرا به نگاشتن و مشورت با شما واداشت اینست:
شما را فردی دلسوز، مذهبی و آگاه در این زمینه و در نتیجه مناسب برای مشورتی نیک یافته ام. و اما مشکل من: امروز چهارمین روزی است که در حال مبارزه با یک هجمه شهوانی هستم! تا کنون اینقدر شدید اذیت نشده ام. برای جلوگیری از عمل خودارضایی سومین روزی است که روزه گرفته ام و نیز در اینترنت جستجو کردم و لطافت سخنان زیبای شما دیدگانم را نوازش کرد و روحم را آرام. اکسیر حرف های شما (پرهیز از تنهایی، مشغول شدن به کار، رفتن به رختخواب پس از خواب آلوده شدن، رفتن در جمع و ... ) نیز در دوام آوردن بنده تا کنون خیلی مؤثر بوده است. اما دیگرکاسه صبرم در حال لبریز شدن است. فشار زیادی را دارم تحمل می کنم. دیشب تا نزدیک اذان صبح بیدار ماندم چرا که خوابم نمی برد و بی گمان باید از رختخواب حذر می کردم لذا خود را به یک سری کارهای معمولی مشغول کردم. به درستی نمی توانم بر کارهای دانشگاهی ام که در این چند روز و هفته باید حتما به اتمام برسانم، تمرکز کنم. بدنم به خاطر نرمش های زیادی که در این چند روز برای خروج انرژی اضافی از بدن انجام داده ام مقداری کوفته شده است. از طرفی در اینترنت و نیز با برخی از دکترهای روان شناس که قبلا صحبت کرده ام گفته اند، عمل خودارضایی اگر با برنامه (مثلا ماهی یکبار) انجام گیرد، هیچ گونه ضرری ندارد و نیز مزایایی برای این کار نیز ذکر کرده اند. مانند:
1- این امر مانع از روابط جنسی غیرمجاز مانند همجنس‌بازی می‌شود.
2- تخلیه‌ فشارهای منفی که در طول روز به سراغ فرد می‌آیند.
و ...
(به لینک شماره 1 مراجعه کنید.)
حقیقت اینست که تنها عاملی که باز باعث شده تاکنون با عمل خودارضایی به مبارزه برخیزم عشق به یکتا حبیب بی همتاست که خیلی خیلی مدیون او هستم و دست نوازش و محبتش را بارها و بارها به وضوح در زندگیم حس کرده ام و عطر دل انگیزش بارها مرا مدهوش کرده است و جویبار اشک دیدگانم را روان ساخته. یکی از روحانیون عزیزی که حدود سه سال پیش با وی صحبتی داشتم می گفتند: اصلا به فرض عمل خودارضایی هیچ گونه ضرری نداشته باشد. شاید حضرت حق می خواهد ایمان ما را در بوته آزمایش نهد و بنگرد که ما از فرمان او سر می پیچیم یا نه؟ همین ظریفه کافیست تا ما به منظور نشان دادن ارادت و فرمانبرداری و بندگی خویشتن امرش را بی قید و شرط مطیع باشیم. «والیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله.» اما اکنون به رغم همه علاقه و ارادتم به یکتا حبیب بی همتا، مسایلی این کمترین را به تغییر استراتژی و موضعگیری خود و انجام عمل خودارضایی شاید بتوان گفت مجبور کرده است. هر چند هنوز بر پیمان خود باقی مانده ام اما گویا با توجه به شرایطم مجبورم بین بد و بدتر، بد را برگزینم. این مسائل را در ذیل بیان می کنم و خواهشمندم، خوب بر شرایط بنده بندیشید و شراب سخنان رهگشایتان را در کامم ریزید.
1- بنده فردی عاطفی هستم. و اگر بخواهم طبق نظریه برنامه ریزی عصبی - زبانی (NLP) (لینک شماره 2 را بنگرید.) خود را در یکی از سه گروه انسان ها جای دهم، خواهم گفت 70 درصد حسی 20 درصد بصری و 10 درصد شنیداری هستم. و در مجموع در زمره افراد حسی قرار می گیرم. می خواهم بگویم من از در آغوش گرفتن و بوسیدن غرق لذت می شوم. و در کل فردی سرشار از عاطفه هستم! این امر باعث شده گاه نسبت به برخی از دوستانم در خوابگاه و یا دانشگاه و ... چنان علاقه شدیدی به جانم پیوند بخورد که باعث از بین رفتن تمرکزم شود. و نیز این علاقه دو بار در حد زیادی مشکل آفرین شد البته در حد پریشانی ذهن و فشار روحی ناشی از مبارزه با نفس و خوشبختانه هیچ گاه آن تفکرات مسموم به عمل نیانجامید. به روانشناس دانشگاه در مرکز مشاوره مراجعه کردم. گفتند عشق و محبت شدید باعث بروز تمایلات جنسی می شود. اگر امکان ازدواج برای شما مهیا نیست یکی از راه های درمان، عمل خودارضایی است! در انجام این عمل اگر افراط صورت نگیرد هیچ گونه ضرری ندارد. آری این چنین است برادر فرزانه ما، گویا اگر به بد (عمل خودارضایی) پناه برم باعث شود تخلیه شوم و بتوانم از بدنر(تمایلات و وسوسه های هم جنس خواهی) در امان بمانم.
2- در شرایط حساسی قرار گرفته ام که باید برخی مقاله ها و پروژه های دانشگاهی را هر چه زودتر تهیه کنم و با توجه به این هجمه و تیرهای شهوانی، مرغ تمرکز از وجودم رخت بربسته و بازدهی و سرعت کارهایم شدیدا افت کرده.
3- فعلا امکان ازدواج برایم مهیا نیست و نیز امری زمانبر است، تا قبل از ازدواج چه کنم؟ در ضمن ازدواج موقت را با توجه به شرایط کنونی جامعه که بیشتر زن های خراب و ناسالم نصیب آدم می شود و پول می خواهد و قوز بالا قوز، عقلانی نمی دانم.
لطفا هر چه سریعتر مرا نیک راهنمایی کنید. بنده با توجه به شرایط فوق گریزی از تغییر استراتژی خود نسبت به عمل خودارضایی نمی بینم. اما هنوز ذره ای تردید مرا باز داشته. دیروز به منظور تغییر موضع گیری ام نسبت به عمل خودارضایی استخاره کردم بد آمد. و امروز ایمیلی ساخته ام و به مشورت با شما متوسل شده ام. اگر مرغ تمرکزم به خاطر این آتش شهوانی درون به آشیانه باز نگردد از هماد پروژه ها و مقاله هایم باز می مانم و بسیار وضع بحرانی می شود. من در فشار شدید کاری، روحی به سر می برم و کاسه صبرم سخت لبریز شده. دو بار در خواب محتلم شده ام اما باز آتش زبانه می کشد! تا کنون این قدر این هجمه شدید نبوده است! گویا بین بد و بدتر ناگزیر از انتخاب بدم. سخت تشنه نوشیدن شراب سخنان برخاسته از جام گرانبهای دانش شما هستم.
انقلاب ما یه انقلاب مردمی و اسلامی بود و به کمک خداوند متعال و ائمه اطهار(ع) توانستیم بر مشکلات زیادی چیره کنیم از جمله جنگ تحمیلی ... خوب در دانشگاه تعداد زیادی از دانشجویان از دین یا از نظام جمهوری زده شده اند یا بهتر بگوییم به دلیل تبلیغات یا هر چه که بوده کاملا به مخالفت و بدگویی از مسئولین کشور می پردازند ما هم به عنوان کسانی که ولایت فقیه را دوست داریم و به آن عشق می ورزیم برای دفاع از ولایت فقیه و رشادت های امام و شهدا برای این کشور از هیچ تلاشی کوتاهی نمی کنیم اما ما در مقابل سؤالات و جواب آنها که گاهی با سند می باشد، به شدت کم می آوریم و نمی دانیم در جواب اینان چه بگوییم.
من در برخورد با خواهران دانشجو از هر طیفی به سؤالات متعددی بر می خورم که عموما میان همه آنها مشترک است. فقط بعضی ها کمی تندروترند. نمی دانم چرا ولی بعضی از این عزیزان فکر می کنند که در دین اسلام به زن ظلم شده است. البته این که گفتم خیلی کلی بود مثلا به سؤال زیر دقت کنید:
چرا زن حق طلاق ندارد؟
اگر دقت کنید اکثر این موارد در قرآن آمده بنابراین سریع این نتیجه گرفته می شود که دین اسلام مال امروز و جامعه الان نیست. من هم می دانم عده ای جواب هایی به این قبیل سؤالات داده اند مثلا اگر مرد بمیرد نان آور خانواده رفته بنابراین دیه جبرانی بر این مسأله است اما به نظر من با وضع کنونی جامعه که زن ها هم کار می کنند این جواب ها قانع کننده نیست. من خواهش می کنم اگر خواستید جواب های این سؤال را بدهید مبسوط باشد بعد هم امکانی باشد که اگر باز هم در جواب شما مشکلی پیش آمد بتوان با خود جواب دهنده مکاتبه کرد. (البته شاید این امکان وجود داشته باشد.)
با سلام پسری با تحصیلات عالیه و شغل مناسب (مهندس عمران، دبیری) و به گفته واسط با اخلاق و ایمان بالا و خانواده ای سرشناس و خوب می خواهد به خواستگاری من بیاید اما تنها مشکلی که دارد این است که او یک بار حدود 4 ماه پیش با دختری نامزد کرده بوده و آن دختر به خاطر ثروت فراوان پدر پسر با او تا مرحله ازدواج جلو آمده است و سر یک بهانه کوچک پولی جدایی حاصل شده است به طوری که دادگاه از خیانت دختر و خانواده اش آگاه و مهریه ای برای دختر تعلق نداده و شناسنامه پسر را نیز تعویض نموده است، اینطور که تحقیق شده است پدر پسر ثروت فراوان دارد و دبیر بازنشسته است اما از اول اجازه داده است که فرزندان او خودشان به دنبال سرمایه بروند و هیچ سرمایه ای در اختیارشان نگذاشته است. از طرفی من هم دختری هستم که در زندگی دوست دارم ازدواج حضرت علی(ع) و خانم فاطمه زهرا(س) را سرلوحه قرار دهم و زندگی را از کم شروع کنم و به بالاترین درجه برسم. از همسر آینده ام هم فقط صفا، صمیمیت، عشق و مهربانی را می خواهم. دوست دارم همیشه صفا و شادی در زندگی زناشوییم به چشم بیاید. من از زندگی بزرگترین نیازهای معنوی و کمترین مادی را می خواهم. دوست دارم من و همسرم جزئی از شاهنامه باشیم و حتی تصمیم دارم کتاب زندگی عاشقانه خود را به لطف خدا بنویسم. از طرفی حدود 6 ماه پیش با پسری آشنا شدم که او نیز تا حدودی مثل من فکر می کرد در این 6 ماه ما به هم دلبسته شدیم به طوری که او می گفت که بدون من زندگی برایش سخت است اما مادرش رضایت به ازدواج ما نداد ما حتی تصمیم داشتیم به مکه برویم با مخالفت مادرش او نیز به طور عجیبی 360 درجه تغییر کرد و شد یک آدم دیگری و بهانه های جور واجور آورد و خیلی راحت و بی دغدغه من را رها کرد بدون اینکه دلیل منطقی بیاورد و به جای حل مشکل آن را پاک نمود اما من واقعا عاشقش بودم حالا با این اوصاف به نظر شما من می توانم با خواستگار جدیدم آن طور که دوست دارم زندگیم را شروع کنم؟ آیا آن با من همانطور که اگر نامزد آن دختر نبود روبرو می شد برخورد خواهد کرد؟ آیا من می توانم عشقی بیش از عشق به آن پسری که 6 ماه باهاش آشنا شدم یا به قول خودش زندگی کردیم با روحمان، با خواستگارم داشته باشم؟ چگونه می توانم راحت تر آن پسر را از زندگیم پاک کنم و آیا خواستگارم هم آن دختر را از زندگیش پاک کرده است؟ آیا به نظر شما او کیس مناسبی برای من است؟ تو را به خدا من را از تردید و دو دلی خارج نمایید؟ چه سؤالاتی علاوه بر سؤالات معمول و رایج می توانم از او بپرسم؟ با این تجربه بدی که از آن پسر دارم چگونه می توانم بفهمم این خواستگار جدید یا هر کس دیگر من را واقعی دوست دارد؟ آن پسر هم تا آخرین لحظات می گفت خیلی دوست دارم تو همه چیز منی و ... اما همان فرد راحت با یک مشکل که مادرش بود من را ترک کرد و گفت مسیر زندگیم عوض شده مطمئن باش خاطراتت تا لحظه مرگ با من است این حرف آخرش بود و من را با هزاران هزار علامت سؤال گذاشت و رفت دنبال زندگی جدیدش.
طرف بحث من در این جریان انسانیست که هنوز دینی را نپذیرفته و در ابتدای راه برای تشخیص مسیر صحیح برای زندگیست. در مورد حجیت عقل تنها دلیل که بنده به شخصه شنیده ام اینست که ما ابزاری نداریم که به وسیله آن راه را تشخیص دهیم و در ابتدای کار مجبور هستیم که به عقل متوسل شویم. (باز هم متذکر می شوم که منظورم انسانیست که در ابتدای مسیر تعقل برای تشخیص مسیر صحیح قرار دارد. یعنی هنوز در حجیت عقل بحث می کند.) پس ما مانند کسی هستیم که در بیابانی گم شده ایم و یک راهنما که همان عقل است ما را به سوی آبادی هدایت می کند. اما سؤالی که برای من ایجاد شده است اینست که:
ما به ناچار به عقل متوسل شده ایم، چون ابزار دیگری برای تشخیص راه نداریم ولی در مورد اینکه آیا عقل حتما راه صحیح را نشان می دهد چیزی نمی توانیم بگوییم. اینکه آیا اگر با یک استدلال منطقی به موضوعی رسیدیم، همان واقعیت است یا خیر؟‌ مشخص نیست.
اگر گفته شود که اگر راه صحیح تقعل که همان منطق است پیموده شود به نتیجه ای منطقی خواهیم رسید قابل قبول است، اما همین قوانین منطقی از عقلی نتیجه شده اند که به ناچار هدایت او را پذیرفته ایم و محکی برای اینکه آنچه که عقل نشان می دهد عین واقعیت است نداریم. اگر این استدلال صحیح باشد هیچ نتیجه گیری عقلی را نمی توان عین واقعیت دانست. اگر چه باید آن را پذیرفت چون ابزار دیگری در شناخت نداریم. خلاصه اینکه پذیرفتن عقل به عنوان هادی بهترین کار است اما چه محکی وجود دارد که به ما نشان دهد آنچه عقل می گوید همان واقعیت است؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed