جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
توجهلطفا توجه فرمایید
محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    بنده سید ... 25 سال سن دارم و ان شاء الله چند ماه دیگر مدرک کارشناسی ارشد خود را از یکی از دانشگاه های معتبر در تهران خواهم گرفت. عرفا فردی مذهبی هستم، نمازها را معمولا سر وقت و در مسجد به جا می آورم و به روزه گرفتن علاقه خاصی دارم. یک سالی است به توصیه پدر نماز لیله الدفن را هر شب می خوانم و نماز وتری به علاقه خویش. از نظر جسمی الحمد لله بدن نسبتا آماده و خوبی دارم. چشمانم درون ویترینی به شماره کم مستقر شده اند. فردی اجتماعی هستم و دوستان نسبتا زیادی دارم. از ابتدای بلوغ (حدود 14 سالگی) به گمانم به مدت سه سال به طور میانگین ماهی یکبار عمل خودارضایی را انجام می دادم. ولی همواره احساس گناه شدیدی مرا می آزرد و در پی راه های مختلف برای ترک بودم. بالاخره با عقد یک پیمان با خود تقریبا موفق به جلوگیری از آن شده ام. و آن پیمان که اکنون حدودا هشت سال عمر دارد و تا کنون نیز بدان پایبند بوده ام چنین است: هرگاه در مبارزه با عمل خودارضایی شکست خوردم بر من واجب است که 7 روز سپر صیام بر تن کنم، که سه روزه آن باید بلافاصله پس از شکست و پشت سر هم باشد و چهار روزه دیگر در طی یک ماه پس از روز شکست به جا آورده شود. آنچه مرا به نگاشتن و مشورت با شما واداشت اینست:
شما را فردی دلسوز، مذهبی و آگاه در این زمینه و در نتیجه مناسب برای مشورتی نیک یافته ام. و اما مشکل من: امروز چهارمین روزی است که در حال مبارزه با یک هجمه شهوانی هستم! تا کنون اینقدر شدید اذیت نشده ام. برای جلوگیری از عمل خودارضایی سومین روزی است که روزه گرفته ام و نیز در اینترنت جستجو کردم و لطافت سخنان زیبای شما دیدگانم را نوازش کرد و روحم را آرام. اکسیر حرف های شما (پرهیز از تنهایی، مشغول شدن به کار، رفتن به رختخواب پس از خواب آلوده شدن، رفتن در جمع و ... ) نیز در دوام آوردن بنده تا کنون خیلی مؤثر بوده است. اما دیگرکاسه صبرم در حال لبریز شدن است. فشار زیادی را دارم تحمل می کنم. دیشب تا نزدیک اذان صبح بیدار ماندم چرا که خوابم نمی برد و بی گمان باید از رختخواب حذر می کردم لذا خود را به یک سری کارهای معمولی مشغول کردم. به درستی نمی توانم بر کارهای دانشگاهی ام که در این چند روز و هفته باید حتما به اتمام برسانم، تمرکز کنم. بدنم به خاطر نرمش های زیادی که در این چند روز برای خروج انرژی اضافی از بدن انجام داده ام مقداری کوفته شده است. از طرفی در اینترنت و نیز با برخی از دکترهای روان شناس که قبلا صحبت کرده ام گفته اند، عمل خودارضایی اگر با برنامه (مثلا ماهی یکبار) انجام گیرد، هیچ گونه ضرری ندارد و نیز مزایایی برای این کار نیز ذکر کرده اند. مانند:
1- این امر مانع از روابط جنسی غیرمجاز مانند همجنس‌بازی می‌شود.
2- تخلیه‌ فشارهای منفی که در طول روز به سراغ فرد می‌آیند.
و ...
(به لینک شماره 1 مراجعه کنید.)
حقیقت اینست که تنها عاملی که باز باعث شده تاکنون با عمل خودارضایی به مبارزه برخیزم عشق به یکتا حبیب بی همتاست که خیلی خیلی مدیون او هستم و دست نوازش و محبتش را بارها و بارها به وضوح در زندگیم حس کرده ام و عطر دل انگیزش بارها مرا مدهوش کرده است و جویبار اشک دیدگانم را روان ساخته. یکی از روحانیون عزیزی که حدود سه سال پیش با وی صحبتی داشتم می گفتند: اصلا به فرض عمل خودارضایی هیچ گونه ضرری نداشته باشد. شاید حضرت حق می خواهد ایمان ما را در بوته آزمایش نهد و بنگرد که ما از فرمان او سر می پیچیم یا نه؟ همین ظریفه کافیست تا ما به منظور نشان دادن ارادت و فرمانبرداری و بندگی خویشتن امرش را بی قید و شرط مطیع باشیم. «والیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله.» اما اکنون به رغم همه علاقه و ارادتم به یکتا حبیب بی همتا، مسایلی این کمترین را به تغییر استراتژی و موضعگیری خود و انجام عمل خودارضایی شاید بتوان گفت مجبور کرده است. هر چند هنوز بر پیمان خود باقی مانده ام اما گویا با توجه به شرایطم مجبورم بین بد و بدتر، بد را برگزینم. این مسائل را در ذیل بیان می کنم و خواهشمندم، خوب بر شرایط بنده بندیشید و شراب سخنان رهگشایتان را در کامم ریزید.
1- بنده فردی عاطفی هستم. و اگر بخواهم طبق نظریه برنامه ریزی عصبی - زبانی (NLP) (لینک شماره 2 را بنگرید.) خود را در یکی از سه گروه انسان ها جای دهم، خواهم گفت 70 درصد حسی 20 درصد بصری و 10 درصد شنیداری هستم. و در مجموع در زمره افراد حسی قرار می گیرم. می خواهم بگویم من از در آغوش گرفتن و بوسیدن غرق لذت می شوم. و در کل فردی سرشار از عاطفه هستم! این امر باعث شده گاه نسبت به برخی از دوستانم در خوابگاه و یا دانشگاه و ... چنان علاقه شدیدی به جانم پیوند بخورد که باعث از بین رفتن تمرکزم شود. و نیز این علاقه دو بار در حد زیادی مشکل آفرین شد البته در حد پریشانی ذهن و فشار روحی ناشی از مبارزه با نفس و خوشبختانه هیچ گاه آن تفکرات مسموم به عمل نیانجامید. به روانشناس دانشگاه در مرکز مشاوره مراجعه کردم. گفتند عشق و محبت شدید باعث بروز تمایلات جنسی می شود. اگر امکان ازدواج برای شما مهیا نیست یکی از راه های درمان، عمل خودارضایی است! در انجام این عمل اگر افراط صورت نگیرد هیچ گونه ضرری ندارد. آری این چنین است برادر فرزانه ما، گویا اگر به بد (عمل خودارضایی) پناه برم باعث شود تخلیه شوم و بتوانم از بدنر(تمایلات و وسوسه های هم جنس خواهی) در امان بمانم.
2- در شرایط حساسی قرار گرفته ام که باید برخی مقاله ها و پروژه های دانشگاهی را هر چه زودتر تهیه کنم و با توجه به این هجمه و تیرهای شهوانی، مرغ تمرکز از وجودم رخت بربسته و بازدهی و سرعت کارهایم شدیدا افت کرده.
3- فعلا امکان ازدواج برایم مهیا نیست و نیز امری زمانبر است، تا قبل از ازدواج چه کنم؟ در ضمن ازدواج موقت را با توجه به شرایط کنونی جامعه که بیشتر زن های خراب و ناسالم نصیب آدم می شود و پول می خواهد و قوز بالا قوز، عقلانی نمی دانم.
لطفا هر چه سریعتر مرا نیک راهنمایی کنید. بنده با توجه به شرایط فوق گریزی از تغییر استراتژی خود نسبت به عمل خودارضایی نمی بینم. اما هنوز ذره ای تردید مرا باز داشته. دیروز به منظور تغییر موضع گیری ام نسبت به عمل خودارضایی استخاره کردم بد آمد. و امروز ایمیلی ساخته ام و به مشورت با شما متوسل شده ام. اگر مرغ تمرکزم به خاطر این آتش شهوانی درون به آشیانه باز نگردد از هماد پروژه ها و مقاله هایم باز می مانم و بسیار وضع بحرانی می شود. من در فشار شدید کاری، روحی به سر می برم و کاسه صبرم سخت لبریز شده. دو بار در خواب محتلم شده ام اما باز آتش زبانه می کشد! تا کنون این قدر این هجمه شدید نبوده است! گویا بین بد و بدتر ناگزیر از انتخاب بدم. سخت تشنه نوشیدن شراب سخنان برخاسته از جام گرانبهای دانش شما هستم.
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:27 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 12229
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
دوست دانشجوی من. از قدرت اراده شما در این فقره سخت به شگفت آمدم. اگر این توان در سایر دوستان دانشجو نیز به وفور یافت می شد، بسیاری از ناهنجاری های رفتاری و جنسی دوستان دانشجو نه به راحتی، ولی با قدرت مهار می شد و ما اینهمه اتلاف نیرو در این زمینه نداشتیم.
خودارضایی را نه به صورت برنامه ریزی شده و نه به صورت گه گداری هرگز توصیه نمی کنیم. زیرا اولا با حرمت شرعی مواجه ایم و ثانیا در صورت توصیه خطر عادت و گرفتار شدن در عواقب بسیار آن وجود دارد. آیا می شود به کسی توصیه کرد که مواد مخدر را به صورت برنامه ریزی شده مصرف کند؟ خیر زیرا این خطر وجود دارد که به زودی معتاد شود و سرمایه سلامتی و حیات خود را از دست بدهد.
توصیه بعدی این است که ازدواج را غیر ممکن ندانید و سعی کنید به جای برنامه ریزی برای خودارضایی بی خطر برای ازدواج و تامین نیازهای طبیعی به صورت امن برنامه ریزی نمایید.
راهکار چنین ازدواجی پیمان با کسی است که شما را بپذیرد و قبول کند که زمان عقد تا عروسی را طولانی نمایید. تا بدین صورت هم از مواهب ازدواج و همسر داری بهره ببرید و هم لطمه ای به توفیقات تحصیلی شما وارد نیاید.
مطمئن باشید این هم یکی از ترفند های شیطان است . اکنون که توانسته اید با او مبارزه کنید و موفق شوید آن موجود قسم خورده از روش جدیدی وارد صحنه شده است شما که از اراده محکم و خوبی بر خوردار بودید می توانید در این مرحله نیز مقاومت کنید و سرافراز از این امتحان بیرون آیید. سستی به خرج ندهید و گول برخی توجیهات را نخورید که همه آنها شیطانی است. وهر چه مقاومت انسان در برابر شیطان بیشتر شود او با استدلالهای ظریفتر دقیقتری وارد میدان فریب کاری میآید تا کنون موفق بودهاید اکنون هم اگر تحمل کنید موفق خواهید شد هرگز کوتاه نیایید ودر آخرین نفسهای رسیدن به قله هدف احساس عجز نکنید بر پیمانتان باقی باشید و مقاومت کنید.
برای دوست عزیز خودم آرزوی قدرت اراده بیشتر، معنویت افزون تر و توفیق عمل از خدای متعال خواستارم.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:27 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام در روایات هست که مداومت بر خواندن سوره انسان، نفس و اراده را قوی می کند و اضطراب و استرس را نیز کاهش می دهد. التماس دعا
vahid28 در تاریخ 28 دی ماه سال 1393 در ساعت 11:13 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
فکر نمی کردم هنوز چنین جوان هایی پیدا شوند باید به شما تبریک گفت وبدانید که حتما مشمول رحمت خداوندید و اگر بر این شیطان مسلم غلبه پیدا کنید در زندگی وازدواجتان چنان خداوند کمکتان کند که حیران بمانید
shahpar در تاریخ 11 آذر ماه سال 1394 در ساعت 03:08 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
دوست عزیز به این فکر کن که تو در امتحان الهی هستی وبا صبر وتحمل روزی تمام میشود
yyyyyy در تاریخ 14 خرداد ماه سال 1395 در ساعت 03:28 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام دلاور.خداقوت.ممنون ازاینکه دنبال یه راهکارهستی ودنبال درمانی....وامیدواری...ازت خواهش میکنم این متنو تاآخرش بخونی حتی اگه میلی نداشتی ممنونم که اینکارو میکنی اما گفتی همه تلاشت روکردی که اینکار رو کنار بگذاری...مطمئنی دلاور؟مطمئنی همه ی تلاش تو ورز ش نماز غذا کنترل غذا و... بوده....بگذار یه چیزی بهت بگم...یک کار سخت ...نه خیلی سخت اما محدوده زمانی واسش معین کنی یه دفعه سخت میشه...اونو انتخاب کن...مثلا میگم اگر در روز هزار تا صلوات بفرستی نمیتونی...یعنی زورت میاد...شاید هم بیشتر...ده هزار تاصلوات...برو بلاتر صدهزار تا صلوات...چرا زورت میاد؟چون به کارهای دیگه ات در روز شاید نرسی وشاید اصلا حوصله نداشته باشی...خب مرحله اول اینه که بگی اگر اینکار رو کردم قسم میخورم(یه قسمی که حتما بهش پایبند باشی وجلوی چشمت باشه ونتونی زیرش بزنی درجه داری مثلا به شهید فلانی ..به سر جداشده ی این شهید...به امام اول...به مظلومیت امام اول یابه خون ناحق ریخته شده ی علی اصغر حسین...به ولای علی-علیه السلام- و...از این قسم های تکون دهنده که امری را واجب میکند)قسم میخوری که ده هزار یا هزار تا شاید هم صدهزار تارا تا قبل فردای آن روز نشده حتما بفرستی پس چی شد؟ اول قسم نخور که انجام ندی بگو اون کار سخته را به ازایش انجام میدی دوم اون حجم کار سخته باید سه ویژگی داشته باشه اولا از پسش بربیای دوما بازور از پسش بربیای یعنی زیاد متمایل نباشی زورت بیاد قیافت بره توهم وقت گیرباشه سوما حتما محدوده زمانی واسش مشخص کن.... حتما حتما حتمااین قسم رو هروز بخور اگر امروز این طور به امام به این خون اینقدر صلوات یا هرچیز دیگر چون ممکنه اوایل قسمت شاید فراموشت شه بگو البته اگر سهوا فراموشم نشد چون معلوم نیست چه روزی از هفته درگیرش بشی باید از قبل مجازاتش تعیین شده باشه وگرنه همون لحظه شیطون میگه امروز که نگفتی ...اگر هم اوایل یادت رفت دوروز یکبار یادت میومد بگو این قسم مال امروز قسم فردایم هم از الان میگم دراین مرحله حداقل از هفته ای دوبار یکبار رو میشه.... منظورم تمرین هست منظورم پیش بینی مبارزه باخودت هست ونتیجه دادن نه اینکه تایید هفته ای یکبار هم بکنم....یه چند وقتی کارت این باشه....دراین حین حتما این کار ها هم انجام بده برو عواقب مرگبار خودارضایی رو مطالعه کن...بیماری هاش ضعف جسم وچشم وهزارکوفت وزهرمار...بعد باخودت تکرار کن دوست داری چشم هاتو در این راه از دست بدی؟ دوست فلان...دوست داری بهمان؟ میدونید مثل چیه؟ کسی که دائم عادت به تغذیه ناسالم کرده مثلا نوشابه چیپس هی بره ضررهاش رو بخونه...درسته شاید دوباره بره سراغ اون کار اما کوفتش میشه...حالش بد میشه کم کم بدش میاد وحتی درموقع خوردن چیپس دائم به خودش فحش وبدوبی راه میگه... مرحله ی دوم تعداد صلوات ها را بیشتراز دفعه قبل کنید...تابیشتر عرصه برشما تنگ بشه...ولی بازهم از پسش بربیاییداما بیشتر زورتون بیاد.....یه مدت هم این کارو بکنید در این حین همین طور که عواقب خودارضایی را مطالعه میکنید عواقب اخروی آن را هم مطالعه کنید این کار حرام شرعی است این عذابها را در پی دارد...کتاب چه در زمینه عواقب اخروی چه در زمینه عواقب دنیوی(جسمی) و حتی در اینترنت و.. زیاده بعدش به خودتون بگید خجالت نداره کار حرام رو انجام دادن؟ شهیدا توضعف گرسنگی بی کسی رفتن خون دادن من بعد شهدا چه کردم؟این حق خدا بود...نمک نشناسی هم حدی داره...خدا عالم وآگاه هست خدا عقل کله...پس حتما یه چیزی میدونه که حرامش کرده...بس نیست بهش اعتماد کنم؟؟؟؟وقت اون نرسیده پابکشم از این کار؟؟وقتش نشده یکم به حرفش گوش بدم؟؟؟؟وقتش نشده یکم باهاش آشتی کنم؟؟؟وقتش نشده؟؟؟ مرحله ی سوم...وقتی قسم خوردن روزانه در تو تثبیت شد وجا افتاد این دفعه بگو برای هربار (معذرت میخوام) نزدیک شدن دستم. وخوردن آن به شرمگاه فلان مقدار صلوات مقدار اولیه ات که مثلا 1000تابود....دیگه نمیتونی با اون قسم خیلی نزدیک این عمل شی اما سعی کن بازه ی زمانی ات بیشتر باشه نه خیلی بیشتر...عرصه را تنگ کن به نفس شیطانی ات به نفس عماره....مثلا بازه ی زمانی دوروزه...هر چند تا اینجا عمرا بخوای به این عمل نزدیک شی اما بازهم زبونم لال رخ داد اونقدر عرصه برتو تنگه که افسرده میشی اماقسَمت رو ادامیکنی تو این مرحله از بقیه بخوا دعات کنند یعنی بگو حاجتی داری از ته دل دعات کنند ...از خدا هم کمک بخواه...سعی کن دعا کمیل. و بامعنی اش بخونی...واگه اشتباه نکنم مناجات امام علی علیه السلام درمسجد کوفه..مولای یا مولای انت العزیز وانا الحقیر وهل یرحم العزیز الا الحقیر...مولای یا مولای...انت... مطمئن باش درهمه ی این مراحل به خدا خیلی نزدیک هستی ودارای یک مظلومیت خاصی هستی وامامرحله ی چهارم قسم هات برای چله باشه...یعنی اگر این کار رو کردم تاچهل روز باید اینقدر صلوات بفرستم ....نه کم نه زیاد اما زووورت بیاد هر روز هر روز این کار رو بکنی مرحله پنجم اگه دستم ولمس به شرمگاهم رفت تا چهل روز باید این مقدار صلوات بفرستم ... مرحله ششم همان مرحله پنجم اما بگو تادو چهلم این کارو میکنم واگه دیدی سه تا چهلم بیشتر تاثیر داره اینو بگو مرحله آخر درحالی که بازنشسته شدی از این گناه بگو این ماه وماه آینده وماه بعدیش اگر تکراری سر زد تا nتا چهلم باحجم زیادی صلوات قسم میخورم... خوبی مرحله پنجم به بعد اینه که که ماه های آینده ات تضمین میشه وباعث میشه عدم رفتن به این گناه واست ملکه بشه اگه مثلا زبونم لال بعد یک سال ترک هوس گناه کردی یادت می افته گفتی درسه ماه آینده شش ماه آینده سه تا چله چهار تاچله بعد جریمه اش هست پس نمیتونی بری سراغش...چون به سخت ترین چیزها قسم خوردی . . . . . اما دلاور یادت باشه درتمام ملکه شدن ترک عادتت یه چیز میتونه کمکت کنه میدونی اون چیه؟وما درتمام اینها مبنا را برچی گذاشتیم؟ ببین دلاور غریزه ی جنسی در وجود ماهست ،درست اما مثل شعله سماور هست نباید داخلش مواد مشتعل بریزیم تا شعله ی اون قد بگیره..... متوجه منظورم شدید؟آفرین باید ورودی ها رو ببندیم هر فیلمی هر عکسی...هر صحنه ای...حتی برای هرکدوم ازاینها هم میشه همچین مراحلی رو طی کرد مثلا توخیابون میخوای سربزیر شی وبه بدحجابی ها نگاه نکنی...در این حین میتونی به آقایون ومدل سبیل ریششون نگاه کنی تاآخرشب بیست تامدل گیرت میاد... پس اینطوری خودتومشغول یه چیز دیگه کن که جالب هم باشه... از خدا خیلی کمک بخواه از من بپررسی میگم صیغه کردن مال زمان اورژانسه وتوصیه هم نمیکنم شما یک جوان دانشجویی مملکت باراده...هنوز امیدوارباش واینکه اورژانسی نیستی واما خدا....خدایی که گفت ازدواج کنید...اگر امکانش رانمی یابید پس باید عفت پیشه کنند#*"تاخداآنها را از فضلش بی نیاز کند#"*آیه 33سوره مبارکه ی نور حدیثش رونمیدونم اما مضمونش اونها یی که تو انایی برمعصیت دارند اما عفت پیشه میکنند اجرشان ازشهید کمترنیست پاشو...پاشوبگو یاعلی که تو داری به خدا نزدیک میشه بسم الله بگو وپاشو در مورد ازدواجت هم سعی ات رو بکن وبه خدا توکل کن... ما هم همه جوره دعا گوت هستیم.. پاشو...یاعلی .. من یتق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لایحتسب
zaheb3@ در تاریخ 15 دی ماه سال 1395 در ساعت 04:45 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
پسری هستم که مدت 6 سال است به خودارضایی روی آورده ام و الان پشیمان شده ام چون می بینم نسبت به جوانان دیگر نشاط و نیروی کمتری دارم و برای رسیدن به نشاط می خواهم آن را ترک کنم. در حال حاضر تعداد آن را از 4 بار در هفته به 1 بار در هفته کاهش داده ام. از شما که با جوانان سر و کار زیادی دارید تقاضامندم تذکر بدهید که عمل خودارضایی مفید نبوده بلکه باعث زوال تدریجی عقل، ناتوانی جسمی و بیماری های روانی و جسمانی را در پی دارد و هرگز فریب سایت هایی که استمنا را مفید می دانند نخورند. بعد از یک مدت که این کار را ترک می کنم (5-6روز) احساس فشار و بروز احساسات به صورت ظاهری در من پیدا می شود یعنی دوست دارم با یک غیرهمجنس (دختر) به صحبت بپردازم. من 19سال سن دارم و در یکی از کلاس ها به دختری که او هم در رشته من تحصیل می کند علاقه مند شده ام ولی به او نگفته ام. از روابط کوچه و خیابان و دوستی های مخفیانه متنفر هستم ولی می خواهم با او حرف بزنم. از طرفی می دانم که شرایط ازدواج برای هر دو نفرمان محیا نیست و به وقت ازدواج نرسیده ایم. تا الان رابطه و بحثی با هم نداشته ایم. از طرف دیگر از شروع این روابط می ترسم و نمی خواهم در محیط دانشگاه ضایع بشوم. البته هنوز نظر او را هم نپرسیده ام ... با این وضع چون ظاهری خوب (باحجاب کامل) بوده و در درس هایش موفق و کوشا است و به رشته فنی من «الکترونیک» علاقمند بوده و زیبایی او طبیعی (بدون آرایش) هست او را دوست دارم. از شما تمنا دارم به من کمک کنید. نشانه های عشق واقعی و تکامل یافته را برایم بنویسید و بنده حقیر را هدایت فرمایید.
پسری هستم که مدت 6 سال است به خودارضایی روی آورده ام و الان پشیمان شده ام چون می بینم نسبت به جوانان دیگر نشاط و نیروی کمتری دارم و برای رسیدن به نشاط می خواهم آن را ترک کنم. در حال حاضر تعداد آن را از 4 بار در هفته به 1 بار در هفته کاهش داده ام. از شما که با جوانان سر و کار زیادی دارید تقاضامندم تذکر بدهید که عمل خودارضایی مفید نبوده بلکه باعث زوال تدریجی عقل، ناتوانی جسمی و بیماری های روانی و جسمانی را در پی دارد و هرگز فریب سایت هایی که استمنا را مفید می دانند نخورند. بعد از یک مدت که این کار را ترک می کنم (5-6روز) احساس فشار و بروز احساسات به صورت ظاهری در من پیدا می شود یعنی دوست دارم با یک غیرهمجنس (دختر) به صحبت بپردازم. من 19سال سن دارم و در یکی از کلاس ها به دختری که او هم در رشته من تحصیل می کند علاقه مند شده ام ولی به او نگفته ام. از روابط کوچه و خیابان و دوستی های مخفیانه متنفر هستم ولی می خواهم با او حرف بزنم. از طرفی می دانم که شرایط ازدواج برای هر دو نفرمان محیا نیست و به وقت ازدواج نرسیده ایم. تا الان رابطه و بحثی با هم نداشته ایم. از طرف دیگر از شروع این روابط می ترسم و نمی خواهم در محیط دانشگاه ضایع بشوم. البته هنوز نظر او را هم نپرسیده ام ... با این وضع چون ظاهری خوب (باحجاب کامل) بوده و در درس هایش موفق و کوشا است و به رشته فنی من «الکترونیک» علاقمند بوده و زیبایی او طبیعی (بدون آرایش) هست او را دوست دارم. از شما تمنا دارم به من کمک کنید. نشانه های عشق واقعی و تکامل یافته را برایم بنویسید و بنده حقیر را هدایت فرمایید.
با سلام پسری با تحصیلات عالیه و شغل مناسب (مهندس عمران، دبیری) و به گفته واسط با اخلاق و ایمان بالا و خانواده ای سرشناس و خوب می خواهد به خواستگاری من بیاید اما تنها مشکلی که دارد این است که او یک بار حدود 4 ماه پیش با دختری نامزد کرده بوده و آن دختر به خاطر ثروت فراوان پدر پسر با او تا مرحله ازدواج جلو آمده است و سر یک بهانه کوچک پولی جدایی حاصل شده است به طوری که دادگاه از خیانت دختر و خانواده اش آگاه و مهریه ای برای دختر تعلق نداده و شناسنامه پسر را نیز تعویض نموده است، اینطور که تحقیق شده است پدر پسر ثروت فراوان دارد و دبیر بازنشسته است اما از اول اجازه داده است که فرزندان او خودشان به دنبال سرمایه بروند و هیچ سرمایه ای در اختیارشان نگذاشته است. از طرفی من هم دختری هستم که در زندگی دوست دارم ازدواج حضرت علی(ع) و خانم فاطمه زهرا(س) را سرلوحه قرار دهم و زندگی را از کم شروع کنم و به بالاترین درجه برسم. از همسر آینده ام هم فقط صفا، صمیمیت، عشق و مهربانی را می خواهم. دوست دارم همیشه صفا و شادی در زندگی زناشوییم به چشم بیاید. من از زندگی بزرگترین نیازهای معنوی و کمترین مادی را می خواهم. دوست دارم من و همسرم جزئی از شاهنامه باشیم و حتی تصمیم دارم کتاب زندگی عاشقانه خود را به لطف خدا بنویسم. از طرفی حدود 6 ماه پیش با پسری آشنا شدم که او نیز تا حدودی مثل من فکر می کرد در این 6 ماه ما به هم دلبسته شدیم به طوری که او می گفت که بدون من زندگی برایش سخت است اما مادرش رضایت به ازدواج ما نداد ما حتی تصمیم داشتیم به مکه برویم با مخالفت مادرش او نیز به طور عجیبی 360 درجه تغییر کرد و شد یک آدم دیگری و بهانه های جور واجور آورد و خیلی راحت و بی دغدغه من را رها کرد بدون اینکه دلیل منطقی بیاورد و به جای حل مشکل آن را پاک نمود اما من واقعا عاشقش بودم حالا با این اوصاف به نظر شما من می توانم با خواستگار جدیدم آن طور که دوست دارم زندگیم را شروع کنم؟ آیا آن با من همانطور که اگر نامزد آن دختر نبود روبرو می شد برخورد خواهد کرد؟ آیا من می توانم عشقی بیش از عشق به آن پسری که 6 ماه باهاش آشنا شدم یا به قول خودش زندگی کردیم با روحمان، با خواستگارم داشته باشم؟ چگونه می توانم راحت تر آن پسر را از زندگیم پاک کنم و آیا خواستگارم هم آن دختر را از زندگیش پاک کرده است؟ آیا به نظر شما او کیس مناسبی برای من است؟ تو را به خدا من را از تردید و دو دلی خارج نمایید؟ چه سؤالاتی علاوه بر سؤالات معمول و رایج می توانم از او بپرسم؟ با این تجربه بدی که از آن پسر دارم چگونه می توانم بفهمم این خواستگار جدید یا هر کس دیگر من را واقعی دوست دارد؟ آن پسر هم تا آخرین لحظات می گفت خیلی دوست دارم تو همه چیز منی و ... اما همان فرد راحت با یک مشکل که مادرش بود من را ترک کرد و گفت مسیر زندگیم عوض شده مطمئن باش خاطراتت تا لحظه مرگ با من است این حرف آخرش بود و من را با هزاران هزار علامت سؤال گذاشت و رفت دنبال زندگی جدیدش.
من دختری 26 ساله و در آستانه ازدواج هستم و در یکی از شهرستان ها دور از خانواده ام مشغول به کار می باشم و آنجا پسری همسن خودم و متدین از من خواستگاری نموده البته این اولین خواستگار من نبوده و در حال حاضر سه خواستگار دیگر هم دارم که با وجود شنیدن پاسخ منفی از من هنوز به خواستگاری و پیغام فرستادن ادامه می دهند ولی این آخری با وجود آن که برعکس آنهای دیگر دیپلم دارد و از نظر مالی هم پایین تر و شغل آزاد هم دارد بسیار با ایمان است و این یکی از خواسته های مهم من در انتخاب همسر است لذا نمی خواهم این فرصت را از دست بدهم ولی مشکل اصلی من خواهر بزرگترم است که ازدواج نکرده است و مانع ازدواج من هم می شود می گوید تا من ازدواج نکنم تو حق نداری ازدواج کنی. 36 سال دارد و تهدید به خود کشی می کند خواهر بزگتر از خودم و کوچکتر از او با کلی بدبختی تازه سال قبل در سن 30 سالگی ازدواج کرد چون تا آن موقع به خاطر همین خواهرم مرتب جواب منفی می داد و وقتی هم ازدواج کرد خواهرم او را اذیت می کرد جلو فامیل، همسرش و شوهرش را تحقیرش می کرد. شوهر خواهرم بیشتر از یک ساعت حق ماندن در منزل ما را نداشت همه اش نفرینش می کند، نمی دانم چرا هر چه دعا می کنیم که خدا بختش را باز کند نمی شود مرتب خواستگار برایش می آید تا مراحل آخر هم پیش می رود ولی باز دقیقه آخر همه چیز به هم می خورد در منزل با همه دعوا می کند پدرم از دستش به عذاب است از طرفی می ترسم بگویم به خواستگاریم بیایید چون از خواهرم می ترسم که آبرویم را ببرد و از طرفی دلم هم برایش می سوزد که دوباره پرپر شود خیلی برایش دعا می کنم همه فامیل دعا می کنند و از طرفی به من اصرار می کنند که به خواستگارهایم جواب بدهم تو را به خدا دعایی، راه حلی برای مشکل ازدواج خواهرم بگوید قلب بسیار مهربانی دارد ولی زبان تند، حاضر نیستم رنجش را ببینم اکنون دو سال است که به خاطر او صبر کرده ام ولی هر دختری هم بهاری دارد در محیط کارم که مردان مجرد زیاد هستند دلم نمی خواهد هر روز یک نفر عاشقم شود می خواهم زودتر ازدواج کنم. کمکم کنید ببخشید که درد دلم زیاد شد.
بنده جوان 20 ساله ای هستم، که همراه با پدر و مادر خود زندگی می کنم. اما چند صباحی است که به خاطر جهنمی شدن فضای خانواده طلب مرگ از خداوند متعال دارم که دلیل آن عمل کردن پدر بنده به یکی از فرائض پسندیده و دارای ثواب و مورد توصیه اهل بیت(ع) به نام ازدواج موقت می باشد. پدر اینجانب در کمال راحتی به برقراری ارتباط با خانم های مختلف کرده و در پی این روابط مادر بنده دچار روانپریشی و افسردگی مزمن شده است و جز پوست و استخوانی از او نمانده است که مدام تحت آزمایش های مختلف در بیمارستانهاست.
پدر بنده در حضور من و مادرم ساعت ها در منزل با خانم های مورد نظر مکالمات تلفنی عاشقانه داشته و همچون زوج های جوان شوخی ها و خنده های طولانی دارند. در مواردی نیز پدر بنده با زن های مختلف رؤیت شده اند که مایه سر افکندگی ما در مقابل دوستان و آشنایان و اقوام گردیده است. اما پدر اینجانب در جواب تمامی سؤالات ما به سنت ازدواج موقت اشاره می کنند و اعمال خود را تحت عنوان کسب ثواب معرفی می کنند و بعضا نیز می گویند خود نیز چنین علاقه ای به این ارتباطات ندارند و از سنشان نیز گذشته است، اما تنها به خاطر سفارش معصومین(ع) و خداست که به این اعمال دست می زنند.
آیا واقعا باید خانواده ها را فدای این امر الهی کرد؟ آیا دستور خدا باید موجب از هم پاشیدن خانواده ها شود؟ وظیفه من که پسر مادرم هستم در قبال اعمال پدرم چیست؟ بنده اسم این اعمال را خانوم بازی می گذارم اما پدرم از آن به عنوان ثواب های الهی یاد می کند و برای من تقریبا 400 صفحه حدیث و آیه به عنوان سند می آورد. از مسلمان بودن خود بیزارم… از زنده بودن خود سیرم… اگر اسلام این است…

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed