جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    از بچگی این کار را از یکی از دوستانم یاد گرفتم و تا حالا اصلا متوجه نبودم چی کار می کنم البته همه این علائم را داشتم مثل ریزش مو و بدخلقی ولی فکرش را هم نمی کردم که این کار بتونه دلیلش باشه. حالا هم با اینکه به شدت ناامید هستم و دیگه چیزی برام مهم نیست ولی خواستم شانسم را امتحان کنم و از خدا هم ممنونم که تا به امروز پرده پوشی کرده و جز خودش کسی از ضمیر من خبر نداره. اگه با آزمایشات قبل از ازدواج معلوم نشه که من قبلا استمنا می کردم، آیا من از نظر شرعی فریب کارم یعنی حتما باید به همسرم بگم که قبلا چی کار کردم؟
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:23 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 1547
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
افشاى گناه همانند خود گناه جایز نیست وگفتن آن به همسر خودنه فقط لازم نیست بلکه در مواردی نیز حرام است وممکن است در زندگی آینده شما تاثیرات سوء ونامطلوبی بگذارد.وآزمایشات قبل از ازدواج برای مشخص کردن این مسئله نیست لذا از این بابت نگران نباشید. بنابراین لازم است تنها از خداى ستارالعیوب بخواهد که گناهانش را ببخشد. در صورتى که واقعا فرد از عمل خود پشیمان شود و توبه واقعى کند خداوند گناهان او را خواهد بخشید؛ هرچند از گناهان کبیره باشد. قرآن مى‏فرماید: A}قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله ان الله یغفرالذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم{A؛ M}به بندگان من که بر خودشان ستم کرده و گناه نموده‏اند بگو: از رحمت خدا مأیوس نشوید که خدا گناهان را مى‏آمرزد و او بخشنده و مهربان است{M، V}(زمر، آیه 53){V.

البته ا گربعد از استمنا وبیرون امدن منی بدون انکه غسل جنابت کنید نماز خوانده اید ویا قبل از اذان صبح در ماه رمضان بدون غسل یا تیمم روزه گرفته اید ویا در بین روزه استمنا کرده اید باید قضای ان ها را انجام دهید در هر صورت هیچ جای نگرا نی نیست و درهیچ حالی نباید از در گاه خدای مهر با ن ما یوس با شید J

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:23 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
دختری 25 ساله تحصیلکرده (مهندس) خوش قیافه خوش پوش معتقد به احکام و دستورات دین (نماز، روزه، روزی حلال، حجاب و ... ) و تا آن جایی که بتونم اهمیت میدم و به آنها عمل می کنم. البته باید بگم آدم خشک تعصبی نیستم.
1- از معیارهای مهم ازدواج در درجه اول برای من ایمان واعتقادت خیلی مهمه
2- اخلاق خوب
3- شغل مناسب وآبرومند جهت کسب روزی حلال
4- تحصیلات مناسب
5-قیافه مناسب
6- سطح فرهنگ
راستشو بخواید هیچ وقت تا حالا که 25 سالمه هیچگاه اهل دوستی با پسرها و این برنامه ها نبودم البته نه اینکه فکر کنید از قول بعضی ها املم یا قیافه خوبی ندارم نه! حتی باید بگم پیشنهاداتی هم داشتم اما من مطابق اعتقاداتم در موارد ضروری با رعایت کمال احترام، ادب بین زن و مرد مسلمان و ... با جنس مخالف صحبت می کنم حتی توی محیط کار باهشون کار می کنم. به همین دلیل دلم می خواهد شریک زندگیم هم اهل هیچ برنامه ای نبوده باشه راستشو بخواید مثلا مورد خواستگاری بوده که اهل همین دوستی ها بوده و جواب منفی دادم و مورد دیگه مثلا اخلاق خوبی داشته ولی می گفت یه وقتایی سیگار می کشم و یا مشروب می خوردم و می گفت اعتقاد دارم چیز بدی هم نیست ولی نماز هم می خونم آیا میشه به چنین آدمایی اعتماد کرد؟ من با خودم میگم این که به راحتی این حرف رو میزنه اگه فردا تو زندگی یه مشکل به وجود بیاد فوری رو به اینا می آره به نظر شما عقیده من غلطه؟ حالا واسه من مهم نیست که ماشین داره خونه داره پولداره و ... و یا موردی بوده که اعتقاد داشته زن توی خونه باید باشه و خونه داری و بچه داری کنه و ... ولی من همچون روحیه ای ندارم من درس خوندم تلاش کردم که کار کنم و ... و از قول بعضیا میگن خانم کلاسش بالاست، خانم سختگیره، دیگه چی میخوای ولی من نمی توانم به اعتقاداتم پشت کنم. به خاطر این موارد (مال و ثروت) یا اینکه بخوام زود ازدواج کنم زندگیم رو خراب کنم؟
ولی واقعیتشو بخواهید خیلی می ترسم چون ازون دخترایی نیستم که بخوام خودمو نشون بدم و حتی اگه کسی بهم اظهار علاقه هم کنه به خاطر اعتقاداتم و اینکه زن و مرد بجز در موارد ضروری نباید با هم صحبت کنند نمی تونم بجز در مواردی مثل درس و کار صحبت دیگه ای داشته باشم ولی خودتون می دونید که امروز باب شده اول دختر و پسر بعد از یک مدت دوستی مثلا حالا می بینند با هم تفاهم دارن یا نه اما من مگر بعد از خواستگاری رسمی و با اجازه پدر و مادرم فقط با آنها صحبت می کنم واقعا این کار من اشتباهه؟ یا راحت بگم بلد نیستم قاپ کسی رو بزنم؟ می ترسم دیگه موردهای مناسبی برام پیش نیاد و تمام دغدغه فکریم این شده. یعنی میشه یه شرایط پیش بیاد که ایده آل من و طبق معیارهای من باشه؟ ولی در اینجا دخترا خیلی مظلوم واقع میشن آیا این طوری نیست که باید بشینن تا ببینن کی و چه زمانی مورد مناسبی پیش بیاد یا نه؟ لطفا منو راهنمایی کنید تا از این ترس و دغدغه فکری رهایی پیدا کنم؟ آیا واقعا زمان ازدواج برای من دیر شده؟
این نامه ای است که یک دختر خانم در یکی از سایت ها نوشته و در خواست راهنمایی دارد. از شما می خواهم که نظر خود را در این مورد بیان کنید:
«من یک دختر دانشجو شهرستان بیرجند بودم که یک سال پیش با پسری در آنجا آشنا شدم که می خواستیم با هم ازدواج کنیم و خیلی به هم علاقه داشتیم اما از وقتی که درسم تمام شد و به شهرم مشهد آمدم او خیلی سرد شده است و من خیلی ناراحتم. یک سال و نیم از این موضوع میگذره. راستش ما اولین بار در بیرجند همدیگر را دیدیم. من و یکی از دوستام با دوست پسرش می خواستیم بریم بیرون که او هم چون پسرخاله آن پسر بود با ما اومد اونجا کمی با من حرف زد و بعد از من خواست باهاش دوست شم منم ازش خوشم اومد و قبول کردم. من و او خیلی همدیگه رو دوست داشتیم هر روز از من می خواست بریم بیرون و همدیگه رو ببینیم من خیلی بهش وابسته شدم اون بهم می گفت فقط به من فکر می کنه و در آینده با هم ازدواج می کنیم منم خیلی ساده بودم بعد از مدتی از من یه رابطه فراتر خواست می گفت من شوهرتم ولی من قبول نکردم چون من اعتقادم این اجازه را بهم نمی داد من نماز می خواندم نمی تونستم. اما او باز هم اصرار کرد و من هم بالاخره قبول کردم چون خیلی دوستش داشتم 4-3 بار پیشش رفتم اما بعد از این کارم احساس گناه کردم بهش گفتم من دیگه نمی یام این کار رو دوست ندارم و دیگه پیشش نرفتم. الان بیشتر تلفنی با هم هستیم که البته من بیشتر زنگ می زنم البته اون بارها ازم خواست بازم برم می گفت این طوری بهتره اما من قبول نکردم. من 6 ماه پیش خواستم ازش دیگه جدا شم ولی دو ماه نتونستم بیشتر دوام بیارم چون داشتم دیونه می شدم هر شب با گریه می خوابیدم. اخلاق خوبی داشت از لحاظ تحصیلات هم خانواده هامون به هم میخورن. من هنوزم دوستش دارم و بهش احساسمو نشون میدم اما او مثل قبل نیست اینو بارها بهش گفتم که از دستش ناراحتم و خیلی سرد شده اما او میگه فقط گرفتار مشکلات کار بشه و وقت نداره منو ببینه وگرنه هنوز دوستم داره اما من قبول ندارم چون هر هفته واسه کارش میاد مشهد و منو نمی بینه تقریبا هر دو ماه منو میبینه. منم الان کم کم احساسم داره بهش کم میشه چون همش احساسم نادیده گرفته شده اما خیلی ناراحتم. حتی به خاطر اون چند پیشنهاد دیگه را هم رد کردم. اما الان نتیجه گرفتم که نباید به هیچ پسری دل ببندم نمی دونم چه کار کنم فقط میدونم اون آدم قبلی نیستم خیلی اوقات تنهایی گریه می کنم می ترسم نتونم دیگه کسی رو دوست داشته باشم. تو رو خدا بگین چه کار کنم.»
می خواستم بدانم که آیا این خانم با این ارتباط نامشروع باید حتما با همون شخص ازدواج کنه یا نه؟ یا اون رو فراموش کنه. در این صورت، پس تکلیف همسری که در آینده با او ازدواج خواهد کرد چه خواهد بود؟ آیا او هم باید از یک ازدواج پاک محروم باشد؟
با تشکر فروان از اینکه با حوصله پاسخ نامه مرا دادید و تشکر فراوان از دست اندرکاران نشریه. متأسفانه من جواب سؤالم را از سایت شما بسیار دیر دریافت کردم و در طول آن مدت چندین بار حتی با سایت های دیگر نامه نگاری کردم و پاسخ هایی دریافت کردم. ولی دوست داشتم که در این مورد نظر شما را هم بدانم چون دیگر در این امر با کسی مشورت نکردم.
من بعد از نامه نگاری فراوان به خاطر اینکه شدیدا تحت فشار بودم نه می توانستم ارتباطم را با آن فرد را قطع کنم و به آن صورت هم احساس گناه می کردم. به همین دلیل به دو دلیل تصمیم گرفتم که بدون اجازه پدرم بین خودمان صیغه محرمیت را بخوانیم البته بعد از اینکه کلی مطلب را برای مادرم شرح دادم و از ایشان خواستم که اجازه من را از پدرم بگیرند و خوب جواب از قبل مشخص بود به هر حال من می خواستم که به وظیفه شرعی خود عمل کرده باشم به همین دلیل فکر کردم که من به دو دلیل می توانم بدون اجازه پدرم صیغه محرمیت را با آن فرد بخوانم یکی طبق فرموده حضرت امام(ره) که اگر دختری خواستگاری داشته باشد که هم کفو او باشد اگر پدر مخالفت کند و دختر هم خواستگار دیگری نداشته باشد، اذن پدر در این مورد ساقط می شود و دیگر اینکه با توجه به اینکه مرجع تقلید من حضرت امام(ره) می باشند طبق فرموده خود ایشان من می توانستم در بعضی امور به مرجع زنده رجوع کنم. بنابراین من در این امر به حضرت آیت الله بهجت رجوع کردم که طبق آنچه که در سایت تبیان خواندم ایشان می گویند که اذن ولی را شرط می دانند ولی اگر صیغه بدون اذن خوانده شد دو نفر به هم محرم می شوند اگر چه کار حرامی انجام داده اند و بالاخره ما این صیغه محرمیت را خواندیم و از آن موقع به بعد من بسیار از نظر روحی احساس آرامش می کنم زیرا دیگر فکر نمی کنم که ارتباطم با آن فرد اشکال شرعی داشته باشد.
و یک سؤال دیگر اینکه آیا بعد از اتمام مدت مقرر لازم است که صیغه مجددا خوانده شود یا می توان مدت را تغییر داد یعنی طولانی تر کرد؟
درد دل شما را خواندم و هم ناراحت شدم و هم خوشحال، خوشحال به خاطر اینکه آدمه ایی مثل خودم پیدا شدند و ناراحت که چقدر این بلا همه گیره چون من هم مثل تو شاگرد اول مدرسه بودم که همه می گفتند خیلی بد بشم کنکور رتبه سه رقمی بشم، از لحاظ احترام خانوادگی و فامیل هم که دیگه ... ظاهرم هم خیلی مذهبی ولی من هم مثل تو از دوران ابتدایی مشکل پیدا کردم ولی نه با این گناه خیلی خجالت می کشم شرم دارم بگم که چطوری ولی میگم که هم پاسخ سؤالم را بگیرم هم دلداری برای تو باشه در دوران ابتدایی موقع مامان بازی با همسن و سالان برهنه یه وقت هایی کنار هم می نشستیم در دوران راهنمایی وقتی حمام می رفتم خودم را زیر آب می گرفتم تا به آن لذت برسم در دوران دبیرستان آن عادت ها کنار رفت و من بعضی شب در رختخواب با خود بازی می کردم تا به آن لذت برسم این عادت ادامه داشت تا به دانشگاه آمدم یک روز در برد مشاوره سؤال و جواب هایی در این باره دیدم و آن موقع بود که تازه فهمیدم این کار چیست و حرام است! هنگامی که فهمیدم تصمیم به ترک آن گرفتم و از همان موقع ترک کردم و هیچکدام از سختی ها و مشکلات و نشد نهایی که هنگام ترک کردن از آن می گویند برایم پیش نیامد البته وسوسه هایی بود ولی با گفتن ذکر «لاحول و لاقوت الا بالله» از آن رها شدم و الان دو سال است که دیگر مبتلا نیستم و هنوز هم ازدواج نکرده ام. ببین کافی که اراده کنی و از خدا کمک بخواهی مطمئن باش خدا کمکت میکنه از آن موقع تا به امروز هم به برکت ترک آن از لحاظ معنوی به چیز هایی فکر می کنم که هیچگاه فکر نمی کردم من مطمئنم تو اگر بخواهی میتونی! حال از مسئولین پرسمان سؤالی دارم:
در مورد چیزهایی که گفتم کدام مرحله از کار من استمنا بوده؟ اگر استمنا بوده با توجه به اینکه من کوچکترین اطلاعی در مورد آن نداشتم تکلیف نماز و روزه های من در این مدت چه می شود من مقلد آقای مکارم هستم؟
راستش من یه دوستی دارم که اصلا وضعیت حجابی خوبی نداره علاوه بر این یکی از کوتاهی کنندگان در نماز هست نماز می خونه ولی 4 تا یکی. تا حالا هم صحبت های زیادی باهاش کردیم. با یکی از دوستای دیگمون خوب اون وقتی با ماهاست مواظب اخلاقش هست ولی چند روز که ما را نبینه دوباره به اخلاق اولش بر میگرده زندگی عجیبی داره چون هدف خاصی تو زندگیش نداره دائما در حال تغییر مسیر زندگیش هست زندگی عجیبی داره زندگی پر از اضطراب دلهره دلسردی از زندگیش نمی دونم چه طور
اخلاق این آدم را شرح بدم ولی به طورکلی می تونم بگم تموم روحیات یه آدم دور افتاده از خدا که دارای هیچ هدفی معلقه بهش گفتم دیدن کانال هایی از ماهواره را که ضد ایران هست یعنی سیاسی هست برای خودت فیلتر قائل شو و دیدن این چیزها را محدود کن ولی باز هم فایده ای نداشته چیزی را که منو مصر می کنه به کمک به اون اینه که با اینکه قیافه ها و اخلاقیات یا اعتقادات سخت ما را می بینه از رفت و آمد با ما نه تنها دلسرد نشده بلکه علاقه مند به رفت و آمد با ماست. برای تولدش یه مفاتیح و تسبیح بهش هدیه دادیم ولی مشکل خانواده اش هستند و مهمانی های شبهاشون. خیلی علاقه به شنیدن چیزهای مذهبی داره
و به دقت و با علاقه گوش میده ولی هیهات که آدمی مثل من که خودش بر خودش نتونسته کاری بکنه آخه کاری را که نکردم و نمی کنم چه جور به دیگری توصیه کنم اصلا نمی دونم از کجا باید شروع کنم و اصلا برای شروع باید چه کنم؟ البته ما 2 سال هست که با هم دوستیم و دوستای صمیمی هم شده ایم البته چنین اخلاق او محدود به خانوادش نمی شه بلکه فامیل های عجیب و غریبش از همه بدترند. تازه من غیر از وقتایی که باهام در دو دل کرده تا حالا باهاش رک حرف نزدم شاید می ترسیدم اخلاق اشتباهی بکنم و اون را از همه چیزها متنفر کنم و این را هم می دونم که اولین قدم حجابش نیست چون به بدحجابی عادت کرده. دوم اینکه اینقدر حجاب و آرایش زننده ای داره که دیگه نمی تونم باهاش رفت و آمد کنم نه به چادر چاقچوق ما و نه به بدحجابی دوستم نمی تونم دیگه باهاش رفت و آمد کنم؟ لطفا راهنمائیم کنید. توی این با مسئولیت سنگینی که به دوشم گذاشته شده کمکم کنید تا در پیشگاه خدا شرمنده و رو سیاه از کاری که می تونستم بکنم و نکردم نشم در ضمن دلم برای دوستم خیلی می سوزه راستش دوستش دارم به خاطر سادگی قلبش. البته اون به ارشاد احتیاجی نداره چه برنامه عملی پیشنهاد می کنید؟ تا حالا فکرشو کردم ببرمش جاهای مذهبی ولی از عکس العمل مردم می ترسم از ورود یه بدحجاب به اماکن مذهبی. شما عکس، فیلم یا داستان کتب جالبی سراغ دارید؟ سخنرانی نه ها! روحانی و اینها هم نه ها! ریش و قیچی دست خودتون! راستی ارتباط ایمیلی هم فکرشو کردم راحت تره ایمیلشو دارم.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed