ارتباط با ما
راهنما
سوال داری؟!‏
بپـــــرس
جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

سوالات 18+سوالات 18+
سوالات 18+
تبلیغات
تبلیغات
اخباراخبار
خبر ربات‌های خبرنگار؛ تهدید یا فرصت برای آینده حرفه‌ خبرنگاری؟!

منبع خبر فرارو
تاریخ خبر 2:16 AM - 27/10/1396

همه خبرها
لیست خبرگزاری ها
اخبار پرسشکده

راهنماییراهنمایی
چرا بعضی سوال های پرسشکده اینقدر ساده هستند؟

لیست کامل


پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
معنی آیت الله و حجت الاسلام و المسلمین چیست؟ به چه کسانی اطلاق می شود؟
پرسمان در تاریخ 12 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 1:21 PM این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 13516
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ

القابی مانند حجت الاسلام و آیت الله و ... سابقه‌ای طولانی ندارند و از حدود صدوپنجاه سال پیش مورد استفاده قرار گرفته است. این عناوین، عنوان‌های رسمی و اعطایی نیستند بلکه بیشتر جنبه عرفی دارند. لکن با همه این توصیفات یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان برای آنها تعیین کرد: ثقه‌الاسلام: به معنی«مورد وثوق و اطمینان برای اسلام» است و معمولاً به کسانی اطلاق می‌شود که به تازگی به کسوت طلبگی در آمده‌اند و معمولاً لباس روحانی هم به تن ندارند. حجت‌الاسلام والمسلمین به معنی «دلیل و برهان و راهنمای اسلام و مسلمین»: به اکثریت قشر روحانی اطلاق می‌شود که مراحل مقدماتی تحصیلات حوزوی را گذرانده‌اند و در سطوح عالیه دروس حوزوی نیز یا مشغول به تحصیلند و یا آن را به اتمام رسانده‌اند ولی به درجه اجتهاد نائل نگردیده‌اند. حجت الاسلام به معنی «دلیل و برهان اسلام»: همان ارزش لقب پیشین را دارد لکن مقداری از آن پایین‌تر است و به کسانی که تازه از مرحله ثقه‌الاسلامی ارتقا پیدا کرده‌اند اطلاق می‌شود. آیت الله: به روحانیونی گفته می‌شود که سطوح عالی حوزوی را به اتمام رسانده و در یک یا چند باب فقهی صاحب‌نظر شده‌‌اند و به اصطلاح به درجه اجتهاد رسیده‌اند. این افراد در فروع دین مجاز به تقلید از مرجع تقلید نیستند و باید از خودشان تقلید کنند اما کسی هم نمی‌تواند از آنان تقلید کند. آیت الله العظمی: از میان علمایی که به درجه اجتهاد می‌رسند، پس از سال‌ها تحقیق و تدریس، عده‌ای از آنان به پختگی و تبحر علمی و صلاحیت تقوایی ممتازتری دست پیدا می‌‌کند و به مقام مرجعیت شیعه می‌رسند که در جامعه به عنوان مرجع تقلید شناخته می‌شوند. از این افراد با لقب آیت الله العظمی یاد می‌شود. در سده 4 قمری عنوان ثقه الاسلام برای محمد بن یعقوب کلینی به کار رفت. V} (دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج 2، ص 260){V محمد بن یعقوب کلینی در نزد همه طوائف اسلامی مقبول بود، شیعه و سنی به او مراجعه می کردند و روی همین اصل به ثقه الاسلام شهرت یافت. او نخستین کسی است که در دوره اسلامی به این لقب اختصاص یافت.V} (ریحانه الادب، ج 5، ص 79، کلمه کلینی) {V در سده پنج هجری قمری عنوان «حجه الاسلام» برای امام محمد غزالی به کار رفت.V} (دائره المعارف بزرگ اسلامی و ریحانه الادب، ج 4، ص 237{V در سده هفتم هجری قمری عنوان «محقق» برای جعفر بن حسن حلی به کار رفت.V} (دائره المعارف بزرگ اسلام){V کتاب «شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام» نوشته همین محقق است و جواهر الکلام که در 43 جلد چاپ شده، شرح همین شرایع است. در حوزه علمیه قم همین الان، محور درس خارج فقه برخی از مراجع، کتاب شرایع است. محقق در سال 602 به دنیا آمد و در سال 676 وفات کرد. در سده هشت هجری قمری عنوان علامه و آیت الله برای حسن بن یوسف حلی به کار رفت که معروف به علامه حلی است. این لقبها قرنها مختص همین علماء بود. در سده چهاردهم هجری قمری کاربرد برخی از این عنوان ها برای گروهی از فقهاء تکرار شد و رفته رفته گسترش یافت. اکنون عنوانهای ثقه الاسلام و حجه السلام و آیت الله کاربرد گسترده ای دارد و هر کدام از اینها نشان دهنده سطح معینی از علم فقه است. تا قرن چهاردهم هجری، فقط علامه حلی را آیت الله می نامیدند. در اوایل قرن چهاردهم هجری نخستین بار سید محمدمهدی بحرالعلوم آیت الله خوانده شد. چند دهه پس از آن شیخ مرتضی انصاری و سید محمدحسن شیرازی آیت الله خوانده شدند. مورخان مشروطه، «آیت الله» را بر آخوند ملا کاظم خراسانی و دیگران اطلاق کردند. پیش از این همه مراجع را حجه الاسلام می نامیدند. پس از تشکیل حوزه علمیه قم توسط شیخ عبدالکریم حائری، شماری از فقهای بزرگ که در آن گرد آمدند، آیت الله لقب یافتند و به تدریج معدودی از آنها آیت الله العظمی نامیده شدند. (دائره المعارف بزرگ اسلامی) بنابر آنچه گفته شد القاب و واژه گان نیز همانند بسیاری از لوازم زندگی بشری سیر تحول داشته است و شاید راز آن در این نهفته باشد که برای نشان دادن برجستگی یک نفر در میان افرادی که قبلا هم تراز بودند به طور طبیعی از لقب ممتازتر استفاده می شود و این سیر هم چنان ادامه می یابد.


برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 12 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 1:21 PM به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
چرا مقام معظم رهبری برای ارتحال آیت الله فاضل لفظ آیت الله العظمی را به کار بردند ولی در ارتحال آیت الله بهجت این چنین لفظی را به کار نبردند؟ حتی متن پیام برای این دو عالم فرق می کند، چرا؟ خوب است بدانیم که مقام معنوی ایشان که هدف انسان تزکیه است نه سیاست و نه حکومت که ما این چنین علمایی که در انقلاب نقش دارند را تجلیل و دیگران را نه؟ حتی رهبر برای آقای مجتهدی که برخی مراجع که پیام داده بودند لفظ آیت الله به کار بردند ولی رهبر لفظ حجت الاسلام را به کار بردند، چرا؟
چیزی که من را خیلی ناراحت می کند این است که دشمنان اسلام مدام این نظر را طرح می کنند که اسلام با زور و شمشیر دین خود را به ایرانیان تحمیل کرد و کسانی را که نمی پذیرفتند از آنها پول می گرفت و خیلی از ایرانیها را آواره کرد، آنها می گویند اصلا چه لزومی داشت اسلام با شمشیر حمله کند. می توانست با دلیل و منطق وارد شود و حتی می گویند نباید به اسرائیل گیر داد و بگوییم باید از این سرزمین خارج شوید زیرا اسلام هم با شمشیر وارد این کشور شده است( لطفا جواب این سوال را بدهید و من را از این سر درگمی نجات دهید)
کسانی که اجازه پدر را در ازدواج دختر لازم می دانند، سخت در اشتباهند؛ اینان مگر از ائمه(ع) بیشتر می فهمند. نه پیامبر(ص) و نه ائمه(ع) چنین شرطی را لازم نمی دانند و فقط اجازه دختر و پسر کفایت می کند چه باکره چه غیر باکره. به شرط اینکه مصلحتش را تشخیص دهد، می تواند بدون اذن ولی ازدواج کند و شرعا لازم نیست. قانون هم باید اجازه ثبت قانونی بدهد و دختران و پسران جوانی را که بی گناه در دام پدران و مادران کج فهم اسیرند، بیهوده معطل نکند و عذابشان ندهد، قانون ما دین ماست، آیا جز این است؟ امام باقر (ع) فرمودند: زنی که مالک نفس خود( آزاد) باشد و سفیه، مجنون و کودک نباشد، در چنین حالی شوهرکردن او بدون اجازه ولی جائز است. امام صادق (ع) فرمودند: هر زنی که بخواهد اگر مالک نفس خود باشد( یعنی کنیز یا دیوانه نباشد) به ازدواج خودت در آور و اگر آن زن بخواهد می تواند وکیل بگیرد. امام صادق (ع) فرمودند: بکر و غیربکر مساوی است که باید نکاح به اذن آنها باشد و هیچ زنی را نکاح نمی توان کرد مگر به امر و رخصت او. ابو عبد الله(ع) فرمودند: باکره می تواند بدون اجازه پدرش ازدواج کند. امام صادق (ع) فرمودند : اگر دختر راضی شود بدون رضایت پدرش ازدواج موقت نماید، اشکالی ندارد.



کلیدواژه
 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed
..