جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    برخی از حکایتها در مورد دیدار مردم با حضرت حجت(عج) در برخی کتب نقل می شود که ظاهرا صاحب حکایت بدون هیچ سند منطقی و تنها با ذکر اینکه بعد از دیدن حضرت هر چه به دنبالش گشته ولی اثری از او نبود، سوال: حکم نشر و ترویج این گونه حکایتها در رسانه ها به ویژه رسانه های برون مرزی چیست؟
پرسمان در تاریخ 12 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 01:19 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 1683
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
صرف ادعای رویت ازهر کسی دلیل بر صدق ان نیست مخصوصا امروز که مدعیان دروغین خیلی زیاد شده اند با توجه به بیانی که در توقیع امام عصر (عج) به اخرین نایب خاص در زمان غیبت کبری که در ضمن ان امده الا و من ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحه فهو کذاب مفتری یعنی هر کس قبل از پیدا شدن سفیانی و شنیده شدن صدای اسمانی که دوعلامت از نشانه های حتمی برای ظهور ان حضرت است ادعای دیدن اورا به طور ازاد نماید (یعنی این که هر وقت بخواهد خدمت حضرت برسد ) دروغگو است و بر ان بزرگوار افترا بسته است و در هر صورت بر فرض صدق داستان نقل ان در رسانه های برون مرزی کار صحیحی نیست علاوه بر این که ما برای اثبات وجود ان حصرت بقدر کافی ادله عقلی و نقلی معتبر داریم که نیازی به تمسک به این گونه داستان های غیر متقن نیست.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 12 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 01:19 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
دانشجوی 21 ساله ای هستم که به لطف پروردگار علاقه فراوانی به بنیانگذار کبیرانقلاب، امام خمینی (ره) دارم. و مقام ایشان را نه تنها به عنوان یک سیاستمدار متدین، بلکه بعنوان یک عارف بزرگ ، فیلسوف و فقیه می ستایم. ولی سوالی دارم. نقل است که حضرت امام در نوفل لوشاتو قریب به این مضمون گفته بود که من اگر به ایران بازگردم به قم می روم و مانند یک طلبه زندگی می کنم و کاری به سیاست نخواهم داشت بلکه سیاست را به سیاست بازان واگذار می کنم. نه تنها این بلکه خیلی صحبت های دیگر را چه در فرانسه چه در ایران به ایشان منسوب می کنند که متاسفانه به آنها جامه عمل پوشیده نشد از جمله اینکه در بهشت زهرا فرموده بودند که آب و برق و ... باید مجانی شود ولی این اتفاق نیفتاد. یک انتقاد دیگری هم که به امام وارد می کنند این است که میگویند ایشان به محض ورود به ایران تمامی افرادی که در فرانسه در خدمتشان بودند را پراکنده کرده و به ایشان کم توجهی کردند. از جمله این افراد قطب زاده و ..... (اسم بقیه شان در خاطرم نیست) چرا امام افرادی که خادمشان بودند را مورد بی مهری قرار دادند؟
من خیاط هستم و با فروشگاههای کت و شلوار فروشی قرارداد می کنیم که به ازای هر طاقه پارچه 10 دست کت و شلوار به آنها تحویل دهیم پس از تحویل این 10 دست کت و شلوار مقداری پارچه ته طاقه پارچه باقی می ماند، آیا استفاده شخصی من از این پارچه های اضافه بدون اجازه صاحب فروشگاه چه حکمی دارد؟ این در حالی است که من طبق قرارداد 10 دست کت و شلوار را به او تحویل دادم، لطفا توضیح دهید.( پارچه ها برای صاحب فروشگاه است.) مرجع تقلید من آقای بهجت است.
این جانب این سوال را از محضر شما دارم که ما شیعه هستیم و یک دین پویا و مترقی و عقل پسند داریم، پس چرا با این که ما می دانیم کشور عربستان از مولدین و حامیان و مامن وهابیون درنده خو می باشند، که این وهابیون شیعیان و در بعضی مواقع نوع مسلمان اعم از شیعه و اهل سنت را با ناجوانمردانه ترین شکل ممکن به شهادت می رسانند، مگر مراجع ما نمی توانند با تشخیص اینکه هر نوع پولی که از طریق هر ایرانی مسلمان به واسطه رفتن به فریضه مهم حج به جیب حکومت وهابی پرور آل سعود می رود، البته امور مذهبی عربستان از جمله امور مسجد الحرام و مکه مکرمه مستقیما در دست وهابیون می باشد، فتوایی صادر کنند که رفتن سفر حج در حال حاضر و بنا بر عقل و حتما شرع مقدس، به نوعی عدم شراکت در تزریق اندکی از وجوه مالی گروه های تروریستی وهابی را به سیاسیون کشور بیان و آنان نیز برای فشار بر عربستان و نیز عدم کمک مالی غیر مستقیم به تروریست های وهابی اقدام کنند. اگر حج واجب نشد، حداقل حج غیر واجب و عمره. مگر بزرگان نگفته اند که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. البته تا جایی که حضور ذهن دارم در زمان حضرت امام خمینی (قدس ره) نیز به خاطر شهادت زائران مظلوم ایرانی در برائت از مشرکین و اسرائیل غاصب که توسط همین وهابیون و سعودی ها، ناجوانمردانه شهید شدند، در دهه 60 برای زمانی که نمی دانم رفتن حجاج ایرانی به مکه متوقف شد. با تشکر بسیار خدمت شما. حتما این سوال مرا پاسخ دهید چون به شدت ذهن مرا مشغول کرده است. با آرزوی تعجیل در فرج منجی بشریت و موفقیت مسلمین واقعی در تمام جهان و نابودی ظالمان
کسانی که اجازه پدر را در ازدواج دختر لازم می دانند، سخت در اشتباهند؛ اینان مگر از ائمه(ع) بیشتر می فهمند. نه پیامبر(ص) و نه ائمه(ع) چنین شرطی را لازم نمی دانند و فقط اجازه دختر و پسر کفایت می کند چه باکره چه غیر باکره. به شرط اینکه مصلحتش را تشخیص دهد، می تواند بدون اذن ولی ازدواج کند و شرعا لازم نیست. قانون هم باید اجازه ثبت قانونی بدهد و دختران و پسران جوانی را که بی گناه در دام پدران و مادران کج فهم اسیرند، بیهوده معطل نکند و عذابشان ندهد، قانون ما دین ماست، آیا جز این است؟ امام باقر (ع) فرمودند: زنی که مالک نفس خود( آزاد) باشد و سفیه، مجنون و کودک نباشد، در چنین حالی شوهرکردن او بدون اجازه ولی جائز است. امام صادق (ع) فرمودند: هر زنی که بخواهد اگر مالک نفس خود باشد( یعنی کنیز یا دیوانه نباشد) به ازدواج خودت در آور و اگر آن زن بخواهد می تواند وکیل بگیرد. امام صادق (ع) فرمودند: بکر و غیربکر مساوی است که باید نکاح به اذن آنها باشد و هیچ زنی را نکاح نمی توان کرد مگر به امر و رخصت او. ابو عبد الله(ع) فرمودند: باکره می تواند بدون اجازه پدرش ازدواج کند. امام صادق (ع) فرمودند : اگر دختر راضی شود بدون رضایت پدرش ازدواج موقت نماید، اشکالی ندارد.
برخی اعتقاد دارند که خداوند هنگامی که این جهان را آفرید، براساس مجموعه‌ای از قوانین آفرید که به اراده و خواست خدا کار می‌کنند. خدا بعد از اینکه جهان را آفرید همه چیز را رها کرد و دیگر هیچ قدرتی برای دخالت در امور و ایجاد تغییر در آنچه آفریده ندارد و دست خدا از این جهان کوتاه است. پس به هنگامی که سرنوشت ما می گذرد او همه چیز را تعیین کرده و ساخته و ما انجام می دهیم و آنچه که به سر ما باید بیاید، می آید چه دعا بکنیم و چه دعا نکینم قبلا اجابت شده و یا اجابت نشده است پس او با ما تماس ندارد و در این حد که ما باید در همان اندازه تعیین شده با او صحبت کرده و یا از او دور شده ایم او وجود مستقیم ندارد زندگی ما بشرها قبلا مانند یک فیلم تعیین شده همه چی انجام شده است، آنچه که باید انجام می شده، انجام شده است این افکار مرا ناراحت می کند که من وقتی با خدا گفتگو و یا صحبت می کنم او مرا رها کرده است و دخالتی ندارد و نباید او را احساس کنم آنچه می خواهد بسر من باید بیاید می آید، چه خوب و یا چه بد پس من نباید از او درخواستی داشته باشم چون او دخالتی ندارد و دست خدا از این جهان کوتاه است. خواهشم می کنم پاسخ مرابدهید تا من بدانم که خداوند مرا رها کرده و دخالتی در این جهان دیگر ندارد یعنی دست خدا از این جهان کوتاه است پس چگونه می توانیم ارتباط برقرار کنیم پس در نتیجه ارتباط خدا و بنده نمی تواند وجود داشته باشد.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed