جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    درس خواندن در دانشگاه باید به چه نحوی باشد؟ من داشجوی ترم 4رشته شیمی هستم. با آن که درسها را در کلاس متوجه می شوم و در طول ترم هم خوب درس می خوانم اما نتیجه و نمرات خوبی نمی گیرم، علت چیست؟
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 02:37 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 7636
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
دانشجوى گرامى! در رابطه با روش تحصیل و درس خواندن باید به عرض تان برسانیم که روان شناسان معتقدند که حافظه سه مرحله دارد:
1- رمز گردانى،
2- اندوزش،
3- بازیابى.
منظور از رمز گردانى تبدیل اطلاعات فیزیکى به نوعى رمز قابل قبول براى حافظه است این مرحله همان سپردن اطلاعات به حافظه مى‏باشد اندوزش عبارت از نگهدارى و ذخیره اطلاعات رمز گردانى شده است و باز یابى فرایندى است که از طریق آن اطلاعات به هنگام نیاز از حافظه فرا خوانده مى‏شوند در نظریه‏هاى جدیدى که در رابطه با حافظه مطرح شده است اعتقاد بر این است که فراموشى ناشى از احتمال وقوع خطا در یک یا چند مرحله از این مراحل سه گانه مى‏باشد البته نباید نقش عوامل هیجانى نظیر اضطراب و استرس را در فراموشى نادیده گرفت .
توصیه‏هاى زیر را عملى سازید:
1- تلاوت و حفظ قرآن،
2- پرهیز از پرخوابى و پرخورى و خوردن غذاهاى سنگین،
3- سحرخیزى و بیدارى بین‏الطلوعین،
4- خواندن دعاهایى که به این منظور وارد شده (در مفاتیح‏الجنان در تعقیبات مشترکه دعایى ذکر گردیده)
5- مداومت بر مسواک زدن،
6- خوردن عسل،
7- خوردن کندر و زنجبیل (به مقدار کم)
8- استراحتتان به اندازه کافى باشد و از فشار درسى و کارى خود بکاهید.
9- به اندازه کافى تفریح داشته باشید. امید است با عمل کردن به روش مذکور و توصیه‏هاى بالا دیگر هیچ وقت دچار فراموشى مشکل‏زا نشوید.
در کتاب شریف مفاتیح‏الجنان در فصل اول از باب اول که درباره تعقیبات است این دعا را نقل نموده است و مى‏گوید: این دعا را پیغمبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع) براى حافظه تعلیم نمود: «H}سبحان من لایعتدى علی اهل مملکته ، سبحان من لایأخذ اهل الارض بالوان العذاب، سبحان الرؤوف الرحیم، اللهم اجعل لى فى قلبى نورا و بصرا و فهما و علما انک على کل شى‏ء قدیر{H» و نیز در خلاصه الاذکار است که در وقت مطالعه بخواند: «H}اللهم اخرجنى من ظلمات الوهم و اکرمنى بنور الفهم اللّهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک برحمتک یا ارحم الراحمین{H».
و مؤلف محترم گوید که کسى که مى‏خواهد حافظه‏اش زیاد شود مسواک کند و قرآن بخواند و به خصوص آیه‏الکرسى را قرائت نماید و همینطور خوردن مویز در ناشتا، به خصوص اگر سرخ و بیست و یک دانه باشد، براى تقویت فهم و ذهن و حافظه نافع است خوردن حلوا و گوشت نزدیک گردن و عسل و عدس نیز مورث حفظ است ... و هر روز بعد از نماز صبح پیش از آنکه تکلم کند بگوید: «H}یا حى یا قیّوم فلا یفوت شیئا علمُه و لایؤده ...» {Hو اجتناب کند از چیزهایى که سبب نسیان مى‏شود و آن ... و کثرت معاصى و کثرت هموم و احزان در امر دنیا و کثرت اشتغال و علائق و ... است.
در کتاب شریف کافى نیز از امام معصوم نقل شده است که از خدا بخواه که عقل تو را قوى بگرداند و از خدا طلب فهم و درک نما.V}(بحارالانوار، ج 1، ص 224 روایت 17 روایت عنوان بصرى){V
علاوه بر دعاها و امور ذکر شده بطور کلى به دست مى‏آید که امور معنوى و عبادى براى تقویت قواى ذهنى مؤثر است و انجام گناه و مکروه براى قواى ذهنى و عقلى مضر است.
آنچه در مورد تقویت حافظه و هوش از کتب روایی و ادعیه بیان شد، علت تامه محسوب نمی شود. بعضی از عوامل مربوط به هوش و حافظه در اختیار ما نیست و مربوط به عوامل ژنتیکی و وراثتی است.
به عبارت دیگر هوش و حافظه و استعداد هر انسانی برآیندی از عوامل متعدد وراثتی و محیطی است که بعضی از این عوامل در اختیار ماست. از قبیل آنچه در بالا گفته شد و بعضی از آنها از حوزه اختیار انسان خارج است مانند نقش عوامل ژنتیکی اجداد گذشته. بنابراین توقع نداشته باشید که با انجام کارهای فوق که قطعا مؤثر هستند معجزه شود که ناگهان بهره هوشی شما از 90 به 130 ارتقاء پیدا کند و اگر این چنین نشد اعتقاد به این توصیه هایی که معصومین کرده اند کم شود. بنابراین همان طور که یک فردی که مثلا 170 سانتی متر است نمی شود قد او را به 190 ارتقاء داد. همین طور هوش 100 را نمی توان به 120 ارتقاء داد.
بله، یک فرد با 170 سانتی متر قد را می توان از طریق ورزش و تغذیه سالم تقویت کرد تا کارآیی بهتری داشته باشد. یک هوش با نمره 100 را می توان تقویت کرد تا کارآمدتر باشد. البته در یک دوره هایی از رشد مثل دروان جنینی و سال های اولیه زندگی کودک می توان براساس یک برنامه صحیح تغذیه مادر و همچنین تغذیه کودک و علاوه بر آن غنی کردن محیط رشد کودک با فراهم کردن محرک های سالم محیطی، حتی بهره هوشی را افزایش داد ولی در دوران جوانی و میان سالی باید بیشتر به این فکر بود که موانع کارآیی هوش را حذف کرد و عوامل شکوفایی و قابلیت ها را فراهم نمود تا آنچه دست آفرینش در خلقت انسان تعبیه کرده است به منصه ظهور رساند و این روایات و توصیه ها بیشتر ناظر به همین مسائل است.
«عدم تمرکز حواس»، موضوعى است که بسیارى از جوانان از آن رنج مى‏برند و دلایل مختلف و متعددى دارد. همان طور که خود مى‏دانید، تمرکز حواس در هر کارى از جمله مطالعه و درس خواندن - از ضروریات قطعى است. تمرکز حواس، حالتى ذهنى و روانى است که در آن حالت، تمام قواى حسى، روانى و فکرى انسان روى موضوع خاصى متمرکز مى‏شود و تضمین کننده امر یادگیرى و انجام صحیح کارها و رهایى از خطرات احتمالى است. به هر حال در یک جمع‏بندى کلى، مى‏توان گفت: بیشتر افراد به دلایل عمده زیر، با عدم تمرکز فکر و حواس مواجه مى‏شوند:
1. کسانى که خود را به انجام دادن کار یا مطالعه درسى مجبور مى‏کنند؛ در حالى که تمایل درونى چندانى به آن ندارند. در این صورت تمام قواى ذهنى و روانى‏شان به طور خودکار از آن موضوع پرت مى‏شود و دچار حواس‏پرتى مى‏گردند. چنین افرادى ممکن است مدت‏ها با بى‏علاقگى کارهایى انجام مى‏دهند یا به دنبال درس یا رشته تحصیلى خاصى، تلاش‏هایى کنند و به عبارت دیگر خود را مجبور به انجام دادن آن کار یا مطالعه مى‏بینند.
2. فشارهاى روانى نیز از عوامل عمده تشتت فکرى است. بیشتر افراد زمانى که با مسأله‏اى مواجه مى‏شوند، اگر معتقد باشند زمان کافى براى حل آن ندارند و یا توانایى حل مسأله و کسب توفیق را در خود نبینند، دچار نگرانى و اضطراب مى‏شوند و در نتیجه این نگرانى‏ها، ترس از شکست، افکار منفى عدم اعتماد به نفس و خیال‏بافى‏هاى منفى‏گرایانه، توان عمل و ابتکار و خلاقیت را از آنان سلب مى‏کند و به جاى اینکه روى موضوع خاص تمرکز کنند، بر ترس و احتمال شکست خود تمرکز مى‏کنند و یأس و ناامیدى بر آنها چیره شده و موجب حواس‏پرتى مى‏شود.
3. گاهى برخى حوادث و اتفاقات، فضاى روانى فرد را دچار اختلال مى‏کند (نظیر آنچه در زندگى شخصى، تحصیلى، خانوادگى، اجتماعى و اقتصادى و... رخ مى‏دهد)، امکان تمرکز حواس را از بین مى‏برد.
4. گاهى عدم رعایت بهداشت مطالعه و اصول و قوانین آن و بهره نگرفتن از روش مناسب مطالعه، باعث خستگى جسمى و روانى شده و آمادگى روانى لازم براى مطالعه و درس خواندن از بین مى‏برد. در نتیجه احساس بى‏علاقگى و به دنبال آن عدم تمرکز حواس بر او مستولى مى‏شود.
5. تکثر و تعدد فعالیت‏هاى فرد مخصوصا اگر در توان انسان نباشد، باعث عدم تمرکز حواس مى‏شود.
T} راه‏هاى مقابله با عوامل حواس‏پرتى:{T
براى مقابله با هر یک از عوامل فوق که هر کدام به گونه‏اى مانع تمرکز حواس مى‏شود - باید به راه‏کار خاص و مناسب با آن توجه نمود. در عین حال نکات زیر مى‏تواند به عنوان راه‏کارهاى کلى، مؤثر واقع شود:
1. در ابتدا و قبل از هر چیز، براى تمام فعالیت‏هاى درسى و غیردرسى برنامه‏ریزى کنید. اوقات شبانه‏روز را در یک جدول زمان‏بندى شده از هنگام بیدارى تا موقع خواب، یادداشت نموده و براى هر کارى، زمان خاصى و مناسب آن را معین نمایید، سعى کنید طبق همان برنامه تنظیم شده به انجام دادن همان فعالیت مشخص (کلاس، مطالعه، استراحت، عبادت، ورزش و...) بپردازید. حتى زمان معین و مشخصى را در طول روز، براى اندیشیدن درباره موضوعات مختلف با تخیلات و افکار مزاحم، اختصاص دهید. این کار حداقل دو فایده مهم دارد:
الف. نظم و انضباط در تمام فعالیت‏ها حتى در اندیشه‏ها و افکارتان - راه پیدا مى‏کند که خود بسیار ارزشمند است.
ب. اگر افکار مزاحم در غیر زمان معین، به سراغتان آمد و باعث حواس‏پرتى شما شد، مى‏توانید به خود وعده بدهید که زمان اندیشیدن در این باره، فلان زمان خاص و معین است. تأکید مى‏کنیم براى هر کار و فعالیتى وقت مشخص معین کنید و در آن وقت به هیچ امرى غیر از آن کار نپردازید.
2. اصول و قوانین لازم براى یک مطالعه سودمند را بشناسید و آن را به دقت رعایت فرمایید. ما نیز در اینجا به چند مورد اشاره مى‏کنیم:
الف. با مد نظر قرار دادن هدف خویش از مطالعه و درس خواندن، احساس نیاز به مطالعه را در خودتان شعله‏ور سازید.
ب. به هنگام مطالعه یا حضور در کلاس، از افکار ناامیدکننده، کسل کننده و غیرمنطقى بپرهیزید و همواره امید، قدرت و توانایى را در ذهن خود حفظ کنید.
ج. همیشه براى مطالعه یا سر کلاس، کاغذ و قلمى داشته باشید و نت‏بردارى کنید یا خلاصه‏اى از مطالب را یادداشت کنید تا در فضاى روانى درس و مطالعه قرار داشته باشید، نه اینکه به دنبال افکار و ذهنیات خود باشید.
د. با پیش‏مطالعه وارد کلاس شوید و پرسش‏هایى که درباره درس به ذهنتان مى‏رسد، بلافاصله از استاد بپرسید و به خود اجازه ندهید سؤال مطرح شده، ذهنتان را به خود مشغول دارد و به تدریج از فضاى روانى کلاس خارج شوید. با این روش ساده، مى‏توانید فرایند تدریجى و محتواى درسى کلاس را پى‏گیرى کنید و خود را در فضاى درسى یا مطالعه قرار دهید.
ه. زمان و مکان مطالعه، باید از نظر فیزیکى و روانى از شرایط مناسب برخوردار باشد و هرگونه عاملى را که مى‏تواند باعث حواس‏پرتى شود (نظیر سر و صداها، سرما و گرما، نور کم یا خیلى شدید و...) از محیط مطالعه خود حذف کنید.
3. در صورتى که تعدد کارها و فعالیت‏هاى غیردرسى، باعث عدم تمرکز مى‏شود، آنها را به حداقل ممکن برسانید و به خود بگویید: در این دوره و زمان، مهم‏ترین وظیفه و کار من مطالعه و درس‏خواندن و ارتقاى سطح علمى است و فعالیت‏هاى جانبى متعدد، مزاحم وظیفه اصلى من است. 4. اگر مشکلات شخصى، اجتماعى، خانوادگى و... باعث عدم تمرکز حواستان مى‏شود؛ بدانید که:
الف. زندگى فردى هیچ‏کس، خالى از مشکل نیست و ذهن هیچ فردى خالى محض نیست. از طرف دیگر با صرف فکر کردن و مشغولیت ذهنى درباره چنین مشکلاتى، هیچ دردى دوا نخواهد شد. پس به خود تلقین کنید که هنگام درس یا مطالعه، ذهن خود را از آن مسائل برهانید.
ب. به هنگام مزاحمت آن افکار، به خود قول بدهید در این باره خواهم اندیشید (و زمانى را براى این کار در شبانه‏روز اختصاص دهید).
ج. در صورت امکان به اتفاق یکى از دوستان خود، مطالعه یا مباحثه کنید.
5. در صورتى که موضوع یا موضوعات خاص و محدودى، باعث حواس‏پرتى شما مى‏شود، به دنبال راه حل مناسب آن باشید؛ چرا که آن موضوع خاص، در حکم علت عدم تمرکز حواس شما است. پس براى مقابله با آن باید ابتدا علت و عامل اصلى را شناسایى کنید و در پى حذف یا تقلیل آن برآیید، ولى اگر موضوعات متعدد مختلف باعث حواس‏پرتى مى‏شود. به نکات چهارگانه بالا توجه نمایید.
6. برای اطلاعات بیشتر ر.ک:
- تقویت و تمرکز فکر، ترجمه هوشیار - رزم آزما، انتشارات سپنج
- اسرار تمرکز فکر، علی اکبر محمدزاده، انتشارات طلایه
راهکارها و نکات زیر می تواند در تقویت حافظه مؤثر باشد:
1. با قصد و نیت قبلی اقدام به یادگیری کنید. همه آزمایش ها نشان می دهد که یادگیری ارادی مؤثرتر از یادگیری اتفاقی است. منظور از یادگیری اتفاقی این است که شما بدون انگیزه و بدون نیت قبلی چیزی را یاد بگیرید پس باید با انگیزه قوی و نیت یادگیری مطالعه کنید یا در کلاس درس حاضر شوید.
2. به هنگام مطالعه و خواندن یک مطلب، سعی کنید تمرکز حواس داشته باشید اگر در کلاس یا هنگام مطالعه حواس خود را جمع کنید و به مطالب کتاب یا گفته های استاد خوب گوش دهید یادگیری شما بهتر خواهد شد. هرگز چیزی را همراه با چرت زدن و به خواب رفتن مطالعه نکنید یا چند کار را با هم انجام ندهید. همچنین مکانی را انتخاب کنید که کمترین محرک مزاحم را برای شما نداشته باشد.
3. سعی کنید از آنچه می خوانید یک تصویر ذهنی برای خود بسازید.
4. بین آموخته های خود ارتباط برقرار کنید.
5. هرگاه چیز تازه ای را می آموزید آن را با آموخته های پیشین خود مرتبط نمایید با انجام این کار، شما اطلاعات تازه را چنان دسته بندی خواهید کرد که به سادگی می توانید آنها را بازیابی کنید.
6. مطالب را با فاصله زمانی یاد بگیرید تا از پراکندگی وقت شما در اثر خستگی جلوگیری شود. آزمایش ها نشان می دهد که یادیگری با فاصله زمانی بهتر از یادگیری بدون فاصله زمانی است.
7. پس از آن که مطلبی را یاد گرفتید سعی کنید در فرصت های مناسب آن را برای خود تکرار کنید.
8. آموخته های خود را به همکلاسی های خود منتقل کنید و برای آنها بازگو نمایید.
9. مطالب یاد گرفته شده را در قالب پرسش از هم کلاسی های خود یا دیگران مطرح کرده و از آنها بپرسید.
10. ذهن خود را با مطالب غیر ضروری انباشته نکنید.
11. هنگام مطالعه یک فصل یا یک کتاب اول به کل آن نظر بیاندازید و سپس به مطالعه جزئیات و زیر عنوان ها بپردازید نه آن که از همان آغاز فصل، پاراگراف به پاراگراف و بدون یک نگاهی کلی به تمام فصل یا کتاب مطالعه را شروع کنید.
12. پس از مطالعه هر فصلی، خلاصه فصل را به دقت بخوانید، عنوان های درشت را از نظر بگذرانید آنها را روی یک صفحه کاغذ بنویسید.
13. به مقدرا کافی بخوابید زیرا در هنگام خواب است که اطلاعات جدید پردازش و اندوزش می شوند.
14. معنادار کردن: این روش بهتر از هر شیوه دیگر به حافظه کمک مى‏کند و هر چه معنا عمیق‏تر یا با جزئیات بیش‏ترى رمزگردانى شود، مطلب بهتر به یاد مى‏ماند. بنابراین، وقتى مى‏خواهید نکته‏اى را از کتابى به خاطر بسپارید، احتمال یادآورى آن در صورتى بیش‏تر است که توجه خود را بیش‏تر بر معناى آن متمرکز کنید. هر چه عمیق‏تر و کامل‏تر به معنا توجه کنید، بهتر آن را به یاد مى‏آورید.
15. سازماندهى: با سازماندهى مطالب مى‏توان به راحتى آن‏ها را یاد گرفت، حفظ کرد و سپس به یاد آورد؛ براى یادگیرى و حفظ موضوع و مطلبى که داراى زیر مجموعه و زیرشاخه‏هاى متعدد و متکثر است، آن را در سلسله مراتبى منطقى قرار دهید و از کل به جزء و از بالا به پایین به زیرشاخه‏هاى جزئى‏تر تقسیم کرده، به خاطر بسپارید.
16. بافت: ما معمولاً مطالب را در شرایط زمانى، مکانى و... خاص یاد مى‏گیریم. مجموعه شرایط حاکم بر فضاى یادگیرى بافت نام دارد. ما وقتى مى‏توانیم به آسانى مطالب را بازیافت کنیم که بافت حاکم بر بازیابى همان بافت زمان وقوع یادگیرى باشد؛ مثلاً اگر قرار باشد شما نام همکلاسى‏هاى دوران راهنمایى خود را به یاد آورید، گردش در راهروهاى مدرسه‏اى که دوره راهنمایى را در آن گذرانیده‏اید بازیابى اسامى دوستان همکلاسى را آسان‏تر مى‏سازد.
17. روش پس ختام: نام این روش متشکل از حروف اول شش مرحله آن است: پیش‏خوانى، سؤال کردن، خواندن، تفکر، حفظ کردن و مرور کردن. فرض کنید مى‏خواهید بخشى از یک کتاب را به خاطر بسپارید و سپس بازیابى کنید. ابتدا باید با پیش‏خوانى برداشت کلى از موضوعات مهم انجام دهید. این نوع پیش‏خوانى سبب مى‏شود مطالب مهم فصل را سازماندهى کنید. در مرحله دوم، باید درباره هر بخشى پرسش‏هایى طرح کنید. در مرحله سوم، باید هر بخش را باهدف پاسخ دادن به پرسش‏هاى طرح شده بخوانید. در مرحله چهارم، باید هنگام خواندن، ساختن پرسش و ایجاد ارتباط بین دانسته‏هاى خود درباره مطلب بیندیشید و به مطالب خوانده شده معنا دهید. سپس در مرحله پنجم و ششم، یعنى مراحل از حفظ گفتن و مرور کردن، باید بکوشید واقعیت‏هاى اصلى مطالب خوانده شده را به یاد آورید و به پرسش‏هایى که خود طرح کرده‏اید، پاسخ دهید.
18. اگر می خواهید اعداد را به حافظه خود بسپارید از روش تقطیع استفاده کنید به این گونه که اعداد و ارقام را به اعداد معنادار تبدیل کنید مثلا زنجیره عددی 83، 619، 2177، 149 را به زنجیره 1492، 1776، 1983 که سال های میلادی است تبدیل کنید.
19. از مواد حاوى گلوکز (خرما، عسل و شیرینى‏جات طبیعى)، مواد داراى کلسیم و فسفر و ویتامین‏هاى D، C، B و A؛ مانند لبنیات، روغن ماهى، پرتقال، گوجه فرنگى، سبوس گندم، سبزیجات تازه، هویج و جگر به مقدار کافی استفاده کنید.
20. با توجه به آموزه های دینی روشن می شود اجتناب از گناه و دوری از محرمات شرعی و اخلاقی نقش مؤثری در تقویت حافظه دارد.
در پایان برای اطلاعات بیشتر ر.ک:
- 57 درس برای تقویت حافظه
- 500 نکته درباره مطالعه.




مطالعه و کتابخوانى کارى بسیار حساس و مهم است. جانسون در کتاب «هنر کتاب خواندن» مى‏گوید: «3}کتب مى‏توانند در شمار دوستان ما در آیند. ما مى‏توانیم به جست و جوى آن‏ها برویم تا ما را به خودمان بشناسانند. اما این توانایى را نیز دارند که در ما تأثیر کنند و درهاى زندگى را به روى ما بگشایند یا ببندند. مى‏توانند ما را در پناه خود گیرند یا از میان بردارند. از ما پشتیبانى کنند یا منکوبمان سازند. کتاب‏ها چون زبانند که بهترین و در عین حال بدترین چیزها است». {3
T}8نکته در ارزش مطالعه: {T
1. حضرت رسول اکرم(ص) مى‏فرماید: یک ساعت تفکر از شصت سال عبادت برتر است.
2. کاردیل مى‏گوید: آنچه را مى‏توان بعد از بیست‏سال تجربه آموخت، مطالعه صحیح در یک ساعت به ما مى‏آموزد.
3. دکتر مانفرد وسپل در کتاب «چگونه فرزندم را به مطالعه علاقه‏مند کنم؟» به نکته بسیار زیبایى در ارزش مطالعه اشاره مى‏کند. یادگیرى، آموزش، رشد و تکامل شخصیت حتى در جوامع مدرن، با خواندن و نوشتن مرتبط است. در سده‏هاى اخیر که وسائل صوتى - تصویرى پیشرفته و وسائل الکترونیکى مانند کامپیوتر و امکاناتى چون اینترنت و... یک حرکت دسته جمعى را براى قبضه نمودن جهان آغاز کردند، برخى از متخصصان، خبر از پایان دوره کتاب و کتابخوانى دادند. اما چه در مورد بزرگسالان و چه در مورد کودکان، با وجود افزایش توجه به وسایل ارتباط جمعى مذکور، میزان مطالعه عمومى کاهش نیافته است. این نکته بسیار قابل تأملى است.
4. بارباراکینگ مى‏گوید: نباید مطالعه روزانه را ترک کنیم؛ زیرا بدین وسیله مى‏توانیم از میان ازدحام شتاب آلود زندگى روزمره، لحظه‏اى آرامش به دست آوریم.
5. شکسپیر: کتاب بزرگ‏ترین اختراع بشر است.
6. ریچارد استیل: مطالعه همان اثرى را در وجود آدمى مى‏گذارد که ورزش در بدن انسان ایجاد مى‏کند.
7. مونتسکیو: مطالعه کتاب یعنى تبدیل ساعات سلامت بار به ساعات لذتبخش.
8. همو مى‏گوید: کتاب عمر دوباره است که مى‏توان با مقدارى پول تجربه تمام عمر بزرگ‏ترین عقلاى عالم را تصرف کرد.
T}9 نکته در مکان مطالعه:{T
دکتر فیل ریس در کتاب «500 نکته درباره مطالعه» و دکتر عین الله خادمى در کتاب «مطالعه روشمند» آورده‏اند:
1. برخى افراد ترجیح مى‏دهند در سکوت مطالعه کنند و برخى در سروصدا. بعضى صندلى راحتى را مى‏پسندند و بعضى دراز کشیدن یا نشستن رسمى را. اصلاً وسواس به خرج ندهید و در هر حالتى که راحت‏تر هستید مطالعه خود را آغاز کنید.
2. اگر مکان مطالعه شما کمى آشفته و به هم ریخته است مرتب کردن آن را به نیم ساعت پس از مطالعه موکول کنید؛ چرا که در این صورت در حین مرتب کردن اتاق به مطالبى که مطالعه کرده‏اید فکر خواهید کرد و زمان مفیدى را از دست نخواهید داد.
3. گاهى اوقات از مکان‏هاى استثنایى و هیجان‏انگیز استفاده کنید تا مطلبى که مطالعه مى‏کنید همراه آن خاطره در ذهن شما ماندگار شود؛ مثلاً در یک شب بارانى با یک چتر و یک چراغ قوه زیر باران روید و مطلب را مطالعه کنید و یا در یک مکان تاریخى و قدیمى به تفکر و مطالعه در مورد مطلب مورد علاقه خود بپردازید.
4. اگر امکان داشته باشد موضوع مورد مطالعه شما با مکانى که انتخاب مى‏کنید هماهنگى و سنخیت داشته باشد، به افزایش بهره‏ورى شما کمک بسیار مى‏کند. این هماهنگى همچنین شامل وجود ابزار و لوازم مورد نیاز نیز مى‏شود.
5. قبل از انتخاب محل مطالعه خود، چند خصوصیت عمده و ایده‏آل براى مکان مطالعه در ذهن خود لیست کنید تا راحت‏تر بتوانید آن را بیابید .
6. در مکان مطالعه شما راهى براى خیره شدن به دور دست وجود داشته باشد؛ چرا که توقف در مطالعه و چشم دوختن به بى‏نهایت در افزایش کارآیى مطالعه بسیار سودمند است. حداقل گاه گاهى به سقف اتاق خیره شوید!
7. هیچ‏گاه مطالعه خود را به حضور در مکان خاصى مشروط نکنید؛ زیرا در این صورت بهانه‏اى مى‏یابید که در سایر مکان‏ها از مطالعه بگریزید. به یاد داشته باشید که در حقیقت «مکان مطالعه جایى است که شما هستید».
8. دقت کنید میزان نور، دماى محیط، فرم صندلى و سایر شرایط در مکان مطالعه شما به گونه‏اى نباشد که شما را خواب آلوده کند.
9. تهویه خوب و هواى پراکسیژن در مکان مطالعه شرطى حیاتى است.
T}10 نکته در روش مطالعه:{T
1. به قول آدریل جانسون، خوب کتاب خواندن را نمى‏توان از خواص مادرزادى دانست. براى قرائت، بدون شک پرورش خاصى لازم است.
2. بهترین روش کتابخوانى در مجموع روشى است که خواننده در این کار بتواند زیبایى‏هاى چیزى را که مى‏خواند دریابد و به هنگام لزوم معایب آن‏ها را بفهمد و این البته از راه پرورش و ممارست حاصل مى‏گردد.
3. در معانى کلماتى که براى نخستین بار به آن‏ها بر مى‏خورید دقت کنید. بیهوده تصور نکنید که سیاق مطلب آن معانى را براى ما کشف مى‏کند. همان زمان بهترین وقت براى رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.
4. امیل فاگه، نویسنده فرانسوى، عقیده دارد که باید در خواندن کتاب استقامت داشته باشیم. استقامت لجاجت نیست بلکه نوعى بردبارى است که ذوق ما را مى‏پرورد و درک ما را عمیق مى‏کند.
5. مون تنى، دانشمند شهیر فرانسوى، در باره انتخاب کتاب و روش کتابخوانى نظرهایى بسیار بدیع و زیبا دارد. یکى از این عقاید آن است که براى وصول به عمق معناى یک کتاب خوب باید آن را دوبار بخوانیم و با آن تماس دائمى داشته باشیم. یک اثر پربها ما را مدت‏ها سعادتمند مى‏سازد. نمى‏توانیم با یک بار خواندن به این درجه از خوشبختى برسیم؛ هر چند در این یک‏بار دقت فوق العاده به کار بریم.
6. همچنین وى معتقد است، اگر بخواهیم از کتابى که خوانده‏ایم نظر صائبى پیدا کنیم باید راجع به آن گفت و گو کنیم. کتب خوب باب گفت‏وگوهاى پرثمر را به روى ما مى‏گشایند. این همان چیزى است که ما آن را مباحثه مى‏نامیم.
7. در کتاب «500 نکته درباره مطالعه» آمده است که یکى از روش‏هاى خوب مطالعه استفاده از یادداشت بردارى است. فقط توجه کنید که به جاى یادداشت، رونویسى نکنید! طرح‏هاى گوناگون بریزید. نکات مهم یادداشت را برجسته‏تر بنویسید. اگر مطلبى را درک نمى‏کنید، به صورت سؤال یادداشت بردارید.
8. در کتاب «روش‏هاى تسریع در خواندن و درک» پیشنهاد شده است هنگام مطالعه ابتدا خلاصه مطلب را که اغلب در ابتداى مقاله یا کتاب آمده است، بخوانید. سپس عنوان‏ها و فهرست اجمالى کتاب را مطالعه کنید سپس چند سطر از ابتداى هر عنوان را مطالعه کنید؛ زیرا مهم‏ترین مطالب معمولاً در همین خطوط اولیه هستند. در نهایت سایر توضیحات و تفاسیر کتاب را بر اطلاعات خود بیفزایید.
9. از همان زمان مطالعه، براى به کار بستن آنچه مى‏آموزید برنامه‏ریزى کنید. به قول تولد: «مطالعه و عمل نکردن مانند شخم زدن و بذر نپاشیدن است».
10. بیکن جمله زیبایى در این باره دارد: «برخى کتب را باید چشید، بعضى دیگر را باید بلعید و قلیلى را هم باید جوید و هضم کرد!.
T}5 نکته در موضوع مطالعه: {T
1. امام على(ع) جستن دانشى را نیکو مى‏شمارند که موجب اصلاح وجود آدمى گردد. «دانشى که تو را اصلاح نکند گمراهى است.»
2. دکتر آدریل جانسون مى‏گوید: ما وقت نداریم و نمى‏توانیم هر چه را که منتشر مى‏شود بخوانیم. باید انتخاب کنیم؛ ولى اگر در این انتخاب خود را به دست تصادف بسپاریم، ممکن است به راه‏هاى پیموده شده برسیم و اگر در انتخاب خود بینا نباشیم، ممکن است در راهى بیفتیم که دیگران فرسنگ‏ها از آن را پیموده‏اند. بنابراین، بهتر است قبل از انتخاب موضوع مطالعه خود به چکیده مقالات و خلاصه آثار مهم در زمینه علمى که به آن علاقه‏مندیم سرى بزنیم تا جایگاه خود را در موضوع مطلوب خود دریابیم.
3. همچنین او عقیده دارد، هنگام انتخاب یک کتاب ابتدا از خود بپرسیم خصوصیات فکرى ما و طبع کنجکاو و حساس ما که منبع بسیارى از شعف‏ها و حزن‏هاى ما است طالب چیست؟ شعر؟ روان‏شناسى؟ حکمت؟ هنر؟ بدین ترتیب، زمینه‏اى براى کار در موضوعى که بدان علاقه داریم فراهم مى‏آوریم و حدودى براى خود ترسیم مى‏کنیم؛ چه همان طور که گفتیم دانستن همه چیز غیر ممکن است.
4. آندره مورو عقیده دارد، بعد از کتب آسمانى شریف‏ترین و مفیدترین کتاب‏ها بیوگرافى‏ها هستند. به قول رنه دکارت مطالعه یگانه راه آشنایى با بزرگان روزگار است که قرن‏ها پیش از این در دنیا به سر برده‏اند و اکنون زیر خاک منزل دارند.
5. ارل.اف - رسکامون مى‏گوید: چنان که در انتخاب دوست براى خود دقت مى‏کنید، در انتخاب نویسنده نیز براى خواندن خود دقت کنید.
T}12 نکته در کارآیى مطالعه:{T
1. کیفیت مطالعه را بالا ببرید. به روخوانى سطحى در حالت پراکندگى فکر قناعت نکنید. با مفهوم ومعناى مطلب ارتباط برقرار سازید تا آنچه را که مورد نیاز است به خوبى درک کنید.
2. حجم مطالعه حواس شما را پرت نکند. مطالعه بیش‏تر و سریع‏تر تنها بهانه‏هایى براى بیش‏تر دانستن است. پس ابتدا آنچه را مى‏خواهید بدانید و بفهمید برداشت کنید و آن گاه با کلمات «سرعت» و «بیش‏تر» وسوسه شوید.
3.قبل از آن که از موضوع اصلى کتاب منحرف شوید و به مطلب دیگرى بپردازید، قسمت‏هایى را که دوست دارید به خاطر بسپارید، مشخص کنید.
4. حتماً براى مطالعه خود برنامه‏ریزى داشته باشید. این که قصد یادداشت بردارى دارید یا خیر، در مورد چه موضوعى باید تمرکز کنید، چه سؤالاتى در ذهن دارید که در این کتاب جواب آن‏ها را مى‏جویید و... همه باید از قبل برنامه‏ریزى شده باشد.
5. باید کتابى که مطالعه مى‏کنید مختص به خود شما باشد تا به راحتى در آن علامت‏گذارى و نکته نویسى کنید. استفاده از مداد یا ماژیک رنگى به شما امکان مى‏دهد تا در مراجعه مجدد به کتاب بهره بیش‏تر ببرید. هر چند نباید این خطوط رنگى استفاده شما از سایر خطوط کتاب را کاهش دهد.
6. هنگام مطالعه همواره یک قلم در دست داشته باشید؛ زیرا مطالعه آنگاه کارآیى مطلوب مى‏یابد که همراه با مطالعه سؤالات ذهن خود را با آموزه‏هاى کتاب تطبیق دهید و در حاشیه آن یادداشت کنید.
7. میان مطالعه و سایر کارهاى خود تعادلى به وجودآورید که هم از خواندن خسته و دلزده نشوید و هم تجربه و عمل را به بهره‏ورى مطالعه خود بیفزایید.
8. مطالعه پراکنده باموضوعات متنافر و متناقض موجب کاهش بهره‏ورى شما مى‏شود. حتى الامکان در نوع کتابى که براى مطالعه انتخابى مى‏کنید مطالعات قبلى خود را در نظر آورید تا نظم فکرى شما به هم نخورد.
9. اگر بتوانید از هر کتابى که مى‏خوانید نکات مهم و کلیدى آن را خلاصه‏بردارى کنید، بر کارآیى مطالعه شما مى‏افزاید. این راهکار آنگاه ارزشمندتر مى‏شود که خواننده به زبان و عبارات خودش مطالب را یادداشت کند.
10. به یاد داشته باشید علاقه و انگیزه در مورد مطلبى که براى مطالعه انتخاب کرده‏اید به بهره‏ورى شما از آنچه مى‏خوانید بسیار مى‏افزاید.
11. گاه مقرر ساختن یک پاداشِ مشروط براى مطالعه حجم خاصى از کتاب به هیجان و لذت مطالعه مى‏افزاید و نوعى اثر تشویقى بر فرد مى‏گذارد. این پاداش‏ها مى‏تواند دیدن یک برنامه تلویزیونى، رفتن به مکانى خاص، انجام یک فعالیت مورد علاقه یا حتى خوردن یک خوراکى محبوب باشد؛ مشروط بر آن که میزان تعیین شده مطالعه شده باشد!
12. رنگ کاغذ، رنگ قلم، نحوه نشستن، فاصله چشم با کتاب، نور محیط و سایر شرایط مکانى نیز - همان گونه که مى‏دانید - در کارآیى مطالعه شما کاملاً مؤثر است.
T}8 نکته در تمرکز مطالعه:{T
دکتر خادمى در کتاب «مطالعه روشمند» به نکاتى چند را براى ایجاد تمرکز حواس لازم مى‏داند:
1. علاقه به موضوع مورد مطالعه یکى از علل مهم ایجاد تمرکز و دقت در حین مطالعه است.
2. هماهنگى اراده و تخیل نیز در این رابطه کارساز است؛ به عبارت دیگر، چشمان فرد بر صفحه کتاب و افکار ش در حال پرواز به دور دست‏ها نباشد!
3. برخى مسائل جسمى و روحى نیز مى‏تواند تمرکز فرد را بر هم زند؛ مانند گرسنگى، تشنگى، سردرد یا سایر دردها، نگرانى و اضطراب.
4. برخى مسائل محیطى نیز از عوامل برهم زننده تمرکزند: سروصداى زیاد، نور زیاد یا کم، لباس نامناسب و... .
آقاى حقجو در کتاب «روش‏هاى تسریع در خواندن و درک» چند نکته مهم دیگر را نیز بر این لیست مى‏افزاید:
5. یکى از مهم‏ترین عوامل بر هم خوردن تمرکز عجله و شتاب است. این حالت سطح مطالعه را نازل مى‏کند و تمرکز را بر هم مى‏زند.
6. یکى از مسائل قابل توجه دیگر سنگینى معده و سیرى بیش از حد است. به قول حضرت رسول اکرم(ص) «پرى معده و سیرى زیاد به وجود آورنده حماقت است!» این همان خواندن و نفهمیدن و به عبارتى عدم تمرکز و ارتباط با مفهوم کتاب است.
7. انتخاب زمان مناسب از عوامل ایجاد تمرکز است؛ مثلاً پس از استراحت خصوصاً در صبحگاهان بهترین تمرکز و در ساعات خستگى و کسالت نامناسب‏ترین تمرکز وجود دارد. البته در صبحگاهان لازم است قدرى ورزش کرد تابدن آمادگى لازم را به دست آورد.
8. نظم و انضباط در نوع مطالعه و ساعت مطالعه و مکان مطالعه همگى از عوامل ایجاد کننده تمرکز مطلوب‏ترند.
9T} نکته در سرعت مطالعه:{T
1. دکتر فیل ریس پیشنهاد مى‏کند، اگر قصد دارید سرعت مطالعه را افزایش دهید، حتماً ابتدا به فهرست مندرجات کتاب نظرى دقیق بیندازید تا کلیت کتاب را به دست آورید.
2. تند خوانى همیشه مناسب نیست. در مطالبى که به تعمق و تأمل نیاز دارد اصلاً نباید به کار گرفته شود.
3. مغز ما همیشه تندتر از بیان ما کلمات را دریافت مى‏کند. براى افزایش سرعت سعى کنید عادت بلند خوانى کتاب راترک کنید.
4. تمرین کنید، به جاى درک لغت به لغت یک جمله، به درک گروهى لغات عادت کنید.
5. به نظر نویسنده کتاب «تسریع در خواندن و درک» یکى از عوامل کندخوانى برگشت است؛ یعنى آن که فرد مرتب نگاه خود را به خطوط پیشین بر گرداند. این کار تمرکز فرد را از میان مى‏برد و وقت زیادى را تلف مى‏کند. هنگام مطالعه چشم باید به طور مستقیم و به موازات صفحه حرکت کند و از پریدن به سطور بالا و پایین دورى جوید.
6. کسانى که با انگشت خط مورد مطالعه را دنبال مى‏کنند، باید این عادت را ترک گویند؛ زیرا در تند خوانى فقط چشم کار مى‏کند نه دست و نه زبان.
7. نویسنده کتاب «مطالعه روشمند» بر این باور است که حتى تکان دادن سر هنگام مطالعه از سرعت مطالعه مى‏کاهد. پس بهتر است این گونه بگوییم: در تند خوانى فقط چشم کار مى‏کند نه دست، نه زبان و نه سر. براى دیدن همه صفحه کتاب اصلاً به حرکت سر نیازى نیست. صفحه، خود در دامنه بینایى قرار دارد.
8. ایشان از مشکل دیگرى به نام «خالى خوانى» نام مى‏برد که عبارتست از سرگردانى چشم در حاشیه سفید کتاب یا لابه‏لاى خطوط و یا هر قسمت غیر مفید صفحه. این حالت را دیدن غیر مفید نیز مى‏گویند و موجب کاهش سرعت مطالعه مى‏شود.
9. حتى نوع ورق زدن نیز به صرفه‏جویى در وقت کمک مى‏کند. ورق زدن درست آن است که با دست چپ واز گوشه بالایى صفحه صورت گیرد و چند لحظه قبل از پایان صفحه براى تورق آماده باشد. کسانى که با دست راست و از گوشه پایینى صفحه ورق مى‏زنند، از سرعت و تمرکز خود مى‏کاهند.
T}5 نکته در محافظت از کتاب:{T
در کتاب «هنر کتاب خواندن» به چند نکته جالب توجه اشاره شده است:
1. کتابى که جلد شده باشد، از کتاب بدون جلد بهتر و سالم‏تر باقى مى‏ماند. این احتیاط را فورى و به محض خرید کتاب انجام دهید.
2. کتاب‏هاى خودرا در قفسه‏هاى شیشه‏دار نگه‏دارى کنید تا گرد و غبار هوا کم‏تر به کتاب‏ها آسیب برسانند.
3. اگر چاره‏اى جز استفاده از یک کتابخانه روباز ندارید، حداقل گاه کتاب‏ها را از گرد و غبار پاک کنید و براى کاهش آسیب رسانى حشره بید کتاب‏ها را ورق بزنید و هوا دهید.
4. استفاده از هواکش و تهویه مناسب در محل کتابخانه به عمر مفید کتاب‏هاى شما مى‏افزاید.
5. هنریش هین مى‏گوید: هر کجا کتاب را بسوزانند، روزى انسان‏ها را خواهند سوزاند.
در این دنیاى شتاب زده که با «بحران قرائت» روبه‏رو شده است، دردى از این عمومى‏تر نمى‏توان یافت که مردم کم مى‏خوانند، سریع و شتاب زده مى‏خوانند، بد مى‏خوانند و... . این عبارت را دکتر جانسون در کتاب خویش به کار برده و بسیار ابراز نگرانى کرده است. واقعاً سرنوشت کتاب و کتابخوانى به کجا خواهد کشید؟ او مى‏گوید: «مردم گویى امروز از کتاب مى‏ترسند. این بیمارى متأسفانه عمومى و همه گیر شده و شاید بهتر باشد آن را بیمارى ترس از کوشش نام نهاد.»
این آرزویى کهن و دیرینه بوده است که روزى بشر با تفکر و مطالعه انس گیرد و ساعات عمر خویش را با مطالعه پربرکت سازد؛ شاید حتى پیش‏تر از آن که سقراط بگوید: «جامعه وقتى به سعادت و فرزانگى مى‏رسد که مطالعه کار روزانه‏اش باشد».
ما نیز این گلگشت را با همان آرزو به پایان مى‏بریم و به عنوان حسن ختام سخن دو تن از بزرگ‏ترین نویسندگان جهان و جمله‏اى زیبا از مولاى متقیان على(ع) را زینت بخش نوشتار مى‏سازیم.
امام على(ع): هر کس اهل مطالعه باشد در سایه مطالعه کتب، به آرامشى بسیار والا دست مى‏یابد که هرگز از او سلب نمى‏شود.
ویکتور هوگو: خوشبخت کسى است که به یکى از دو چیز دسترسى دارد: یا کتاب‏هاى خوب و یا دوستانى که اهل مطالعه کتاب باشند.
تولستوى: در دنیا لذتى نیست که با لذت مطالعه برابر باشد.
V}منابع:
هنر کتاب خواندن، آدریل جانسون.
500 نکته درباره مطالعه، فیل ریس.
مطالعه روشمند، عین الله خادمى.
روش‏هاى تسریع در خواندن و درک، محمد حسین حقجو.
چگونه فرزندم را به مطالعه علاقه‏مند کنم؟، مانفرد وسپل.
سلسله مقالات (دانش، مطالعه، کتاب)، حسین خنیفر.
4500 سخن از بزرگان، مجید اصلان پرویز.
اندیشه بزرگان، حسین رحمت‏نژاد. {V

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 02:37 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
نمی دونم تا به حال داستانهای سکسی رو خوانده اید یا نه!؟ به نظر می رسه اگر اهل گشت و گذارهای اینترنتی باشید با این داستان ها برخورد کرده اید و به احتمال زیاد هم یکی از این داستان ها را مطالعه کرده اید. سوال مهم و اساسی این هست که چه کسانی و به چه منظوری این داستان ها را می نویسند!؟ عمده مسائل و نقاط حساس و قابل تأمل در این نوع داستان ها؛ سکس و خیانت به همکار و خویشان و همسایه و یا حتی مادر، خواهر، عمه، خاله را شامل می شوند. خوب با توجه به این موضوعات؛ اهداف نویسنده و یا بهتره بگم نویسندگان این گونه داستانها چیست؟ مطئنا هدف سرگرم کردن و لذت بخشی و یا ایجاد حس روشنفکری و بالندگی و بلوغ در ما نیست! تا به حال فکر کرده اید که هدف از این گونه داستان های کوتاه و آنی و خیانت؛ آن هم(اکثر اوقات) با محارم چیست؟ سکس با محارم و خیانت و به دوستان و همسایگان و آشنایان و یا حتی همجنسبازی( زن با زن و مرد با مرد) چرا بایستی به صورت داستان در سرتاسر اینترنت به صورت گسترده گسترش یابد و من و شما و دیگری( که ممکنه مادر و پدر و خواهر و برادر من و شما باشند) آن را مطالعه کنند!؟ در عمده این داستانهای سکسی یک زندگی بی قید و شرط؛ یک زندگی لذت بخش بدون مسئولیت؛ سکس و لذت جنسی با هر کس و در هر شرایطی بدون هیچ شرم و حیایی و تن دادن به مسائل جنسی بدون هیچ مرز و قاعده و قانونی القا شده و حتی نویسندگان این گونه داستانها در صدد هستند تا حریم پاک خانواده را هم به سمت و سو کشانده و فریاد زنند که شهوت و لذت بالاتر از هر چیزی است! در اکثر داستنهایی با این گونه موضوعات «دختران جوان» را شهوت پران و بسیار مشتاق و «زنان» را گرم و گاها گداخته و سرشار از حس و میل جنسی و فاقد هر گونه مسئولیت قانونی و شرعی و وجدانی و «مردان» را سـرد و بی رمق نشان داده و در بسیاری از مواقع این زنان و دختران هستند که پیشنهاد داده و مردان هم از خدا خواسته قبول می کنند و یا اینکه در نبود جنس مخالف به خودارضایی روی آورده و طوری وانمود می شود که حتما و بدون فوت وقت و درنگ بایستی این حس و شهوت ارضا شود! نویسندگان این مجموعه از داستانهای آلوده و با هدف؛ تمام افراد جامعه را در تیرس خود قرار می دهند. برای نمونه؛ بعضی از این گونه داستانها بین افراد زیر رخ می دهد: دختر پسر عمو و دختر پسر خاله و دختر پسردایی و دختر پسر عمه و ... به نظر شما چه اهداف و منافعی در ورای براندازی و شکستن اصول و اعتقادات حاکم بر خانواده هاست!؟ مطمئنا نویسندگان این سری از داستانها و گسترانندگان آنها در جامعه و در نهایت افکار عمومی منتظر ماحصل و نتیجه آن هستند؛ که بایستی ویران کننده و گسترده تر در جامعه ظهور کند. خانواده کوچکترین و بنیادی ترین نهاد یک جامعه است. هر رویدادی که در خانواده روی دهد؛ اگـر بررسی و علت یابی و برطرف نشود مانند یک بیماری مسری و واگیردار به تک تک خانواده ها سرایت و در نهایت بدنه جامعه را دربر گرفته و جامعه را به سمت و نطفه هرزه که همان رویداد اولیه در خانواده هست؛ می کشاند. حال نظر شما دوست عزیز را جویا می شوم که آیا داستانهای سکسی سرگرمی کوتاهی است برای من و شما یا نابودی ریشه ها!؟
سخن برای گفتن زیاد است اما فعلاً به این مطالب اشاره می کنم. در خصوص تهمتی که به بنده زدید که گفتید به حضرت امام رضوان الله تعالی علیه تهمت زدم. جمله شما این بود:
در مورد این کلام شما که حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در سخنرانی خود در پاریس فرموده اند که الگوی ایشان در حکومت, عمر است این حرف دروغی بزرگ و افتراء بر آن بزرگوار است که به هیچ وجه صحت ندارد. خوب است شما کمی تحقیق داشته باشید و اگر هم حرفی را نقل می کنید از این به بعد سعی کنید با مدرک معتبر باشد تا خدای نکرده گرفتار تهمت و افتراء نشوید.

شما چرا تهمت زدید.لا اقل سند می خواستید تا برایتان ذکر کنم.قبل از انکه بنده دروغگو باشم یا نه باید از بنده سند می خواستید که در زیر برایتان آوردم.
باکی نیست شما را می بخشم و به آوردن سند سخن امام (ره) می پردازم.
همانطور که می دانید یکسری از سخنرانی های ایشان که قبل از انقلاب ایراد شده و اکثراً در پاریس بوده در سه جلد تحت عنوان کوثر گردآوری شده است.
در جلد دوم-چاپ دوم کتاب به سال 73 در صفحه ی 53 کتاب :
و ما هم حکومت خودمان را نشان دهیم-آن حکومتی که ما می خواهیم.آن حکومتی که ما می خواهیم مصداقش یکی خود پیغمبر اکرم است که حاکم بود.ما بنا ست رؤسا را بگیریم،رؤسا را نظر بکنیم،سیره ی رؤسا را نظر بکنیم،یکی از آنهاه حضرت امیر بود؛یکی هم عمر بود. ما ببینیم اینها مثل عمر هم هستند؟!
شناسنامه ی سخنرانی:
سخنرانی شماره 51
زمان:
8 آبان 1357 ه.ش/27 ذیقعده 1398 ه.ق/30اکتبر 1978 م.
مکان:
فرانسه/نوفل لوشاتو
مناسبت:
ادامه ی تبلیغات ابر قدرتها علیه اسلام روحانیت و استمرار قیام در ایران
عنوان:
شیوه ی حکومت پیغمبر اکرم و مبارزات ائمه و روحانیت شیعه علیه حکام جور.
حضار:
جمعی از دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج کشور.
ناشر این کتاب:
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) است.
حتماً این سخنرانی در صحیفه نور هم مندرج است. جلد 4 صحیفه نور صفحه 220 به تاریخ 8 آبانماه سال 57.
حال چه کسی تهمت میزند بنده یا شما که ملبس به لباس روحانیت هستید؟!
قدری تقوا داشته باشید آقا؟!
جالب است که در همین کتاب حضرت امام رضوان الله در خصوص ورود عمر و غلامش به مصر از نمونه های عالی حاکمان در حکومت اسلامی یاد کرده و در کنار این مثال داستان محاکمه ی امیرالمومنین و آن فرد یهودی که درباره یک زره بود و داستان اینکه هر فرد غیر از اهل مدینه که به مسجد پیغمبر وارد می شد و نمی توانست ایشان را از غیر تشخیص دهد به واسطه ی اینکه دور هم می نشستند و پیامبر خود را با سایر مومنین یکسان میدید می آورد.
خدا کند که ما از اهل هدایت باشیم.
والسلام.
مدتی است که در ازدواج دچار شک شده ام چون نمی دانم برای چرا باید فرزند دار شوم و اصلا چنین نیازی ندارم و چرا باید نسل بشر توسط انسان ادامه پیدا کند؟ جواب حتما فلسفی و با تکیه بر غرایز باشد چون من فرزندی که بر روی زمین تهلیل بگوید نمی خواهم به من چه ربطی دارد که کس دیگری به داشتن فرزند از ناحیه من خوشحال بشود و باقیات صالحات را هم جور دیگری جبران می کنم. سوال من اینه:
چه نیازی به فرزند داریم؟ می خوام بعدا پشیمون نشم.
یاد آور می شوم که این بنده حقیر چندی پیش نامه ای به شماره برای شما ارسال کردم و پاسخ مفصل شما را دریافت نمودم و پاسخ حضرتعالی تا حدود زیادی بنده را اقناع کرد ولی امروز در حال مطالعه کتاب شیدا بودم. کتابی که داستان و سرگذشت عارف بالله شیخ عبدالکریم کشیمیری(رضوان الله علیه) است و به جمله ای برخوردم که بسیار تعجبم را برانگیخت و از آنجایی که با سوال قبلی سنخیت دارد از جنابعالی خواهش می کنم تا برای بنده بیشتر توضیح دهید تا از کنجکاوی من حقیر کاسته شود. در صفحه 108 کتاب شیدا جمله ای از مرحوم کشمیری بود که عیناً آن را نقل می کنم. آیت الله کشمیری: « یک دفعه بابی از معارف بر من باز شد که آن قدر برایم سنگین بود که اگر حرام نبود دست خودم را به سیم برق وصل می کردم تا بمیرم»( نمی دانم شما چقدر با شخصیت برجسته ای همچون کشمیری آشنا هستید. ولی شما را به خدا عجولانه قضاوت نکرده و این دلسوخته اهبیت(ع) را بخاطر ایراد این جملات به تظاهر و مرید پروری متهم نکنید، هرچند که شأن و منزلت حضرتعالی اجل از آن است که این گونه قضاوت کنید.) نمی دانم با طرح این سوال چه ذهنیتی از شخصیت من در شما شکل می گیرد. شاید شما تصور کنید بنده از جمله جوانان تارک الصلاتی هستم که دارم به بیراهه می روم. ولی این گونه نیست بنده در حد توانم پایبند به شریعت بوده و به عرفانهای نوظهوری که به دنبال به دام انداختن افراد ناآگاه است نیستم بلکه عرفان حقیقی را در مدار اهلبیت(ع) و قرآن می دانم و با مطالعه زندگینامه بزرگان و خواندن کلمات قصارشان نشاط زیادی در خود برای انجام احکام شریعت می یابم و هر دفعه که زندگی یکی از اولیای الهی را مطالعه می کنم به اصطلاح شارژ می شوم. لذا اطاله کلام نمی دهم. خیلی دوست دارم عاشق خدا شوم. می خواهم من هم به جایی برسم که همچون کشمیری مشمول هدایت خاصه خدا واقع شوم و علوم الهی را درک کنم و عاشقانه همچون مولایم علی(علیه السلام) خدا را عبادت کنم. اولا اینکه تفسیر شما از جمله مرحوم کشمیری چیست؟ ثانیا چگونه می توان به عشق الهی که در نامه قبلی اشاره کرده بودید، دست یافت؟
من زنی هستم 24 ساله، چادری، معتقد به احکام اسلامی و سید نیز هستم اما بعضی از مسائل که دیگران می گویند، آزارم می دهد مثلا اینکه من یک دختر شاد هستم و با اینکه چادر می پوشم و حجابم را رعایت می کنم اما از روسری های روشن مثل سفید، قرمز(زرشکی) و ... زیر چادر استفاده می کنم. پدر و مادر من می گویند باید رنگهای سنگین تر بپوشم. یا می گویند با پوشیدن این رنگها ممکن است از گزینش استخدامی رد شوم و اینکه الان با گذشتن چندین روز از شهادت امام حسین(ع) بر من خورده می گیرند که نباید هنوز هم رنگ روشن بپوشم. من از شما خواهش می کنم که با بیان مستندات و احادیث از ائمه(ع) و اسلام به من بگویید آیا من کار اشتباهی می کنم و پدر و مادرم راست می گویند؟ آیا هنوز هم باید رنگ مشکی بپوشیم؟ آیا پوشیدن رنگ قرمز در جامعه کار بدی است؟ آن هم به عنوان یک روسری زیر چادر مشکی؟ خواهش می کنم راهنماییم کنید. دیگر کلافه شده ام.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed