جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    اگر وسط شستن دست در وضو آب از شیر یا دست دیگران به دستمان بپاشد، وضو باطل است؟ اگر تا ریخت نیت کنیم که داریم دفعه دوم دستمان را می شوییم چه؟( مرجع: آیت الله بهجت)
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 01:43 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 1801
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
پاشیدن آب شیر به دست و صورت هنگام وضو اشکال ندارد ولی اگر بعد از آنکه از شستن دست چپ فارغ شدید و می خواهید مسح سر و پا کنید اگر آب شیر به دست یا جای مسح بپاشد، وضو باطل می شود مگر آنکه رطوبت شیر آن قدر کم باشد که در آب وضو از بین برود و رطوبت دست بر آن غلبه پیدا کند.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 01:43 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
من هنگامی که مسح سر را با دست راست می کشم، آب دستم برای مسح پایم خشک می شود و از صورتم این آب را تأمین می کنم، هر بار که وضو می گیرم، این عمل را تکرار می کنم، توضیح دهید آیا وضوی من قبول است یا نه؟ لطفا مراحل کامل وضو را برایم بیان کنید و توضیح دهید که از چند انگشت برای مسح سر و پا و همچنین حد مسح سر و پا را برایم توضیح دهید.
یاد آور می شوم که این بنده حقیر چندی پیش نامه ای به شماره برای شما ارسال کردم و پاسخ مفصل شما را دریافت نمودم و پاسخ حضرتعالی تا حدود زیادی بنده را اقناع کرد ولی امروز در حال مطالعه کتاب شیدا بودم. کتابی که داستان و سرگذشت عارف بالله شیخ عبدالکریم کشیمیری(رضوان الله علیه) است و به جمله ای برخوردم که بسیار تعجبم را برانگیخت و از آنجایی که با سوال قبلی سنخیت دارد از جنابعالی خواهش می کنم تا برای بنده بیشتر توضیح دهید تا از کنجکاوی من حقیر کاسته شود. در صفحه 108 کتاب شیدا جمله ای از مرحوم کشمیری بود که عیناً آن را نقل می کنم. آیت الله کشمیری: « یک دفعه بابی از معارف بر من باز شد که آن قدر برایم سنگین بود که اگر حرام نبود دست خودم را به سیم برق وصل می کردم تا بمیرم»( نمی دانم شما چقدر با شخصیت برجسته ای همچون کشمیری آشنا هستید. ولی شما را به خدا عجولانه قضاوت نکرده و این دلسوخته اهبیت(ع) را بخاطر ایراد این جملات به تظاهر و مرید پروری متهم نکنید، هرچند که شأن و منزلت حضرتعالی اجل از آن است که این گونه قضاوت کنید.) نمی دانم با طرح این سوال چه ذهنیتی از شخصیت من در شما شکل می گیرد. شاید شما تصور کنید بنده از جمله جوانان تارک الصلاتی هستم که دارم به بیراهه می روم. ولی این گونه نیست بنده در حد توانم پایبند به شریعت بوده و به عرفانهای نوظهوری که به دنبال به دام انداختن افراد ناآگاه است نیستم بلکه عرفان حقیقی را در مدار اهلبیت(ع) و قرآن می دانم و با مطالعه زندگینامه بزرگان و خواندن کلمات قصارشان نشاط زیادی در خود برای انجام احکام شریعت می یابم و هر دفعه که زندگی یکی از اولیای الهی را مطالعه می کنم به اصطلاح شارژ می شوم. لذا اطاله کلام نمی دهم. خیلی دوست دارم عاشق خدا شوم. می خواهم من هم به جایی برسم که همچون کشمیری مشمول هدایت خاصه خدا واقع شوم و علوم الهی را درک کنم و عاشقانه همچون مولایم علی(علیه السلام) خدا را عبادت کنم. اولا اینکه تفسیر شما از جمله مرحوم کشمیری چیست؟ ثانیا چگونه می توان به عشق الهی که در نامه قبلی اشاره کرده بودید، دست یافت؟
سخن برای گفتن زیاد است اما فعلاً به این مطالب اشاره می کنم. در خصوص تهمتی که به بنده زدید که گفتید به حضرت امام رضوان الله تعالی علیه تهمت زدم. جمله شما این بود:
در مورد این کلام شما که حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در سخنرانی خود در پاریس فرموده اند که الگوی ایشان در حکومت, عمر است این حرف دروغی بزرگ و افتراء بر آن بزرگوار است که به هیچ وجه صحت ندارد. خوب است شما کمی تحقیق داشته باشید و اگر هم حرفی را نقل می کنید از این به بعد سعی کنید با مدرک معتبر باشد تا خدای نکرده گرفتار تهمت و افتراء نشوید.

شما چرا تهمت زدید.لا اقل سند می خواستید تا برایتان ذکر کنم.قبل از انکه بنده دروغگو باشم یا نه باید از بنده سند می خواستید که در زیر برایتان آوردم.
باکی نیست شما را می بخشم و به آوردن سند سخن امام (ره) می پردازم.
همانطور که می دانید یکسری از سخنرانی های ایشان که قبل از انقلاب ایراد شده و اکثراً در پاریس بوده در سه جلد تحت عنوان کوثر گردآوری شده است.
در جلد دوم-چاپ دوم کتاب به سال 73 در صفحه ی 53 کتاب :
و ما هم حکومت خودمان را نشان دهیم-آن حکومتی که ما می خواهیم.آن حکومتی که ما می خواهیم مصداقش یکی خود پیغمبر اکرم است که حاکم بود.ما بنا ست رؤسا را بگیریم،رؤسا را نظر بکنیم،سیره ی رؤسا را نظر بکنیم،یکی از آنهاه حضرت امیر بود؛یکی هم عمر بود. ما ببینیم اینها مثل عمر هم هستند؟!
شناسنامه ی سخنرانی:
سخنرانی شماره 51
زمان:
8 آبان 1357 ه.ش/27 ذیقعده 1398 ه.ق/30اکتبر 1978 م.
مکان:
فرانسه/نوفل لوشاتو
مناسبت:
ادامه ی تبلیغات ابر قدرتها علیه اسلام روحانیت و استمرار قیام در ایران
عنوان:
شیوه ی حکومت پیغمبر اکرم و مبارزات ائمه و روحانیت شیعه علیه حکام جور.
حضار:
جمعی از دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج کشور.
ناشر این کتاب:
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) است.
حتماً این سخنرانی در صحیفه نور هم مندرج است. جلد 4 صحیفه نور صفحه 220 به تاریخ 8 آبانماه سال 57.
حال چه کسی تهمت میزند بنده یا شما که ملبس به لباس روحانیت هستید؟!
قدری تقوا داشته باشید آقا؟!
جالب است که در همین کتاب حضرت امام رضوان الله در خصوص ورود عمر و غلامش به مصر از نمونه های عالی حاکمان در حکومت اسلامی یاد کرده و در کنار این مثال داستان محاکمه ی امیرالمومنین و آن فرد یهودی که درباره یک زره بود و داستان اینکه هر فرد غیر از اهل مدینه که به مسجد پیغمبر وارد می شد و نمی توانست ایشان را از غیر تشخیص دهد به واسطه ی اینکه دور هم می نشستند و پیامبر خود را با سایر مومنین یکسان میدید می آورد.
خدا کند که ما از اهل هدایت باشیم.
والسلام.
چرا عده ای می گویند ما خودمان سرنوشتمان را تعیین می کنیم و عده ای می گویند خدا؟ اگر خودمانیم که با توجه به آیه های قرآن که گفت همه امور به دست من است این فرضیه رد می شود، اگر به دست خداست پس ما چه نقشی در ساختن زندگی خویش داریم؟
آیا بر کسانی که از کمیته امداد پول و کمک های نقدی و غیرنقدی دریافت می کنند پرداخت خمس واجب است؟ همچنین اگر خودش فعالیت اقتصادی داشته باشد، آیا پرداخت خمس بر عهده اوست؟ آیا باید خمس تمامی مال و دارایی را بپردازد یا فقط خمس مالی که در اثر فعالیت شخصی به دست می آورد؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed