جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(سكس) (داستانهاي بلوغ) 
توجهلطفا توجه فرمایید
محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    نمی دونم تا به حال داستانهای سکسی رو خوانده اید یا نه!؟ به نظر می رسه اگر اهل گشت و گذارهای اینترنتی باشید با این داستان ها برخورد کرده اید و به احتمال زیاد هم یکی از این داستان ها را مطالعه کرده اید. سوال مهم و اساسی این هست که چه کسانی و به چه منظوری این داستان ها را می نویسند!؟ عمده مسائل و نقاط حساس و قابل تأمل در این نوع داستان ها؛ سکس و خیانت به همکار و خویشان و همسایه و یا حتی مادر، خواهر، عمه، خاله را شامل می شوند. خوب با توجه به این موضوعات؛ اهداف نویسنده و یا بهتره بگم نویسندگان این گونه داستانها چیست؟ مطئنا هدف سرگرم کردن و لذت بخشی و یا ایجاد حس روشنفکری و بالندگی و بلوغ در ما نیست! تا به حال فکر کرده اید که هدف از این گونه داستان های کوتاه و آنی و خیانت؛ آن هم(اکثر اوقات) با محارم چیست؟ سکس با محارم و خیانت و به دوستان و همسایگان و آشنایان و یا حتی همجنسبازی( زن با زن و مرد با مرد) چرا بایستی به صورت داستان در سرتاسر اینترنت به صورت گسترده گسترش یابد و من و شما و دیگری( که ممکنه مادر و پدر و خواهر و برادر من و شما باشند) آن را مطالعه کنند!؟ در عمده این داستانهای سکسی یک زندگی بی قید و شرط؛ یک زندگی لذت بخش بدون مسئولیت؛ سکس و لذت جنسی با هر کس و در هر شرایطی بدون هیچ شرم و حیایی و تن دادن به مسائل جنسی بدون هیچ مرز و قاعده و قانونی القا شده و حتی نویسندگان این گونه داستانها در صدد هستند تا حریم پاک خانواده را هم به سمت و سو کشانده و فریاد زنند که شهوت و لذت بالاتر از هر چیزی است! در اکثر داستنهایی با این گونه موضوعات «دختران جوان» را شهوت پران و بسیار مشتاق و «زنان» را گرم و گاها گداخته و سرشار از حس و میل جنسی و فاقد هر گونه مسئولیت قانونی و شرعی و وجدانی و «مردان» را سـرد و بی رمق نشان داده و در بسیاری از مواقع این زنان و دختران هستند که پیشنهاد داده و مردان هم از خدا خواسته قبول می کنند و یا اینکه در نبود جنس مخالف به خودارضایی روی آورده و طوری وانمود می شود که حتما و بدون فوت وقت و درنگ بایستی این حس و شهوت ارضا شود! نویسندگان این مجموعه از داستانهای آلوده و با هدف؛ تمام افراد جامعه را در تیرس خود قرار می دهند. برای نمونه؛ بعضی از این گونه داستانها بین افراد زیر رخ می دهد: دختر پسر عمو و دختر پسر خاله و دختر پسردایی و دختر پسر عمه و ... به نظر شما چه اهداف و منافعی در ورای براندازی و شکستن اصول و اعتقادات حاکم بر خانواده هاست!؟ مطمئنا نویسندگان این سری از داستانها و گسترانندگان آنها در جامعه و در نهایت افکار عمومی منتظر ماحصل و نتیجه آن هستند؛ که بایستی ویران کننده و گسترده تر در جامعه ظهور کند. خانواده کوچکترین و بنیادی ترین نهاد یک جامعه است. هر رویدادی که در خانواده روی دهد؛ اگـر بررسی و علت یابی و برطرف نشود مانند یک بیماری مسری و واگیردار به تک تک خانواده ها سرایت و در نهایت بدنه جامعه را دربر گرفته و جامعه را به سمت و نطفه هرزه که همان رویداد اولیه در خانواده هست؛ می کشاند. حال نظر شما دوست عزیز را جویا می شوم که آیا داستانهای سکسی سرگرمی کوتاهی است برای من و شما یا نابودی ریشه ها!؟
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:11 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 15115
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
در یک تحلیل کلی از محتوای داستانهای سکسی در اینترنت می توان گفت ،اهداف زیر از سوی بافندگان وسرایندگان آنها دنبال می شود:
اهداف اقتصادی: نویسندگان این داستانهای سکسی اهداف اقتصادی را در قالب تصویر ونوشتار وبه اشکال متنوعی از محصولات از طریق سایت های اینترنتی، شبکه های تلویزیونی، تبلیغات تصویری به هر نحو، وبلاگ ها، مجلات،کتاب ها و ... کمپانی های خود را اداره می کنند.واز این راه پولهای هنگفتی را به جیب های خود می زنند.بطوری که تجارت سکس از جمله تجارتهای مهم شمرده می شود. آنها با نوشتن اینگونه داستانها به عنوان مقدمه، دختران وزنان را عملا به فرار از خانه وبی بند وباری سوق می دهند.
اهداف اجتماعی: اشاعه ابتذال،عادی سازی روابط محرم ونامحرم،عادی سازی صحنه های خلاف اخلاق جنسی،عادی ساختن واز میان بردن قبح گناه،اشاعه رفتارهای غیر اخلاقی،روابط نامشروع،ترویج روابط غیر شرعی وغیر قانونی،عادی سازی خیانت زن ومرد به یکدیگر به عنوان مر عادی وجایز ،به سخره گرفتن اعتقادات وآداب ورسوم دینی و بی اهمیت جلوه دادن آنها،اسفاده ابزاری از سکس ،غیرت زدایی ،تضعیف باورهای دینی ،اشاعه هنجار شکنی زنان ودختران و... از جمله اهداف شوم اجتماعی آنان می باشد.
اهداف سیاسی:در بررسی علل نوشتن وتولید این گونه چرندیات می توان به سرخوردگی از امور سیاسی و روی گردانی سردمداران آنها از سیاست نیز اشاره نمود ،وهمچنین به منظور گرفتن نیروی جوان جوامع ومشغول کردن آنها ،که این امر آنها را از پرداختن به امور مهم اجتماعی وسیاسی شان باز دارد.به لحاظ آنکه سرگرم شدن بخشی از نیروی جوان جامعه به چنین اموری فرصتی برای انحراف سیاسی جامعه وفاصله گرفتن مردم از مشارکت سیاسی ودر نتیجه آماده شدن زمینه برای کسانی است که شایسته نیستند تصمیم گیری نمایند.
خلاصه آنکه این داستانها ،در واقع خیال آمال وآرزوهای درونی یا عقده های روانی نویسنده گان آنها می باشد ،که با تبادل لینکهای خود وحمایت وتبلیغ سایتهای همدیگر اهداف پلید خود را دنبال می کنند، آنها خوشبختی وسعادت انسان را در پرداختن به لذایذ وشهوتهای بی حد وحصر مادی می دانند واز ارزشهای انسانی ومعنوی بسیار دور افتاده اند.وبا این کار می خواهند دیگران را نیز در مسیر خود قرار دهند.


برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:11 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
سخن برای گفتن زیاد است اما فعلاً به این مطالب اشاره می کنم. در خصوص تهمتی که به بنده زدید که گفتید به حضرت امام رضوان الله تعالی علیه تهمت زدم. جمله شما این بود:
در مورد این کلام شما که حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در سخنرانی خود در پاریس فرموده اند که الگوی ایشان در حکومت, عمر است این حرف دروغی بزرگ و افتراء بر آن بزرگوار است که به هیچ وجه صحت ندارد. خوب است شما کمی تحقیق داشته باشید و اگر هم حرفی را نقل می کنید از این به بعد سعی کنید با مدرک معتبر باشد تا خدای نکرده گرفتار تهمت و افتراء نشوید.

شما چرا تهمت زدید.لا اقل سند می خواستید تا برایتان ذکر کنم.قبل از انکه بنده دروغگو باشم یا نه باید از بنده سند می خواستید که در زیر برایتان آوردم.
باکی نیست شما را می بخشم و به آوردن سند سخن امام (ره) می پردازم.
همانطور که می دانید یکسری از سخنرانی های ایشان که قبل از انقلاب ایراد شده و اکثراً در پاریس بوده در سه جلد تحت عنوان کوثر گردآوری شده است.
در جلد دوم-چاپ دوم کتاب به سال 73 در صفحه ی 53 کتاب :
و ما هم حکومت خودمان را نشان دهیم-آن حکومتی که ما می خواهیم.آن حکومتی که ما می خواهیم مصداقش یکی خود پیغمبر اکرم است که حاکم بود.ما بنا ست رؤسا را بگیریم،رؤسا را نظر بکنیم،سیره ی رؤسا را نظر بکنیم،یکی از آنهاه حضرت امیر بود؛یکی هم عمر بود. ما ببینیم اینها مثل عمر هم هستند؟!
شناسنامه ی سخنرانی:
سخنرانی شماره 51
زمان:
8 آبان 1357 ه.ش/27 ذیقعده 1398 ه.ق/30اکتبر 1978 م.
مکان:
فرانسه/نوفل لوشاتو
مناسبت:
ادامه ی تبلیغات ابر قدرتها علیه اسلام روحانیت و استمرار قیام در ایران
عنوان:
شیوه ی حکومت پیغمبر اکرم و مبارزات ائمه و روحانیت شیعه علیه حکام جور.
حضار:
جمعی از دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج کشور.
ناشر این کتاب:
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) است.
حتماً این سخنرانی در صحیفه نور هم مندرج است. جلد 4 صحیفه نور صفحه 220 به تاریخ 8 آبانماه سال 57.
حال چه کسی تهمت میزند بنده یا شما که ملبس به لباس روحانیت هستید؟!
قدری تقوا داشته باشید آقا؟!
جالب است که در همین کتاب حضرت امام رضوان الله در خصوص ورود عمر و غلامش به مصر از نمونه های عالی حاکمان در حکومت اسلامی یاد کرده و در کنار این مثال داستان محاکمه ی امیرالمومنین و آن فرد یهودی که درباره یک زره بود و داستان اینکه هر فرد غیر از اهل مدینه که به مسجد پیغمبر وارد می شد و نمی توانست ایشان را از غیر تشخیص دهد به واسطه ی اینکه دور هم می نشستند و پیامبر خود را با سایر مومنین یکسان میدید می آورد.
خدا کند که ما از اهل هدایت باشیم.
والسلام.
یاد آور می شوم که این بنده حقیر چندی پیش نامه ای به شماره برای شما ارسال کردم و پاسخ مفصل شما را دریافت نمودم و پاسخ حضرتعالی تا حدود زیادی بنده را اقناع کرد ولی امروز در حال مطالعه کتاب شیدا بودم. کتابی که داستان و سرگذشت عارف بالله شیخ عبدالکریم کشیمیری(رضوان الله علیه) است و به جمله ای برخوردم که بسیار تعجبم را برانگیخت و از آنجایی که با سوال قبلی سنخیت دارد از جنابعالی خواهش می کنم تا برای بنده بیشتر توضیح دهید تا از کنجکاوی من حقیر کاسته شود. در صفحه 108 کتاب شیدا جمله ای از مرحوم کشمیری بود که عیناً آن را نقل می کنم. آیت الله کشمیری: « یک دفعه بابی از معارف بر من باز شد که آن قدر برایم سنگین بود که اگر حرام نبود دست خودم را به سیم برق وصل می کردم تا بمیرم»( نمی دانم شما چقدر با شخصیت برجسته ای همچون کشمیری آشنا هستید. ولی شما را به خدا عجولانه قضاوت نکرده و این دلسوخته اهبیت(ع) را بخاطر ایراد این جملات به تظاهر و مرید پروری متهم نکنید، هرچند که شأن و منزلت حضرتعالی اجل از آن است که این گونه قضاوت کنید.) نمی دانم با طرح این سوال چه ذهنیتی از شخصیت من در شما شکل می گیرد. شاید شما تصور کنید بنده از جمله جوانان تارک الصلاتی هستم که دارم به بیراهه می روم. ولی این گونه نیست بنده در حد توانم پایبند به شریعت بوده و به عرفانهای نوظهوری که به دنبال به دام انداختن افراد ناآگاه است نیستم بلکه عرفان حقیقی را در مدار اهلبیت(ع) و قرآن می دانم و با مطالعه زندگینامه بزرگان و خواندن کلمات قصارشان نشاط زیادی در خود برای انجام احکام شریعت می یابم و هر دفعه که زندگی یکی از اولیای الهی را مطالعه می کنم به اصطلاح شارژ می شوم. لذا اطاله کلام نمی دهم. خیلی دوست دارم عاشق خدا شوم. می خواهم من هم به جایی برسم که همچون کشمیری مشمول هدایت خاصه خدا واقع شوم و علوم الهی را درک کنم و عاشقانه همچون مولایم علی(علیه السلام) خدا را عبادت کنم. اولا اینکه تفسیر شما از جمله مرحوم کشمیری چیست؟ ثانیا چگونه می توان به عشق الهی که در نامه قبلی اشاره کرده بودید، دست یافت؟
در خصوص مسأله خمس به نظر بنده جواب شما چندان جواب عقل پسند نبود لذا ضروری است با استناد به دلایل قانع کننده پاسخ مطرح گردد. در خصوص خمس: 1- با نگاهی به تاریخ قبل و همزمان با ظهور اسلام مشخص می گردد که همه حکومتهای حاکم وقت، از مردم مالیات دریافت می کرده اند یعنی شرع مبین اسلام با وجود قانون مالیات خمس را وضع نمود یعنی با آگاهی از وجود مالیات دستور خمس نازل شد و چون دو مسأله جدا از هم هستند لذا در دستور مربوط به خمس و یا حتی بعد و قبل از آن خدواند مالیات را نقض نکرده و چنین دستوری در قرآن نیامده است. 2- مدیریت مصرف خمس با علمای اسلام در حوزه های دینی است اگر قانون خمس را کن لم یکن کنند و حوزه از حکومت بودجه بگیرد وابسته به حکومت شده و به عنوان مواجب بگیر از دولت، به مرور زمان حوزه به جای ناظر دینی و عدالت محور بر عملکرد دولتها، به راحتی از کنار تخلفات دولتمردان خواهد گذشت مثل روابط دولتهای عربی و حوزه های دینی آنها. برای مثال در آغاز انقلاب اسلامی گروهی از روحانیون پیشنهاد دادند که دولت جمهوری اسلامی باید برای حوزه های علمیه بودجه قرار دهد که امام(ره) با این مسأله مخالفت نمودند و اجازه ندادن که ریالی چنین بودجه ای مصوب شود. 3- با فرض برداشتن قانون خمس و اینکه حکومت اسلامی باید بودجه حوزه را تأمین نماید، در اثر مرور زمان این دستور الهی به فراموشی سپرده می شود و فرزندان چنین دستوری را از پداران خود نخواهند آموخت و اگر حکومت اسلامی بر کنار و هر نوع حکومت دیگری حاکم شود و نخواهد به حوزه بودجه ای اختصاص دهد، هم دستور دین به فراموشی سپرده شده و احیا آن ناممکن خواهد بود و هم حکومت غیر دینی ریالی از حوزه دینی حمایت نخواهد کرد آن وقت باید فاتحه دین و حوزه را خواند.
یک سوال در مورد یوسف پیامبر(ع) ذهنم را به خودش مشغول کرده است و آن ایه 42 سوره مبارکه یوسف است. در ترجمه آیه آمده است که وقتی که یوسف(ع) خواب آن دو زندانی را تعریف کرد، به آن زندانیی که می دانست کشته نخواهد شد، گفت که مرا نزد مولای خود یاد کن. اگر اینچنین باشد که یوسف(ع) در این لحظه از یاد خدا غافل شده است، این مصداق بارز غفلت است و با مقام معصومیت آن نبی خدا در تضاد کامل است. همان گونه هم که در فیلم یوسف پیامبر، این اشکال جدی وارد است که چرا باید یک پیغمبر با مقام عصمت، از یاد خدا غافل شود و از آن چنین توبه و انابه کند و به خاطر همین غفلت هم، خداوند چند سال دیگر به مدت زندانی شدن آن حضرت بیافزاید. خواستم که نظر دوستان را در این مورد بدانم. آیا فهم من از مسأله عصمت غلط و اشتباه است. آیا آن کار حضرت یوسف(ع)، به گونه ای ترک اولی بوده مثل ترک اولای یونس پیامبر و یا اصلا به نظر دوستان می شود این گونه کارهایی که از برخی پیامبران معصوم که بنده به عنوان یک شیعه و همه شیعیان به رسالت تمامی پیامبران اعتقاد داریم و هیچ گونه شک و تردیدی هم نداریم و به همه آنها درود می فرستیم، از پیغمبران سر زده است را به وسیله ترک اولی توجیه کرد؟ ترک اولی واقعا به چه معناست؟ اگر نظر آقای جوادی آملی را در مورد آن آیه هم ذکر کنید، سپاسگذار خواهم بود.
من زنی هستم 24 ساله، چادری، معتقد به احکام اسلامی و سید نیز هستم اما بعضی از مسائل که دیگران می گویند، آزارم می دهد مثلا اینکه من یک دختر شاد هستم و با اینکه چادر می پوشم و حجابم را رعایت می کنم اما از روسری های روشن مثل سفید، قرمز(زرشکی) و ... زیر چادر استفاده می کنم. پدر و مادر من می گویند باید رنگهای سنگین تر بپوشم. یا می گویند با پوشیدن این رنگها ممکن است از گزینش استخدامی رد شوم و اینکه الان با گذشتن چندین روز از شهادت امام حسین(ع) بر من خورده می گیرند که نباید هنوز هم رنگ روشن بپوشم. من از شما خواهش می کنم که با بیان مستندات و احادیث از ائمه(ع) و اسلام به من بگویید آیا من کار اشتباهی می کنم و پدر و مادرم راست می گویند؟ آیا هنوز هم باید رنگ مشکی بپوشیم؟ آیا پوشیدن رنگ قرمز در جامعه کار بدی است؟ آن هم به عنوان یک روسری زیر چادر مشکی؟ خواهش می کنم راهنماییم کنید. دیگر کلافه شده ام.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed