شما در سایت Porseman در یکی از مقاله هایتان از قول امام صادق علیه السلام در کتاب بحارالانوار گفته اید که امام در تفسیر قول خدای عزوجل به یکی از اصحاب خود در گوشه ای از آن به جابربن یزید فرمود شاید تو چنین می پنداری که خدا همین یک عالم را آفریده است یا اینکه خدا آدمی جز شما نیافریده است، آری به خدا سوگند که خداوند تبارک و تعالی هزار هزار آدم و هزار هزار عالم آفریده و تو در آخر این همه عالم ها و این همه آدمیانی منظور چیست؟ خداوند بزرگ چند عالم آفریده است؟
|
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:01 ق.ظ این سوال را پرسیده است.
تعداد بازدید: 119
|
|
|
|
در روایتی امام باقرعلیه السلام به جابر بن یزید فرمود: أَ تَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً سِوَاکُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ آدَمَ وَ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ فِی آخِرِ تِلْکَ الْعَوَالِمِ گویا گمان مىکنى که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس. و گمان مىبرى که خداوند بشرى غیر از شما نیافریده است؟ آرى به خدا قسم خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالمها و آدمها هستى. ( بحارالأنوار ج 54 ص 336 ) برخى از اندیشمندان اسلامى بر اساس این روایات معتقدند که »آدمعلیه السلام« نخستین انسانى نبوده که گام بر روى کره خاکى نهاده است، بلکه قبل از او انسان نماها یا انسانهاى دیگرى بودهاند که به دلایل نامعلومى نسلشان منقرض گشته است.(2) اما در خصوص خلقت آدم دیدگاههاى گوناگونى مطرح شده است از جمله: 1. پیش از حضرت آدم، هیچ موجودى از آدم یا شبیه آدم وجود نداشته و حضرت آدم به طور مستقل خلق شده است. 2. پیش از حضرت آدم، بشرى وجود داشته ولى تکامل نایافته بود و به هر دلیل نسل او از میان رفته و منقرض شده است و حضرت آدم بدون ارتباط نسلى با پیشینیان آفریده شده است. 3. پیش از حضرت آدم، آدمهایى وجود داشته که تکامل نایافته بوده و از میان نرفتند بلکه در بستر تکامل خود به مرحله انسانیت رسیده و حضرت آدم نخستین انسان و نخستین پیامبر از نسل همه آنها بوده و به طور مستقل خلق نشده است.(3) از ظاهر آیات قرآنى به دست مىآید که سرسلسله افراد انسانى موجود شخصى به نام حضرت آدمعلیه السلام و همسرش حوا بوده است و افراد نسل آن دو بر اثر نطفههایى که در رحم مادرانشان انعقاد پیدا مىکند، ایجاد مىشوند اما این که خود آدم چگونه پیدا شده از جمع آیات به این نتیجه مىرسیم که حضرت آدمعلیه السلام بدون پدر و مادر از عناصر خاکى و با روحى الهى ایجاد شده است. بنابراین اگر هم شواهدى دال بر وجود موجوداتى شبیه انسان در زمانهاى بسیار دور پیدا شده است منافاتى با این که انسانهاى فعلى از نسل آدم و حوا باشند و آدم و حوا از نسل انسانها (یا شبه انسانهاى) گذشته نباشد. در علم امروز هم هرگز اثبات نشده که انسان موجودى از نسل شبه انسانهاى نئاندرتال یا کرومانیون مىباشد. در این رابطه، ادله متفاوتى وجود دارد. برخى از روایات دلالت بر وجود انسانها یا انسان نماهایى پیش از خلقت حضرت آدم دارد؛ البته بنابرنظر این گروه آنچه از آیات و روایات بدست می آید این است که انسانهاى موجود همه از ذریه حضرت آدم(ع) مىباشند. برخی دیگر از صاحب نظران از آیه 30 سوره بقره دلیلی بر وجود آدم هایی قبل از حضرت آدم(ع) استفاده کرده اند البته با این ویژگی که آن انسان ها شایستگی مقام خلافت الهی را نداشته اند به همین جهت جنبه فساد و خونریزی آنان بیشتر نمایان بود. و فرشتگان بخاطر همان سابقه ذهنی اعتراض کردند اما خداوند با اشاره به مقام خلافت الهی آدم ابوالبشر و انسان های کامل از این نسل، فرشتگان را متوجه اشتباه آنان کرد. که این نوع از آدم ها تفاوت اساسی با موجودات زمینی گذشته دارند. از این رو اگر چه احتمال انقراض آدم هایی بدون استعداد مقام خلافت الهی وجود دارد اما نظریه اول که اعتراض فرشتگان مربوط به موجودات زمینی بوده قابل توجه است. به ویژه در این آیه شریفه نخست سخن از آدم به میان نیامده تنها سخن از آفرینش موجودی در روی زمین مطرح شده که فرشتگان تنها به این جنبه آن توجه داشتند و به مقام خلافت او ناآگاه بودند. برای توضیح بیشتر توجه شما را به متن زیر جلب می کنیم: مرحوم علامه طباطبایى(ره) در ذیل آیه 1 سوره نساء مىفرماید: «از ظاهر سیاق برمىآید که مراد از «نفس واحده»، آدم و مراد از «زوجها» حوا است که پدر و مادر نسل انسانند و ما نیز از آن نسل هستیم و به طورى که از ظاهر قرآن کریم برمىآید، همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مىشوند. از آیه شریفه برمىآید که نسل موجود از انسان، تنها به آدم و همسرش منتهى مىشود و جز این دو نفر، هیچ کس دیگرى در انتشار این نسل دخالت نداشته است». در تاریخ یهود آمده است که عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شده تاکنون، بیش از حدود هفتهزار سال نیست که اعتبار عقلى هم با این تاریخ مساعد است؛ پس اعتبار عقلى هم همان را مىگوید که تاریخ گفته است. لیکن دانشمندان طبقاتالارض و به اصطلاح«ژئولوژى» معتقدند که عمر نوع بشر بیش از میلیونها سال است و بر این گفتار خود، از فسیل آثارى از انسانها و نیز ادلهاى از اسکلت سنگ شده خود انسانهاى قدیمى آوردهاند، که عمر هر یک از آنها معیارهاى علمى خودشان بیش از پانصد هزار سال است. این اعتقاد ایشان است؛ اما ادلهاى که آوردهاند قانع کننده نیست. دلیلى نیست که بتواند اثبات کند این فسیلها، بدن سنگ شده اجداد همین انسانهاى امروزى است و دلیلى نیست که بتواند این احتمال را رد کند که این اسکلتهاى سنگ شده مربوط به یکى از ادوارى است که انسانهایى در زمین زندگى مىکردهاند، چون ممکن است چنین بوده باشد و دوره ما انسانها متصل به دوره فسیلهاى نامبرده نباشد، بلکه انسانهایى قبل از آفرینش آدم ابوالبشر در زمین زندگى مىکردهاند و سپس منقرض شده باشند و این پیدایش انسانها و انقراضشان تکرار شده باشد تا پس از چند دوره، نوبت به نسل حاضر رسیده باشد. قرآن کریم به طور آشکار، کیفیت پیدایش انسان در زمین را بیان نکرده که آیا ظهور این نوع موجود (انسان) در زمین، منحصر در همین دوره فصلى است که ما در آن قرار داریم و یا دورههاى متعددى داشته و دوره ماانسانهاى فعلى آخرین ادوار آن است؟ از این آیه برمىآید، قبل از آفرینش بنى نوع آدم، دوره دیگرى بر زندگی بشر یا انسان نماهایی در روی زمین گذشته است. در بعضى از روایات وارده از ائمه(ع) مطالبى آمده که سابقه ادوار بسیارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مىکند. در کتاب توحید، ج 1، ص 277 از امام صادق(ع) روایتى آورده که در ضمن آن به راوى فرموده: شاید شما گمان مىکنید که خداى عز و جل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آنها هستید. مرحوم صدوق در کتاب خصال، ج 2، ص 652، ح 54 از امام باقر(ع) روایت کرده که فرمود: خداى عز و جل از روزى که زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرده است) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودهاند و خداى تعالى همه آنها را ازپوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریهاش را از او منشعب ساخت...، ( ترجمه تفسیرالمیزان، ج 4، ص 221 -231). ------------------------------- پی نوشت ها: 1) خصال، ج 2، ص 450 و نیز بحارالانوار، ج 63، ص 82 - 83. 2) منشور جاوید، جعفر سبحانى، ج 4، ص 94؛ قاموس قرآن، سیدعلى اکبر قریشى، ج 1، و 2، صص 49 - 50. 3) نگا: الف. بازخوانى قصد خلقت انسان، حسن یوسفى اشکورى؛ ب. آفرینش و انسان، علامه محمد تقى جعفرى؛ پ. معارف قرآن، ج 1 - 3، علامه محمد تقى مصباح یزدى؛ ت. مبانى انسان شناسى در قرآن، عبدالله نصرى؛ ث. قرآن، طبیعت و تکامل، مهدى بازرگان؛ ج. خلقت انسان، یدالله سحابى؛ ح. داروینیسم یا تکامل انواع، جعفر سبحانى؛ خ. تکامل در قرآن، على مشکینى؛ د. موضع علم و دین در خلقت انسان، احد فرامرز قراملکى.
برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:01 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
|
|
|
|