جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    کدامیک از ترجمه و توضیحات زیر از نهج البلاغه کاملتر و صحیحتر بوده و تأیید می فرمایید؟ 1- فیض الاسلام 2- دشتی 3- صبحی صالح 4- علی شیروانی 5- آیتی
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 03:05 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 1472
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
ترجمه فیض الاسلام یکی از بهترین ترجمه های تفسیری نهج البلاغه است که در سال 1365 هـ .ق به زبان فارسی نگارش یافت و بسیار نزد پارسی گویان مورد اقبال واقع گردید دقت در ترجمه و بیان برخی حوادث و شرح برخی از اعلام و توضیح عبارت به اجمال از ویژگیهایی خوب آن است ولی با نثر جدید نیست وایکاش به ویراستاری ونگارش جدید در اختیار عموم قرار گیرد. 4- ترجمه محمد دشتی؛ این ترجمه با قلمی روان نوشته شده وترجمه خوبی است هر چند در پاره ای موارد مقید به الفاظ نیست وتا حدودی تر جمه آزاد است مثلا در ترجمه تلک شقشقه هدرت ثم قرت در خطبه شقشقیه این گونه آمده که آتشی بود از دل زبانه کشید وسپس فرو نشست در حالی که فیض الاسلام این عبارت را به صورت دقیق منتها با قدری توضیح داخل پرانتز ترجمه کرده است . صبحی صالح تنها به ترجمه عربی به عربی برخی از مفردات مشکل نهج البلاغه پرداخته , در مورد ترجمه آقای آیتی وشیروانی اطلاع دقیقی نداریم ولی دو ترجمه فوق یعنی تر جمه فیض الاسلام وترجمه آقای دشتی معروف تر و از مقبولیت بیشتری نزد اهل فن برخوردار است .

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 03:05 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
مقصود از «حکمت» در فرمایش حضرت امیر(ع)چیست؟ همان گونه که بدنها خسته می شوند، دلهاهم ملول می گردند پس برای آنها حکمتهای تازه بجوئید امالی. فکرمی کنم با فتحه حرف اول تلفظ می شود، یعنی چه؟( مثلا امالی شیخ مفید) لطفا بفرمایید در مجموع کدامیک از کتب ذیل جامعتر، موثق تر و مورد تأیید و استفاده اهل فن است؟ إکمال الدین، غیبت طوسی، غیبت نعمانی، ج13بحارالانوار اگربخواهم با عرفان و تاریخش و اصطلاحات مربوطه و سایر موارد مرتبط به آن مطالعاتی داشته باشم، مطالعه چه کتبی را پیشنهاد می فرمایید؟
بنده این چند تا شبهاتی، که یک عالم وهابی مسلک درباره روایات نزول آیه ولایت درباره امام علی(ع)، نوشته است را دیدم. شبهات او از این قبیل هستند:
ا) علی در حالت نماز، پیکان از قدم مبارکش کشیدند، متوجه نشد، چگونه در حال نماز متوجه سائل شد؟! یعنی صدای سائل از درد بیرون کشیدن تیر مؤثرتر هست؟!
ب) حالت رکوع از حالاتی هست که ایما و اشاره در آن ممکن نیست، زیرا دو دست بر زانو قرار دارند و سر نیز خم شده و پایین هست، از این رو با سر و صورت نمی توان اشاره کرد، صرف نظر از استبعاد اینکه علی در نماز متوجه سائل شده باشد، چگونه در حال رکوع به سائل ایما و اشاره کرده و او را بسوی خود خوانده که نمازش خلل نیافته باشد! و با توجه به اینکه نماز جماعت بوده و مسجد خلوت نبوده، سائل در میان این جمعیت چگونه متوجه اشارات علی شده؟ مگر سائل علم غیب داشته و از قبل می دانسته که چه کسی سوال او را بی جواب نخواهد گذاشت که فقط به آن حضرت نگریسته؟!
ج) آیا امیر المؤمنین نمی توانست زکات خود را قبل یا بعد از نماز بپردازد؟ دیگر آنکه سائلی که نه تنها در نماز جماعت شرکت نکرده بلکه ملاحظه مسلمانان نمازگزار را هم نکرده و با سوال در مسجد، مزاحم جمعیت خاطر و حضور قلب نمازگزاران شده بود، چه خصوصیتی داشت که امام ترجیح داد حتماً زکات خود را به او بپردازد و صبر نفرمود تا نماز خود را به کمال خاتمه دهد و برای پرداخت زکات خویش فرد مستحق متعففی را بیابد که با الحاف سوال نمی کند؟ آیا چنین کسی در مدینه وجود نداشت؟!
د) مدعیان در تحمیل این روایت به آیه، بر لفظ انما که از ادوات حصر می باشد، تکیه و تاَکید بسیار می کنند، به همین سبب می پرسیم چرا پیامبر و یا ائمه دیگر، هیچ گاه زکاتشان را در حال رکوع نپرداخته اند؟ اگر ولایت و امامت به دادن زکات در رکوع است در این صورت پیامبر و حضرات حسنین و ائمه دیگر که در رکوع زکات نپرداختند، نباید بر مؤمنین ولایت داشته باشند!!!
ه) خلاف نیست که جز در مورد علی چنین ادعای شده و نه پیامبر و نه حضرات حسنین چنین کاری کرده اند، از این رو در این مورد که مصداق اعطا زکات در رکوع نماز، جز یک تن نیست؛ استعمال الفاظ جمع هیچ وجهی ندارد و خلاف بلاغت و فصاحت هست که آیه شریفه برای معرفی یک فرد از الفاظ جمع، خصوصاً ضمیر هم استفاده کند که اصلاً در زبان عربی استعمال آن برای غیر جمع، حتی به منظور اکرام هم معمول نیست!
و) زکات بر کسی هست که لااقل مالک حد نصاب باشد و یکسال قمری بر آن بگذرد، در حالی که آشنایان به احوال علی می دانند که وی در آن زمان مالی نداشت که مشمول زکات باشد، لذا زکات بر عهده آن حضرت نبود.
ز) زکات را خود شخص به تشخیص خود نمی پردازند، بلکه باید آن را به عاملین زکات پرداخت یا توسط آنان جمع آوری گردد و سپس توسط حاکم شرع با رعایت مصالح، تقسیم و توزیع شود.
ح) جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ معطوف هست به جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ و ضمیر هم در جمله حالیه وَهُمْ رَاکِعُون رابط است و مرجع( یا به عبارت دیگر ذو الحال) آن، ضمیر واو است، در هر دو جمله یُؤْتُون و یُقِیمُونَ و نمی توان بی دلیل ضمیر و او در جمله یقیمون را از مرجعیت هم خلع کرد. بدین ترتیب اگر تفسیر مدعیان را بپذیریم، معنای آیه چنین خواهد بود که اولیا مؤمنین کسانی هستند که در حال رکوع ، نماز اقامه کرده و زکات می پردازند! اما اقامه نماز در حال رکوع عبارت بی معنایی است و معلوم نیست که چگونه می توان در حال رکوع نماز اقامه کرد؟ زیرا رکوع جز نماز هست و کلّ در جز نمی گنجد.
دیگر آنکه در این آیه شریفه، تمام افعال به صورت مضارع ذکر شده است که بی خلاف، بر استمرار و دوام دلالت دارد؛ فی المثال فعل جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ را برای کسی که فقط یکبار نماز را اقامه کند، استعمال نمی کنند، بلکه آن را در مورد کسی که مستمراً و به دفعات نماز اقامه می کند به کار می برند. از این رو در این آیه، کسانی منظور هستند که مادام العمر نماز بپا می دارند؛ همین حکم عیناً درباره فعل جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ نیز جاری است، یعنی آن را در مورد کسانی استعمال می کنند که- در صورت مشمولیت حکم زکات- همواره زکات می پردازند. از این رو اگر معنای آیه را مطابق دلخواه مدعیان بدانیم، در این صورت اولیا مؤمنین باید همچون نمازخواندنشان که امری مکرر و مستمرّ است، زکاتشان را در حالت رکوع بپردازند، در حالی که حتی بنا به این روایت جعلی نیز این کار بیش از یکبار انجام نگرفته، از این رو می پرسیم چرا علی(ع) این کار را تکرار نفرمود؟!
علاوه بر این چنانچه می بینیم ایتا راکعانه زکات در آیه به عنوان عمل نیک و یک امتیاز و کاری که ممدوح هست، ذکر شده و این امر اگر مفید وجوب نباشد قطعاً مفید استحباب خواهد بود و اگر منظور از آن را مطابق ادعا بدانیم، پس چرا زعمای قوم و علما و مراجع مذهب، لا اقل از باب تاَسی به اولیا مومنین- هیچ گاه موقع پرداخت زکات نیت نماز نمی کنند تا در هنگام رکوع نمازشان، زکات خود را بپردازند!
ط) دیگر آنکه آیه مذکور با توجه به آیات قبل و بعد، در نهی از دوستی و اعتماد به کفار و تشفیق به دوستی با مؤمنین وارد شده و می فرماید که خدا و مؤمنین نمازگزار و زکات پردازی را که بدون کراهت و منّت، زکات می دهند؛ دوست خود بگیرید، نه کفار را و اصلاً آیه در مقام تعیین ولی امر مسلمین نیست!
لطفاً جواب قانع کننده ای به این شبهات برای بنده ذکر کنید.
منظور قرآن از تفکر در طبیعت چیست؟ چگونه می توان در باره طبیعت تفکر کرد؟ اگر کتابهایی در این خصوص وجود دارد لطفا معرفی فرمایید (از زحمات بی دریغ شما ممنونم)
در حال حاضر که هم دوش هست هم شیر آب، آیا در هنگام شستن لباس نجس زیر شیرآب بعد از شستن باید آن را فشار هم بدهیم یا موکت و فرش نجسی را که می شوریم، شلنگ آب هم وصل است و روی آن می گیریم باید آن را فشار هم بدهیم؟ مگر آب از آن خارج نمی شود؟ این فشار مخصوصا در مورد مو کت و فرش چگونه است؟
در بسیاری از احادیث دیده و خوانده یا شنیده ایم که بعد از فوت پیامبر اکرم(ص)، حضرت زهرا(س) بسیار می گریستند آن هم با صدای بلند(ناله هایی با صدای بلند) به قدری که همسایه ها می گفتند یا شب گریه کنید یا روز. استاد بزرگوار، خانم حضرت زهرا(س) قله ای از حیا و عفت و معصومیت بودند، نمی دانم شاید اشکال از فهم ما در درک حدیث است که نمی توانیم با خود کنار بیاییم، آن هم در ارتباط با اینکه چطور انسان معصومی که در نمازهای خود دیگران را بر خود مقدم می داشتند و برای دیگران و همسایه های خود بسیار بسیار زیاد دعا می کردند، حال بخواهند با ناله های خود باعث آزار و اذیت همسایه ها شوند، آن قدر که آنها زبان گشوده و اظهار نارضایتی و آزار و اذیت نمایند و یا اینکه اصلا چطور ممکن است با حایترین بانوی دو عالم آن قدر با صدای بلند گریه کنند که همسایه ها صدای ایشان را بشنوند( البته اعتراف می کنم بنده خیلی مطالعه در این زمینه نداشته ام و شاید اصلا فهم و درک و استنباط حقیر از حدیث ها و اندک مطالعه که اکنون در ذهن دارم و بر روی ورق آوردم کاملا اشتباه بوده باشد به هر حال تقاضا دارم، لطف کرده و برایمان حقیقت مطلب را بازگو کنید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed