جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    نشانه های علاقه یک پسر به یک دختر چیست؟ چگونه می توان فهمید؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
خواهرگرامی ؛ آن طور که از فحوای متن ارسالیتان بر می آید شما به پسری علاقه مند شده اید و حال می خواهید بدانید نظر وی نسبت به شما چیست و به اصطلاح می خواهید ببینید این عشق و علاقه طرفینی است و یا اینکه یکطرفه است .
لازم است قبل از بیان جواب سوال شما که چگونه می توان فهمید پسری به دختری علاقه مند است به ذکر مقدماتی بپردازیم تا با بصیرت کاملتری به راه حل مورد نظر برسیم .
خواهرگرامی ؛نیازهاى عاطفى و غرایز ایام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزیدن» سوق مى‏دهد که البته این یک امر طبیعى و غریزى است و کمتر مى‏توان راهى براى گریز از آن پیدا کرد. از آنجا که جاذبه بین دو جنس مخالف (زن و مرد) مخصوصا در سنین جوانى بسیار شدید است،آنچه مهم می نماید کنترل عقلایى بر احساسات و پرهیز از مخاطراتى است که ممکن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
از آن جا که زندگی ما اجتماعی است و افراد دیگر نقش مهمی در زندگی ما ایفا می کنند ,نمی توانیم از درک درست و دقیق رفتار دیگران بی نیاز باشیم. این ادراک اشکال متفاوتی دارد که دو نوع آن مهم تر است :اول می کوشیم احساسات کنونی دیگران را که معمولا از طریق علایم غیر کلامی مانند حالات چهره ,و تماس چشمی به دست می آیند درک کنیم .دوم می کوشیم علل ماندگارتری را که در پس رفتار طرف مقابل وجود دارد ,بفهمیم که این امر مستلزم کوشش برای فهم انگیزه ,قصد و صفات شخصیتی دیگران است و در روانشناسی اجتماعی به آن ((اسناد)) گویند .
برخی از راههای ابراز اطلاعات مربوط به حالات درونی (احساسات )عبارتند از :1. حالات چهره 2.تماس چشمی 3. تن صدا 4. حرکات بدنی 5.تماس بدنی
خواهرم ؛اطلاعات صحیح از احساسات دیگران به انحای مختلف به دست می آید ؛با این حال کسب این اطلاعات در قضیه ازدواج ,فقط گام نخست به شمار می آید و ما علاوه بر آن ,به فهم صفات ماندگار دیگران و دانستن علل رفتار آنان نیازمندیم .مثلا ممکن است دختری بریده بریده سخن گفتن پسری را در مقابل خود در نگاه اول حمل بر این کند که به وی علاقه مند است و به اصطلاح الآن زبانش بند آمده ,در حالی که ممکن است این رفتار وی هر علتی داشته باشد جز آنچه آن دختر خانم مد نظرش است . و یا گاه ممکن است پسری برای نشان دادن توجه خود به یک دختر،با موتور و یا ماشین از کنار او به سرعت بگذرد و او را دچار ترس کند و رفتارهایی از این قبیل ,در حالی که علت اصلی رفتار وی ناشی از حس تمیل به آن دختر است,لذا ست که باید عامل اصلی قضاوت درباره احساسات دیگران در مورد خود را علت رفتار آنان قرار دهیم .
اما در مورد مساله شما :
قصد شما برای ازدواج با فردی که احساس خوبی نسبت به او پیدا کرده اید امری طبیعی است، لذا لازم است برای جهت بخشی مثبت به این حس خود، ارزیابی روشنی از شرایط خود داشته باشید تا برخورد واقع بینانه ای با آن ، در جهت امر بسیار مقدس و ارزشمند ازدواج داشته باشید.
ممکن است گاه دختر خانمی برای ارزیابی احساس پسری در مورد خود بخواهد به طور مستقیم اقدام نماید . شأن و منزلت یک دختر ایجاب مى‏کند که تقاضا و اقدام براى ازدواج از طرف مرد صورت گیرد . در ازدواج همیشه پسران طالبند و دختران مطلوب، این عادت براساس فطرت انسانی آنهاست. به همین جهت پسران به خواستگاری می روند نه دختران، حتی در روایتی که مربوط به ازدواج آدم و حواست، آدم با این که خلیفه خدا و مسجود ملائکه شد ولی مأمور شد که از حوا خواستگاری کند و خداوند اجازه نداد حوا از آدم خواستگاری کند. حال اگر عکس این عادت فطری اتفاق افتد، نتیجه مطلوبی نخواهد داد و بلکه گاهی سبب تحقیر و شکست روحی دختر می شود. البته طبق نظر همه مراجع، خواستگارى دختر از پسر اشکال ندارد؛ مگر آنکه این امر خلاف عرف و به گونه‏اى باشد که باعث هتک دختر شود .
اسلام به پیروانش دستور می دهد که اگر امکان ازدواج با فرد مورد علاقه شان را داشتند فورا ازدواج کنند و اگر ندارند به هیچ وجه با او ارتباط برقرار نکنند و حتی در خیال خود هم به او فکر نکنند. ما اگر بخواهیم راهی غیر از آنچه اسلام گفته در پیش بگیریم و به جای کنترل احساسات درونی، جلوی آن را باز بگذاریم، دچار مشکلات روحی و روانی زیادی می شویم.
راهکار
با توجه به مطالب فوق و شرایط مساله شما لازم است چند نکته را خدمتتان عرض کنیم؛
1. ازدواج و انتخاب شریک برای زندگی مسأله ای نیست که با افکار و رفتارهای ناشی از احساسات زودگذر پایه ریزی شود. باید برای آن برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای داشت و بدون محاسبه و دوراندیشی اقدام کردن جز پشیمانی و حسرت چیز دیگری به دنبال ندارد.
2. انتخاب همسر باید بر اساس ملاک ها و معیارهای صحیح و عقل پسند باشد. کسی که می خواهد ازدواج کند ابتدا باید ببیند آمادگی و موقعیت آن را دارد یا نه، سپس در مورد ویژگی های همسر آینده اش فکر کند و معیارهای اصلی را کشف کند؛ در مرحله سوم باید بکوشد تا افرادی را در نظر بگیرد که بهترین و بیشترین معیار همسر خوب را دارا هستند. این سه مرحله از اصول اساسی ازدواج است و باید رعایت شود.
3. در ازدواج همیشه پسران طالبند و دختران مطلوب و این عادت براساس فطرت انسانی آنهاست.
4. در مورد مسأله ای که برای شما پیش آمده، اگر با بررسی و تحقیق و مشورت های لازم ایشان را فردى صالح و مناسب تشخیص دادید، بهترین راه آن است که از طریق واسطه‏اى مورد اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خویش جویا شوید. مثلا واسطه با ظرافت خاص و تجربه ای که دارد به ایشان بگوید دختری با فلان شرایط و ... آمادگی ازدواج و تشکیل زندگی را دارد و در صورتی که وی مایل باشد خود در این مسیر به او کمک می کند .
مطمئن باشید در صورتى که اگر او نیز واقعا به ازدواج با شما تمایل داشته باشد به طور رسمى و از طریق خانواده محترمشان با کمک واسطه از شما خواستگارى خواهد کرد.
خواهرم اگر با عمل به بند 4 نتیجه مورد نظر خود را دریافت نکردید ,احساسات خود را کنترل و از ابراز محبت خوددارى کنید؛ زیرا علاقه یک سویه راه به جایى نمى‏برد.
خوش آن بى مهربانى هر دو سر بى که یک سر مهربانى درد سر بى
نکته پایانی
با تفحص و پرس و جوى مختصرى که فرد واسطه انجام مى‏دهد، مسأله کاملا روشن مى‏شود,لذا هیچ دغدغه خاطر و اشتغال فکرى برای خود درست نکنید .
لازم به تأکید است فرد واسطه با ید دارای صفاتی چون دلسوزی، مورد اعتماد و سر نگهدار، عاقل و دارای تجربه باشد وبه گونه ای عمل کند که مثلا می خواهد از نظر و دیدگاه وی درباره شما مطلع شود، و یا می خواهد دختری را برای ازدواج به وی معرفی کند و از اظهار تمایل و علاقه شما به وی (حداقل در مرحله اول) او را مطلع نسازد.
مطمئنا اگر دختر و پسر از تناسب کافی برخوردار باشند و پسر نیز به این دختر تمایل داشته باشد اقدام خواهد کرد وگرنه به دنبال فرد مورد نظر دیگری خواهد رفت.

برگرفته از پرسمان
پیوند همیشگی پاسخ
پاسخ :اگر پسری واقعا عاشق دختری باشد به دنبال دسترسی فوری جسمی به او نیست.
پیوند همیشگی پاسخ
پاسخ سوال را اینجا وارد کنیدسلام به نظرمن مهمترین نشانه ابراز علاقه خواستگاری پسرازدختراست.





پرسش های مرتبط:
آیا راهی وجود دارد که بفهمیم طرف مقابل( کسی را که دوست داریم) نسبت به ما چه احساسی دارد؟(طرف مقابل پسر است)
در روستای ما جادو و طلسم بسیار زیاد است، این اتفاق بارها در اطراف ما افتاده و این مسأله در روستایمان بسیار شایع شده و حتی افرادی به وسیله این دعاها بیمار و یا بختشان بسته شده که به وسیله ملاها طلسم شان را می شکنند. در اقوام ما چه پسر و چه دختر و خواهرهایم هستند که از وقت ازدواجشان گذشته. یکی از اقوام ما هنگام بازسازی خانه شان، کاغذی با نوشته های عجیب و غریب و به زبان عربی پیدا کرده اند. آیا می شود بخت ما بسته شود؟ چگونه می توان بخت بسته شده را باز کرد؟ همه ما تمایل زیادی به ازدواج داریم به خصوص خودم ولی تا الان حتی یک خواستگار هم نداشته ام.
می خواستم بپرسم من به عنوان یک دختر مذهبی که خانواده ام خیلی با عقاید مذهبی موافق نیستند، در هنگام ازدواج و در هنگام عروسی برای اینکه مسائل شرعی را رعایت کنم، مراسم ازدواجم را چگونه برگزار کنم؟
من یه دختر 18 ساله، با چهره معمولی هستم. به پسری دل بستم که از نظر مالی بالاتر و از نظر فرهنگی به مراتب پایین تر از منه. دختری رو دوست داشته اما با مخالفت خانواده رو به رو شده و مدتهاست ازش خبری نداره. من با این پسر هیچ رابطه ای ندارم فقط در حد یک بیرون رفتن دسته جمعی. راهی رو پیشنهاد می کنید که بتونم، الان که در اوج دل شکستگیه، دلش رو بدست بیارم؟
بنده این چند تا شبهاتی، که یک عالم وهابی مسلک درباره روایات نزول آیه ولایت درباره امام علی(ع)، نوشته است را دیدم. شبهات او از این قبیل هستند:
ا) علی در حالت نماز، پیکان از قدم مبارکش کشیدند، متوجه نشد، چگونه در حال نماز متوجه سائل شد؟! یعنی صدای سائل از درد بیرون کشیدن تیر مؤثرتر هست؟!
ب) حالت رکوع از حالاتی هست که ایما و اشاره در آن ممکن نیست، زیرا دو دست بر زانو قرار دارند و سر نیز خم شده و پایین هست، از این رو با سر و صورت نمی توان اشاره کرد، صرف نظر از استبعاد اینکه علی در نماز متوجه سائل شده باشد، چگونه در حال رکوع به سائل ایما و اشاره کرده و او را بسوی خود خوانده که نمازش خلل نیافته باشد! و با توجه به اینکه نماز جماعت بوده و مسجد خلوت نبوده، سائل در میان این جمعیت چگونه متوجه اشارات علی شده؟ مگر سائل علم غیب داشته و از قبل می دانسته که چه کسی سوال او را بی جواب نخواهد گذاشت که فقط به آن حضرت نگریسته؟!
ج) آیا امیر المؤمنین نمی توانست زکات خود را قبل یا بعد از نماز بپردازد؟ دیگر آنکه سائلی که نه تنها در نماز جماعت شرکت نکرده بلکه ملاحظه مسلمانان نمازگزار را هم نکرده و با سوال در مسجد، مزاحم جمعیت خاطر و حضور قلب نمازگزاران شده بود، چه خصوصیتی داشت که امام ترجیح داد حتماً زکات خود را به او بپردازد و صبر نفرمود تا نماز خود را به کمال خاتمه دهد و برای پرداخت زکات خویش فرد مستحق متعففی را بیابد که با الحاف سوال نمی کند؟ آیا چنین کسی در مدینه وجود نداشت؟!
د) مدعیان در تحمیل این روایت به آیه، بر لفظ انما که از ادوات حصر می باشد، تکیه و تاَکید بسیار می کنند، به همین سبب می پرسیم چرا پیامبر و یا ائمه دیگر، هیچ گاه زکاتشان را در حال رکوع نپرداخته اند؟ اگر ولایت و امامت به دادن زکات در رکوع است در این صورت پیامبر و حضرات حسنین و ائمه دیگر که در رکوع زکات نپرداختند، نباید بر مؤمنین ولایت داشته باشند!!!
ه) خلاف نیست که جز در مورد علی چنین ادعای شده و نه پیامبر و نه حضرات حسنین چنین کاری کرده اند، از این رو در این مورد که مصداق اعطا زکات در رکوع نماز، جز یک تن نیست؛ استعمال الفاظ جمع هیچ وجهی ندارد و خلاف بلاغت و فصاحت هست که آیه شریفه برای معرفی یک فرد از الفاظ جمع، خصوصاً ضمیر هم استفاده کند که اصلاً در زبان عربی استعمال آن برای غیر جمع، حتی به منظور اکرام هم معمول نیست!
و) زکات بر کسی هست که لااقل مالک حد نصاب باشد و یکسال قمری بر آن بگذرد، در حالی که آشنایان به احوال علی می دانند که وی در آن زمان مالی نداشت که مشمول زکات باشد، لذا زکات بر عهده آن حضرت نبود.
ز) زکات را خود شخص به تشخیص خود نمی پردازند، بلکه باید آن را به عاملین زکات پرداخت یا توسط آنان جمع آوری گردد و سپس توسط حاکم شرع با رعایت مصالح، تقسیم و توزیع شود.
ح) جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ معطوف هست به جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ و ضمیر هم در جمله حالیه وَهُمْ رَاکِعُون رابط است و مرجع( یا به عبارت دیگر ذو الحال) آن، ضمیر واو است، در هر دو جمله یُؤْتُون و یُقِیمُونَ و نمی توان بی دلیل ضمیر و او در جمله یقیمون را از مرجعیت هم خلع کرد. بدین ترتیب اگر تفسیر مدعیان را بپذیریم، معنای آیه چنین خواهد بود که اولیا مؤمنین کسانی هستند که در حال رکوع ، نماز اقامه کرده و زکات می پردازند! اما اقامه نماز در حال رکوع عبارت بی معنایی است و معلوم نیست که چگونه می توان در حال رکوع نماز اقامه کرد؟ زیرا رکوع جز نماز هست و کلّ در جز نمی گنجد.
دیگر آنکه در این آیه شریفه، تمام افعال به صورت مضارع ذکر شده است که بی خلاف، بر استمرار و دوام دلالت دارد؛ فی المثال فعل جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ را برای کسی که فقط یکبار نماز را اقامه کند، استعمال نمی کنند، بلکه آن را در مورد کسی که مستمراً و به دفعات نماز اقامه می کند به کار می برند. از این رو در این آیه، کسانی منظور هستند که مادام العمر نماز بپا می دارند؛ همین حکم عیناً درباره فعل جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ نیز جاری است، یعنی آن را در مورد کسانی استعمال می کنند که- در صورت مشمولیت حکم زکات- همواره زکات می پردازند. از این رو اگر معنای آیه را مطابق دلخواه مدعیان بدانیم، در این صورت اولیا مؤمنین باید همچون نمازخواندنشان که امری مکرر و مستمرّ است، زکاتشان را در حالت رکوع بپردازند، در حالی که حتی بنا به این روایت جعلی نیز این کار بیش از یکبار انجام نگرفته، از این رو می پرسیم چرا علی(ع) این کار را تکرار نفرمود؟!
علاوه بر این چنانچه می بینیم ایتا راکعانه زکات در آیه به عنوان عمل نیک و یک امتیاز و کاری که ممدوح هست، ذکر شده و این امر اگر مفید وجوب نباشد قطعاً مفید استحباب خواهد بود و اگر منظور از آن را مطابق ادعا بدانیم، پس چرا زعمای قوم و علما و مراجع مذهب، لا اقل از باب تاَسی به اولیا مومنین- هیچ گاه موقع پرداخت زکات نیت نماز نمی کنند تا در هنگام رکوع نمازشان، زکات خود را بپردازند!
ط) دیگر آنکه آیه مذکور با توجه به آیات قبل و بعد، در نهی از دوستی و اعتماد به کفار و تشفیق به دوستی با مؤمنین وارد شده و می فرماید که خدا و مؤمنین نمازگزار و زکات پردازی را که بدون کراهت و منّت، زکات می دهند؛ دوست خود بگیرید، نه کفار را و اصلاً آیه در مقام تعیین ولی امر مسلمین نیست!
لطفاً جواب قانع کننده ای به این شبهات برای بنده ذکر کنید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed