جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(لاییک) (مذهب لائيك) (لائیک چیست) (لاييك) (لائیک) (لائیک یعنی چه؟) (مذهب لائیک) (لاییک چیست) (دین لاییک) (معنی لاییک) (معنی لائیک) (لاییک ) (دين لاييك) (دین لائیک چیست) (دین لاﺌیک) (مذهب لاییک) (لائيك يعني چه؟) (معنی لائیک چیست) (لاییک یعنی چه) (لاييک) (معنی کلمه لاییک) (نظام لائیک چیست؟) (لائيك چيست؟) (معنی کلمه لائیک) (لاییک ها) ( لاییک) (معني لاييك) (تفاوت سکولار و لائیک) (مذهب لاييك) (لاییکها) (نظام لاییک) (لا ییک) ("لاییک") (لاییک؟) (تفاوت لائیک و سکولار) (لاييك يعني چه؟) (کشورهای لاییک) (فرق سکولار و لائیک) (تفاوت سکولاریسم و لائیک) (فرق بين نظام سكولاريزم و نظام لائيك چه است) ( سكولاريسم و لا ئيتيسم چيست) (فرق بین نظام سکولار و لائیک چیست؟) (عقاید لاییک) (فرق بین سکولار و لاییک) (تفاوت لاییک و سکولار) (تفاوت میان نظام سکولار و لاییک) (فرق بین نظام سکولار ولاییک) (لاييك ) (توضيحي بر مذهب لاييك) (معنی لغت لاییک ) (تاریخ لاییک) (فرق بین سکولار و لائیک) (معنی کلمه "لائیک") 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    لاییک ها چه کسانی هستند؟
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 02:57 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 47145
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
این قبیل افراد طرفدار آیینی اندکه به موجب آن، نهادهای اجتماعی و وظایف مدنی- بویژه حکومت و سیاست - باید به اشخاص غیر روحانی محوّل شود. اصولاً وصف لائیک، در مقابل وصف دینی و ایمانی است و به معنای بی‏اعتنایی به مذهب و جدا سازی سیاست از انگاره‏ها و آموزه‏های دینی است. توضیح آنکه :
لائیک و لائیسیزم‏
واژه Laic به معنی جدا از دین یا دین جدا، و واژه Laicism به معنی دین جداگری یا دین جدایی، و واژه Laity به معنی عامه، مردم غیر روحانی، عمومِ ناحرفه‏ای‏یان و مردم ساده ترجمه شده است(فرهنگ علوم انسانی، آشوری، ص 201.).
واژه‏های لائیک و لائیسیزم در فرهنگ و محاوره فرانسوی زبانان، و واژه‏های سکولار و سکولاریسم در فرهنگ و زبان انگلیسی زبان‏ها معروف است. لائیک معادل سکولار، و لائیسیزم معادل سکولاریسم است.
برخی از جامعه شناسان میان لائیک و سکولار فرق نهاده و بر این عقیده‏اند که لائیک وصف حکومت است در جامعه‏ای که فرهنگ عمومی آن سکولاریزه نشده و به دین در آن احترام می‏گذارند .
بر این اساس، میان نظام سیاسی حاکم و باور دینی مردم تعارض و تنازع رخ می‏دهد، مانند آنچه در ترکیه مشاهده می‏شود. ولی سکولار وصف حکومت در جامعه‏ای است که فرهنگ عمومی آن نیز سکولاریزه شده و در نتیجه میان حکومت و باور مردم ناسازگاری وجود ندارد. ژان پل ویلم در این باره چنین گفته است:
«لائیک سازی (یا انفصال دین از سیاست) و سکولار سازی دو واژه تا اندازه پیچیده‏ای هستند که اولی برای فرانسه زبان‏ها آشناست، و دومی برای انگلیسی زبان‏ها.»
ژان بوبرو سعی داشت تا با ایجاد یک لابراتوار اختصاصی « تاریخ و جامعه‏شناسی تفکر لائیک» نظر دهد که باید از لحاظ معنایی و مفهومی بین لائیک سازی (کوشش در جهت انفصال دین از سیاست) و سکولارسازی (دنیوی و ناسوتی ساختن دین) تفاوت گذاشت.
لائیک سازی به تنش‏های آشکار، بین نیروهای اجتماعی مختلف (دینی، فرهنگی، سیاسی، نظامی) مرتبط است که می‏توانند جنبه یک منازعه علمی به خود بگیرند. در این صورت، هدف تسلط بر دستگاه حکومت (و یا حداقل ایجاد نفوذ قومی برآن) است تا در نتیجه حضور در صحنه اجتماعی و اداری راه حلی را که در مرحله اوّل مربوط به دین به عنوان یک نهاد اجتماعی می‏شود، ارایه داده و یا حتی تحمیل کند. اما در سکولار سازی تغییر و تعویض‏های اقتصادی، سیاسی، دینی و علمی می‏توانند در هر زمینه‏ای تنش‏های درونی ایجاد کند، اما ناهنجاری‏های شدید و خطرناک بین تغییرات درونی دین و تغییرات اجتماعی دیگر وجود ندارد.
در این صورت، دین می‏تواند در تعامل با زمینه‏های دیگر، خود را تغییر داده و اصلاح کند، یا این که دامنه ادعاهای اجتماعی خویش را محدود سازد، به طوری که تا حدی از دست دادن استیلا و تفوق اجتماعی خویش را مشروعیت بخشد. از چنین دیدگاهی کشور دانمارک یک کشور لائیک نیست، اما سکولار است، مذهب لوتری، مذهب رسمی آنجاست و در عین حال جامعه مدنی آنجا از قید هر گونه «قیومیت دینی» آزاد است. در حالی که ترکیه نمونه یک کشور لائیک است که سکولار نشده است. دین اسلام، هر چند که انقلاب مصطفی کمال (آتاتورک) آن را به عنوان دین رسمی کشور لغو کرده است، هنوز هم نفوذ بسیار در زندگی اجتماعی آن سرزمین دارد.
(منبع : تحلیل و نقد سکولاریسم‏ ، علی ربانی گلپایگانی فصل نامه، پیام حوزه ، شماره 36 )


برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 02:57 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
لاییک همان لامذهب یا بدون مذهب بودن است که طرفدار عقیده ی سکولاریزم هستند یعنی دین را از سیاست و مسائل اجتماعی جدا می کنند. هر کس می تواند عقیده ی خود را داشته باشد و مذهب خود را عبادت کند تا اندازه ای که به آزادی دیگران لطمه وارد نسازد
baraniman2006 در تاریخ 28 خرداد ماه سال 1395 در ساعت 04:06 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
باید تا الان متوجه شده باشید بنده با چه کسانی محشورم. شاید دوستان مباحثه گرم ایران هم نباشند! به هر حال بحث ما به اینجا رسید که هزینه های انقلاب ایران توسط چه کسی تامین می شده؟ آیا انگلیس نقش داشته است؟ چرا وقتی امام خمینی آمد ایران هیچ کدام از دولت ها هواپیما را نزدن؟ من خودم چون فراطبیعی به مسأله نگاه دارم، این برایم حل شده است اما از لحظا طبیعی چطور؟ ضمنا در مورد هیتلر می گویند از این که مردم حافظه های دینی، فرهنگی و سیاسی داشتن استفاده کرد و به رأس رسید، در مورد ایران هم می شه گفت ما حافظه دین مبین اسلام را داریم، فرهنگ 5000 ساله و سیاسیون دیکتاتور در رأس، پس با تقویت این حافظه ها می شود به رأس رسید؟
این گفتار آیت الله طالقانی را چگونه باید پاسخ گفت:
« حتی برای زنهای مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت های مذهبی … ما نمی گوییم زنها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمی گوید … زنان عضو فعال اجتماع ما هستند … اسلام و قرآن و مراجع دین می خواهند شخصیت زن حفظ شود ... هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می کردند؟ مگر چادر می پوشیدند؟ … کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ اینها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است. کیهان ۲۰ اسفند ۱۳۵۷»
بنده اخیرا کتابی راجع به شیخ رجبعلی خیاط با عنوان کیمیای سعادت خواندم که برایم بسیار جالب بود و به من کمک کرد تا بتوانم بیشتر به یاد خداوند متعال باشم و نسبت به ترک گناه و نزدیک شدن به پروردگار یکتا مشتاق تر از گذشته شوم. تا اینکه اخیرا کتابی را با عنوان عارف سازی و معرفت سوزی، نوشته منصور کیانی مطالعه نمودم که در آن شخص رجبعلی خیاط و مکاشفات او را به کلی رد کرده و از وی به عناوینی مثل کاهن، رمال، عرّاف و ساحر نام برده و تصدیق این شخص را کفر خوانده و کسانی را که چنین مقاماتی را باور می کنند، ساده لوح نامیده بودند و به نظر می رسید شخص نویسنده به دلیل نامعلوم با منحرف کردن و برداشتهای سطحی و بچه گانه از مطالب کتاب کیمیای سعادت و کتب دیگری که در مورد شیخ رجبعلی خیاط به چاپ رسیده با لحن مسخره آمیزی اقدام به انکار نموده و این مسائل را از یک خیاط ساده و کلاس درس نرفته، غیر قابل باور دانسته و لازمه رسیدن به این مقامات را اول عالم بودن دانسته نه پرهیزکاری، تقوای الهی و پیروی از سیره ائمه اطهار(علیها السلام). حضرتعالی مرحوم رجبعلی خیاط را به چه عنوان قبول دارید؟ یک عارف وارسته یا رمال، ساحر و کاهن؟ خواهشمندم نظر مبارک را درمورد شخص رجبعلی خیاط و کلا افرادی که شبیه به ایشان هستند را بیان فرمایید.
بنده این چند تا شبهاتی، که یک عالم وهابی مسلک درباره روایات نزول آیه ولایت درباره امام علی(ع)، نوشته است را دیدم. شبهات او از این قبیل هستند:
ا) علی در حالت نماز، پیکان از قدم مبارکش کشیدند، متوجه نشد، چگونه در حال نماز متوجه سائل شد؟! یعنی صدای سائل از درد بیرون کشیدن تیر مؤثرتر هست؟!
ب) حالت رکوع از حالاتی هست که ایما و اشاره در آن ممکن نیست، زیرا دو دست بر زانو قرار دارند و سر نیز خم شده و پایین هست، از این رو با سر و صورت نمی توان اشاره کرد، صرف نظر از استبعاد اینکه علی در نماز متوجه سائل شده باشد، چگونه در حال رکوع به سائل ایما و اشاره کرده و او را بسوی خود خوانده که نمازش خلل نیافته باشد! و با توجه به اینکه نماز جماعت بوده و مسجد خلوت نبوده، سائل در میان این جمعیت چگونه متوجه اشارات علی شده؟ مگر سائل علم غیب داشته و از قبل می دانسته که چه کسی سوال او را بی جواب نخواهد گذاشت که فقط به آن حضرت نگریسته؟!
ج) آیا امیر المؤمنین نمی توانست زکات خود را قبل یا بعد از نماز بپردازد؟ دیگر آنکه سائلی که نه تنها در نماز جماعت شرکت نکرده بلکه ملاحظه مسلمانان نمازگزار را هم نکرده و با سوال در مسجد، مزاحم جمعیت خاطر و حضور قلب نمازگزاران شده بود، چه خصوصیتی داشت که امام ترجیح داد حتماً زکات خود را به او بپردازد و صبر نفرمود تا نماز خود را به کمال خاتمه دهد و برای پرداخت زکات خویش فرد مستحق متعففی را بیابد که با الحاف سوال نمی کند؟ آیا چنین کسی در مدینه وجود نداشت؟!
د) مدعیان در تحمیل این روایت به آیه، بر لفظ انما که از ادوات حصر می باشد، تکیه و تاَکید بسیار می کنند، به همین سبب می پرسیم چرا پیامبر و یا ائمه دیگر، هیچ گاه زکاتشان را در حال رکوع نپرداخته اند؟ اگر ولایت و امامت به دادن زکات در رکوع است در این صورت پیامبر و حضرات حسنین و ائمه دیگر که در رکوع زکات نپرداختند، نباید بر مؤمنین ولایت داشته باشند!!!
ه) خلاف نیست که جز در مورد علی چنین ادعای شده و نه پیامبر و نه حضرات حسنین چنین کاری کرده اند، از این رو در این مورد که مصداق اعطا زکات در رکوع نماز، جز یک تن نیست؛ استعمال الفاظ جمع هیچ وجهی ندارد و خلاف بلاغت و فصاحت هست که آیه شریفه برای معرفی یک فرد از الفاظ جمع، خصوصاً ضمیر هم استفاده کند که اصلاً در زبان عربی استعمال آن برای غیر جمع، حتی به منظور اکرام هم معمول نیست!
و) زکات بر کسی هست که لااقل مالک حد نصاب باشد و یکسال قمری بر آن بگذرد، در حالی که آشنایان به احوال علی می دانند که وی در آن زمان مالی نداشت که مشمول زکات باشد، لذا زکات بر عهده آن حضرت نبود.
ز) زکات را خود شخص به تشخیص خود نمی پردازند، بلکه باید آن را به عاملین زکات پرداخت یا توسط آنان جمع آوری گردد و سپس توسط حاکم شرع با رعایت مصالح، تقسیم و توزیع شود.
ح) جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ معطوف هست به جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ و ضمیر هم در جمله حالیه وَهُمْ رَاکِعُون رابط است و مرجع( یا به عبارت دیگر ذو الحال) آن، ضمیر واو است، در هر دو جمله یُؤْتُون و یُقِیمُونَ و نمی توان بی دلیل ضمیر و او در جمله یقیمون را از مرجعیت هم خلع کرد. بدین ترتیب اگر تفسیر مدعیان را بپذیریم، معنای آیه چنین خواهد بود که اولیا مؤمنین کسانی هستند که در حال رکوع ، نماز اقامه کرده و زکات می پردازند! اما اقامه نماز در حال رکوع عبارت بی معنایی است و معلوم نیست که چگونه می توان در حال رکوع نماز اقامه کرد؟ زیرا رکوع جز نماز هست و کلّ در جز نمی گنجد.
دیگر آنکه در این آیه شریفه، تمام افعال به صورت مضارع ذکر شده است که بی خلاف، بر استمرار و دوام دلالت دارد؛ فی المثال فعل جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ را برای کسی که فقط یکبار نماز را اقامه کند، استعمال نمی کنند، بلکه آن را در مورد کسی که مستمراً و به دفعات نماز اقامه می کند به کار می برند. از این رو در این آیه، کسانی منظور هستند که مادام العمر نماز بپا می دارند؛ همین حکم عیناً درباره فعل جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ نیز جاری است، یعنی آن را در مورد کسانی استعمال می کنند که- در صورت مشمولیت حکم زکات- همواره زکات می پردازند. از این رو اگر معنای آیه را مطابق دلخواه مدعیان بدانیم، در این صورت اولیا مؤمنین باید همچون نمازخواندنشان که امری مکرر و مستمرّ است، زکاتشان را در حالت رکوع بپردازند، در حالی که حتی بنا به این روایت جعلی نیز این کار بیش از یکبار انجام نگرفته، از این رو می پرسیم چرا علی(ع) این کار را تکرار نفرمود؟!
علاوه بر این چنانچه می بینیم ایتا راکعانه زکات در آیه به عنوان عمل نیک و یک امتیاز و کاری که ممدوح هست، ذکر شده و این امر اگر مفید وجوب نباشد قطعاً مفید استحباب خواهد بود و اگر منظور از آن را مطابق ادعا بدانیم، پس چرا زعمای قوم و علما و مراجع مذهب، لا اقل از باب تاَسی به اولیا مومنین- هیچ گاه موقع پرداخت زکات نیت نماز نمی کنند تا در هنگام رکوع نمازشان، زکات خود را بپردازند!
ط) دیگر آنکه آیه مذکور با توجه به آیات قبل و بعد، در نهی از دوستی و اعتماد به کفار و تشفیق به دوستی با مؤمنین وارد شده و می فرماید که خدا و مؤمنین نمازگزار و زکات پردازی را که بدون کراهت و منّت، زکات می دهند؛ دوست خود بگیرید، نه کفار را و اصلاً آیه در مقام تعیین ولی امر مسلمین نیست!
لطفاً جواب قانع کننده ای به این شبهات برای بنده ذکر کنید.
مسائل اساسی که دین بر روی آن ها تأکید دارد، کدام ها هستند و اصولا مغز دین اسلام چیست؟ یعنی به طور کلی اگر امروز پیامبراکرم(ص) در جامعه ما حضور داشتند، نسبت به چه مسائلی اغماض بیشتری داشتند و نسبت به چه مسائلی اغماض کمتری داشتند یا اصلا در چه مسائلی چشم پوشی نمی کردند؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed