از شما تقاضا می کنم پاسخ سوال من را به طور مستدل بیان فرمائید.
( آیا انتظار آمدن منجی برای دین وزندگی مردم وعده خداوند است؟) آیه 170 سوره آل عمران خداوند به مردم می گوید: ای مردم پیامبری که انتظار او را داشتید حق را ازطرف پروردگار آورده به او ایمان بیاورید و درقرآن به صراحت گفته شده محمد(ص) خاتم انبیاء است.
در کجای قرآن گفته شده بعد از حضرت محمّد خاتم انبیاء( ص ) شخص دیگری برای اصلاح دین و زندگی مردم خواهد آمد و مردم موظف هستند( انتظار آمدن اورا داشته باشند) و پس از ظهور او از وی پیروی کنند؟ با عنایت به آیه 50 سوره انعام که پیامبر(ص) می گوید ای مردم من بدون اجازه خداوند از غیب خبر ندارم. اگر خداوند چنین بشارتی داده( آمدن یا ظهورمنجی به نام امام مهدی (ع) فرزند امام حسن عسکری(ع) که وضع دین و زندگی مردم رااصلاح کند) و پیامبر هم این نوید را به مردم ابلاغ کرده. آدرس قرآنی آن را مرقوم فرمائید.
|
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 02:35 ق.ظ این سوال را پرسیده است.
تعداد بازدید: 219
|
|
|
|
خداوند در آیه 55 سوره نور می فرماید: «وَعَدَاللهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّنَّهُمْ فی الاَرْضِ کَما اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الِّذی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَاٌولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛« » . در این آیه با صراحت به مؤمنان صالح بشارت داده شده است که سرانجام حکومت روی زمین را در دست خواهند گرفت ، و دین اسلام فراگیر خواهد شد، و ناامنی ها و وحشت ها به آرامش و امنّیت مبدّل میگردد، شرک از سراسر جهان برچیده میشود ، و بندگان خدا با آزادی به پرستش خدای یگانه ادامه میدهند ، و نسبت به همگان اتمام حجت میشود، به گونهای که اگر کسی بعد از آن بخواهد راه کفر را بپوید، مقصر و فاسق خواهد بود. (مخصوصاً در بخش آخر آیه دقت کنید). گرچه این امور مهم که مورد وعده الهی بوده است در عصر پیامبر اکرم (ص) و زمانهای بعد از آن در مقیاس نسبتاً وسیعی برای مسلمین جهان تحقق یافت و اسلام که روزی در چنگال دشمنان چنان گرفتار بود که مجال کمترین ظهور و بروزی به آن نمیدادند ، و مسلمانان دائماً در ترس و وحشت به سر میبردند، سرانجام نه فقط شبه جزیره عرب، بلکه بخشهای عظیمی از جهان را فرا گرفت و دشمنان در تمام جبههها شکست خوردند؛ ولی با این حال حکومت جهانی اسلام که سراسر دنیا را فرا گیرد و شرک و بتپرستی را به کلی ریشه کن سازد، و امنیّت و آرامش و آزادی و توحید خالص را همه جا گسترش دهد، هنوز تحقق نیافته است. پس باید در انتظار تحقق آن بود. این امر مطابق روایت متواتره در عصر قیام مهدی(ع) تحقق خواهد یافت، بنابراین یکی از مصادیق این آیه در عصر پیامبر (ص) و اعصار مقارن آن حاصل شد و شکل وسیعترش در عصر قیام مهدی (ع) خواهد بود و این دو با هم منافاتی ندارد، و این وعده در هر دو مرحله باید تحقق یابد ( پیام قرآن ج 9، حضرت آیت الله مکارم شیرازی).
همچنین در قرآن میفرماید: «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّّّ الارْضَ یَرِثُها عِبادیَ الصّالِحُونَ» که مفاد ظاهر آن این است که: «و هر آینه ما در زبور بعد از ذکر نوشتیم که البته بندگان صالح من وارث زمین میگردند». این آیه از بشارت حتمی الهی خبر میدهد که شایستگان و صلحاء، وارث زمین و صاحب آن میشوند و چون در آیات قبل از این آیه از زمین خاصی سخنی به میان نیامده است لذا الف و لام «الأرض»، الف و لام عهد نخواهد بود چون ظاهر این است که مراد تمام زمین است. بنابر این، آیه خبر از روزگاری میدهد که زمین و اداره آن در همه قارهها و همه مناطق و معادن آن در اختیار بندگان شایسته خدا در آید، چنانکه در آیات دیگر نیز همین وعده را فرموده است. مانند آیه: : «وَ نُریدَ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتَضْفِوُا فِی الْأَرْضِ وَ َنْجَعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ؛V}قصص/5{V و اراده کردهایم که بر کسانی که در زمین ضعیف و ذلیل نگه داشته شدهاند منت گذارده و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم»و... .
در رابطه با چگونگی وجود اندیشه انتظار در قرآن وتصریح به نام امام مهدی (عج) ونحوه برداشت از آیات توجه به چند نکته بایسته است: T}یک. تبیین قرآن توسط پیامبر«ص»{T . قرآن متکفّل بیان تمام مصادیق و جزئیات فروع معارف و دستورالعملها نیست تا عدم تصریح به مساله ای امرى خلاف انتظار و غیر موافق با سبک ویژه قرآن باشد. نماز نمونه خوبى از این قبیل مسائل است. در بین احکام و دستورات دین، نماز جایگاه و اهمیّت ویژهاى دارد و تأکیدات فراوانى بر اقامه آن شده است : A}«أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْرِی»{A؛ V}طه (20)، آیه 14.{V ؛ A}«الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ»{A؛ V}حج (22)، آیه 41.{V ؛ A}«فَأَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ»{A؛ V}حج (22)، آیه 78.{V ؛ A}«أَقِمِ الصَّلاهَ طَرَفَیِ النَّهارِ»{A؛ V}هود (11)، آیه 114.{V و... . به راستى آیا در آیات قرآن، نشانى از تعداد رکعتها و خصوصیات و جزئیات این فریضه، وجود دارد؟ قرآن درباره سایر دستورهاى دین (مانند زکات، حج، خمس و...) نیز از این نظام پیروى کرده است ؛ یعنى، تکیه اصلى را بر تثبیت این واجبات گذاشته و بیان جزئیات و خصوصیات دیگر را به «سنّت» واگذار کرده است. همین دغدغه و پاسخ آن، بر زبان ابوبصیر و امام صادق«ع» نیز جارى شده است. ابوبصیر درباره آیه 59 سوره نساء A}«أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرسول وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»{A؛ به طرح پرسشى مىپردازد. روشن است که تردید درباره «الله» و «الرسول» در میان نبود ؛ اما عبارت «اولى الامر» و اجمالى که در آن نهفته است، وى را بر آن داشت تا بپرسد : چرا قرآن نام و مشخصات «اولى الامر» را نبرده است؟ اگر واقعاً حق با شیعه است و مراد از آن، اهل بیت پیامبرند ؛ چرا آنان را به نام معرفى نکرد H}«فماله لم یسمَّ علیاً و اهل بیته»{H؛؟ امام صادق«ع» فرمود : «وقتى براى پیامبر«ص» آیه «نماز» نازل شد، خداوند در آن سه رکعت و چهار رکعت (نماز) را نام نبرد تا آنکه رسول خدا«ص» آن را شرح داد. آیه زکات نازل شد، خدا نفرمود که باید از چهل درهم، یک درهم داد ؛ بلکه رسول خدا آن را شرح کرد. آیه حج نازل شد و به مردم دستور نداد که هفت دور طواف کنند ؛ بلکه رسول خدا آن را براى مردم توضیح داد. آیه A}«أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرسول وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»{A؛ درباره على، حسن و حسین«ع» نازل شد و رسول خدا درباره على«ع» فرمود : من به شما وصیت مىکنم درباره کتاب خدا و خاندانم ؛ زیرا من از خداى عزّوجل خواستهام میانشان جدایى نیفکند تا آنها را کنار حوض به من رساند. خدا این خواست مرا برآورد...» V}اصول کافى، ج 1، ص 286 ؛ «انّ الرسول الیه نزلَت علیه الصلاه و لم یُسمّ لهم ثلاثاً و لا اربعاً حتى کان رسول اللّه هو الّذى فَسَّر لهم ذلک و نزلت علیه...».{V. بر اساس این حدیث و بعضى ادله عقلى، وظیفه بیان مصداقها و موارد و نیز تبیین جزئیات بر عهده پیامبر«ص» است. این انگاره، شیعه را بر آن داشت تا بر سنّت پیامبر«ص» تأکید ورزد و بر عدم امکان اکتفا به قرآن در تشخیص امور پاى فشارد. البته به نظر شیعه، مشروعیت و صحّت مندرجات و محتویات «سنّت»، از موافقت با قرآن و اصول حاکم بر آن به دست مىآید. سند حجیت و اعتبار روایات، «قرآن» است ؛ ولى فهم صحیح معارف و وظایف دینى، بدون مراجعه به سنّت نبوى«ص» و احادیث اهل بیت«ع» ممکن نیست. در اینجا ممکن است سؤال شود : رسول اکرم«ص» این معارف و احکام جزئى و تفسیرى را از کجا به دست آورده است؟ از آیات قرآن استفاده مىشود که جمع و قرائت آیات قرآن و نیز بیان مراد و مقاصد و شرح و تبیین آنها، از ناحیه خداى متعال است : A}«إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ. فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ. ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا بَیانَهُ»{A؛ V}قیامت (75)، آیات 17 - 19.{V ؛ «جمع قرآن (کلمات در آیات، آیات در سورهها و...) و قرائت قرآن بر عهده ما است و هنگامى که بر تو قرآن را خواندیم، تو (پیامبر) نیز پیروى کن و قرآن را همینگونه بخوان. سپس توضیح آن (نیز) بر عهده ما است». بنابراین بیان و تشریح مقاصد آیات هم از ناحیه خداوند است و وسیله وحى دیگرى - جز وحى قرآنى - در اختیار پیامبر اکرم قرار مىگیرد. قرآن مىفرماید : A}«أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»{A؛ V}نحل (16)، آیه 44.{V ؛ «ما بر تو آن را نازل کردیم تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است، توضیح دهى و امید که آنان بیندیشند». بر اساس این آیه، وظیفه تبیین و توضیح آیات قرآن - به خصوص در بیان جزئیات و مصداقها - بر عهده رسول خدا است و این مسئله، تمام سخنان پیامبر«ص» در زمینه معارف و دستورالعملهاى دینى را شامل مىشود. این توضیحات نشان مىدهد عدم ذکر مصداقها، غالب معارف و احکام دینى را شامل مىشود. بنابراین، براى شناخت مهدویت باید سراغ سنّت نبوى رفت ؛ همان گونه که در تفسیر و تبیین معارف و فرایض دینى، به آن نیازمندیم. به یقین در زمینه مهدویت وانتظار صدها وبلکه بالغ بر چند هزار روایت از رسول مکرم وعترت پاک او نقل شده که جای هیچ گونه تردیدی باقی نمی گذارد... .
T}دو. روشهاى مختلف معرفى شخصیتها{T قرآن براى شناساندن شخصیتهاى الهى، از سه راه وارد مىشود و در موردى طبق مصالحى، از شیوه خاصى پیروى مىکند : 2-1. معرفى با اسم ؛ چنان که قرآن در مواردى از پیامبر اسلام، به اسم یاد مىکند : A}«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رسول قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ»{A؛ V}آل عمران (3)، آیه 144.{V ؛ «محمد پیام آورى بیش نیست که پیش از او نیز پیامبرانى بودهاند». 2-2. معرّفى با عدد ؛ یکى از روشهاى قرآن، معرفى با عدد است و لذا «نقباء بنى اسرائیل» را با عدد معرفى کرده است : A}«لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً»{A؛ V}مائده (5)، آیه 12.{V ؛ «خداوند از بنىاسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده مراقب برانگیختیم». 2-3. معرّفى با صفت ؛ یکى دیگر از طرق شناسایى شخصیتهاى الهى، معرفى با صفت است. خداوند متعال در قرآن، کسانى را که باید مسلمانان از آنها اطاعت کنند، با صفت «اولى الامر» معرفى کرده است : A}«أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرسول وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»{A؛ V}نساء (4)، آیه 59.{V. پس معرفى با صفات یکى از شیوههاى صحیح معرفى است که درباره حضرت مهدى(عج) نیز صادق است V}براى مطالعه بیشتر ر.ک : جعفر سبحانى، پرسشها و پاسخها، صص 182-185.{V. T}تأکید بر روش توصیفى{T از روشهاى بسیار جالب قرآن، تأکید بر صفات و ویژگىها و عدم اصرار بر ذکر نام اشخاص است. شاید حکمت این روش، توجّه دادن امت به صفات و ویژگىهاى خوب و بد در طول زمان است تا بر اساس اوصاف ذکر شده، به شناخت اشخاص و تطبیق صفات بر آنان بپردازند و اهمیّت و جایگاه اشخاص را با میزان صفات تجلّى یافته، در آنان بسنجند. روش «بیان توصیفى»، به قرآن، طراوت و تازگى و دوام مىبخشد ؛ زیرا در هر برههاى از زمان، زمینه تطبیق افراد و جوامع بر شاخصههاى ذکر شده در قرآن فراهم مىشود و امکان دستیابى به داورى قرآن در مسائل نو و فتنههاى فردى و اجتماعى تأمین مىگردد. قرآن کلام فصل است H}«انّه لقول فصل»{H؛ و بین حق و باطل تمییز مىدهد و راهنماى انسان در فتنهها است ؛ چنان که پیامبر«ص» فرمود : «هنگامى که فتنهها چون پارههاى شب تاریک، شما را فرا گرفت ؛ به قرآن روى آورید». از سوى دیگر، حکومت شایستگان، نیاز همیشگى جوامع دینى است و به بخشى از امت اسلامى و یا قطعهاى خاصّ از تاریخ، اختصاص ندارد. براى راهنما و فصل الخطاب شدن در گسترهاى چنین پهناور، بیان شاخصهها، شایستگىها و ویژگىهاى صالحان و مفسدان، حقّ و باطل، خوب و بد و... بهترین راه شمرده مىشود. بدین سبب قرآن - جز در موارد ضرورى - از بردن نام مؤمنان، منافقان، حواریون، پادشاهان، مشرکان... صرف نظر کرده است تا مخاطبان قرآن، به صفات و ویژگىها - و نه نامها - توجّه کنند و امکان بهرهگیرىهاى نو از قرآن فراهم شود. بنابراین شیعه معتقد است مسلمانان در آیات بسیارى، به ائمه اطهار«ع» رهنمون شدهاند و وظیفه دارند با تطبیق ویژگىهاى یاد شده در قرآن، امام خود را بشناسند و پاسخ نیازهاى دینى، اجتماعى و سیاسى خود را از درگاه آنان جویا شوند. بر اساس همین نکته، امام باقر«ع» مىفرماید : H}«مَن لم یَعرف اَمرَنا من القرآن لَم یَتَنَکّب الفِتَن»{H؛ ؛ «هر کس امر ولایت ما را از قرآن به دست نیاورد ؛ نمىتواند از فتنهها مصون بماند». از این روایت به دست مىآید که امر ولایت اهل بیت«ع» - به خصوص امامت حضرت مهدى و تشکیل حکومت جهانى به دست او - در قرآن وجود دارد و توصیفات موجود در قرآن، ما را به این امر رهنمون مىشود. در زمینه ظهور و قیام آن حضرت و جامعه آرمانى مهدوى، مىتوان توصیفات و اشارات زیر را از قرآن به دست آورد : 1. غلبه نهایى حقّ بر باطل و شکست جبهه کفر و فساد و نفاق V}ر.ک : اسراء (17)، آیه 81.{V ؛ 2. جانشینى و خلافت مستضعفان بر روى زمین و حاکمیت صالحان و نیکان V}قصص (28)، آیه 5، انبیاء (21)، آیه 105.{V ؛ 3. گسترش و فراگیرى دین حقّ در برههاى خاص از زمان V}توبه (9)، آیه 23.{V ؛ 4. از آن روز موعود، تحت عناوین ایام اللّه V}ر.ک : جاثیه (45)، آیه 14، ابراهیم (14)، آیه 5.{V، وقت معلوم V}ر.ک : حجر (15)، آیات 36-38.{V، روز نصرت و پیروزى V}عنکبوت (29)، آیه 10.{V و طلوع فجر و سلامتى V}قدر (97)، آیه 50.{V و... یاد شده است ؛ 5. در آیاتى از آن حضرت با نامهاى نعمت باطنى V}لقمان (31)، آیه 20 {V، بقیه اللّه V}هود (11)، آیه 86.{V، کلمه باقیه V}زخرف (43)، آیه 28.{V، اولى الامر V}نساء (4)، آیه 59.{V ؛ مهتدون V}بقره (2)، آیه 9. {V(مهدى) ؛ اقامه کننده نماز V}حج (22)، آیه 41.{V، مضطرّ V}نمل (27)، آیه 62.{V، جنب اللَّه V}زمر (39)، آیه 56.{V، حزب اللَّه V}مجادله (58)، آیه 22.{V، فجر V}فجر (89)، آیه 1.{V، «نهار اذا تجلى» V}لیل (92)، آیه 2. {Vو... نام برده است. 6. خداوند، (با مهدى موعود)، نور خود را کامل مىکند V}صف (61)، آیه 8.{V ؛ 7. در آن عصر، زمین بعد از مرگش، زنده مىشود V}حدید (57)، آیه 17.{V ؛ 8. او منصور از جانب خدا و انتقام گیرنده از دشمنان است V}شورى (42)، آیه 41.{V ؛ 9. زمین، به نور پروردگار، روشن خواهد شد V}زمر (39)، آیه 69.{V ؛ 10. در روز پیروزى، ایمان آوردن کافران، سودى به حالشان نخواهد داشت V}سجده (32)، آیه 29.{V ؛ 11. هر چه در روى زمین است، تسلیم و مطاع او خواهند شد V}آل عمران (3)، آیه 8.{V ؛ 12. حضرت مهدى A}«یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ»{A است V}نور (24)، آیه 35.{V 13. او تأمین کننده امنیت و آرامش در روى زمین است V}همان، آیه 55.{V.
T}حکمت بیان اوصاف {T نتیجه اینکه اگر نام حضرت مهدى(عج) در قرآن نیست ؛ ولى صفات و خصوصیات حکومت او در قرآن وارد شده است. اصولاً قرآن در معرفى افراد، مصالح عالى را در نظر مىگیرد. گاهى مصالح ایجاب مىکند که افراد را با نام معرّفى کند و گاهى مصالح ایجاب مىکند که تنها به صفات افراد بپردازد. این مسئله درباره حضرت مهدى(عج) بدین جهات است : یکم. تشکیل چنین حکومتى در مواردى، صریحاً و در موارد دیگر، به طور اشاره در قرآن وارد شده است. آیاتى که در سوره «توبه» و «صف» از انتشار و گسترش اسلام در سطح جهانى نوید مىدهد ؛ مانند A}«لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ»{A؛ اشاره به تشکیل این حکومت است ؛ زیرا به تصریح مفسّران، مضمون این آیه - که پیشگویى از گسترش فراگیر و همه جانبه اسلام در سطح جهان است - هنوز تحقّق نپذیرفته است. دوّم. اگر نام امام زمان را نبرده، به جهت مصلحتى است که براى اهل فضل و درک مخفى نیست ؛ زیرا به همان علت که نام على«ع» را نبرده، نام آن حضرت را نیز ذکر نکرده است. اگر نام این پیشوایان گرامى را مىبرد، کینههاى دیرینه بدر واحد و حنین، بار دیگر زنده مىشد و لذا مطلب را به صورت کلى مطرح کرده و فرموده است : A}«أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ»{A؛ V}انبیاء (21)، آیه 105.{V ؛ بردن نام گذشتگان، (مانند لقمان و ذىالقرنین) قابل قیاس با افراد آینده نیست. درباره گذشتگان حسدها و کینهها تحریک نمىگردد و افراد سودجو و شهرت طلب، نمىتوانند از آن سوء استفاده کنند ؛ ولى بردن نام آیندگان، این محذور را دارد V}پرسشها و پاسخها، ص 185.{V. حال این سؤال مطرح مىشود که : آیا ذکر نام، دردى را دوا مىکند؟ تجربه تاریخى نشان مىدهد که اگر هم در قرآن، به صراحت نام آن حضرت برده مىشد، باز در طول تاریخ، شیادان و مدعیان دروغین مهدویت، پیدا مىشدند و نام خود را امام زمان مىگذاشتند تا از آب گلآلود ماهى بگیرند و از انتظار مردم، استفاده نادرست کنند. بر این اساس، شیوه قرآن مجید در رابطه با ائمه هدى«ع»، این است که به معرّفى شخصیت «ممتاز» و برجستگىهاى آنان بپردازد ؛ نه معرّفى شخص. این نحوه بیان در مورد حضرت مهدى، گستردهتر و شفّافتر است. چون به ویژگىهاى رفتارى آن حضرت و جامعه موعود نیز اشاره مىکند. این خصوصیات و پیشبینىها تاکنون تحقّق نیافته و بر اساس روایات، تنها به دست مهدى (از فرزندان رسول خدا و فاطمه زهرا) تحقّق خواهد یافت. به هر حال معرّفى شخصیت و ویژگىها، زمینهساز پذیرش معقول و دور کننده از تبعیت و پیروى کورکورانه است. این روش - به ویژه در شرایطى که شخص از جهاتى تحت تبلیغات سوء قرار گرفته یا جامعه به هر دلیلى آمادگى پذیرش وى را نداشته باشد - بهترین روش است. این مسئله در مورد حضرت مهدى(عج) صادق است.
برای مطالعه بیشتر ر.ک:مهدویت (پیش از ظهور )،رحیم کارگر ،نشر معارف
برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 02:35 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
|
|
|
|