جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    آیات محکم و متشابه چه آیاتی هستند؟ ناسخ و منسوخ در قران یعنی چه؟ طبق فرمایش خدا در سوره اعراف تکذیب کنندگان آیات الهی در چه زمانی وارد بهشت می شوند؟ کدام سوره در تمام آیاتش کلمه جلالیه الله تکرار شده است؟ زمر به چه معنا است؟ در کدام آیه از سوره آل عمران خوردن ربا منع شده است؟ لفظ شیعه و مشتقات آن چند بار در قرآن ذکر شده است؟ فاقرئوما تیسر من القران به چه معنی است؟ نام احمد در قرآن چند بار ذکر شده است؟ کدام پیامبر از خدا تقاضا کرد که خدایا مرا تنها نگذار و فرزند برومندی اعطا کن که تو بهترین وارثانی ...؟ خدایا دلهای ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی ترجمه کدام ایه از قران کریم می باشد؟ فرقان یعنی چه؟ در کدام سوره حکم نماز شب برای پیامبر بیان شده است؟ کدام داستان که در قرآن در یک سوره به صورت یکپارچه آمده است؟ آیات احکام غالبا در چه سوره هایی آمده است؟ آخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شده است چیست؟ سوره های زمانیه به چه سوره ایی گفته می شود؟ سوره هایی که با الحمد... شروع می شوند، چه نام دارد؟
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 02:12 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 7550
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ

محکم از احکام به معناى اتقان است .
و مراد از کلمه یا آیه محکمه , آن است که معناى آن واضح است و چند وجهى یا مبهم نیست . و به قول راغب اصفهانى چه از نظر لفظ , چه از نظر معنى , شبهه در آن راه ندارد. مانند اکثر آیات تشریع ( آیات الاحکام ) و مواعظ و آداب و اخلاق قرآن . متشابه از تشابه است یعنى همانندى , و هم ریشه با شبهه و اشتباه است . و عبارت یا آیه متشابه به گفته راغب اصفهانى ظاهرش بیانگر باطنش نیست . شیخ طوسى مى نویسد : محکم آن است که به خاطر وضوحش بدون قرینه یا دلالت به صرف توجه به ظاهرش مراد از آن دانسته شود .... و متشابه آن است که با توجه به ظاهرش مراد از آن دانسته نشود , مگر آنکه قرینه اى بر آن افزوده شود که معناى مراد را برساند. ( تبیان , ذیل تفسیر آیه 7 سوره آل عمران ). بـه تـعـریـف دیگر متشابه لفظى است محتمل وجوه معانى که در معرض شک و شبهه است و لذا محتاج به تاویل است ; و هم قابل تاویل صحیح است و هم تاویل فاسد. مانند اکثر آیات خلق ( آفرینش انسان و انسانها , و تقدیر و صفات و افعال الهى . ( التمهید , 3/8 ). اکـثریت عظیم آیات قرآنى محکم , و اقلیت آنها ( در حدود دویست آیه ـ التمهید , 3/14 ) متشابه است . بعضى از متکلمان و جدل پیشگان با تمسک به آیاتى چون هذا بیان للناس ( آل عمران , 138 ) و کتاب احکمت آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر. ( هود , 2 ) منکر وجود متشابهات در قرآنند. و به عکس با تمسک به آیاتى چون اللّه الذى انزل احسن الحدیث کتابا متشابها. ( زمر , 23 ) برآنند که همه قرآن متشابه یا متشابهات است . اخـبـاریه نیز کمابیش همین حرف را مى زنند و فهم قرآن را جز از طریق اخبار و احادیث معصوم (ع ) جایز نمى دانند ( التمهید , 3/15 ). قـرآن کـریـم خـود بـه فصیح ترین وجهى به وجود محکمات و متشابهات در قرآن تصریح دارد و درباره هر یک توضیح مى دهد : او کسى است که کتاب را بر تو نازل کرد که بخشى از آن محکمات است که اساس کتاب است و بخش دیگر متشابهات است .
اما کج دلان براى فتنه جویى و در طلب تاویل پیگیر متشابهات مى شوند , حال آنکه تـاویـل آن را جز خداوند و راسخان در علم - که مى گویند به آن ایمان آورده ایم , همه از پیشگاه خداوند است - نمى دانند. ( آل عمران , آیه 7 ). بـعضى وجود متشابهات را عیب قرآن مى دانند و مى گویند اگر تمام آیات و عبارات آن روشن و محکم و بدون تشابه بود , برتر بود. در پاسخ باید گفت که قرآن در قالب و بر وفق موازین کلام طبیعى انسانى نازل شده است . و در کلام بشرى از ساده ترین تعبیرات روزمره گرفته تا عالیترین تعبیرات و عبارات ادبى و هنرى , انـواع تـعـبـیرات مجازى و استعارى و تمثیلى و کنایى راه دارد و هر جا که مجاز باشد , لا محاله تشابه و متشابه پیش مى آید. زمـخـشـرى در حکمت وجود متشابهات مى گوید : اگر تمامى آیات قرآن محکمات بود , همه مـردم از روى آسـانـگـیـرى بـه آن اکـتفا مى کردند و از آنچه لازمه بحث و فحص و تامل و نظر و اسـتـدلال اسـت , رویگردان مى شدند ... و هم از آنجا که علما به روشنگرى برمى خیزند , و ذهن و ضمیر خود را در جست و جوى معانى درست و باز بردن متشابهات به محکمات به کار مى اندازند , فـوایـد بـسـیارى حاصل مى شود , و علم به پیش مى رود و کوشندگان در نزد خداوند ارج و اجر افـزونـترى مى یابند ... و نیز آنگاه که مطابقه محکم و متشابه براى آنان مسلم مى گردد , طمانینه قلبى شان بیشتر و ایمانشان استوارتر مى شود. ( کشاف , ذیل تفسیر آیه 7 سوره آل . عمران ). امـیـرالمؤمنین على (ع ) فرموده اند : ان القرآن حمال ذو وجوه ( قرآن دربردارنده وجوه معانى گوناگون است ). در ایـنکه متشابهات را باید تاویل کرد , بین اکثر قرآن پژوهان مخصوصا معتزله و شیعه اتفاق نظر است . فـقط ظاهرگرایان و بعضى از اشعریان افراطى و حشویه برآنند که باید از تاویل پرهیز کرد و آیات متشابه را حمل بر معناى ظاهرى کرد و در چون و چند آن ژرفکاوى نکرد. چـنانکه درباره یک عده از آیات قرآنى که مربوط به استواء خداوند بر عرش است ( از جمله یونس , 3 ) مـالـک بـن انـس گفته است : استوا معلوم است , و کیفیت آن مجهول است و سؤال از آن بدعت است . ( ـ تفسیر قرطبى , ذیل آیه 54 سوره اعراف ). حـال آنـکـه خود عرش الهى و استواء خداوند بر آن , و بودن عرش بر آب ( هود , 7 ) و حمل عرش توسط فرشتگان همه از متشابهات مهم قرآن است و متکلمان و مفسران در اطراف آن و معناى آن , بحث و تحقیق کرده اند. دیگر از متشابهات قرآنى , آیات مربوط به رؤیت الهى است و تعبیراتى که در آن از چشم و دست و آمـدن خداوند سخن گفته مى شود , معروفترین کتاب از آثار قدما در زمینه تشریح متشابهات , متشابه القرآن , اثر قاضى عبدالجبار همدانى ( م 415 ق ) متکلم بزرگ معتزلى است . بـعـضـى از آثـار قـدیـمـى شـیـعـه عبارتند از : حقائق التاویل اثر شریف رضى ( م 406 ق ) جامع نهج البلاغه که فقط مجلد پنجم آن محفوظ مانده و به طبع رسیده است . تفسیر نعمانى که منسوب به شریف مرتضى ( م 436 ق ) هم هست , هم جداگانه به نام المحکم و الـمـتـشـابه و هم تماما در مجلد 93 بحار الانوار به طبع رسیده است , متشابه القرآن و مختلفه , تالیف ابن شهرآشوب مازندرانى ( م 588 ق ). در عـصر جدید دو اثر از آثار قرآن پژوهان شیعه در این زمینه عبارت است از اضواء على متشابهات الـقـرآن , تـالـیف شیخ خلیل یاسین , و دیگر مجلد سوم از کتاب التمهید فى علوم القرآن , تالیف استاد محمد هادى معرفت




2-ناسخ ومنسوخ:
نسخ نزد پیشینیان، مفهومى گسترده داشت و عبارت بود از: هرگونه تغییر در حکم پیشین؛ در حالى که نسخ در اصطلاح امروز، جایگزین کردن حکم جدید، به جاى حکم قدیم است. به تعبیر علامه طباطبایى نسخ ؛ یعنى: «آشکار ساختن انتهاى مدت و زمان حکم و پایان عمل به آن . (حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنى، ص 429.)
. آخرین سوره‏اى که بر پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله نازل گردید، سوره توبه است. البته آخرین سوره‏اى که یکباره و به طور کامل نازل شده، سوره نصر است.

3-معنای فرقان:
«فرقان»، صیغه مبالغه از ماده «فرق» است و در اینجا به معنای چیزی است که به خوبی حق را از باطل جدا می کند .
4-کلمه زمر جمع زمره است و به معنای دسته و فوج و گروه است .


5-دستور نماز شب به طور صریح در آیه 79 اسراءآمده است : «و من الّیل فَتهجَد بهِ نافلهً لکَ عَسی أن یَبعثک ربک مَقاماً محموداً» و به طور ضمنی در آیه 16 و 17 سوره سجده آمده ا ست : تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون، فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین جزاء بما کانوا یعلمون ؛ «پهلوهای آنها از بستر خواب فاصله می گیرد (از خواب بر می خیزند) و پروردگارشان را از روی بیم و امید می خوانند و از آنچه به آنان داده ایم انفاق می کنند. هیچ کس نمی داند که به پاداش عملشان چه چشم روشنی ها برای آنان پنهان و ذخیره شده است».
6- کلمه شیعه و مشتقات آن 12 بار در قرآن آمده است .
7-معنای فاقرئوما تیسر من القران چنین است :پس آن مقدار از قرآن که براى شما میسر است تلاوت کنید .
8-نام مقدس احمد در قرآن تنها یک بار و آن هم در آیه 6 سوره صف آمده است .
9-پیامبری که درخواست فرزند کرد حضرت زکریا-ع- است و این جریان در آیه5 سوره مریم آمده است : وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوالِیَ مِنْ وَرائِی وَ کانَتِ امْرَأَتِی عاقِراً فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا (5) یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا (6) ؛ و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسدارى از آئین تو را نگاه ندارند) و همسرم نازا است، تو به قدرتت جانشینى به من ببخش که وارث من و آل یعقوب باشد و او را مورد رضایتت قرار ده.
10-داستان یکپارچه قرآن داستان حضرت موسی و خضر –ع- است که در سوره کهف آمده است .
11-آیات احکام نوعا در سوره های مدنی بیان شده است .


12-سوره های حمد و سبا و فاطر با کلمه الحمد آغاز می شوند .

13-در آیه 130 سوره آل عمران از خوردن ربا نهی شده است .
14-سوره ای که تمام آیاتش لفظ جلاله دارد سوره مبارکه مجادله است .

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 02:12 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
بنده این چند تا شبهاتی، که یک عالم وهابی مسلک درباره روایات نزول آیه ولایت درباره امام علی(ع)، نوشته است را دیدم. شبهات او از این قبیل هستند:
ا) علی در حالت نماز، پیکان از قدم مبارکش کشیدند، متوجه نشد، چگونه در حال نماز متوجه سائل شد؟! یعنی صدای سائل از درد بیرون کشیدن تیر مؤثرتر هست؟!
ب) حالت رکوع از حالاتی هست که ایما و اشاره در آن ممکن نیست، زیرا دو دست بر زانو قرار دارند و سر نیز خم شده و پایین هست، از این رو با سر و صورت نمی توان اشاره کرد، صرف نظر از استبعاد اینکه علی در نماز متوجه سائل شده باشد، چگونه در حال رکوع به سائل ایما و اشاره کرده و او را بسوی خود خوانده که نمازش خلل نیافته باشد! و با توجه به اینکه نماز جماعت بوده و مسجد خلوت نبوده، سائل در میان این جمعیت چگونه متوجه اشارات علی شده؟ مگر سائل علم غیب داشته و از قبل می دانسته که چه کسی سوال او را بی جواب نخواهد گذاشت که فقط به آن حضرت نگریسته؟!
ج) آیا امیر المؤمنین نمی توانست زکات خود را قبل یا بعد از نماز بپردازد؟ دیگر آنکه سائلی که نه تنها در نماز جماعت شرکت نکرده بلکه ملاحظه مسلمانان نمازگزار را هم نکرده و با سوال در مسجد، مزاحم جمعیت خاطر و حضور قلب نمازگزاران شده بود، چه خصوصیتی داشت که امام ترجیح داد حتماً زکات خود را به او بپردازد و صبر نفرمود تا نماز خود را به کمال خاتمه دهد و برای پرداخت زکات خویش فرد مستحق متعففی را بیابد که با الحاف سوال نمی کند؟ آیا چنین کسی در مدینه وجود نداشت؟!
د) مدعیان در تحمیل این روایت به آیه، بر لفظ انما که از ادوات حصر می باشد، تکیه و تاَکید بسیار می کنند، به همین سبب می پرسیم چرا پیامبر و یا ائمه دیگر، هیچ گاه زکاتشان را در حال رکوع نپرداخته اند؟ اگر ولایت و امامت به دادن زکات در رکوع است در این صورت پیامبر و حضرات حسنین و ائمه دیگر که در رکوع زکات نپرداختند، نباید بر مؤمنین ولایت داشته باشند!!!
ه) خلاف نیست که جز در مورد علی چنین ادعای شده و نه پیامبر و نه حضرات حسنین چنین کاری کرده اند، از این رو در این مورد که مصداق اعطا زکات در رکوع نماز، جز یک تن نیست؛ استعمال الفاظ جمع هیچ وجهی ندارد و خلاف بلاغت و فصاحت هست که آیه شریفه برای معرفی یک فرد از الفاظ جمع، خصوصاً ضمیر هم استفاده کند که اصلاً در زبان عربی استعمال آن برای غیر جمع، حتی به منظور اکرام هم معمول نیست!
و) زکات بر کسی هست که لااقل مالک حد نصاب باشد و یکسال قمری بر آن بگذرد، در حالی که آشنایان به احوال علی می دانند که وی در آن زمان مالی نداشت که مشمول زکات باشد، لذا زکات بر عهده آن حضرت نبود.
ز) زکات را خود شخص به تشخیص خود نمی پردازند، بلکه باید آن را به عاملین زکات پرداخت یا توسط آنان جمع آوری گردد و سپس توسط حاکم شرع با رعایت مصالح، تقسیم و توزیع شود.
ح) جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ معطوف هست به جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ و ضمیر هم در جمله حالیه وَهُمْ رَاکِعُون رابط است و مرجع( یا به عبارت دیگر ذو الحال) آن، ضمیر واو است، در هر دو جمله یُؤْتُون و یُقِیمُونَ و نمی توان بی دلیل ضمیر و او در جمله یقیمون را از مرجعیت هم خلع کرد. بدین ترتیب اگر تفسیر مدعیان را بپذیریم، معنای آیه چنین خواهد بود که اولیا مؤمنین کسانی هستند که در حال رکوع ، نماز اقامه کرده و زکات می پردازند! اما اقامه نماز در حال رکوع عبارت بی معنایی است و معلوم نیست که چگونه می توان در حال رکوع نماز اقامه کرد؟ زیرا رکوع جز نماز هست و کلّ در جز نمی گنجد.
دیگر آنکه در این آیه شریفه، تمام افعال به صورت مضارع ذکر شده است که بی خلاف، بر استمرار و دوام دلالت دارد؛ فی المثال فعل جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ را برای کسی که فقط یکبار نماز را اقامه کند، استعمال نمی کنند، بلکه آن را در مورد کسی که مستمراً و به دفعات نماز اقامه می کند به کار می برند. از این رو در این آیه، کسانی منظور هستند که مادام العمر نماز بپا می دارند؛ همین حکم عیناً درباره فعل جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ نیز جاری است، یعنی آن را در مورد کسانی استعمال می کنند که- در صورت مشمولیت حکم زکات- همواره زکات می پردازند. از این رو اگر معنای آیه را مطابق دلخواه مدعیان بدانیم، در این صورت اولیا مؤمنین باید همچون نمازخواندنشان که امری مکرر و مستمرّ است، زکاتشان را در حالت رکوع بپردازند، در حالی که حتی بنا به این روایت جعلی نیز این کار بیش از یکبار انجام نگرفته، از این رو می پرسیم چرا علی(ع) این کار را تکرار نفرمود؟!
علاوه بر این چنانچه می بینیم ایتا راکعانه زکات در آیه به عنوان عمل نیک و یک امتیاز و کاری که ممدوح هست، ذکر شده و این امر اگر مفید وجوب نباشد قطعاً مفید استحباب خواهد بود و اگر منظور از آن را مطابق ادعا بدانیم، پس چرا زعمای قوم و علما و مراجع مذهب، لا اقل از باب تاَسی به اولیا مومنین- هیچ گاه موقع پرداخت زکات نیت نماز نمی کنند تا در هنگام رکوع نمازشان، زکات خود را بپردازند!
ط) دیگر آنکه آیه مذکور با توجه به آیات قبل و بعد، در نهی از دوستی و اعتماد به کفار و تشفیق به دوستی با مؤمنین وارد شده و می فرماید که خدا و مؤمنین نمازگزار و زکات پردازی را که بدون کراهت و منّت، زکات می دهند؛ دوست خود بگیرید، نه کفار را و اصلاً آیه در مقام تعیین ولی امر مسلمین نیست!
لطفاً جواب قانع کننده ای به این شبهات برای بنده ذکر کنید.
به نظر من آیه تطهیر هیچ دلالتی بر عصمت کسی ندارد؛ به علاوه آیه تطهیر ناظر به زنان پیامبر(ص) است. اینک به اجمال نکاتی را یادآور می‌شوم: 1. واژگان قرآن در اختیار ما نیست که ما معنا را در حلقومشان بریزیم؛ بلکه باید به استعمالات قرآنی و غیر قرآنی از کلام عرب مراجعه کنیم تا بفهمیم که چه معنایی می دهند. اولاً، انما لزوماً دلالت بر حصر ندارد؛ چنان که در آیه إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ اْلأَنْصابُ وَ اْلأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (مائده، 90)، انما دلالت ندارد که فقط خمر، میسر، انصاب و ازلام رجس اند. ثانیاً، به فرض که بر حصر دلالت داشته باشد، در حصر اولی در دومی محصور می شود؛ چنان که اگر گفته شود، انما زید عالم، به این معناست که تنها زید عالم است. حال می پرسیم، در آیه تطهیر جزء اول و دوم کدام‌اند؟ تردیدی نمی توان داشت که اگر تأویل به مصدر ببریم، جزء اول، اراده الله است و جزء دوم اذهاب الرجس عنکم است؛ حال آن که معنای چنین حصری باطل است؛ زیرا اراده خدا تنها اذهاب رجس از اهل بیت نیست؛ بلکه اراده خدا به هرچه که بخواهد تعلق می گیرد؛ نظیر اراده خلقت جهان و غیر آن. ثالثاً، یرید در آیه تطهیر فعل مضارع است و بر حال و آینده دلالت می کند. اگر به موجب این آیه بخواهیم بگوییم، کسی معصوم است، باید بگویم، آیه بر معصومیت آن قبل از نزول آیه دلالت ندارد. وقتی گفته می شود، کسی می خواهد کاری را انجام دهد، به این معناست که هنوز آن را انجام نداده است. رابعاً، اذهاب به معنای از بین بردن چیزی است که هست؛ نه دفع چیزی. شواهد قرآنی آن مؤید این نظر است؛ نظیر: یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ وَ یَأْتِ بِآخَرینَ وَ کانَ اللَّهُ عَلى ذلِکَ قَدیراً (نساء، 133). در این آیه گفته شده است، شمایی را که هستید، از میان می برد و قوم دیگری را به جای شما می آورد. بنابراین آیه تطهیر بر وجود رجس دلالت دارد و خداوند می خواهد رجس را از میان ببرد. برای تقریب به ذهن مثالی می زنم: وقتی گفته می شود، فلانی می خواهد فقر را از میان ببرد، این به این معناست که فقر وجود دارد. بنابراین آیه تطهیر بر مطهر بودن کسی دلالت ندارد. سیاق آیه نشان می دهد که رجس در زنان پیامبر بوده است: آنها معصیت رسول و خضوع قول در برابر نامحرم و تبرج جاهلی داشتند؛ بنابراین آیه ناظر به زنان پیامبر(ص) است؛ نه پنج تن که در آیه سخنی از وجود رجس در آنان نیست. خامساً، اراده در اینجا به دلیل این که ناظر به خلقت و کون نیست، اراده تکوینی نیست و به دلیل سیاق آیه که ناظر به افعال زنان پیامبر(ص) است، اراده تشریعی است و بنابراین تخلف پذیر است؛ یعنی علیرغم این که خدا می خواهد مطهر باشند؛ اما آنان بر خلاف اراده الهی عمل می کنند؛ چنان که در جای دیگر آمده است: ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (مائده، 6). خدا با تشریع وضو و تیمم می خواهد که مسلمانان مطهر باشند؛ اما آیا جز این است که اگر خود مسلمانان وضو و تیمم نکنند، تطهیر نمی شوند؟ اراده تکوینی تخلف ناپذیر است. همان طور که آمده است: إِنَّما قَوْلُنا لِشَیْ‏ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (نحل،40) 2. اگر وجوب اطاعت از کسی ایجاب می کند که او معصوم باشد، باید خالد بن ولید هم معصوم باشد؛ چون وقتی پیامبر اسلام(ص) او را به فرماندهی سپاه معین کرد، به این مفهوم بود که اطلاعت افراد تحت الامرش از او واجب است.
از شما تقاضا می کنم پاسخ سوال من را به طور مستدل بیان فرمائید. ( آیا انتظار آمدن منجی برای دین وزندگی مردم وعده خداوند است؟) آیه 170 سوره آل عمران خداوند به مردم می گوید: ای مردم پیامبری که انتظار او را داشتید حق را ازطرف پروردگار آورده به او ایمان بیاورید و درقرآن به صراحت گفته شده محمد(ص) خاتم انبیاء است. در کجای قرآن گفته شده بعد از حضرت محمّد خاتم انبیاء( ص ) شخص دیگری برای اصلاح دین و زندگی مردم خواهد آمد و مردم موظف هستند( انتظار آمدن اورا داشته باشند) و پس از ظهور او از وی پیروی کنند؟ با عنایت به آیه 50 سوره انعام که پیامبر(ص) می گوید ای مردم من بدون اجازه خداوند از غیب خبر ندارم. اگر خداوند چنین بشارتی داده( آمدن یا ظهورمنجی به نام امام مهدی (ع) فرزند امام حسن عسکری(ع) که وضع دین و زندگی مردم رااصلاح کند) و پیامبر هم این نوید را به مردم ابلاغ کرده. آدرس قرآنی آن را مرقوم فرمائید.
در مورد آیات 42-41 سوره مبارکه زخرف، اولا چرا خداوند می خواهد انتقام بگیرد؟ دوما خداوند چگونه از آنها انتقام می گیرد. سوما آیا وجود مولا علی(ع) و همسرش و حسنین(ع) مانع عذاب نمی شد(آیه 41). چهارما در مورد آیه 42 این که گفته شده اگر زنده بمانی، آن عذاب را به تو نشان می دهیم، چه نوع عذابی است، عذاب دنیایی یا عذاب اخروی؟
باید تا الان متوجه شده باشید بنده با چه کسانی محشورم. شاید دوستان مباحثه گرم ایران هم نباشند! به هر حال بحث ما به اینجا رسید که هزینه های انقلاب ایران توسط چه کسی تامین می شده؟ آیا انگلیس نقش داشته است؟ چرا وقتی امام خمینی آمد ایران هیچ کدام از دولت ها هواپیما را نزدن؟ من خودم چون فراطبیعی به مسأله نگاه دارم، این برایم حل شده است اما از لحظا طبیعی چطور؟ ضمنا در مورد هیتلر می گویند از این که مردم حافظه های دینی، فرهنگی و سیاسی داشتن استفاده کرد و به رأس رسید، در مورد ایران هم می شه گفت ما حافظه دین مبین اسلام را داریم، فرهنگ 5000 ساله و سیاسیون دیکتاتور در رأس، پس با تقویت این حافظه ها می شود به رأس رسید؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed