جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(شاشیدن) (شاشيدن) (ایستاده ادرار کردن) (سرپا ادرار كردن) (عوارض ايستاده ادرار كردن) (مضرات ايستاده ادرار كردن) (عوارض ادرار ایستاده) (ادرار سرپا) (مضرات ایستاده ادرارکردن) (سرپا شاشيدن) (ايستاده ادرار كردن) (سرپا ادرار کردن) (سرپا شاشیدن) (مضرات ایستاده ادرار کردن) (عوارض ایستاده ادرار کردن) (عوارض ایستاده ادرارکردن) (مضرات ادرار ایستاده) (ايستاده شاشيدن) (ایستاده شاشیدن) (سر پا شاشیدن) (چرا نباید ایستاده ادرار کرد) (مضرات ادرار سرپایی) (حكم شرعي ايستاده ادرار كردن) (ایستاده ادرارکردن) (شاشیدن ) (عوارض ادرار سرپا) (سر پا ادرار کردن) (عوارض سرپا ادرار كردن) (ادرار ایستاده) (ادرار سرپایی) (عوارض سرپا شاشیدن) (معایب ایستاده ادرار کردن) (عوارض سرپا ادرار کردن) (مضرات ایستاده ادرار) (سرپاشاشیدن) (ادرار سر پا) (ادرار كردن ايستاده) (سر پا شاشيدن) (مضرات سرپا شاشیدن) (معايب ايستاده ادرار كردن) (ضرر ايستاده ادرار كردن) (حکم ایستاده ادرار کردن) (شاشیدن سرپا) (مضرات سرپا ادرار کردن) (شاشیدن ایستاده) (سرپا) (عوارض سر پا ادرار کردن) (مضرات سر پا ادرار کردن؟) (معایب سرپا شاشیدن) (ادرار کردن سرپا) (شاشیدن سر پا) (سرپا ادرارکردن) (ضررهای ادرار ایستاده) (شاشيدن ) (ادرار در حالت ایستاده) (حکم ادرار ایستاده) ( شاشیدن) (ادرار به صورت ایستاده) (معایب ادرار ایستاده) (حکم شرعی توالت فرنگی) (آیا سر پا ادرار کردن خانم اشکال دارد؟) (سر پا) (ادرار کردن به صورت ایستاده) (معایب سر پا شاشیدن) (عوارض سرپاشاشیدن) (معایب امار گرفتن چیست) (سرپا ادرار) ( معایب سرپا شاشیدن) (مضرات سرپا شاشيدن) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    حکم سرپا شاشیدن چیست و از نظر پزشکی چه معایبی دارد؟
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 01:37 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 61971
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
ادرار کردن به صورت ایستاده، از نظر شرعی مکروه است و از نظر پزشکی نیز چون برای خروج کامل ادرار از مثانه فشار امعاء و احشاء لازم است، در حالت ایستاده این فشار وجود ندارد و تخلیه ادرار به صورت غیرکامل انجام می گیرد. در این حالت ته مانده ادرار که حاوی املاح معدنی و بلورهای اکسالات و غیره است، در کف مثانه باقی مانده و به مرور زمان می تواند باعث التهاب مخاط مثانه (cystit) شود. و همچنین در صورت ادامه یافتن، احتمال تشکیل سنگ در داخل مثانه و آمادگی مخاط مثانه برای ایجاد سرطان وجود دارد.
در صورتی که در حالت نشسته به خصوص به روش مسلمین (نه توالت فرنگی) به علت حالت چمباتمه تمام محتویات شکم به صورت فیزیکی بر روی مثانه فشار آورده و ادرار به طور کامل تخلیه می شود.
نکته دیگری که لازم است به شما برادر عزیز تذکر دهیم، رعایت ادب و نزاکت در پرسش و پاسخ است. حداقل از نظر اخلاقی بهتر بود متن پرسشتان را با لفظ مذکور شروع نمی کردید. ما را به بزرگواری خودتان ببخشید.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 01:37 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
دو نفر (پسر و دختر) که واقعا همدیگر را دوست می دارند و مهمتر از همه خانواده های طرفین نیز از این موضوع اطلاع دارند و تمامی مراحل امر ازدواج را سپری نموده اند. سؤال حقیر این است که خواندن خطبه عقد چه نقشی در این میان ایفا می کند؟ به نظر خیلی از دوستانم وقتی همه شرایط بالا رعایت شده است، خواندن خطبه عقد دیگر بی معنی است و آیا خطبه عقدخوانی سندی تاریخی دارد یا خیر؟ اصل خطبه عقد باید عربی خوانده شود یا فارسی؟ چرا؟
بنده این چند تا شبهاتی، که یک عالم وهابی مسلک درباره روایات نزول آیه ولایت درباره امام علی(ع)، نوشته است را دیدم. شبهات او از این قبیل هستند:
ا) علی در حالت نماز، پیکان از قدم مبارکش کشیدند، متوجه نشد، چگونه در حال نماز متوجه سائل شد؟! یعنی صدای سائل از درد بیرون کشیدن تیر مؤثرتر هست؟!
ب) حالت رکوع از حالاتی هست که ایما و اشاره در آن ممکن نیست، زیرا دو دست بر زانو قرار دارند و سر نیز خم شده و پایین هست، از این رو با سر و صورت نمی توان اشاره کرد، صرف نظر از استبعاد اینکه علی در نماز متوجه سائل شده باشد، چگونه در حال رکوع به سائل ایما و اشاره کرده و او را بسوی خود خوانده که نمازش خلل نیافته باشد! و با توجه به اینکه نماز جماعت بوده و مسجد خلوت نبوده، سائل در میان این جمعیت چگونه متوجه اشارات علی شده؟ مگر سائل علم غیب داشته و از قبل می دانسته که چه کسی سوال او را بی جواب نخواهد گذاشت که فقط به آن حضرت نگریسته؟!
ج) آیا امیر المؤمنین نمی توانست زکات خود را قبل یا بعد از نماز بپردازد؟ دیگر آنکه سائلی که نه تنها در نماز جماعت شرکت نکرده بلکه ملاحظه مسلمانان نمازگزار را هم نکرده و با سوال در مسجد، مزاحم جمعیت خاطر و حضور قلب نمازگزاران شده بود، چه خصوصیتی داشت که امام ترجیح داد حتماً زکات خود را به او بپردازد و صبر نفرمود تا نماز خود را به کمال خاتمه دهد و برای پرداخت زکات خویش فرد مستحق متعففی را بیابد که با الحاف سوال نمی کند؟ آیا چنین کسی در مدینه وجود نداشت؟!
د) مدعیان در تحمیل این روایت به آیه، بر لفظ انما که از ادوات حصر می باشد، تکیه و تاَکید بسیار می کنند، به همین سبب می پرسیم چرا پیامبر و یا ائمه دیگر، هیچ گاه زکاتشان را در حال رکوع نپرداخته اند؟ اگر ولایت و امامت به دادن زکات در رکوع است در این صورت پیامبر و حضرات حسنین و ائمه دیگر که در رکوع زکات نپرداختند، نباید بر مؤمنین ولایت داشته باشند!!!
ه) خلاف نیست که جز در مورد علی چنین ادعای شده و نه پیامبر و نه حضرات حسنین چنین کاری کرده اند، از این رو در این مورد که مصداق اعطا زکات در رکوع نماز، جز یک تن نیست؛ استعمال الفاظ جمع هیچ وجهی ندارد و خلاف بلاغت و فصاحت هست که آیه شریفه برای معرفی یک فرد از الفاظ جمع، خصوصاً ضمیر هم استفاده کند که اصلاً در زبان عربی استعمال آن برای غیر جمع، حتی به منظور اکرام هم معمول نیست!
و) زکات بر کسی هست که لااقل مالک حد نصاب باشد و یکسال قمری بر آن بگذرد، در حالی که آشنایان به احوال علی می دانند که وی در آن زمان مالی نداشت که مشمول زکات باشد، لذا زکات بر عهده آن حضرت نبود.
ز) زکات را خود شخص به تشخیص خود نمی پردازند، بلکه باید آن را به عاملین زکات پرداخت یا توسط آنان جمع آوری گردد و سپس توسط حاکم شرع با رعایت مصالح، تقسیم و توزیع شود.
ح) جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ معطوف هست به جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ و ضمیر هم در جمله حالیه وَهُمْ رَاکِعُون رابط است و مرجع( یا به عبارت دیگر ذو الحال) آن، ضمیر واو است، در هر دو جمله یُؤْتُون و یُقِیمُونَ و نمی توان بی دلیل ضمیر و او در جمله یقیمون را از مرجعیت هم خلع کرد. بدین ترتیب اگر تفسیر مدعیان را بپذیریم، معنای آیه چنین خواهد بود که اولیا مؤمنین کسانی هستند که در حال رکوع ، نماز اقامه کرده و زکات می پردازند! اما اقامه نماز در حال رکوع عبارت بی معنایی است و معلوم نیست که چگونه می توان در حال رکوع نماز اقامه کرد؟ زیرا رکوع جز نماز هست و کلّ در جز نمی گنجد.
دیگر آنکه در این آیه شریفه، تمام افعال به صورت مضارع ذکر شده است که بی خلاف، بر استمرار و دوام دلالت دارد؛ فی المثال فعل جمله یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ را برای کسی که فقط یکبار نماز را اقامه کند، استعمال نمی کنند، بلکه آن را در مورد کسی که مستمراً و به دفعات نماز اقامه می کند به کار می برند. از این رو در این آیه، کسانی منظور هستند که مادام العمر نماز بپا می دارند؛ همین حکم عیناً درباره فعل جمله یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ نیز جاری است، یعنی آن را در مورد کسانی استعمال می کنند که- در صورت مشمولیت حکم زکات- همواره زکات می پردازند. از این رو اگر معنای آیه را مطابق دلخواه مدعیان بدانیم، در این صورت اولیا مؤمنین باید همچون نمازخواندنشان که امری مکرر و مستمرّ است، زکاتشان را در حالت رکوع بپردازند، در حالی که حتی بنا به این روایت جعلی نیز این کار بیش از یکبار انجام نگرفته، از این رو می پرسیم چرا علی(ع) این کار را تکرار نفرمود؟!
علاوه بر این چنانچه می بینیم ایتا راکعانه زکات در آیه به عنوان عمل نیک و یک امتیاز و کاری که ممدوح هست، ذکر شده و این امر اگر مفید وجوب نباشد قطعاً مفید استحباب خواهد بود و اگر منظور از آن را مطابق ادعا بدانیم، پس چرا زعمای قوم و علما و مراجع مذهب، لا اقل از باب تاَسی به اولیا مومنین- هیچ گاه موقع پرداخت زکات نیت نماز نمی کنند تا در هنگام رکوع نمازشان، زکات خود را بپردازند!
ط) دیگر آنکه آیه مذکور با توجه به آیات قبل و بعد، در نهی از دوستی و اعتماد به کفار و تشفیق به دوستی با مؤمنین وارد شده و می فرماید که خدا و مؤمنین نمازگزار و زکات پردازی را که بدون کراهت و منّت، زکات می دهند؛ دوست خود بگیرید، نه کفار را و اصلاً آیه در مقام تعیین ولی امر مسلمین نیست!
لطفاً جواب قانع کننده ای به این شبهات برای بنده ذکر کنید.
تا چه حد سخنان نمایندگان ولی فقیه در دانشگاهها( در نهاد رهبری) و در استان ها( به عنوان امام جمعه) حکم خود سخنان ایشان را دارد و تمرد از آن در حکم تمرد از سخنان خود رهبری محسوب می شود؟ در مواردی که رهبری به قشر خاصی امر می کند که باید شما این طور باشید و ما هم جزو همان قشر باشیم یا اینکه کلی(عمومی) امر کند( مثلا بگوید ای مردم یا ایرانی ها یا صریحا قشر خاصی را مخاطب قرار نمی دهد؟) در هر دو صورت عمل کردن به آن امر رهبری( که به خبر آن به ما هم می رسد) واجب است؟ با این وجود آیا لازم است که تا حد مقدور از آخرین سخنرانی های ایشان با اطلاع شویم تا اگر امری کرده اند را اجرا کنیم؟
به نظر من آیه تطهیر هیچ دلالتی بر عصمت کسی ندارد؛ به علاوه آیه تطهیر ناظر به زنان پیامبر(ص) است. اینک به اجمال نکاتی را یادآور می‌شوم: 1. واژگان قرآن در اختیار ما نیست که ما معنا را در حلقومشان بریزیم؛ بلکه باید به استعمالات قرآنی و غیر قرآنی از کلام عرب مراجعه کنیم تا بفهمیم که چه معنایی می دهند. اولاً، انما لزوماً دلالت بر حصر ندارد؛ چنان که در آیه إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ اْلأَنْصابُ وَ اْلأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (مائده، 90)، انما دلالت ندارد که فقط خمر، میسر، انصاب و ازلام رجس اند. ثانیاً، به فرض که بر حصر دلالت داشته باشد، در حصر اولی در دومی محصور می شود؛ چنان که اگر گفته شود، انما زید عالم، به این معناست که تنها زید عالم است. حال می پرسیم، در آیه تطهیر جزء اول و دوم کدام‌اند؟ تردیدی نمی توان داشت که اگر تأویل به مصدر ببریم، جزء اول، اراده الله است و جزء دوم اذهاب الرجس عنکم است؛ حال آن که معنای چنین حصری باطل است؛ زیرا اراده خدا تنها اذهاب رجس از اهل بیت نیست؛ بلکه اراده خدا به هرچه که بخواهد تعلق می گیرد؛ نظیر اراده خلقت جهان و غیر آن. ثالثاً، یرید در آیه تطهیر فعل مضارع است و بر حال و آینده دلالت می کند. اگر به موجب این آیه بخواهیم بگوییم، کسی معصوم است، باید بگویم، آیه بر معصومیت آن قبل از نزول آیه دلالت ندارد. وقتی گفته می شود، کسی می خواهد کاری را انجام دهد، به این معناست که هنوز آن را انجام نداده است. رابعاً، اذهاب به معنای از بین بردن چیزی است که هست؛ نه دفع چیزی. شواهد قرآنی آن مؤید این نظر است؛ نظیر: یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ وَ یَأْتِ بِآخَرینَ وَ کانَ اللَّهُ عَلى ذلِکَ قَدیراً (نساء، 133). در این آیه گفته شده است، شمایی را که هستید، از میان می برد و قوم دیگری را به جای شما می آورد. بنابراین آیه تطهیر بر وجود رجس دلالت دارد و خداوند می خواهد رجس را از میان ببرد. برای تقریب به ذهن مثالی می زنم: وقتی گفته می شود، فلانی می خواهد فقر را از میان ببرد، این به این معناست که فقر وجود دارد. بنابراین آیه تطهیر بر مطهر بودن کسی دلالت ندارد. سیاق آیه نشان می دهد که رجس در زنان پیامبر بوده است: آنها معصیت رسول و خضوع قول در برابر نامحرم و تبرج جاهلی داشتند؛ بنابراین آیه ناظر به زنان پیامبر(ص) است؛ نه پنج تن که در آیه سخنی از وجود رجس در آنان نیست. خامساً، اراده در اینجا به دلیل این که ناظر به خلقت و کون نیست، اراده تکوینی نیست و به دلیل سیاق آیه که ناظر به افعال زنان پیامبر(ص) است، اراده تشریعی است و بنابراین تخلف پذیر است؛ یعنی علیرغم این که خدا می خواهد مطهر باشند؛ اما آنان بر خلاف اراده الهی عمل می کنند؛ چنان که در جای دیگر آمده است: ما یُریدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُریدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (مائده، 6). خدا با تشریع وضو و تیمم می خواهد که مسلمانان مطهر باشند؛ اما آیا جز این است که اگر خود مسلمانان وضو و تیمم نکنند، تطهیر نمی شوند؟ اراده تکوینی تخلف ناپذیر است. همان طور که آمده است: إِنَّما قَوْلُنا لِشَیْ‏ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (نحل،40) 2. اگر وجوب اطاعت از کسی ایجاب می کند که او معصوم باشد، باید خالد بن ولید هم معصوم باشد؛ چون وقتی پیامبر اسلام(ص) او را به فرماندهی سپاه معین کرد، به این مفهوم بود که اطلاعت افراد تحت الامرش از او واجب است.
من وقتی قرآن می خوندم بعضی موقع ها معنیش خیلی برام جالبه و میخونم. بعضی آیاتی که می خوندم درباره شهادت اعضای بدن و زمین و ... در قیامت خبر داده بود. سوال من اینه: با اینکه خداوند حاکم دادگاه است، چه نیازی به شهادت شاهدان وجود دارد؟ ما که نمی تونیم اونجا زیرش بزنیم چون خدا و پیامبران شاهد اعمال ما هستن. یک حاج آقایی داشت صحبت می کرد، می گفت 8 تا دوربین، ما و اعمالمان را نگاه می کنن پس دلیلی برای شهادت شاهدان به نظر من وجود نداره.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed