جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(چاپلوسی) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    مشاور محترم نظر و عقیده شما در مورد آنچه که ذکر می کنم، چیست؟ بنده وقتی که کار نیک انجام می دهم یا قرآن می خوانم یا هر کار پسندیده به خودم می گویم که این چاپلوسی برای خداوند است، منظورم این است با این کارها می خواهم توجه خداوند را به خود جلب کنم و بگویم که خدایا من فلان کار نیک را انجام داده ام پس هوایم را داشته باش تا به راه کج نروم و خدا این گونه افراد را که با این کارها می خواهند خودی نشان دهند را دوست ندارد مانند شخصی که برای جلب توجه دیگران هر کار انجام می دهد. به این دلیل در انجام این جور کارها مانند نماز اول وقت یا قرآن خواندن خیلی دلسرد هستم و می گویم که این کارها نوعی خود نشان دادن و چاپلوسی است و فایده ندارند.
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:01 ق.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 2283
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
در پاسخ به این پرسش به چند نکته توجه نمایید :
1- به گفته بزرگان اخلاق ترس از ریا از نشانه های اخلاص است و این بشارتی به شما است که در کارهایتان ترس مبتلا شدن به ریا ر دارید .
2- همان گونه که باید با دقت و مواظبت از گرفتار شدن به ریا پرهیز کنیم باید مراقب باشیم ترس از ریا از حد تعادل و مطلوب تجاوز نکند به گونه ای که منجر به ترک اعمال ارزنده ای مانند نماز اول وقت و قرائت قرآن گردد .
3- بحث چاپلوسی در ارتباط با خداوند مطرح نیست، چیزی که مطرح است بحث رضایت الهی است، انسان مومن باید اعمال خود را بر طبق خواست خداوند و رضای او انجام دهد و انجام اعمالی مانند نماز اول وقت و تلاوت قرآن مطلوب خداوند و مورد سفارش و تاکید او است و اگر در انجام این اعمال قصد اخلاص و قربت داشته باشیم باید به انجام آن اقدام کنیم و به وسوسه شیطان در این باره توجه نکنیم .
4- دام های شیطان برای افراد مختلف متفاوت است و دام شیطان برای فرد مومن نیز متناسب با نوع تفکر و اعتقادات او است . هدف اصلی شیطان محروم کردن مومن از فیض و برکات عبادات و اعمال خیری است که بینی شیطان را به خاک می مالد و نباید ترس نا بجا از ریا و آنچه که شما چاپلوسی می نامید، موجب شود شیطان در این میان به اهداف خود برسد .
ر. ک : اخلاق در قرآن ، مکارم شیرازی ،ج1، بحث ریا

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:01 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
با سلام نظر بنده در مورد این چنین بحث ها اینه که: خداوند حق خودش رو میبخشه و ممکنه ندونید اما مهربانترین ادم روی زمین فقط ۱درصد بخشندگی داره درحالی که خدواند بخشندگیش ۱۰۰ درصد هست!(تصور بکنید) نباید از رحمت خدا ناامید بشید ولی همیشه سعی کنید کارهای خوب انجام بدید و حق ناس رو زیرپا نذارید چون خدواند بخشیدن حق ناس رو بر عهده خود ناس(مردم) گذاشته اگه خواستند میبخشن و نخواستن گناه گیرتون میاد داستانی هست که میگهد دو برادر باهم قرار گذاشتن یکی به خدمت خدا بپردازه و یکی به خدمت مادر روز قیامت اون کسی که خدمت مادر میکرد درجه ش خیلی بالاتر بود برادر دیگری پرسید چرا؟ خداوند فرمود: من از انجه تو می کردی بی نیاز بودم ولی مادرت از انچه بردارت میکرد بی نیاز نبود تو بدترین شرایط هم( گناه بزرگ) اون ۱۰۰ درصد و ۱ درصد بخشندگی رو به یاد بیار ولی قول بده دگه از اون کارا نکنی و البته به ان پابند باشی سعی کنید کارهایی که انجام میدید ، تواناییش رو داشته باشید که جلو پدر و مادر هم انجام بدید به پدر و مادر و دیگران کمک کنی حتی اگه نماز نخونی میری بهشت(ان شالله همه بریم) من ۱۳ سالم هست و اطلاعاتم در این حده ( روش فکر کنین شاید به جایی رسیدید!
778Adfi در تاریخ 21 آبان ماه سال 1396 در ساعت 10:14 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
بنده از ابتدای سن تکلیف خود سعی کردم جهاد اکبر انجام دهم این کار را کردم و به درجات روحی خوبی از معنویت رسیدم. خیلی پاک بودم. چشمم پاک بود. مثل شهدا بودم. خواب آقا امام زمان رو دیدم. اما ناخواسته در اینترنت به دیدن سایت های غیر اخلاقی پرداختم. ناخواسته بود. یعنی برای تحقیق راجع به نوعی بیماری روانی در انحرافات جنسی تحقیق می کردم چون مشکلی داشتم و هم اکنون نیز دارم که هیچ کس قادر به پاسخگویی من نیست و اگر هم باشد من خجالت می کشم بپرسم. لذا تصمیم گرفتم تا در اینترنت به دنبال مجهول خودم بگردم. نمی دونستم مشکل من نوعی انحراف جنسی است. فکر می کردم در دنیا فقط من این مشکل رو دارم. اما در اینترنت دیدم سایت های زیادی راجع به مشکل من است که فهمیدم این نوع مشکل من نوعی انحراف جنسی است. دست از دیدن سایت ها برنداشتم، تصاویر مختلف و هم چنین داستان های زیاد رو می دیدم و از دیدن آنها لذت می بردم. در حین انجام این کار احساس گناه شدید می کردم. آخه من خواب امام زمان رو دیده بودم. بارها به مسجد جمکران رفته و اکنون نیز می روم. اون قدر احساس گناه می کنم که افسردگی کامل گرفته ام. از همه بدتر این که فکر می کنم دیگران هم به راز من پی برده اند. درصورتی که می دونم کسی متوجه کار من نشده است و همچنین می دونم که خداوند ستارالعیوب است. اما باز هم احساس حقارت از گناه خودم می کنم و احساس می کنم دیگران از گناه من و مخصوصا به راز من که همون انحراف فکری و نوعی مشکل روانی است، پی برده اند. خیلی می ترسم. توی اجتماع همه با من برخورد خوبی دارند اما من دائم احساس حقارت می کنم. من کسی بودم که ولی خدا رو درک کرده بودم. نباید این گناه رو می کردم. سوالم این است که: 1- آیا گناه من با توجه به داشتن مشکل روانی یا شاید بیماری روانی گناه محسوب می شود؟ آیا می تونم به دلیل داشتن مشکل روانی گناه خودم رو توجیه کنم؟ 2- چه طور از شر احساس حقارت در برابر مردم و احساس گناهکار بودن خلاص بشم؟ 3- چه طور مطمئن بشم کسی جز خدا از راز من با خبر نیست و نخواهد شد؟ 4- چه طور به این یقین برسم که پاک پاک شده ام و اثرات گناه از روحم بیرون رفته؟ 5- چه طور ذهنم رو آروم کنم چون مدتی است به دلیل احساس گناه و سرزنش خود قادر به تمرکز بر درس هایم نیستم. خواهش می کنم دوستانه کمکم کنید. در ضمن اون مشکل یا بیماری روانی من در انحرافات جنسی هنوز برطرف نشده است. راستش خجالت می کشم برای کسی بازگو کنم.
می خواستم در مورد پاسختون با شما صحبت کنم. من دانشجوی اقتصاد هستم و برام این سوال مطرح بود که اسلام که خودش یه مکتب کامل و جامع است در مورد اقتصاد چه روشها و متدهایی رو ارائه کرده بنابر این تصمیم گرفتم در مورد نظام اقتصادی اسلام مطالعاتی داشته باشم. وقتی این موضوع رو با یکی از اساتید خودم مطرح کردم و نظر ایشون رو در این مورد جویا شدم ایشون با لحنی تمسخرآمیز فرمودند: اسلام دین ماست فقط همین ولی من اصرار کردم که روی این موضوع کار کنم. متأسفانه منابع زیادی پیدا نکردم. همین منابع اندک هم به نظر من فقط یک سری حرفهای کلی داره. بعضی از این کتب البته به نظر من می خواستند با تطبیق دادن احکام اسلامی با نظام اقتصادی غربی به اون مطالب نوعی مقبولیت بدهند یعنی فقط اینکه ما بگیم ما هم قوانین اقتصادی اسلامی داریم. بعضی از این کتب نیز خیلی سنگین و فلسفی بحث کرده بودند. من کتاب آقای مطهری را نیز مطالعه کردم ولی برای من که دانشجوی ترم 5 اقتصادم مطالب این کتاب خیلی سطحی و ساده بود شاید به این دلیل که من 5 ترم با اقتصاد لیبرالی کار کردم و با روشها و بحثهای اون خو گرفتم، الان می خواستم بدونم به نظر شما چه افرادی توانایی ایجاد یک نظام منسجم اسلامی رو دارند مثلا در مورد همین زکات که در احکام اسلامی آمده که بر ده چیز دلالت دارد مثل گوسفند وشتر و...خوب مسلم است که این کسب کار در زمان پیامبر(ص) رایج بوده ولی الان دیگه نیست. می خوام بگم کی باید این احکام رو استخراج کنه؟ آیا ما باید بگیم چون اسلام دین کاملی هست پس دیگه نباید از دانش اقتصادی کشورهای غربی استفاده کنیم؟ بهتر نیست به جای بحث در مورد ایجاد این نظام به استفاده صحیح از این احکام در همین سیستم اقتصادی لیبرالی بپردازیم. ممنونم از پاسخهای جامع و کاملی که ارائه می دهید.
رئیس اداره ای با توجه به اینکه کارکنانش حجم بالای کار را انجام می دهند برای ایجاد انگیزه به آنها به آنها مأموریت نشسته می دهد یعنی روزهایی را برای کارکنان مأموریت در نظر می گیرد در حالی که آنها در اداره حضور دارند، حال بفرمایید مبالغ دریافتی کارکنان از این مأموریتها شرعا حلال است یا خیر؟
من در سن کودکی زمانی که روزه تازه بر من واجب شده بود دو بار به عمد روزه خود را خوردم الان می خواستم ببینم چه کار باید انجام دهم و کفاره آن چقدر می شود و دیگر اینکه می خواستم بدانم که به علت عذر شرعی و اینکه به علت ضعیف بودن زیاد نتوانستم روزه بگیرم و خودم همین جوری یک ماه را حساب کردم البته با چند روز زیادتر و من روزه های ثوابی هم میگرفتم حالا می خواستم بدانم که این روزه های ثوابی که می گر فتم را می توانم جزء روزه های واجب حساب کنم یا نه؟
دختری هستم مجرد و 20 ساله. در اقوام پدر و مادرم، پسر فراوان است و دختر هم سن خودم کم است و من در رفتار خود دچار مشکل شده ام، سعی کرده ام با پسرها که همه از خود بزرگترند رفتاری محترمانه و مؤمنانه داشته باشم و مانند برادر بزرگتر احترام آنها را داشته باشم. سعی می کنم با حجاب کامل و رعایت شرع با آنها رفتار کنم و با بعضی از آنها که اختلاف سن بیشتری دارم یا خجالتی هستم. آنها را دایی و عمو صدا می زنم و با همه پسرها رابطه دارم و همه را دوست دارم و عین برادر خود می بینم و به آنها هم اعتماد دارم چون همگی انسان های مذهبی و مؤمنی هستند و رفتارشان نشان می دهد که مثل خواهر کوچکتر به من نگاه می کنند و مرا در بعضی از امور راهنمایی و مشاوره می دهند. از آنجا که ما از همه فامیل دوریم و غریب هستیم، وقتی می رویم میهمانی همه دوست دارند به قول خودشان همه مرا دوست دارند و دوست دارند من به خانه آنها بروم. حتی اگر خانواده ام منزل فامیل دیگری باشد ولی بعضی وقت ها هم فکر می کنم باید بترسم از اینکه این همه با آنها راحت رفتار می کنم. شاید آنها قصدی داشته باشند. اصلا نسبت به پسرها بدبین نیستم و فکر می کنم آنها هم انسانند و عقل و منطق سرشان می شود و وقتی از آنها سؤالی می پرسی فقط به جواب فکر می کنند نه چیز دیگر زیرا من فقط به سؤال فکر می کنم و بعد از شنیدن و گرفتن جواب تمام. کمک و راهنمایی کنید.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed