منظور از جن در آیات قرآن چیست و آیا برای انسان قابل رؤیت است، چگونه؟
|
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:00 ق.ظ این سوال را پرسیده است.
تعداد بازدید: 652
|
|
|
|
چیستى جن{T در عالم هستى برخى از موجودات غیرمحسوساند و با حواس طبیعى قابل درک نیستند. یکى از این موجودات جن است. جن که در اصل معناى »پوشیدگى« دارد، از چشم انسان پوشیده است. قرآن وجود این موجود را تصدیق کرده و سورهاى به نام »جن« در قرآن وجود دارد. در قرآن گاهى از این موجود به »جان« نیز یاد مىشود)الرحمن، آیه 39 و حجر، آیه 27). ماهیت و حقیقت این موجود چندان براى ما روشن نیست ولى از پارهاى آیات و روایات مىتوان به برخى مشخصات این موجود دست یافت، از جمله: 1- از آتش آفریده شده و خلق آن پیش از آفرینش انسان است)حجر، آیه 27 - الرحمن، آیه 15). 2- مانند انسان مکلف و مسؤول است)ذاریات، آیه 56). 3- دستهاى از آنها مؤمن و گروهى کافر، عدهاى نیک و برخى زشتکردارند)جن، آیات 11 و 14 و 15 - احقاف، آیه31). 4- بعضى از آنها مرد و پارهاى دیگر زن هستند و تولید نسل مىکنند)جن، آیه 6). 5- زندگى مىکنند و مىمیرند)احقاف، آیه 1).(18) 6- داراى شعور و ارادهاند و مىتوانند با سرعت حرکت کنند. مانند قصه حضرت سلیمان و تخت بلقیس - ملکه سبا -)نمل، آیه 39 -38). 7- مسخّر انسان مىگردند. البته در این رابطه در قرآن تنها به قضیه حضرت سلیمان اشاره شده است که علاوه بر پرندگان، وحوش و انسانها، جن نیز در اختیار و به فرمان او بودند)نگا: نمل آیات 17 تا 39 - سبأ، آیه 14 - 12 - انبیاء، آیه 82). 8- در روایات آمده است جن مؤمن براى پیامبران و امامان، مسخر مىشوند و خدمت مىکنند و کسانى که به اذن الهى ولایتى دارند مىتوانند جنیان کافر را نیز تحت فرمان خویش درآورند.(2) 9- از پارهاى آیات و روایات معلوم مىشود که جنیان به پیامبر خداصلى الله علیه وآله ایمان آوردهاند)جن، آیه 1 - احقاف، آیه 32 - 29). اما این که جن در کجاى زمین قرار دارد؟ به طور واضح و مشخص مطرح نشده است، هر چند برخى از روایات به اماکنى که جنیان در آنجا حضور بیشترى دارند اشاره کرده است. مسلم است که جن مانند انسان موجودى جسمانى است، با این تفاوت که انسان از خاک و جن از آتش است. این تعبیر بیانگر قابلیتهاى ویژه جن به دلیل لطافت خاص جنس آنها مىباشد، ولى انسان به دلیل آگاهى و شعورش از جن برتر است. طبعا همانطور که انسان داراى نفس است جن نیز نفس دارد و از آنجا که میان روح و بدن رابطهاى نزدیک وجود دارد، مىتوان تصور کرد که براى جن نیز در شرایط خاص روحى این امکان هست که نفس آنها گاهى با عالم بالا تماس حاصل کند؛ اما به هر روى مکان اصلى آنها همین زمین است و حتى تماس با عالم بالا طبق برخى آیات قرآن پس از تولد حضرت رسولصلى الله علیه وآله براى آنها ممنوع شده است.(3) T} چرایى جن{T با توجه به توضیحات بالا جن موجودى جسمانى است که داراى اراده و اختیار بوده ولى از جهت آگاهى و شعور از انسان پایینتر مىباشد. اگر حکمت خلقت خصوص جن براى ما پوشیده باشد مىتوان به طور کلى گفت: خلقت عوالم مادى و غیر مادى ناشى از جود و بخشش الهى است و خدایى خدا چنین اقتضایى دارد. خداى تعالى عالم را با نظام خاصى خلق کرده و موجوداتى که قابلیت و شرایط تحقق آنها فراهم شده را وجود بخشیده است. لیکن جن هم مانند انسان موجودى است که امکان خلقش بوده و فیض و رحمت مطلق الهى به وجود آنها تعلق گرفته است. خداوند متعال آن را همچون انسان مختار آفریده و راه کمال او را مسیر معرفت و عبادت قرار داده است. »وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ«(4). به عبارت دیگر همان فلسفهاى که در مورد آفرینش انسان وجود دارد، در مورد جن نیز مطرح است. T} جن و انسان{T اجمالا مىدانیم جن گاهى در زندگى انسان تأثیر گذاشته و بعضى از انسانها نیز در زندگى جنیان مؤثر مىباشند؛ اما این موضوع به دلیل پنهان بودنش همراه با قصهسازىهاى زیادى شده که به غالب آنها نمىتوان اعتماد کرد. جنىها مىتوانند با بعضى از انسانها ارتباط برقرار کنند. برحسب روایات آنان با انبیاء و ائمهعلیه السلام ارتباط داشتند. گاهى نیز ارتباط بعضى از انسانها با جن مشرک و کافر موجب افزایش گمراهى و طغیان آنها مىشد: »و انه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا؛ و این که مردانى از بشر به مردانى از جن پناه مىبردندو آنها سبب افزایش گمراهى و طغیان ایشان مىشدند«.(5) بنابراین جن - چه مؤمن و چه کافر - با انسان ارتباط برقرار مىکند. این موضوع به صراحت در قرآن و روایات وارد شده است چند نکته دیگر اینکه : . اثبات وجود جن نیز از طریق عقل امکان ندارد، تنها عقل مىتواند بگوید که موجودى مادى لطیف با ویژگىهاى خاص امکان دارد. پس اثبات یا عدم اثبات وجود این موجود به نقل است. قرآن که معتبرترین کتاب روى زمین است. زیرا سخن پروردگار عالم است. ومن اصدق من الله قیلاً؛ و کیست که در گفتاراز خداوند راستگوتر باشد (نساء، 132)، وجود موجودى به نام جن را تأیید مىکند. به هر حال وجود موجودى به نام «جان» یا «جن» از نظر قرآن مسلم است. جن موجودى است که با حواس پنجگانه قابل درک نیست.). باید دانست ارتباط با جن های کافر و آزار دهنده موجب آزردگی و انحراف خود شخص و دیگران می شود و درباره ارواح نیز امکان ارتباط وجود دارد اما از آن جا که گاهی موجب آزار ارواح می شود اکثر مراجع جایز نمی دانند.ن , ابوعلی خداکرمی , ص 41 - 189 اما این که اصولاً طائفه جن از چه نوع پیغمبرى و شریعتى پیروى مىکنند؟ وضعیّت و شرایط این موجودات پیش از آدم ابوالبشر و پس از او، و هم چنین پیش از بعثت پیامبر(ص) و بعد از ایشان چگونه مىباشد؟ بایستى به چند نکته اساسى توجه بکنیم: 1ـ جنس جنّ به لحاظ اینکه با انسان از نظر خلقت تفاوت دارد و از حواس انسانى پوشیده است، به طور دقیق و جزئى نمىتوان به احوال آنان از تمامى ابعاد پى برد. تنها در محدوده معلوماتى که قرآن و احادیث در اختیار انسان مىگذارد، مىتوان اطلاعاتى را کسب کرد. 2ـ طبق صریح آیات قرآن، جن هم مثل انسان مکلف است. امّا چگونه تکلیفى؟ جزئیات آن معلوم نیست. آیه 56 سوره ذاریات: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون؛ من جن و انسان را نیافریدم مگر برای این که مرا (به یکتایی) پرستش کنند». بر اشتراک بشر و جن در تکلیف دلالت مىکند. هم چنین آیه 179 سوره اعراف اشاره دارد بر اینکه کفارگناهکاران جنّ هم چون انسانها اهل جهنماند و در عذاب خواهند بود. نظیر این آیه، آیه 119 هود و آیه 13 سجده است. 3ـ از صریح آیه 130 سوره انعام، دو مطلب را مىتوان استفاده کرد: یکى اینکه طائفه جن بسان تمام انسانها از پیامبران الهى نمىتوانند بى بهره باشند. یعنى جن نیز در مسیر مراحل تکاملى و کسب سعادت دنیا و آخرت محتاج پیامبر است. و دیگر اینکه پیامبر جن از جنس خود آنهاست. خداوند در همین آیه مىفرماید: یا معشر الجن و الانس ألم یأتکم رسل منکم؛ (در روز قیامت گفته مىشود) اى گروه جن و انس،آیا پیامبرانى از بین شما براى شما نیامدند؟». ظاهر عبارت رسل منکم نشان مىدهد که پیامبران جن از طائفه خود آنان مىباشد و خداوند با ارسال پیامبران حجت را بر آنها تمام مىکند. 4ـ قرآن در دو مورد به طائفه جن و چگونگى عقاید و شریعت آنان اشاره کرده، یکى آیات 29 تا 31 سوره احقاف، و دیگرى تمام آیات سوره جن. آنچه که در آیات سوره احقاف به کار رفته، نشان مىدهد که جن پیش از بعثت پیامبر(ص) از دین موسى(ع) پیروى مىکرده است. آیه مىفرماید: انّا سمعنا کتابا انزل من بعد موسى مصدقا لما بین یدیه یهدى الى الحق؛ ما کتابى را شنیدیم که بعد از موسى نازل شده، و به سوى حق هدایت مىکند». این کلام به تعبیر علامه طباطبایى، اشعار و بلکه دلالت دارد بر اینکه جنّیان نامبرده به دین موسى و کتاب آن جناب مؤمن بودهاند، (علامه طباطبایى، ترجمه تفسیرالمیزان، ج 18، ص 350، نشر مرکز فرهنگى رجاء). براى آگاهى بیشتر ر.ک: 1- جن و شیطان، علیرضا رجالى تهرانى، ص 153 - 163 2- دانستنىهایى درباره جن، ابوعلى خداکرمى، ص 41 - 189 لازم به ذکر است اگر چه ارتباط با جن واقعیت دارد اما تلاش برای این منظور با خطرهای بسیاری روبرو می باشد و نظام زندگی برخی را گرفتار اختلال می کند، لذا طی این مسیر را توصیه نمی کنیم. بر اساس استفاده از آیه 128 سوره انعام که می فرماید: »یا معشر الجن قد استکثرتم من الانس ; ای گروه جن , غلبه کرده اید بر آدمیان «, می توان گفت : تعدادی از جن انسان هایی را تابع خویش می توانند بکنند, (نگا: معارف قرآن , محمدتقی مصباح یزدی , موئسسه در راه حق , قم , چاپ اول , 1367 ش , ج 1 - 3, ص 269 و المیزان علامه سید محمدحسین طباطبایی , موسسه الاعلمی للمطبوعات , چاپ مکرر, ج 7, ص 352). در واقع می توان گفت این گروه از جن , شیطانهایی هستند که با ایجاد وسواس در برخی از انسانها, برآنها مسلط گشته و با استیلا بر آنان موجب بروز و ظهور عقاید یا کردار خاصی در ایشان می شوند, (نگا: المیزان , همان , ص 353). اما از آنجا که نوع تسلط ایشان نسبت به اشخاص متفاوت بوده , راه علاج و درمان نیز گوناگون است , از این رو نمی توان نسخه ای کلی در این باب ارائه کرد. بدلیل آنکه خداوند متعال جهان را براساس نظام علی استوار ساخته است , همیشه آثار و حوادث و افعالی که در جهان هستی صورت می گیرد بدلیل و یا بهتر بگوییم متکی بر علتی است , اما این علل گاهی عللی طبیعی و عادی هستند, گاه علل غیر طبیعی , گاه علل مادی اند, گاه علل فرا مادی . بر این اساس برخی با آشنایی با برخی از علل فرامادی که می تواند در رویدادهای مادی و دنیوی اثر گذار باشد, دست به کارهایی زده و روند حوادث عادی را از مجرای اصلی خویش خارج می سازند. از این رو, می توان گفت , سحر و جادو با انواع و اقسام گوناگونش به دلیل ارتباط با علل و اسباب غیر طبیعی , عادی و مادی , می توانند حوادث غیر مترقبه ای را پدید آورند. البته این گونه اعمال از نظر شرع مردود بوده و از آن نهی شده است . کسی که شریعت مدار بوده و به آموزه های دینی باور و ایمان داشته باشد, از آنجا که خلل رساندن به روند طبیعی امور ممنوع و مطرود است , هیچگاه حاضر نمی شود که با سلسله اعمال و افعالی , به کار دیگران خلل وارد سازد, آنچه که اهمیت دارد ایمان قلبی و باور درونی است نه ظاهری فریبنده . بله چنانکه گفته شد, با یک سلسله سلوک عملی می توان به مکنونات گذشته و آینده افراد پی برد, چنانکه می توان با یک سری افعال آینده او و دیگران را تغییر داد, اما باید دید که شارع مقدس این کار را روا می داند یا خیر؟ البته مراجعه به برخی از اولیائ الهی برای از میان بردن تصرفات غیر عادی و فرامادی که دیگران برای انسان پدید می آورند, امری معقول , موجه و مجازی می باشد. با توجه به توضیحات بالا جن موجودی مادی است که دارای اراده و اختیار بوده ولی در عین حال از جهت آگاهی و شعور از انسان پایین تر می باشد. اگر حکمت خلقت خصوص جن برای ما پوشیده باشد می توان به طور کلی گفت: خلقت عالم مادی (و غیر مادی) جود و بخشش الهی است که خدایی خدا چنین اقتضایی دارد. خدای تعالی عالم مادی را با نظام خاصی خلق کرده و موجوداتی را که قابلیت و شرایط تحقق آنها فراهم شده را وجود بخشیده است پس لزومی ندارد که هر چه خلق شده برای انسان فایده ای داشته باشد. خدای تعالی هم بی نیاز از این موجودات می باشد حال جن هم موجودی است که امکان خلقش بوده و جود الهی به وجود آنها تعلق گرفته است. نکته آخر آن انسان، هنگامی که با «ایمان الهی» وارد حریم امن توحید شد و با عمل صالح و مراقبت بر احکام الهی؛ از ایمان خود پاسداری می کند هیچگاه به خطرهای شیاطین انس و جن گرفتار نخواهد شد. چنان که قرآن کریم از زبان شیطان - که از جن است - نقل می فرماید که گفته است: «من هرگز به بندگان مخلص الهی دسترسی ندارم و از انحراف آنان ناتوانم». «لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین؛ و همگی را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان مخلصت را» (حجر، آیه 40). «ان عبادی لیس لک علیهم سلطان الا من اتبک من الغاوین؛ یقینا بر بندگانم تسلط نخواهی یافت مرگ گمراهانی که از تو پیروی می کنند» (حجر، آیه 42). بنابراین انسان مؤمن تا وقتی که مراقب و هوشیار است و با آگاهی و عمل صالح مسیر بندگی خداوند را پیموده و همواره به یاد اوست هرگز دچار توهم و ترس های خیالی نخواهد شد و از وساوس شیطان انسی و جنی به دور خواهد بود ترس از نفوذ جن یا انس شیطانی آنجا خواهد بود که آدمی دچار غفلت و خودفراموشی شود و خدای نخواسته به لجنزار گناه آلوده شود. تنها در این صورت است که به دام شیطان انسانی و جنی مبتلا می گردد. در پایان به شما دوست عزیز توصیه می کنیم خیلی در این گونه مسایل فکر نکنید بلکه با تکیه بر ایمان و عمل صالح به خصوص خواندن نماز اول وقت و تلاوت و تدبر در قرآن کریم و خواندن کتاب های مفید و ورزش و تفریح سالم و ارتباط با دوستان متعهد، آرامش و راحتی زندگی خود را تقویت کنید و مطمئن باشید که خداوند بزرگوار بندگانش را در همه حال یار و یاور است و از همه خطرات آنان را حفظ خواهد کرد که: «ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم» (محمد، آیه 7). براى اطلاع بیشتر درباره جن به مراجع زیر مراجعه کنید: 1- تفسیر المیزان ج:12 ص: 223 2- تفسیر المیزان ج: 20 ص: 60 به بعد و ص: 72 به بعد 3- آشنائى با قرآن استاد مطهرى ج: 6 ص: 50-48 دانستنىهایى درباره جن، ابوعلى خداکرمى، ص 41 - 189 مصباح یزدى، محمد تقى، معارف قرآن، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، قم، چاپدوم 1378 - ص 312 - 313 1- الجن فى الکتاب والسنه، اعداد ولى زاربن شاه زالدین، دارالبشائر الاسلامیه، بیروت، چاپ اول 1996 م ، ص 94 - 88 و بقیه کتاب در مورد مختصات و ماهیت جن. 2- الجن فى القرآن والسنه، عبدالامیر على مهنّا، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، 1992م ، ص 33 - 31 و بقیه مباحث هم خواندنى است. 3- الجن بین الاشارات القرآنیه وعلم الفیزیاء، عبدالرحمن محمد الرفاعى، مکتبه مربوسى الصغیر، چاپ اول 1997م 4- جن و شیطان، علیرضا رجالى تهران، نشر نبوغ، پی نوشت ها: 1) نگا: المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایى، مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، چاپ پنجم1371، ج 20، ص 41. 2) نگا: مصباح یزدى، محمد تقى، معارف قرآن، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، قم، چاپ دوم 1378 - ص 312 - 313. 3) نگا: معارف قرآن، ص311 - 309. 4) ذاریات (51)، آیه 51. 5) جن )(، آیه 6.
برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:00 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
|
|
|
|