جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    اگر یک فرد ( دختر مجرد) هم جنابت باشد (من بر اثر نگاه به مناظر شهوت انگیز دچار جنابت می شوم) و هم استحاضه باشد هنگام غسل چه نیتی باید بکند؟ من تا کنون برای این موضوع گاهی فقط نیت غسل جنابت را می کردم (همراه با قصد غربت) و گاهی هم هر دو نیت را با هم برای یک بار غسل می کردم؟ آیا این روش درست است و نماز هایم صحیح هستند؟ لطفا این سوال را برای حالتی که حیض هستم و در عین حال دچار جنابت هم می شوم و در پایان روزهای حیض هم استحاضه می شوم، چه غسلی باید بکنم با چه نیتی؟ من تا کنون نیت جنابت و حیض را هر دو را با هم برای یک بار غسل می کردم یعنی هر دو را پشت سر هم می گفتم؟ آیا این شیوه درست است و اگر نه، شیوه درست چیست؟
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:29 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 10482
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ


جنابت در بانوان:
مایعى که همراه با اوج لذت جنسی (ارگاسم) از زن خارج مى‏شود حکم منى را دارد و موجب جنابت است. اما رطوبت‏هایى که غالبا هنگام برانگیختگى مختصر جنسى مثل تخیلات جنسی خارج مى‏شود و به آن اصطلاحا مذی می گویند, پاک است و موجب غسل نمی شود، هر چند مقدار آن هم زیاد باشد.
در این جا ذکر یک قاعده کلى نیز مفید است و آن اینکه تا زمانى که یقین به خروج منى و یا رسیدن به آن حالت نهایى نباشد حکم جنابت جارى نمى‏گردد. اما راجع به سوالی که فرموِید هر دو کار صحیح است یعنی هم می توانید چند غسل که بر ذمه شما هست چه همه واجب باشند و چه همه مستحب وچه مختلف ِیا بعضی واجب و بعضی مستحب همه را نیت کنید وبه قصد همه انها یک مر تبه غسل کنید و همین طور اگر یکی از انها غسل جنابت است همان را که نیت کنید بجای بقیه هم کفایت می کند بنا براین اگر تا کنون همین طور عمل کرده اید نماز هایی که خوانده ایدصحیح است گفتنی است باید توجه داشته باشید هر وقت غسل استحاضه می کنید باید بین غسل و نماز فاصله نیندازید و الا اگر فاصله شد باید غسل تکرار نمایید بلی اگر نمازظهر و عصر و یا مغرب و عشا را بلا فاصله بخوانید برای هر دو نماز یک غسل کافی است

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:29 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
مدتى است که دچار شک و تردید شده‏ام شک در تمیز بودن بدن، لباس خود و دیگران و حتى شک به صندلى‏هاى اتوبوس و مینى بوس که آیا تمیز هستند یا نه و همین شک باعث شده دچار گناه بزرگ اسراف شوم! این شک باعث تنفر من از شوهر و تنفر شوهر از من شده است ببخشید مى‏خواهم بى‏پروا صحبت کنم مى‏خواهم با شما راحت صحبت کنم مرا ببخشید.
خدا نکند چیز نجسى با بدنم تماس پیدا کند توالت که مى‏روم در، دیوار، آفتابه و همه چیز را نجس مى‏دانم! اگر لباسم به آفتابه یا دیوار توالت برخورد کند حتماً، باید درآورم و بشویم بعد از توالت چه چیز نجس (مثلاً پاشیدن آب از کاسه توالت) به پایم برسد چه نرسد، باید مدت‏ها پاهایم را بشویم با آب خالى هم دلم راضى نمى‏شود. باید حتماً با ریکا یا مایع صابون بشویم، آن هم نه یک‏بار نه دوبار ؛ بلکه شاید ده بار خودم هم از این وضع خسته شده‏ام ؛ با توجه به اینکه الان حامله هستم و خم شدن برایم مشکل است ولى توجهى به این چیزها ندارم! حتماً باید بعد از توالت پاها و دست‏هایم را چندین بار آب بکشم! فکر مى‏کنم نجاستى در عمق دست و پایم فرو رفته که با یک بار دوبار پاک نمى‏شود! غسل جنابت که مى‏خواهم بکنم باید دوبار بدنم را لیف و صابون دو سه بار زیر آب بگیرم و چندین بار غسل کنم تا دلم راضى شود.
سر شوهرم داد مى‏زنم مبادا بدنت حین حمام رفتن به در، دیوار یا جایى برخورد کند، حتى چهارچوب‏هاى در را نجس تصور مى‏کنم! موقع رد شدن لباسم را جمع مى‏کنم که مبادا لباسم با چارچوبه در یا دیوار تماس پیدا کند. راستش را بخواهید این کارها فقط براى این است که فکر مى‏کنم اگر این کارها را انجام ندهم، نمازم مورد قبول واقع نمى‏شود. همین کارها باعث شده نماز خواندن برایم سخت باشد، موقع وضو چندین بار شک مى‏کنم، وضو که تمام مى‏شود، شک مى‏کنم، نکند لاى انگشتانم را دست نکشیدم، نکند! مسح سر یا پا را انجام ندادم، براى هر نماز باید دو یا سه بار وضو بگیرم تا دلم راضى شود. حال نماز را که شروع مى‏کنم، شک در نماز شروع مى‏شود، مجبورم یک نماز را چندین بار بشکنم و هر نمازى را دو یا سه بار بخوانم ؛ از شما مى‏خواهم مرا راهنمایى کنید.
سحر که بیدار شدم متوجه شدم جنب شده ام ولی از آن جایی که شرایط حمام رفتن برایم مهیا نبود (آب سرد بود و برای گوشم که عمل کرده بودم مضر بود) مجبور به تیمم شدم. لباسم هم کثیف شده بود و وقت برای عوض کردنش هم داشتم ولی فکر می کردم درست است و نیاز به عوض کردنش نیست همان روز شرایط که مهیا شد غسل کردم و نماز ظهرم را با وضو خواندم، بعد از چند روز متوجه شدم تیمم اشتباه بوده (در هنگام کشیدن دست بر پیشانی آن را تا انتهای صورت ادامه دادم) حکم نماز روزه ام چیست؟ در ضمن چند روز بعد به خاطر فکرهای نامشروع احساس کردم از من رطوبتی خارج شده، البته شرایط سه گانه منی (جستن، شهوت، سست شدن) را به طور کامل نداشت، آیا باید غسل کنم؟ روزه ام قبول است؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. جوانی شیعه که به شیعه بودن خود می بالم ولی به دلیل آگاهی کم از مذهب خود در برابر دانشجویان اهل سنت احساس شکست می کنم، مقصر اصلی این آگاهی کم را خود نمی دانم. مرا راهنمایی کنید.
من در دانشگاه با پسری (خودم هم پسر هستم) که قبلا با پسر عمویش دوست بودم، آشنا شده و از جایی که بچه مومنی بود، زود با هم دوست شدیم و رفت آمدمان به شهر محل تحصیل با هم صورت گرفته. مشکل اینجاست که او 4 سال از من کوچکتر (21 ساله است) و جثه کوچکی هم دارد و بسیار بسیار زیبا است. من تا حدی او را دوست دارم که طاقت دوری اش را ندارم. از کسانی است که کف دستش عرق می کند و بسیاری از بچه ها سر همین جریان او را اذیت کرده و یا به هر حال متلکی به او می پراندند. اما من این قدر او را دوست داشته و دارم که در مسیر رفت و آمد، بدون اکراه از تعریق کف دستش، دستش در دستم قرار دارد! و نکته همین جاست که اخیرا احساس می کنم من از در دست داشتن او دارم لذت می برم. چون هم یک نشاط روحی به من دست می دهد و هم مثل علاقه یک پسر به یک دختر می ماند! از همه مهم تر ضمن عبور خواطری از ذهنم، احساس می کنم موقع شوخی با وی، یک تغییرات فیزیولوژیکی که معمولا در مردان حین شوخی با جنس مخالف رخ می دهد، در من پدید می آید. یعنی دارم لذت از او می برم! خودش بی خیال است و با دست دیگرش در حال تسبیح زدن است و این یکی دستش، در دستان من! فکر کردم که احتمالا کار من مشکل شرعی دارد و این دوستی خوب نیست. او که نمی داند من از او لذت می برم. لذا او با ذکرش به خدا نزدیک و من با عملم دارم از خدا دور می شوم. ولی اینقدر دوستش دارم که فکر قطع ارتباط با وی را هم نمی توانم بکنم. از صمیم قلب دوستش دارم. اصلا با ندیدنش غمگینم. ولی به هر حال مگر هر کس به نفس خودش آگاه نیست؟! من احساس می کنم که آخرتم تحت خطر است. لطفا راهنمایی ام کنید که چطور از این دلبستگی رها شوم؟! چطور غم کم کردن دیدن و رابطه با او را تحمل کنم؟!
آیا خداوند ظالم است یا خیر؟ قبل از اینکه بنده این مطلب را بنویسم باید بگویم که مختار بودن انسان برای من مشخص است و سؤالم فقط حول محور ظلم است. خداوند انسان را می آفریند. او فطرت انسان را پاک می آفریند. انسان مختار است راه خود را انتخاب نماید. بدین منظور هم پیغمبران و امامان برای هدایت او فرستاده شده اند تا راه را بدرستی تشخیص دهد. سرانجام وی نیز بر اساس آنچه خود کاشته است رقم می خورد. اما..... نکته مورد نظر من اینجاست؛ خداوند متعال می داند که این فردی که می آفریند یک انسان شرور، تبه کار و نادرست خواهد شد (فقط می داند همین و همین و گرنه همه وسایل لازم جهت ارشاد او را فراهم دیده است و انسان مذکور بر اساس اختیار خود چنین راهی را برگزیده است). بنابر این تأکید می کنم خداوند فقط میداند که سرانجام او چه خواهد شد. لذا دانستن خدا اختیار وی را سلب نخواهد کرد ... . ولی آیا این که شما موجودی را که می دانی سرنوشتش چه خواهد شد بیافرینی و بعد به دلیل اینکه که نادرست زندگی کرده دوباره مجازات کنی در حق وی ظلم نکرده ای؟ (دوباره می گویم او می توانسته انسان خوبی شود ولی در هر حال خداوند از سرانجام وی اطلاع داشته و می دانسته که نمی شود)
اگر برای پاک کردن جسم نجس (هر چیز نجسی مثلا جسمی که به خون یا بول نجس شده یا مخرج بول و یا هر چیز نجس دیگر) اگر برای پاک کردن آنها یک مرتبه آب قلیل یا کر روی آن بریزیم به طوری که با یک بار آب ریختن هم عین نجاست برطرف شود و هم آبی که از آن جدا می شود رنگ و بوی نجاست نداشته باشد آیا آن جسم نجس پاک می شود یا اینکه حتما باید دو بار آب روی آن بریزیم؟ آیا نظر مراجع مختلف در این رابطه فرق می کند.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed