جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    چرا در صورتی که می گویند خدا از سرنوشت ما خبر دارد باز هم می گویند دعا کنید و برای طول عمر صدقه دهید؟ اگر که اتفاقی برای کسی بیفتد می گویند که قسمت و سرنوشت او اینگونه بوده حال اگر کسی همین طوری الکی و بدون توجه و دلیل سرش را بالا بگیرد و به وسط خیابان برود و تصادف کند و بمیرد یا فلج شود یا... باز هم می گویند قسمت او این گونه بوده و آیا خدا از این کار او خبر دارد و اگر که بمیرد آیا خداوند برای آینده او هیچ برنامه ریزی نداشته؟
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:18 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 4335
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ

براى رسیدن به پاسخى روشن، توجه به چند مقدمه لازم است: 1ـ نظام حاکم بر عالم هستى، نظام اسباب و مسببات است. عالم هستى که یک پارچه تحقق فیض الهى است، با تکیه بر اراده‏ى حکیمانه‏ى خداوند بر اساس نظام علیّت (نظام اسباب و مسببات) استوار شده است. در این نظام تحقق هر پدیده‏اى با هر ویژگى و خصوصیتى ناشى از علّت و سبب خاصى است. امام صادق(ع) مى‏فرماید: H}ابى الله ان یجرى الامور الاّ باسباب، فجعل لکل شى‏ء سبباM}{Hخداوند ابا و پرهیز دارد از جریان ا مور، مگر از طریق اسباب آن‏ها، پس براى هر چیزى سببى قرار داده است{M(V}میزان الحکمه، ج 5، ح 8166{V). اصل «علیت عمومى» و پیوند حوادث با یکدیگر و این که هر پدیده‏ى ممکنى حتمیّت و نیز خصوصیات وجودى خود را از امر یا امورى مقدم بر خود مى‏گیرد، مطلبى مسلّم و غیرقابل انکار است. و الهى و مادى همه به آن اعتراف دارند؛ با این تفاوت که از دید الهى، سلسله‏ى اسباب و مسببات منتهى مى‏شود به علت و مبدأ ماوراى طبیعت که خود بى‏نیاز بوده و معلول و علت دیگرى نیست (یعنى خداوند). بنابر این عالم هستى مجموعه‏اى یک پارچه و به هم پیوسته از اسباب و مسببات و قائم و متکى به ذات اقدس حق است. در این نظام، اسباب و علل همچنان که در اصل وجود خویش وابسته به خداى تعالى در سببیّت و تأثیرگذارى نیز وابسته به اراده و قدرت اویند. 2ـ تقدیر الهى، به معناى تعیین و تحدید خصوصیات و اوصاف موجودات از سوى خداوند است. از تعیین حدود ذاتى و ماهوى گرفته تا تعیین شرایط و خصوصیات زمانى و مکانى و کمى و کیفى و اوصاف عرضى مانند زیبایى و.... آن چه که مهم است این مطلب است که تقدیر الهى به این معناست که خداوند براى تحقق هر پدیده‏اى علت و سبب خاصى قرار داده است. در حقیقت تقدیر الهى، همان نظام علّى و معلولى و سبب و مسببى است که بر عالم هستى حاکم کرده است. بر این اساس تقدیر هر پدیده حدود، اوصاف و خصوصیاتى است که نظام اسباب و مسببات براى آن پدیده معین مى‏کند. به عنوان مثال، وقتى دانه گندم درون زمین قرار مى‏گیرد، نوع و کیفیت خاک، شرایط آب و هوا، میزان نور و حرارت و کود و عوامل زیست محیطى، مواجه شدن یا مواجه نشدن با آفت و... مجموعه عواملى هستند که علّت و سبب رشد بوته گندم و مؤثر در کیفیت و میزان مرغوبیت آن هستند. اگر خاک در شرایط بسیار مناسب باشد و آب داراى املاح مناسب و به میزان کافى به آن برسد و از نور و حرارت و کود به میزان کافى برخوردار باشد و با آفت مواجه نشود؛ تقدیر و سرنوشت این دانه‏ى گندم، شاخه‏اى پربار از دانه‏هایى با کیفیت و طعم عالى خواهد بود. این یک تقدیر الهى است. یعنى اگر این مجموعه‏ى اسباب محقق شود چنین مسببى را در پى دارد و اگر هر یک از عوامل فوق تغییر کند و یا با آفت مواجه شود، گندم با کیفیت پائین‏تر روئیده خواهد شد. در مثال فوق مشاهده مى‏کنیم که هزاران سرنوشت یا تقدیر در برابر یک دانه‏ى گندم است. یعنى به ازاى تحقق اسباب و علل مختلف، معلول و مسبب مختلف خواهد بود. تقدیر الهى همین است که از هر علتى، معلول مناسب با آن پدید خواهد آمد. بنابر این روشن مى‏شود که تقدیر و سرنوشت (قضا و قدر) مبتنى بر قانون علیّت که حاکم بر عالم هستى است، مى‏باشد. 3ـ در جهان‏بینى مادى علل و اسباب منحصر در امور مادى است، امّا از نظر جهان‏بینى الهى، که واقعیت را در چهارچوب ماده و انفعالات جسمانى محصور نمى‏داند، علل و اسبابى که در عالم هستى در تحقق حوادث مؤثرند، منحصر در امور مادى نیست. به عنوان مثال از نظر جهان‏بینى مادى، عوامل مؤثر در اجل انسان، رزق و روزى، سلامت، سعادت و خوشبختى منحصر در امور مادى است. یعنى تنها عوامل مادى هستند که اجل را نزدیک یا دور مى‏کنند؛ روزى را توسعه مى‏دهند یا تنگ مى‏کنند؛ به تن سلامتى مى‏دهند یا مى‏گیرند؛ خوشبختى و سعادت انسان را تأمین یا نابود مى‏کنند. امّا از نظر جهان‏بینى الهى عوامل معنوى نیز در این امور تأثیر دارند. از نظر جهان‏بینى الهى، جهان مجموعه‏اى از علل مادى و معنوى است. به عنوان مثال اعمال و افعال انسان حساب و عکس‏العملى دارد. اذیت و آزار رساندن انسان‏ها و یا نیکى و احسان کردن به مردم به عنوان سبب و علت در سرنوشت انسان مؤثر است. یعنى به عنوان تمام علت و یا به عنوان جزء و بخشى از علت تامّه و یا در حدّ مانع، که نبود آن جزء علت محسوب مى‏شود عمل مى‏کند. یعنى حوادثى را به وجود مى‏آورد و یا جلوى تحقق حوادثى را مى‏گیرد. مثلاً اذیت و آزار رساندن به مردم و حتى حیوانات، آثار سوئى در زندگى دنیوى مى‏گذارد و در مقابل احسان و نیکى به مردم و صدقات آثار خوبى مى‏گذارد. یعنى مى‏تواند در مقدار عمر، سلامت و بیمارى وسعت روزى یا تنگى آن مؤثر باشد. بر همین اساس امام صادق(ع) مى‏فرماید: H}من یموت بالذنوب اکثر ممن یموت بالاجال و من یعیش بالاحسان اکثر ممن یعیش بالاعمارM}{Hتعداد کسانى که به واسطه‏ى گناهان خود مى‏میرند از کسانى که به واسطه‏ى به سر آمدن عمر (اجل حتمى) مى‏میرند بیشتر است، و تعداد کسانى که به سبب احسان و نیکوکارى زندگى دراز مى‏کنند افزون است{M(V}بحارالانوار، ج 5، ص 140{V). مقصود حدیث این است که گناهان باعث تغییر اجل معلّق انسان و کم شدن آن مى‏شود. همچنان که نیکوکارى موجب زیاد شدن عمر مى‏شود. یکى از علل و اسباب معنوى در عالم هستى هم دعاست. دعا به عنوان تمام العله و یا جزئى از علت تامه و یا به عنوان مانع مى‏تواند جلوى تحقق حادثه‏اى را بگیرد و یا حادثه‏اى را پدید آورد. در حقیقت، دعا از اسباب و عللى است که در سرنوشت یک حادثه مؤثر است. A}و اذا سألک عبادى عنّى فانّى قریب اجیب دعوه الداع اذا دعانM}{Aهرگاه بندگانم از تو درباره‏ى من بپرسند پس من نزدیکم، خواسته‏ى آنکس که مرا بخواند، اجابت مى‏کنم{M. دعا مى‏تواند باعث طول عمر، توسعه روزى، برطرف شدن مشکلات و گرفتارى‏ها و... شود، یعنى به عنوان تمام علت یا جزء علت اثر کند. 4ـ در ناحیه‏ى افعال اختیارى انسان نیز، همین نظام اسباب و مسببات حاکم است. معناى تقدیر الهى در ناحیه‏ى افعال اختیارى انسان این است که خداوند بر اساس نظام علیّت، اراده و اختیار انسان را به عنوان جزء اخیر علت تامّه تحقق افعال ارادى قرار داده است. یعنى اگر به عنوان مثال گفته مى‏شود تقدیر فلانى این بود که معتاد شود معنایش این نیست که خارج از اختیار او بوده و باید چنین مى‏شده، بلکه بدین معناست که او با اراده و اختیار خودش که سبب تحقق حادثه است این حادثه را به وجود آورده است. پس از توجه به مقدمات فوق، پاسخ سؤال شما روشن مى‏شود: این که خداوند تقدیر هر شخص را معین کرده، در ناحیه‏ى افعال اختیارى انسان مثل ازدواج و شغل انسان، تقدیر الهى به این است که امورى را به عنوان سبب در تحقق این افعال قرار داده است که مهم‏ترین آن‏ها اراده و انتخاب انسان است که تا اراده انسان نباشد، افعال اختیارى محقق نخواهد شد و در ناحیه‏ى برخى امور همچون اجل انسان نیز باز افعال اختیارى انسان در آن‏ها به تقدیر الهى یعنى بر اساس نظام علیت مؤثر است. همان‏طور که گذشت افعال نیک موجب طول عمر و افعال بد موجب کوتاهى عمر مى‏شود. باید توجه داشت که علیّت در عالم ماده مشروط به شرایط متعدد است. لذا چه بسا عامل دیگرى مانع از تحقق چنین اثرى بشود. از جمله عوامل مؤثر در تقدیر الهى دعا , صدقه , صله رحم و ...است که شرح آن‏ها در مقدمه سوم گذشت. بنابر این خواست خداى تعالى خارج از مجراى علیت نیست، یعنى خدا وقتى مى‏خواهد که علل آن فراهم شود، اگر دعاى انسان یکى از شروط خواست خداست پس دعاى ما تقدیر ما را تغییر مى‏دهد. براى مطالعه پیرامون معناى دقیق تقدیر و سرنوشت و عدم منافات آن با اراده و اختیار انسان و کار و تلاش او نگاه کنید به: شهید مطهرى، انسان و سرنوشت، انتشارات صدرا.

برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:18 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
خداوند سرنوشت هرکس را درگرو عوامل مختلف قرار داده که بعضی فردی و بعضی اجتماعی و محیطی اند و بیشترین اسیب به اینده افراد از ناحیه اجتماع است لذا داشتن یک اجتماع سالم از ضروریات است و از این رو قران کریم بر امر به معروف و نهی از منکر را سفارش میکند . عوامل فردی از جهالت والدین که ممکن است زنجیروار از نسلهای گذشته رسیده باشد باعث سیه روزی فرزندان و نسلهای بعدی شود و لذا قران بر تفکر وتغقل به کرات توصیه کرده است.
halil57 در تاریخ 15 شهریور ماه سال 1394 در ساعت 12:02 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام من نمیخام جواب علمی بدم ولی از خیلی وقت پیش یه پیامکی رو دیدم در همین رابطه و در مورد لوح تقدیر و امثال ذلک که اجمالاً درست است و شاید بعضی با آن قانع بشن و به جوابشون برسن و آن جمله پیامکی این بود:شاید خدا نوشته؛هرچه او بخواهد!
عبدالله90 در تاریخ 25 شهریور ماه سال 1394 در ساعت 07:12 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
سلام هموطن عزیز ... پرسشهایی از این دست برای بسیاری از افراد بوجود میاید که متاسفانه افراد مطلع بسیار پیچیده پاسخ آنها را میدهند . دوست عزیز همه این پرسشها زمانی مطرح میشوند که ما خدا را با خصوصیات انسانی می سنجیم اینکه بگوییم خدا از آینده ما خبر دارد و اینکه میپرسند آیا خدا گذشته را هم میتواند تغییر دهد باید توجه کنیم که گذشته و حال و آینده مخصوص عالم ماده است و در عالم غیب و عالم روحانی دیگر گذشته و حال و آینده وجود ندارد خداوند محدود به گذشته و حال و آینده نیست که بخواهد گذشته ما را تغییر دهد و یا آینده مارا بداند چرا که این گذشته و حال و آینده هستند که به دست خدا آفریده شده اند و در خداوند متعال محدود شده اند .
ناصر پوررمضان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1394 در ساعت 04:46 ب.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
در جای جای قرآن مثلا سوره انعام، مائده و ... گفته شده مرگ شما دست ماست و یک لحظه پس و پیش نمی شود و یا گفته هر آنچه به شما می رسد از طرف من است و سرنوشت شما در لوحی محفوظ نوشته شده پس اگر این طور است ما نمی توانیم بمی ها رو مقصر بدانیم که خانه هاشون رو محکم نساختند چون عمرشون دست خداست ازدواج هم دست خداست و ما نمی توانیم دختر یا پسری را برای حل شدن یا گوش نکردن به حرف دیگران سرزنش کنیم چون قسمت و به قول قرآن قضا و قدرشان بوده پس عقل ما چی می شه؟ اختیار ما چی می شه؟
اگر خداوند از آن زمان که متولد می شویم تا آن زمان که می میریم می داند که ما چه کارهایی در طول عمرمان انجام می دهیم پس اختیار ما چه می شود؟
آیا خداوند ظالم است یا خیر؟ قبل از اینکه بنده این مطلب را بنویسم باید بگویم که مختار بودن انسان برای من مشخص است و سؤالم فقط حول محور ظلم است. خداوند انسان را می آفریند. او فطرت انسان را پاک می آفریند. انسان مختار است راه خود را انتخاب نماید. بدین منظور هم پیغمبران و امامان برای هدایت او فرستاده شده اند تا راه را بدرستی تشخیص دهد. سرانجام وی نیز بر اساس آنچه خود کاشته است رقم می خورد. اما..... نکته مورد نظر من اینجاست؛ خداوند متعال می داند که این فردی که می آفریند یک انسان شرور، تبه کار و نادرست خواهد شد (فقط می داند همین و همین و گرنه همه وسایل لازم جهت ارشاد او را فراهم دیده است و انسان مذکور بر اساس اختیار خود چنین راهی را برگزیده است). بنابر این تأکید می کنم خداوند فقط میداند که سرانجام او چه خواهد شد. لذا دانستن خدا اختیار وی را سلب نخواهد کرد ... . ولی آیا این که شما موجودی را که می دانی سرنوشتش چه خواهد شد بیافرینی و بعد به دلیل اینکه که نادرست زندگی کرده دوباره مجازات کنی در حق وی ظلم نکرده ای؟ (دوباره می گویم او می توانسته انسان خوبی شود ولی در هر حال خداوند از سرانجام وی اطلاع داشته و می دانسته که نمی شود)
چرا وقتی که خدا از سرنوشت و آینده ی ما انسان ها خبر دارد، باز هم میگویید سرنوشت انسان ها را خودشان تعیین میکنند؟
شما که می گویید خدا بچه معلول نمی آفریند پس چرا در قرآن گفته به هر کس بخواهیم بچه می دهیم به هر که بخواهیم نمی دهیم به هر که بخواهیم روزی وسیع می دهیم هر که را بخواهیم تنگ روزی می کنیم و سرنوشت شما از پیش تعیین شده در این جا دو سؤال است اگر خدا عادل است چرا به کسی روزی وسیع و کسی را تنگ روزی می کند یا بچه همچنین و این که اگر این طور است بچه منگل یا معلول هم دست خداست یا مثلا مریضی، زیرا بعضی از مریضی ها را ما هیچ نقشی در آن نداریم مثلا بچه هایی که سرطان دارند؟ یا کسی که کور به دنیا می آید؟ همچنین اختیار ما چه نقشی دارد؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed